جمعه, ۸ مرداد(۵) ۱۴۰۰ / Fri, 30 Jul(7) 2021 /
           
فرصت امروز

هر کار سخت و پیچیده ای که در نگاه نخست مثل غول مرحله آخر بازی های کامپیوتری است، با کمک دیگران مثل آب خوردن انجام می شود؛ به طوری که پس از انجامش با خودتان خواهید گفت، واقعا نگران این کار بودم؟ فکر می کنم اغلب شما ضرب المثل «یک دست صدا نداره» را شنیده اید و حتی گاهی اوقات آن را سرلوحه کارهای تان در زندگی روزمره قرار داده اید. باور کنید یا نه، این ضرب المثل در عرصه برندینگ و بازاریابی نیز مصداق دارد. 

امروزه برندسازی و بازاریابی بدون کمک دیگران مثل این است که از یک کارگردان به تنهایی و بدون هیچ فیلمنامه نویس یا عوامل تولید انتظار خلق اثری در حد و اندازه پدرخوانده را داشته باشیم، همینقدر سخت و غیرممکن! حتی اگر کارگردان بخت برگشته داستان ما در چنین وضعیت عجیب و غریبی توانایی سر هم کردن فیلمی را هم داشته باشد، بدون تردید در گیشه و زیر نقدهای بی رحمانه منتقدان از هرچه فیلم و سینماست متنقر خواهد شد. 

بعضی از کارآفرینان فکر می کنند به تنهایی مثل قهرمان های هالیوودی می توانند کسب و کارشان را در زمینه بازاریابی و برندینگ رهبری کرده و برای رسیدن به قله های موفقیت نیازی به کمک دیگران ندارد. چنین کارآفرینانی اگر خیلی شانس بیاورند، به جای بدهی های سنگین و باورنکردنی، احتمالا در همان تلاش های اولیه شان حسابی شکست می خورند. به هر حال دنیای کسب و کار مثل مسابقات بوکس نوعی ورزش انفرادی نیست و شما هم مایک تایسون نیستید؛ پس بهتر است به جای ماجراجویی های خطرناک به دنبال استفاده از کمک دیگران و فرصت های همکاری برای دوام آوردن در دنیای بی‎رحم کسب و کار باشید.

احتمالا واکنش شما به توصیه فوق برای کمک گرفتن و همکاری با دیگران در رابطه با برندینگ و مارکتینگ مثل دانشجویی است که برای نمره قبولی باید یک کلاس کسل کننده را تحمل کند و به محض تمام شدن کلاس طوری ناپدید می شود که انگار از اول هم آنجا نبوده. اجازه دهید با هم روراست باشیم، مدیریت کسب و کار بدون مزاحمت شرکا و فضولی های مداوم سهامداران خیلی راحت تر از آن است که بشود نادیده اش گرفت. اگر چنین وضعیتی برای شما نیز وسوسه کننده است، باید کاملا ناامیدتان کنیم، چراکه عرصه کسب و کار همیشه باب میل شما پیش نمی رود. ماجرا جالب شد، نه؟ 

مطلب مرتبط: برندسازی مشارکتی با چاشنی شکست

اگر با دقت به دور و اطراف تان نگاه کنید، برندهای بزرگ پرشماری را خواهید دید که روز به روز توسعه پیدا می کنند و حتی از سلطه بر یک بازار محلی نیز نمی گذرند. اجازه دهید با هم روراست باشیم، آیا کسب و کار شما در این شرایط شانسی برای رقابت با چنین غول هایی را دارد؟ 

احتمالا ما با ترسیم چنین تصویری از سلطه برندهای بزرگ بر بازارهای مختلف شما را خیلی ترسانده و حتی نسبت به آینده برندتان ناامید کرده ایم. ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم برای هر مشکلی در دنیای کسب و کار راه حلی هم وجود دارد. راه حل پیشنهادی ما برای شما کو برندینگ (Co-Branding) یا همان برندسازی مشارکتی است. 

احتمالا شما تا به حال چند باری نام کو برندینگ را شنیده اید و پیش خودتان گفته اید مگر می شود چند برند در کنار هم بدون دردسر و دعواهای ویران کننده اقدام به بازاریابی و برندسازی کنند؟ جواب ما به این سوال مثبت است، البته به شرط اینکه استراتژی کو برندینگ را به طور اصولی اجرا نمایید، وگرنه با کسب و کارتان یک سقوط آزاد بی پایان را تجربه خواهید کرد، به همین سادگی!

من و همکارانم در روزنامه فرصت امروز در کنار شما هستیم تا صفر تا صد استراتژی کو برندینگ را یاد بگیرید و از آن برای توسعه کسب و کارتان استفاده نمایید. ما این کار را با تعریف دقیق کو برندینگ، اشاره به مزایای آن و برخی توصیه های کاربردی در این رابطه شروع می کنیم و در نهایت هم با مرور تجربه برخی از برندهای بزرگ در کو برندینگ کلاس درس هیجان انگیزمان را به پایان خواهیم رساند. پس با ما همراه باشید تا تبدیل به کارشناس های همه فن حریف در زمینه کو برندینگ شوید. 

کو برندینگ: تعریفی ساده و خودمانی

همانطور که از نام کو برندینگ یا برندسازی مشارکتی می شود حدس زد، این استراتژی به همکاری میان دو یا چند برند اشاره دارد. البته در این میان خبری از همکاری کامل میان برندها در تمام حوزه ها نیست، بلکه فقط در زمینه برندسازی و بازاریابی یک نوع مشارکت کاربردی صورت می گیرد تا تمام طرفین از آن سود ببرند. به هر حال هر برندی دارای استراتژی های مدیریتی خاص خودش است و اگر قرار باشد  حتی جزئی ترین امور هر برند نیز با مشارکت دیگر طرفین صورت گیرد، یکی از کابوس های اصلی کارآفرینان تبدیل به واقعیت می شود، مگر نه؟

اگر بخواهیم تعریف خیلی ساده و سرراستی از کو برندینگ ارائه دهیم، باید به دلیل شکل گیری چنین همکاری ای در میان برندها اشاره کنیم. واقعا چرا برندها به دنبال همکاری با هم هستند و فعالیت یکه و تنها در این حوزه را ترجیح نمی دهند؟ احتمالا جواب دادن به این سوال برای شما خیلی راحت نخواهد بود، پس اجازه دهید اندکی کمک‎تان کنیم. 

شکی نیست که هر کارآفرین و برندی دوست دارد به تنهایی قهرمان مشتریان باشد، اما عرصه کسب و کار مثل فیلم های سینمایی نیست و اغلب اوقات برندها به تنهایی نمی توانند از پس مشکلات برندینگ و بازاریابی بربیایند. همین امر آنها را به فکر کو برندینگ می اندازد تا به سادگی هرچه تمام تر بتوانند موقعیت شان در بازار را ارتقا دهند، همین و بس!

کو برندینگ هم مثل خیلی از استراژی های دیگر تعریف خیلی دقیق و روشنی ندارد و همین امر یادگیری اش را اندکی سخت می کند. انگار هر کسی از راه رسیده یک تعریف تازه به سر این استراتژی کوبیده و راهش را کشیده و رفته. با این حساب اگر از کارآفرینان و کارشناس های کسب و کار درباره کو برندینگ سوال کنید احتمالا از هر دری برای شما صحبت می کنند به جز برند و برندینگ. 

اگر از ما درباره تعریف کو برندینگ بپرسید، به شما خواهیم گفت این استراتژی براساس همکاری میان دو یا چند برند شکل می گیرد و هدف از آن طراحی و تولید یک محصول یا کمپین بازاریابی تازه به طور مشترک است.  فکر می کنم این تعریف شباهت چندانی با آن غول عجیب و غریبی که در ذهن تان از کو برندینگ داشتید، ندارد و حسابی غافلگیرتان کرده است. خب به هر حال کار ما در روزنامه فرصت امروز این است که به شما نشان دهیم استراتژی های کسب و کار خیلی هم پیچیده نیستند و می توانید به راحتی آب خوردن آنها را یاد بگیرید. 

کارآفرینان باهوش هیچ وقت با تعریف یک استراتژی درباره اش قضاوت نمی کنند و از آنجایی که مخاطبان روزنامه فرصت امروز نیز همینطور هستند، صحبت درباره مزایای کو برندینگ ضروری به نظر می رسد. هرچه باشد شما قرار است اعتبار و آینده برندتان را با یک یا چند برند دیگر گره بزنید و در چنین موقعیت های حساسی اصلا نباید بی گدار به آب زد، مگر نه؟ 

مطلب مرتبط: بازاریابی مشارکتی و برندسازی مشارکتی / تفاوت این دو در چیست؟

مزایای کو برندینگ در کسب و کار

آیا کو برندینگ به درد کسب و کار شما می خورد؟ این سوال شاید در نگاه نخست خیلی ساده به نظر برسد، اما اگر جواب درست و درمانی برای آن پیدا نکنید مثل فوتبالیستی خواهید بود که اصلا نمی داند در زمین مسابقه چه کاری باید انجام دهد و شاید حتی گل به خودی هم بزند.

همانطور که گفتیم، کارآفرینان باهوش و کاربلد همیشه به دنبال مزایای یک استراتژی برای انتخابش هستند و این یعنی ما باید با بررسی برخی از مزایای کو برندینگ خیال شما را بابت کارایی آن در کسب و کارتان راحت کنیم، وگرنه حسابی وقت تان را گرفته ایم و هیچ چیز به درد بخوری هم یادتان نداده ایم. پس این شما و این هم مزایای کو برندینگ در کسب و کار.

1.    کسب اعتبار بیشتر در بازار

وقتی شما با یک یا چند برند دیگر برای طراحی کمپین بازاریابی یا معرفی محصولی مشترک متحد می شوید، اعتبارتان در بازار به طور دیوانه کننده ای افزایش خواهد یافت. فردی را در نظر بگیرید که به جای صعود تک و تنها به قله اورست از همراهی دوستان و برخی از راهنماهای کاربلد بهره می برد؛ کوهنورد قصه ما می تواند در مسیر خطرناک و سخت صعود به قله روی کمک همراهانش حساب ویژه ای باز کند و با تقسیم بارها و وظایف در میان آنها از شر سختی راه خلاص شود. کو برندینگ هم مسیر کسب اعتبار در عرصه برندسازی و بازاریابی را مثل کوهنوردی با دوستان و راهنماهای حرفه ای ساده می کند؛ ماجرا جالب شد، نه؟

اگر از شما بپرسیم آیا کسب و کارتان شانسی برای رقابت با برندهای بزرگی مثل گوگل یا آمازون دارد، چه جوابی خواهید داشت؟ شما احتمالا با خودتان می گویید نویسنده این مقاله حسابی شوخی اش گرفته و این دیگر چه سوال مسخره ای است. خب  حق هم دارید، رقابت با برندهای بزرگ و کسب اعتباری مشابه آنها کار هر کسی نیست و از هر فیلم ترسناکی دلهره آورتر است. 

بی شک کسب اعتباری در حد و اندازه برندهای بزرگ اگر از رفتن به مریخ سخت تر نباشد، راحت تر نیست. یک راه حل جذاب در این میان حساب کردن بر روی مزیت کو برندینگ است. در کو برندینگ هر کدام از طرفین با مزایا و ارزش های خاص شان می توانند مسیر کسب اعتبار برای یکدیگر را کوتاه تر کنند، به طوری که دیگر هیچ نگرانی ای در این بابت نداشته باشند و حتی برندهای بزرگ را به چالش هم بکشند؛ به همین راحتی.

