نگاهی به پوستر سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر / #من_هم_تئاتری_ام - فرصت امروز

یکشنبه, 03 بهمن 1395 - 09:30

پوستر سی وپنجمین جشنواره بین المللی تئاتر، چندی ا ست اکران شده و در شبکه های اجتماعی مختلف دست به دست می چرخد. شیوه طراحی پوستر جشنواره امسال این امکان را به فعالان تئاتر برای حضور در آن داده است. هنرمندان می توانند فایل لایه باز پوستر جشنواره تئاتر فجر را دانلود کنند و عکس خود را در آن قرار دهند و در چالش #من_هم_تئاتری_ام شرکت کنند.

برخی از فعالان عرصه گرافیک کشور دیدگاه های خود را نسبت به پوستر جشنواره بین المللی تئاتر امسال در قالب یادداشت هایی برای «فرصت امروز» ارسال کرده اند که در ادامه می خوانید.

***

تغییر حال و هوای پوستر جشنواره تئاتر امسال

نویسنده: محسن جاوید

 پوستر جشنواره تئاتر فجر از آن دسته پوسترهایی است که هر ساله مورد توجه بسیاری از علاقه مندان و دست اندرکاران جامعه هنری قرار می گیرد؛ پوستری که ابعاد بین المللی آن حساسیت های اجرا و ارائه آن را برای هر طراح و گرافیستی دو چندان می کند . اثری مهم که قرار است شناسنامه بصری جشنواره را در گستره ارتباط با مخاطبان شکل دهد.

هر سال شاهد این هستیم که نقدهای متفاوتی پیرامون پوستر این جشنواره صورت می گیرد و با این حال انگار مجریان طرح فارغ از نیم نگاهی به نقد کارشناسان مسیر خود را می روند. از آفت هایی که هر سال گریبانگیر پوسترهایی از این دست هستند، کلیشه ای بودن و عدم ارائه ایده ای نو و جذاب است و گاهی اگر ایده ای در کار باشد گویای پیام جشنواره نیست یا گاهی پیام در پیچیدگی های اجرا گم می شود.

ولی با تمام این اوصاف، شخصا در پوستر امسال جشنواره فارغ از قوی یا ضعیف بودن آن مشخصه  بسیار ارزشمندی به نام جسارت را می بینم؛ جسارتی که جنس و حال و هوای این پوستر را از کلیشه های سال های گذشته متمایز می کند. این باور که می توان طرحی نو در انداخت و ابتکاری نه چندان مورد انتظار را در پوستر مراسمی رسمی به رخ کشید امری بسیار دلگرم کننده است.

ایده این پوستر به روز و نو به نظر می رسد. بیشتر حال و هوای چالش های همه گیر شده یک سال گذشته را دارد که همه گروه های مخاطب را درگیر اجرا می کند. چالش هایی نظیر چالش مانکن! ذهن آدم را به آن سمت و سو می برد. هر کسی که در حوزه تئاتر فعال است، می تواند در این پوستر نقش ایفا کند و خود را در این اطلاع رسانی سهیم ببیند.

از این نظر خیلی خوب است شاید بسیاری فعالان این صنف که به دلایل مختلف کمتر دیده شده اند یا عواملی که پشت صحنه همیشه مهم بوده ولی هیچ گاه به چشم مردم نیامده اند فرصت دیده شدن در پوستر جشنواره را در قاب چشمان مخاطب پیدا کنند.

این نقطه برجسته ایده این کار است و من این ایده ها را از این جهت، خیلی تازه و قابل تحسین می بینم. ضمن اینکه چنین ایده ای در این سطح از پوسترهای معروف، بی سابقه یا لااقل کم سابقه بوده است و این یعنی فرصت دیده شدن. اما درباره اینکه چه گروهی از تئاتری ها در این ایده مشارکت می کنند جای بحث است! آیا تمام یا لااقل اکثرکسانی که تئاتر این مرز و بوم با آنها آبرو و اعتبار یافته در این ایده خود را در کنار کمتر شناخته شده ها قرار می دهند یا نه؟!

این طرح برای کمتر دیده شده ها عالی است و فرصتی برای عرض اندام اما اینکه افراد شهیر تئاتر چقدر مشارکت کنند محل پرسش است که اگر نیایند به نظرم اجرای ایده با کاستی هایی در به ثمر نشستن هدف آن همراه خواهد بود. یکی دیگر از آیتم هایی که آن را می توان نقطه قوتی در ایده این پوستر دید قابلیت آداپته شدن آن با نمایش هایی است که قرار است اجرا شوند.

هنگام اجرای یک نمایش به خصوص پوسترهای موضوعی یا پوسترهای عوامل اجرایی آن نمایش می تواند اکران شود که این خود جذابیت بالایی به کار می دهد و فضا را برای تمامی حاضران در جشنواره هیجان انگیزتر و دل نشین تر می کند. نباید از نکات مثبت این ایده غافل بود و آنها را نادیده گرفت. متاسفانه برخلاف ایده با اجرای کار چندان توافق نظری ندارم.

به عقیده من می شد این پوستر اجرایی پخته تر و معنادارتر داشته باشد.دو نیم شدنی که در وسط کادر می بینیم فضا را در دو دنیای متفاوت روایت می کند و کنتراست شدید رنگی این دو فضا به دور شدن معنایی آنها بیشتر کمک می کند. رنگ انتخاب شده با فضای پوستر هماهنگ نیست و می توانست رنگ گرم تری که این دو قطبی شدن کار را با قرابت معنایی بیشتری به تصویر بکشد انتخاب شود یا حتی می شد از پس زمینه های ذهنی مخاطب کمک گرفت. به محض اینکه نام تئاتر می آید ذهن مخاطب فضای تاریکی را شبیه سازی می کند که هنرمندان در آن شروع به هنرنمایی می کنند.

از همین فضای ذهنی می شد کمک گرفت و رنگ قاب پوستر را مشکی و رنگ نوشته ها را روشن انتخاب کرد تا بیننده کاملا خود را در سالن تئاتر با هنرمندان مختلفی که در پوسترها هستند مواجه ببیند. البته اینها همه ایده هایی است که باید در اجرا تست شوند و در نهایت پخته ترین آنها به اجرا در آیند.

نکته دیگری که در اجرا با آن ارتباط خوبی برقرار نکرده ام قاب و ماسکی است که دور چشمان هنرمند دیده می شود. این هم می توانست از چشم های معروف خندان و گریان تئاتر که برای بیننده حتی در گستره بین المللی آشناتر است، استفاده شود.

هر چند شاید ایده طراح هم همین موضوع بوده، اما با اجرای آن، آن هم به این شکل می خواسته بومی سازی کند، ولی با شکل کنونی آن هم با این ضخامت بالا نتوانستم خیلی ارتباط برقرار کنم و در نهایت تایپوگرافی عنوان جشنواره با اینکه خوب اجرا شده اما این سوال را به وجود می آورد که چرا باید 80درصد پوسترهای جشنواره های فجر به شکل کلیشه ای و بدون خلاقیت تایپوگرافی شوند.

نستعلیق، شکسته نستعلیق و مشتقات اینها و دیگر هیچ!! گویا قراردادی بین طراحان پوسترهای جشنواره با این مدل تایپوگرافی ها بسته شده در صورتی که به عقیده بنده جای تایپوگرافی های خلاقانه برای این پوسترها بسیار خالی به نظر می رسد. در نقد این دست پوسترها که هویت ملی دارند بهترین و راحت ترین راه برای به چالش کشیدن آنها این است که بگوییم کار کپی یا دزدی است.

فرض را بگیریم که این گونه بوده و ایده اولیه از جای دیگری آمده باشد، ولی اگر طراح موفق به بومی سازی و تغییرات بنیادین در اجرای ایده شده باشد به طوری که وقتی کار نهایی را در کنار کاری که به عنوان منبع مطرح است می بینیم، برداشتمان این باشد که آنها دو پوستر جداگانه با دو فضای متفاوت هستند در این صورت دیگر نمی توان کار را دزدی یا کپی دانست.

ما در همین جشنواره های فجر شاهد پوسترهایی بوده ایم که بدون بروز هیچ خلاقیتی کپی از کارهای خارجی بوده اند. اما من در این پوستر تلقی کار کپی را ندارم و فقط با اجرای آن کمی اختلاف نظر دارم. به عنوان نکته آخر می خواهم به این مسئله اشاره کنم که نقد یک اثر شامل دیدن نقاط منفی در کنار نقاط مثبت است.

اگر امروز منتقدان ما به محض دیدن یک اثر گرافیکی اول ذهن شان به اینجا می رود که این کار از کجا کپی شده به دلیل پایه های غلطی است که متاسفانه برخی از پیشکسوتان در این عرصه به جا گذاشته اند و شاگردانی که در حوزه های آکادمیک کار استاد خود را خالی از ایده و خلاقیت دیده و یافته اند که اگر اسم و رسمی پیدا کنند دیگر کار آنها نقد نمی شود محصول همین روش هستند.

متاسفانه کار بسیاری از اساتید را که در دهه های پیش انجام شده و امروز به عنوان اسطوره های گرافیک کشور مطرح هستند اگر در اینترنت سرچ کنید کارهای مشابه خارجی آنها را با قدمت زمانی بیشتر خواهید دید. تنها تفاوت این است که آن روزها اینترنتی در کار نبود تا کپی بودن کار آشکار شود و امروز دنیا با بودن اینترنت خیلی کوچک تر شده وآبروی گرافیست به کمتر از آنی به زیر تیغ جراحی منتقد پیشکسوت می رود.

راهکار این مسئله را در دو امر می بینم؛ اول اینکه طراحان و گرافیست های عزیز هموطنم با جریان خلاقیت و ایده پردازی های روز دنیا آشنا و هم گام شوند و در مسیر پوسیده آموزش های آکادمیک باقی نمانند. و دوم اینکه منتقدان و پیشکسوتان ارجمند و سروران بزرگوارم در نقدهای خود نکاتی را که به پیشرفت جوان ترها کمک بیشتری می کند ذکر کرده و به جای دلسرد کردن آنها با رعایت انصاف و با دید تجربه آموزی به ایشان سبب دلگرمی آنها شوند.

مدرس و طراح گرافیک

***

گل بود و به سبزه نیز آراسته شد!

نویسنده: علی قسمتی

جشنواره سال گذشته بود كه به تصویری در آرشیوم برخوردم و در رسانه ها منتشر كردم. بعد از انتشار، مشخص شد طرح پوستر جشنواره كپی بوده است و باقی ماجرا را همه به یاد داریم. از مسئولان زحمت كش انتظار داشتیم كه با توجه به اتفاقات دوره گذشته جشنواره امسال جبران مافات كنند كه نكردند. انگار كه نه مسئولان امر، تلاشی برای زیبایی شناسی کرده اند و نه طراح محترم دریافتی از كادر و تایپ و لی اوت و حتی مبانی هنرهای تجسمیدارد.

دردا و دریغا... به هرحال نه هر گردی گردوست و نه هر اپراتوری طراح گرافیك. اگر تعریف ما از پوستر، كادری ١٠٠ در ٧٠ باشد كه مقادیری خرت و پرت و تصویر و نوشتار را روی هم بریزیم و به خورد مردم بدهیم باید بگویم كه بدا به حال گرافیك و بدا به حال تئاتر ایران كه از یك سوراخ دوبار گزیده شده است.

در مورد هر ایده ای یك نكته مهم وجود دارد و آن هم نحوه برخورد و چگونگی اجرای ایده است.

اینكه پوستر یك جشنواره معتبر ساده گرفته شود و هر تصویر خوب و بدی در پوستر قرار گرفته شود و پوستر از مسیر اصلی خود خارج و بُرد تبلیغاتی بازیگران شود كه برای مطرح شدن خود در سطح كلان از آن استفاده كنند و ماهیت اصلی و رسالت پوستر كه خود سرشار از كاستی هاست فراموش شود، باید بگویم كه این تاوان همان دغدغه ایی  است كه سال هاست پیكره گرافیك ایران را تهدید می كند.

در مورد اجرا و جنبه های فنی و اجرایی پوستر فقط می توانم ابراز ناراحتی كنم كه چرا عاقل كند كاری كه باز آرد پشیمانی و با نابخردی حواشی یك جشنواره بین المللی را از خود جشنواره پر رونق تر كنیم؟ در مورد كپی بودن طرح هم باید بگویم تصویری كه در رسانه ها منتشر شده است شاید شباهت فراوانی از بابت تركیب بندی داشته باشد، اما پوستر های خارجی فراوانی با تاریخ تولید های مختلفی با همین تركیب و شرایط وجود دارند.

اما مگر فرقی دارد كپی باشد یا نباشد؟ فرض را بر آن بگیرید كه كپی نیست. آن وقت تاثیری در تركیب و تایپ و لی اوت ضعیف غیر حرفه ای كار ایجاد می كند؟ بدون شك نه.

با این تفاسیر باید باز هم ابراز تاسف كرد به حال این اتفاقات متوالی در گرافیك و نمایش ایران و ترسید از روزی كه این اتفاقات كه عادی و روتین شود. بی سلیقگی مسئولان از اهمیت دیزاین و طراحی گرافیك و ارتباط آن با هنر نمایش و سپردن كار بر حسب روابط و آشنایی ها به طراح نمایان ناكارآمد، سبب پایین آوردن سطح سواد بصری جامعه می شود و عواقبی سنگین برای هنر های تجسمی ایجاد خواهد كرد.

امیدوار بودم كه مسئولان از ماجرای جشنواره پیشین درس بگیرند و امسال را بدون حاشیه و با شكوه اجرا كنند، اما زهی خیال باطل كه همه خوابند و این قطار بی سوزن بان به ناكجا آباد می رود.

طراح گرافیك و مدیر هنری

ارتباط با نویسنده: [email protected]

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



با ما در ارتباط باشید

021.86073324

021.88827112

[email protected]

شبکه های اجتماعی