هرسال صادرکننده نمونه از سوی سازمان توسعه تجارت انتخاب میشود تا این انتخاب تشویقی برای صادرکنندهها باشد. البته با اینکه آییننامه تشویق صادرکنندگان نمونه سال 80 اصلاح شده، اما باز هم خیلی به مذاق صادرکنندهها خوش نمیآید. به قول آنها، این تشویقها بیشتر «فرمالیته» است و در نهایت افزودهای برای آنها ندارد. با این حال، انتخاب صادرکننده نمونه در دورههای مختلف، سبک و سیاق خاص خود را داشته است.

سایت اتاق تهران در این باره با محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات ایران گفت و گو کرده که میخوانید.
***
مکانیزم و معیار انتخاب صادرکننده نمونه سال چیست؟
فرآیند انتخاب صادرکننده نمونه امروز قدری کاملتر شده است. چارتی 1000 امتیازی تهیه شده و هر صادرکنندهای که بالای ۵۰۰ امتیاز بیاورد صادرکننده نمونه آن صنف محسوب میشود، به شرط اینکه کسی در آن صنف امتیازی بالاتر از او بهدست نیاورد.
مکانیزم کار این روش چگونه است؟
آنچه در این مکانیزم و فرآیند رعایت میشود، عبارت است از: ارزش صادرات، بازارهای هدف صادراتی و گسترش آن، سیستم R&D واحدهای تولیدی، تبلیغات میدانی در بازارهای هدف، سیستم صادراتی با نوآوریهای جدید، استفاده از مکانیزمهای جدید برای مارکتینگ، سایت واحد تولیدی یا صادراتی و عضویت در تشکلها که هرکدام از این موارد امتیاز خود را داشت. بنابراین براساس این جدولبندی ممکن بود از یک اتحادیه چهار نفر خود را متقاضی صادرکننده نمونه قرار دهند. آنها اسناد را ارائه میدادند، سپس در کمیتهای ۱۳،۱۴نفره متشکل از افرادی از نهاد ریاستجمهوری، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت اقتصاد و دارایی و تمام کسانی که در این موضوع دخیل بودند، همچنین یک نماینده از اتاق بازرگانی اسناد را بررسی میکردند. البته باید بگویم که کماکان مکانیزم به همین صورت ادامه دارد.
سالی چند صادرکننده انتخاب میشود؟
۵۰ تا. خیلیوقتها بسیاری تایید میشوند و وقتی به مراجع بالاتر مثل مراجع نظارتی میرسند، تایید نشده و حذف میشوند.
شما به کدام بخش از این فرآیند انتقاد دارید؟
اول اینکه، هیچوقت یک شرکتی که در بحث «هایتک» کار میکند، با یک واحد تولیدی نساجی قابل مقایسه نیست. قرار نیست همان امتیازاتی که یکی میآورد دیگری نیز بیاورد. بنابراین به عقیده ما این انتخاب، تخصصی نیست. دوم اینکه، معمولا هرساله شرکتهای خصولتی در بین صادرکنندگان نمونه به وفور یافت میشوند. به عقیده من، متولی این کار باید اتاق بازرگانی ایران با محوریت تشکلها باشد. امروز کسانی را در زمینه صادرات داریم که کارتهای اصطلاحا یکبارمصرفی دارند که براساس آمار گمرک حجم صادراتشان بسیار بالاتر از یک صادرکننده واقعی است.
اگر ملاک، فقط ملاک صادراتی باشد، قطعا به آنان که این کار را میکنند باید جایزه داد، اما اگر نماینده تشکل بهعنوان مرجع رسیدگیکننده زیر نظر اتاق بازرگانی حضور داشته باشد، نه بهعنوان ناظر یا مهمان -در بعضی مواقع تشکل را برای نظر مشورتی میخواهند- در این صورت، مشخص میشود که کدام شخص، صادرکننده واقعی است و کدام شخص صادرکننده یکبارمصرف است. هیچ کسی بالاتر از یک اتحادیه یا تشکل نمیتواند به افرادی که در آن بخش فعالیت میکنند، آشنایی داشته باشد. به این ترتیب، مستقیما منتقد این نوع انتخاب هستیم و به آن اعتراض داریم؛ خصوصا امسال که به هیچ عنوان مورد پذیرش و قبول اتاق بازرگانی و نمایندگان تشکلها نبود.
طی این سالها اعتراض خود را اعلام کرده یا پیشنهادی برای تغییر مکانیزم انتخاب دادهاید؟
بله. طی سالیان قبل پیشنهاداتی در مورد تفکیککردن و تخصصیشدن رسیدگی به واحدهای مختلف ارائه کردیم که تا به امروز نتیجهای نگرفتیم. اینطور که امروز حس میکنیم، سازمان توسعه تجارت اعتقاد دارد روش درست و بهترین روش را به کار میگیرد.
امسال، مشخصا به چه موضوعی اعتراض داشتید؟
اول اینکه، مجددا یکسری شرکتها را در لیست میدیدیم -به طور مشخص شرکتهای خودروساز- که در فروش داخلی مشکل داشتند. اینها چطور رشد صادراتی داشتند که برای دهمین سال، صادرکننده نمونه شدند! شرکتهای دیگری نیز بودند که بسیاری از شرایطی را که باید داشته باشند، نداشتند.
چرا این مشکلات بهوجود میآید و پیشنهاد شما برای حل این مشکلات چیست؟
نکته اصلیتر این است که ما معتقدیم فرآیند انتخاب صادرکننده نمونه باید در اختیار اتاق باشد. چرا یک سازمان دولتی باید بررسی کند که چه کسی صادرکننده نمونه است؟ از همه مهمتر، امتیازی که بهعنوان صادرکننده نمونه به بنگاه میدهد چه امتیازی است. به دلیل اینکه اتاق بازرگانی فقط بهعنوان یک نماینده با یک رأی در بین ۱۳،۱۴نفر حضور دارد، عملا شانسی برای اعمال نظر و اصلاح ندارد.
چه امتیازهایی به صادرکننده نمونه تعلق میگیرد؟
زمانی که در دوره اصلاحات، روز ملی صادرات در تقویم ما ثبت و اهمیت صادرات پررنگتر شد، صادرکننده نمونه صاحب یک کارت طلایی میشد که به واسطه آن میتوانست رئیس هر ادارهای را بدون وقت قبلی ملاقات کند و مشکلاتش را بیان کند. مبلغی بهعنوان کمک بلاعوض به او پرداخت میشد که با اینکه ناچیز بود اما به هر حال جایزهای بود. صادرکننده نمونه میتوانست از شرایط گمرک، از خط سبز استفاده کند. همچنین اگر میخواست از بانکها وام بگیرد، به ضمانتهای کمتری نیاز داشت. اما امروز این امتیاز به جایی رسیده که عملا صادرکننده نمونه تنها یک لقب و یک تشویق سمبلیک دریافت میکند.
جایزه صادرکننده نمونه چقدر است؟
صادرکنندهای که 100-50 میلیون دلار صادرات دارد و صادرکننده نمونه میشود اصلا نیازی به جایزه نقدی ندارد، بلکه به حمایت معنوی نیاز دارد و اینکه بهعنوان کارآفرینی که در جایگاههایی باید از نظراتش استفاده شود، شناخته شود.
دولت چقدر به شناختهشدن جایگاه و وجهه صادرکننده نمونه میپردازد؟ آیا اصلا کاری در این زمینه انجام میدهد؟
تا جایی که اطلاع دارم و با صادرکنندگان در ارتباطم، یک روز در کشور روز ملی صادرات داریم، همین و بس.
سفارتخانههای کشورمان در سایر کشورها برای حل مشکلات احتمال صادرکنندگان چه کمکی میکنند؟
در وزارت امور خارجه، یک معاونت اقتصادی داشتیم که در دولت گذشته این معاونت برچیده شد. عملا سفارتخانهها از بحث اقتصادی فارغ شدند و فقط به امور سیاسی خود پرداختند. قانون نیز این گونه حمایتها و راهنماییهایی را که عرض کردید در اختیار رایزنهای بازرگانی قرار داد. اشکالی که در اینجا به وجود میآید این است که رایزنهای بازرگانی ما توسط سازمان توسعه تجارت اعزام میشوند و عملا ارتباط سیاسی با سفارتخانهها ندارند، به همین دلیل قدرت چانهزنی و ملاقات با افراد رده بالای سیاسی آن کشور در حوزههای اقتصادی را نمیتوانند داشته باشند مگر اینکه آن سفارتخانه با آنها همراهی کند.
دیگر اینکه، ما در تمام کشورها رایزن بازرگانی نداریم؛ یا شرایط مالی و اقتصادی ما این اجازه را نداده است، یا کمتر توجه کردهایم، یا گمان کردیم پتانسیل اقتصادی و صادراتی نداریم. نکته دیگر اینکه، اگر معدل کارنامه رایزنانی را که اعزام میشوند نگاه کنید، غیراز یکی دو کشور، اتفاق خاصی رخ نداده و حضور آنها اثرات مثبتی نداشته است. به این دلیل که رایزنان بازرگانی بهعنوان کارمند سازمان توسعه تجارت اعزام میشوند، بعضا شاید خبرگی و آگاهی از مسائل تجاری نداشته باشند و در حد کارهای اداری از مسائل آگاهی داشته باشند.