آدرس دفتر مرکزی شرکت شما که زمانی نمادی از ثبات، اعتبار و هویت بود، امروز به یک قفس مصنوعی و خودساخته تبدیل شده است؛ قفسی که بزرگ ترین دارایی شما یعنی دسترسی به استعداد را در شعاع چند کیلومتری یک کد پستی محدود می کند.
ما در میانه بزرگ ترین پارادوکس تاریخ کار زندگی می کنیم: در یک سو جهانی داریم که به لطف فناوری سرشار از افراد بااستعداد، خلاق و متخصصی است که از هر شهر و روستایی در سراسر کره زمین آماده خلق ارزش هستند. در سوی دیگر شرکت هایی را داریم که در کویرهای استعداد محلی خود از کمبود نیروی متخصص ناله می کنند و برای جذب تعداد انگشت شماری از کاندیداهای متوسط وارد جنگ های فرسایشی و پرهزینه با رقبای همسایه خود شده اند. این یک شکست استراتژیک در مقیاسی حماسی است؛ یک نابینایی خودخواسته در برابر انقلابی که همین حالا نیز رخ داده است.
دیگر مرزهای جغرافیایی تعیین کننده مرزهای یک سازمان نیستند. اینترنت مفهوم محل کار را از یک مکان فیزیکی به یک فضای ذهنی و همکاری مشترک تبدیل کرده است. این تحول، که با بحران های چند سال اخیر به شدت شتاب گرفت، دیگر یک روند یا یک انتخاب نیست؛ این یک واقعیت جدید و بازگشت ناپذیر در فیزیک کسب و کار است.
در این چشم انداز جدید محدودکردن استخدام به یک منطقه جغرافیایی خاص دیگر یک استراتژی محافظه کارانه نیست؛ بلکه یک قمار بسیار پرمخاطره است که آینده سازمان شما را به شانس پیدا شدن چند فرد مناسب در یک شهر مشخص گره می زند.
سازمان هایی که در دهه آینده فرمانروایی خواهند کرد آنهایی نیستند که زیباترین دفتر کار را دارند، بلکه آنهایی هستند که شجاعت آن را داشته اند تا نقشه استعدادیابی خود را از مقیاس یک شهر به مقیاس کل سیاره زمین تغییر دهند. سوال دیگر این نیست که آیا باید به استخدام جهانی فکر کنیم؟؛ سوال حیاتی این است:«چگونه می توانیم از این اقیانوس بی کران استعداد، برای ساختن یک مزیت رقابتی تکرارنشدنی بهره ببریم؟».

اولین و بنیادی ترین منطق برای پذیرش یک استراتژی استخدام جهانی یک اصل ساده بقاست. بسیاری از مراکز اقتصادی سنتی با وجود جذابیتشان از نظر تخصص های کلیدی جدید (مانند هوش مصنوعی، تحلیل داده یا مهندسی نرم افزارهای خاص) به کویرهایی خشک تبدیل شده اند.
تقاضا در این مناطق آنقدر از عرضه پیشی گرفته است که هزینه جذب و نگهداری استعداد به ارقامی نجومی رسیده و کیفیت نیز لزوما تضمین شده نیست. در چنین شرایطی، اصرار بر استخدام محلی، مانند تلاش برای پیدا کردن آب در وسط یک بیابان است، در حالی که یک اقیانوس عظیم در چند قدمی شما قرار دارد.
یک شرکت پیشرو در زمینه خدمات مالی را تصور کنید که برای ساختن پلتفرم معاملاتی نسل بعدی خود به یک تیم نخبه از مهندسان بلاک چین نیاز دارد. ممکن است مرکز جهانی این تخصص ها نه در نیویورک یا لندن، بلکه در شهرهایی در اروپای شرقی یا آسیای جنوب شرقی باشد.
با پافشاری بر استخدام محلی این شرکت یا باید به استعدادهای متوسط رضایت دهد یا هزینه هایی غیرمنطقی را برای جابه جایی چند متخصص بپردازد، اما با یک ذهنیت جهانی این شرکت می تواند بهترین تیم ممکن را در جهان، فارغ از موقعیت جغرافیایی شان، گردهم آورد.
این رویکرد، بازی را از یک جست وجوی محدود به یک انتخاب از میان بهترین ها تغییر می دهد. شرکتی مانند اپل، برای طراحی محصولات خود هرگز خود را به استعدادهای دره سیلیکون محدود نمی کند؛ آنها به دنبال بهترین طراحان در هر کجای جهان می گردند، زیرا می دانند که نبوغ هیچ کد پستی خاصی ندارد.
مطلب مرتبط: دورکاری یا کار ترکیبی؛ کدام به درد برند شما می خورد؟

مزیت استخدام جهانی بسیار فراتر از پر کردن جاهای خالی است. بزرگ ترین دستاورد آن ساختن یک مغز سازمانی قدرتمندتر، خلاق تر و مقاوم تر است. وقتی شما تیمی را از فرهنگ ها، پیش زمینه ها و نظام های آموزشی مختلف گردهم می آورید، شما در حال ساختن یک موتور نوآوری هستید که از تنوع شناختی تغذیه می کند.
افرادی که در محیط های متفاوت رشد کرده اند، به مشکلات از زوایای کاملا متفاوتی نگاه می کنند، راه حل های متفاوتی را پیشنهاد می دهند و فرضیات یکدیگر را به شکل هایی به چالش می کشند که یک تیم همگن و یکدست هرگز قادر به انجام آن نیست.
به یک کمپین بازاریابی جهانی برای برندی مانند کوکاکولا فکر کنید. یک تیم که همگی در یک شهر بزرگ در آمریکا نشسته اند، ممکن است یک کمپین را براساس ارزش های فرهنگی و پیش فرض های خودشان طراحی کنند، اما یک تیم توزیع شده با اعضایی از ژاپن، برزیل، نیجریه و آلمان از همان ابتدا دیدگاه های بسیار غنی تری را به میز می آورند.
آنها می توانند به ظرافت های فرهنگی، نمادهای محلی و روندهای نوظهوری اشاره کنند که از دید یک تیم متمرکز پنهان می ماند. این تنوع، ریسک اشتباهات فرهنگی پرهزینه را کاهش داده و شانس خلق یک پیام واقعا جهانی را به شدت افزایش می دهد. این، یعنی حرکت از ساختن محصولی که به تمام جهان «فروخته» می شود، به ساختن محصولی که با تمام جهان «هم صحبت» می شود.

یکی از اولین موانعی که ذهن مدیران سنتی در برابر استخدام جهانی علم می کند،چالش مناطق زمانی مختلف است اما یک رهبر هوشمند، این چالش را بازتعریف کرده و آن را به یک مزیت رقابتی بی نظیر تبدیل می کند. یک تیم توزیع شده در سراسر جهان، به طور بالقوه می تواند یک «موتور بهره وری 24 ساعته» باشد.
در حالی که تیمی در کالیفرنیا روز کاری خود را به پایان می رساند، تیمی در اروپا می تواند کار را از همان نقطه ادامه دهد و سپس آن را به تیمی در آسیا بسپارد. این مدل «خورشید را دنبال کن» در حوزه هایی مانند پشتیبانی مشتریان یا توسعه نرم افزار می تواند زمان پاسخگویی را به شدت کاهش داده و سرعت پیشرفت را به طرز چشمگیری افزایش دهد.
این رویکرد، به ویژه برای شرکت هایی مانند اسپاتیفای که یک پلتفرم جهانی را اداره می کنند، حیاتی است. مشکلات فنی یا نیازهای مشتریان، به ساعت کاری یک منطقه جغرافیایی خاص محدود نمی شوند. با داشتن تیم هایی در سراسر جهان، آنها می توانند به صورت ۲۴ ساعته بر روی پلتفرم خود نظارت کرده، مشکلات را برطرف نمایند و به نیازهای جامعه جهانی خود پاسخ دهند. این، یعنی تبدیل کردن سازمان از یک نهاد محلی که در طول شب خاموش می شود، به یک موجود زنده و همیشه بیدار که نبض آن با نبض کل سیاره هماهنگ است.

با تمام این مزایا، ساختن یک تیم جهانی موفق یک چالش بزرگ فرهنگی را نیز به همراه دارد. در یک دفتر کار فیزیکی، بخش بزرگی از فرهنگ، به صورت ارگانیک و از طریق تعاملات غیررسمی در هوا پخش می شود، اما وقتی هیچ هوای مشترکی برای تنفس وجود ندارد، فرهنگ باید از یک پدیده اتفاقی به یک «پروژه معماری تعمدی» تبدیل شود. این نیازمند یک تلاش آگاهانه برای تعریف مستندسازی و تقویت ارزش ها، هنجارها و روش های ارتباطی مشترک است.
مطلب مرتبط: تحول دنیای کسب و کارهای کوچک با فناوری ها و ترندهای جدید
رهبران در یک سازمان جهانی باید به متخصصان ارتباطات غیرهمزمان تبدیل شوند. این یعنی ایجاد فرهنگی که در آن مستندسازی دقیق جلسات، تصمیم ها و فرآیندها در یک فضای مشترک (مانند پلتفرم های مدیریتی) به یک اصل مقدس تبدیل می شود تا هیچ کس فارغ از منطقه زمانی اش از جریان اطلاعات عقب نماند.
شرکت هایی مانند گوگل، با فرهنگ مهندسی و مستندسازی قوی خود، در این زمینه پیشرو هستند. آنها می دانند که در یک تیم جهانی، حافظه سازمان نمی تواند در ذهن چند فرد در یک مکان خاص باشد؛ بلکه باید در یک سیستم قابل دسترس برای همه، زندگی کند. این نیازمند انضباط و سرمایه گذاری است، اما نتیجه آن، یک سازمان شفاف، هم راستا و واقعا جهانی است.
بی شک باید این حقیقت را پذیرفت که استعداد، به صورت برابر در سراسر جهان توزیع شده است، اما فرصت تا به امروز این گونه نبوده است. انقلاب کار از راه دور در حال اصلاح این بی عدالتی تاریخی است و به سازمان ها این فرصت بی نظیر را می دهد که از تمام ظرفیت هوش انسانی، فارغ از هرگونه محدودیت جغرافیایی، بهره مند شوند. انتخاب، دیگر میان استخدام محلی یا جهانی نیست. انتخاب، میان ساختن یک سازمان محدود به گذشته و معماری یک سازمان آماده برای آینده است. چالش نهایی برای هر رهبر تجاری این است: آیا کسب و کار شما، آینه ای از استعدادهای یک خیابان است یا بازتابی از نبوغ کل سیاره زمین؟
منابع: