چهارشنبه, 17 آذر 1395 - 14:00

پیشتر ها وقتی صحبت از تئاتر و تئاتربازی می شد، توجه ها به سمت دو طیف اصلی بازمی گشت، تئاتری هایی که یا دانشجوی هنر و تئاتر بودند، یا شیفتگان اصیل و سرسخت تئاتر که اغلب پاتوق شان تئاتر شهر و تماشاخانه های خصوصی و حرفه ای بود.

دسته دوم افرادی که تئاتر را مصداق واژه «تئاتر روحوضی» می دانستند و به دنبال نمایش های مفرح و کمدی می گشتند، اما این روزها، تنوع تماشاخانه ها بیشتر شده، مخاطبان تئاتر پرتعداد تر شده اند و می توان امیدوار بود وضعیت فروش بلیت در گیشه نیز نسبت به سال های گذشته پررونق تر شود.

اما این یک آرزوی همیشگی برای اهالی تئاتر است که گیشه ها رونق داشته باشند. درواقع با وجود تمامی تغییرات این سال ها، هنوز هم نمی توان نرخ فروش برخی فیلم ها را با فروش تئاتر یکی کرد. بنابراین وقتی هر از گاهی یک تئاتر ستاره می شود و به فروش بالا دست پیدا می کند، همه متعجب شده و به دنبال یافتن پاسخ این پرسش هستند که چگونه چنین چیزی محقق شده است؟ نگاهی به تجارب کشورهای مختلف آسیایی و آفریقایی در حوزه صنعت تئاتر نشان می دهد گاهی موفق شدن در فروش، به عواملی بستگی دارد که پیش بینی نشده هستند.

تجربه مثبت کشورهای آفریقایی

یکی از راهکارهایی که مدتی است برای افزایش استقبال مردم از تئاتر مورد توجه کشورهای آفریقایی قرار گرفته است. پروژه های مرتبط با افزایش سواد فرهنگی مخاطبان است. پروژه تئاتر و سواد بین الملل، رویکردی مفید و کارآمد است که توسط سازمان همکاری های بین فرهنگی کشورهای آفریقایی دنبال می شود. این پروژه در تلاش است تا با افزایش سواد مخاطبان و آشنا کردن آنان با جنبه های مفید و مثبت تئاتر، تحولی مفید و مثبت در وضعیت گیشه ها ایجاد کند.

اغلب کشورهای آفریقایی مراسم آیینی و سنتی نمایشی خاص خود را دارند. این نمایش ها که بر محور ارزش های بومی و فرهنگی هر کشور اجرا می شوند بین مردم محلی جایگاه خاص خود را دارند. بر همین اساس است که موفقیت یک گروه خارجی و غیربومی در گیشه های تئاتر غیربومی بسیار دشوار به نظر می رسد. اما گروه فرهنگی هنری ITLP در طول سال گذشته میلادی موفق شدند گیشه های تئاتر کشورهای آفریقایی مثل رواندا را منفجر کنند.

درواقع اجرای نمایش های کلاسیکی مثل هملت، رومئو و ژولیت و. . . با فروشی غیر منتظره همراه شد. با وجود تمام پیش بینی هایی که حکایت از شکست این نوع اجراها داشتند، همه چیز برخلاف انتظارها پیش رفت و گیشه های برخی کشورهای آفریقایی تجربه ای منحصر به فرد را از سر گذراندند.

اما این اتفاق به لحاظ رسانه ای نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت و سوال اغلب کارشناسان این بود که چگونه ممکن است تئاترهای کلاسیک و غربی که جایگاه چندانی بین عوام نداشتند تا این حد با استقبال رو به رو شوند. در این زمینه بحث های پرشماری مطرح شده که از آن میان یکی از نظریات بیش از بقیه مشهور شده است؛ نظریه ای مبتنی بر فروش حاصل از شوک فرهنگی است. اما این عبارت دقیقا به چه معناست؟

به نظر می رسد، حضور تئاتری که تطابق چندانی با فرهنگ غالب جامعه نداشت، موجب به راه افتادن موجی از شگفتی، کنجکاوی و تمایل به کشف دنیای تازه ها شده و زمینه را برای فروش بالای تئاترهای کلاسیک غربی فراهم کرده است. این مسئله بی شباهت به ایجاد یک شوک فرهنگی نیست.

کشورهای آسیایی

به نظر می رسد برخی کشورهای آسیایی به رغم پیشینه تاریخی قابل توجه و قدرتمند خود، توجه چندانی به حفظ ارزش های نمایشی خود نشان نمی دهند. اگرچه در کشورهایی مثل ژاپن و کره، فستیوال های فرهنگی و هنری متعددی برگزار می شود و فروش تئاترها هم قابل قبول است، اما با این همه، تعدادی دیگر از کشورهای آسیایی تجربه های تئاتری قابل توجهی ندارند.

اما با این همه یکی از اتفاقاتی که طی سال های اخیر باعث شد گیشه های تئاتر چین رکوردهای قابل توجهی را به خود اختصاص دهند، احیا و مدرنیزه شدن تئاتر اپرای سنتی چین بود. این نوع تئاتر که ترکیبی از حرکات موزون، اپرا و هنرهای نمایشی است، در طول سال های پس از جنگ جهانی در سایه مشکلات بازسازی اقتصادی و مواردی مشابه کمرنگ و به نوعی به فراموشی سپرده شده بود. با این وجود، ظهور مجدد اپرای چینی و بازسازی افسانه های باستان این کشور، موجی مهیج از فروش قابل توجه این نوع تئاتر را به راه انداخت.

سال 2000 سال فروش شگفت انگیز و چندصد هزار دلاری تئاتری مشهور شد، که با الهام از یک افسانه کهن چینی در پکن روی صحنه رفت. پس از اجرای موفقیت آمیز این تئاتر، تعداد تئاترهای پرفروش اپرایی روز به روز افزایش یافت، اما این اوج گیری تا پنج سال بعد به رکود تبدیل شد. درواقع، تعدد بالای تئاترهای مشابه و اتخاذ رویکردهای بصری و نمایشی تکراری باعث شد، مخاطبان اشتیاق خود را برای دیدن این نوع نمایش ها از دست بدهند.

به عبارت دیگر به نظر می رسد، تئاتر نیز مثل هر نوع هنر و صنعت دیگر نیاز به خانه تکانی در فرم و محتوا دارد، پرهیز از کلیشه های مرسوم، استفاده از بازیگران محبوب، مشهور و حرفه ای و تکیه بر متون قوی و جذاب می تواند به عنوان کلیدهای اصلی فروش بالا در نظر گرفته شود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید