برای یک قرن مدل کسب و کار حوزه ورزش به طرز شگفت انگیزی ساده و پایدار بود. مردم برای تماشای یک رویداد زنده، بلیت می خریدند یا حق پخش آن را از طریق تلویزیون مشاهده می کردند. برندها نیز با پرداخت مبالغ هنگفت لوگوی خود را در معرض دید این مخاطبا...
مدل کلاسیک رهبری بر یک فرض بنیادین استوار است: رهبر فردی است که نقشه را در دست دارد. او چشم انداز واضحی از آینده ارائه می دهد و وظیفه تیم دنبال کردن مسیر مشخص شده برای رسیدن به آن مقصد است. این مدل برای دهه ها در دنیایی باثبات و قابل پیش بی...
برای بیش از یک قرن ما درگیر یک مسابقه تسلیحاتی برای به حداکثر رساندن یک متغیر بوده‌ ایم: هوش شناختی (IQ)، اما سیستم‌ های آموزشی، آزمون‌ های استخدامی و مدل‌ های ارتقای شغلی خود را بر پایه این باور بنا نهادیم که باهوش&zwnj...
ما در عصری زندگی می کنیم که صدا به ارزان ترین کالا تبدیل شده است. هر روزه میلیاردها پیام، تصویر و ویدئو در فضای دیجیتال منتشر می شوند و تلاشی غم انگیز برای ربودن چند ثانیه از توجه مخاطب را شکل می دهند. در این هیاهوی سرسام آور تصور عمومی بر...
بزرگ ترین اشتباه در دنیای بازاریابی مدرن این باور است که کسب و کارها همچنان محتوا تولید می کنند. این کلمه یک یادگار به جا مانده از دوران رسانه های یک طرفه است؛ دورانی که در آن برندها مانند کلکسیونرهای دقیق و وسواسی ویترین های دیجیتال بی نقص...
زمانی شبکه های اجتماعی یک میدان عمومی دیجیتال بودند. فضایی که در آن تجربه های مشترک، از رویدادهای جهانی گرفته تا پدیده های فرهنگی، به گفت وگویی همگانی تبدیل می شد. همه ما تقریبا یک جریان اطلاعاتی یکسان را می دیدیم و در یک اقیانوس محتوایی مش...
افسانه های کسب و کار مملو از قهرمانان تنها هستند، آن مدیرعامل کاریزماتیکی که با یک سخنرانی الهام بخش، سرنوشت یک شرکت را تغییر می دهد یا آن مهندس نابغه ای که در یک گاراژ، به تنهایی، آینده را کدنویسی می کند. ما به این داستان ها علاقه مندیم، ز...
چگونه یک دانه تلخ، یک کالای کشاورزی ساده که در سراسر جهان کشت می شود می تواند به یکی از پیچیده ترین و قدرتمندترین عرصه های هویت سازی در دنیای مدرن تبدیل شود؟ این پرسش قلب تپنده استراتژی بازاریابی در صنعت قهوه است. در هیچ حوزه دیگری از کالاه...
دنیای کسب و کار برای دهه‌ ها توسط یک فرمانروای بی‌ چون و چرا اداره می‌ شد: منطق سرد و محاسباتی. موفقیت با معیارهای سختی مانند کارایی، سودآوری و سهم بازار سنجیده می‌ شد و از رهبران انتظار می‌ رفت که مانند ژنرال‌...
تصور کنید میلیون ها دلار صرف طراحی و ساخت یک فروشگاه بزرگ، مدرن و خیره کننده کرده اید. بهترین محصولات در قفسه ها چیده شده اند، نورپردازی بی نقص است و کمپین بازاریابی شما هزاران مشتری مشتاق را به سمت ورودی روانه کرده است، اما یک مشکل کوچک وج...
برای سال های متمادی بخش خدمات مشتریان در اکثر سازمان ها یک مرکز هزینه ضروری تلقی می شد؛ واحدی واکنش گرا که هدف اصلی آن مدیریت شکایات و خاموش کردن آتش نارضایتی ها با کمترین هزینه ممکن بود. تصویر نمادین این دوران یک مرکز تماس شلوغ با موسیقی ا...
در عصر دیجیتال اعتبار یک برند نه قلعه ای ساخته از سنگ که سازه ای شیشه ای است؛ زیبا و شفاف اما شکننده. یک اشتباه، یک محصول معیوب یا یک تصمیم نادرست مدیریتی می تواند در کسری از ثانیه امواجی از واکنش های منفی را در سراسر شبکه های اجتماعی و رسا...
حباب بازاریابی اینفلوئنسر که سال ها با عکس های بی نقص، تعداد دنبال کننده های نجومی و وعده های رشد یک شبه باد شده بود، در حال ترکیدن است اما این یک فروپاشی نیست؛ این یک پالایش ضروری است. مدلی که در آن شهرت به صورت عمده خرید و فروش می شد و تا...
رهبری تجاری در روزهای آرام و آفتابی یک علم به نظر می رسد. انبوهی از داده ها، مدل های پیش بینی و تحلیل های بازار مسیر پیش رو را مانند یک جاده صاف و آسفالت شده روشن می سازند، اما آزمون واقعی یک رهبر در این جاده های هموار رخ نمی دهد. آزمون واق...
ناگهان همه جا بود؛ یک موجود کوچک و عجیب با چشمانی درشت، دندان هایی تیز و گوش های بلند خرگوش مانند. روی میز اینفلوئنسرها، در استوری های اینستاگرام، در ویدئوهای باز کردن جعبه در تیک تاک. نامش لابوبو (Labubu) بود؛ یک عروسک کلکسیونی از یک شرکت...
شرکت های بزرگ سالانه مبالغ هنگفتی را صرف یک چالش بنیادین می کنند: فهمیدن اینکه مشتریان شان واقعا به چه چیزی فکر می کنند. آنها از طریق نظرسنجی های پیچیده، گروه های متمرکز و تحقیقات بازار گسترده تلاش می کنند تا به ذهن مخاطب نفوذ کنند، اما در...
در ذهنیت مدرن کسب و کار، ما شیفته ساختن آسمان خراش ها هستیم. سازه هایی که با سرعتی سرسام آور قد می کشند، خط افق را برای مدتی تسخیر می کنند و بازدهی سرمایه را در کوتاه ترین زمان ممکن تضمین می نمایند. فرهنگ رهبری ما نیز به همین بیماری سرعت و...
تبلیغات آنلاین برای مدت ها شبیه به پرتاب کردن دارت در یک اتاق تاریک بود. برندها پیام های خود را به امید آنکه به هدف درستی برخورد کند، به فضای بیکران اینترنت پرتاب می کردند. این فرآیند ترکیبی از هنر، شهود و حجم زیادی از هزینه های هدر رفته بو...
دنیای اینترنت در طول سه دهه اخیر یک پیمان نانوشته با ما داشت: در ازای دسترسی رایگان به اطلاعات جهان ما حاضر بودیم حضور تبلیغات را در حاشیه تجربه خود بپذیریم. این مدل، که با 10 لینک آبی گوگل به اوج خود رسید، یک مدل مبتنی بر وقفه و انتخاب بود...
بیشتر سیستم های پاداش و انگیزش در دنیای کسب و کار بر پایه یک فرض قدیمی و به شدت ناقص بنا شده اند: اینکه انسان ها ماشین هایی منطقی و قابل پیش بینی هستند که با وارد کردن مقدار مشخصی سوخت (پول) می توان خروجی مشخصی (عملکرد) را از آنها انتظار دا...