2.    دسترسی به مشتریان بیشتر

فکر نمی کنم برندی هم باشد که از مشکل کمبود مشتری رنج نبرد. به هر حال اگر کسب و کاری را پیدا کردید که با تعداد فعلی مشتریانش مشکلی ندارد، ما را هم بی خبر نگذارید. این امر دقیقا مثل آن است که تیم مشهوری در حد و اندازه بایرن مونیخ بازی داشته باشد، اما تمام سکوها خالی از تماشاگر بوده و هیچ کس به این بازی توجهی نشان ندهد. بی شک در چنین شرایطی نه تنها بازیکنان انگیزه ای برای بردن مسابقه ندارند، بلکه سرمایه گذارها نیز نسبت به هزینه کردن پول شان در باشگاه موردنظر مردد خواهند شد. 

کو برندینگ فرصتی طلایی برای کسب و کارهای مختلف است تا دامنه مشتریان شان را افزایش دهند، چراکه اغلب اوقات همکاری در زمینه برندسازی مشارکتی با حضور کسب و کارهای دارای زنجیره مشترک مشتریان صورت می گیرد. اجازه دهید یک مثال کاربردی در این زمینه بزنیم؛ اگر همین حالا به شما بگوییم برند آدیداس و تیم فوتبال رئال مادرید کمپین بازاریابی مشترکی راه انداخته اند، چه واکنشی خواهید داشت؟ از آنجایی که هر دو برند موردنظر حسابی مشهور هستند و طرفداران زیادی دارند، حواس همه به آن کمپین جلب خواهد شد. البته مگر اینکه اصلا اهل ورزش و فوتبال نباشید!

مطلب مرتبط: برندسازی چیست؟

آدیداس و رئال مادرید دارای طرفداران و مشتریان مشترکی هستند، چراکه هر دو برند در حوزه ورزش فعالیت دارند. همین نقطه مشترک فرصت طلایی برای کو برندینگ به آنها می دهد تا محصولات و خدمات شان را به مشتریان یکدیگر معرفی کرده و آنها را حسابی میخکوب کنند. اگر چنین فرصتی برای کو برندینگ در یک کسب و کار هیچ هیجان و انگیزه ای ایجاد نمی کند، احتمالا یک جای کارش می لنگد، وگرنه هیچ کارآفرینی دست رد به چنین فرصتی برای دسترسی به مشتریان بیشتر نمی زند. 

3.    بودجه بازاریابی مضاعف

کمبود بودجه کافی در زمینه بازاریابی برای هر برندی دردسرساز است. حتی فکر اینکه یک ایده جذاب برای بازاریابی داشته باشید و به خاطر فشارهای مالی کسب و کارتان فرصتی برای اجرای آن پیدا نکنید هم هر کارآفرینی را ناامید و بی انگیزه خواهد کرد. اگر از ما در رابطه با این مشکل سوال کنید، یکی دیگر از مزایای کو برندینگ را به شما معرفی خواهیم کرد: بودجه بازاریابی مضاعف!

کو برندینگ با ترکیب بودجه دو یا چند برند در زمینه بازاریابی به آنها فرصت طراحی و اجرای هرچه بهتر ایده های مارکتینگ شان را می دهد. همانطور که یک فیلم سینمایی دارای بودجه زیاد می تواند از بازیگران بزرگی مثل رابرت دنیرو یا آلپاچینو برای جلب نظر تماشاگران بهره ببرد، در کو برندینگ هم کسب و کارها با بودجه مضاعف فرصت طلایی برای طراحی کمپین های باکیفیت با استانداردهای جهانی خواهند داشت. فکر می کنم بودجه بیشتر نظر هر کارآفرینی را به کو برندینگ جلب می کند، مگر نه؟

کو برندینگ: فوت و فن هایی برای حرفه ای شدن!

ما تا اینجا توضیحات زیادی درباره کو برندینگ به شما داده ایم و حسابی ذهن تان را به این استراتژی مشغول کرده ایم. شاید شما با خودتان فکر کنید حالا دیگر آماده استفاده از کو برندینگ هستید تا به مثل یک شوالیه شجاع به جنگ برندهای بزرگ دنیا بروید. اجازه دهید همین حالا خیال تان را راحت کنیم؛ شما هنوز تا اجرای موفق استراتژی کو برندینگ راه پرپیچ و خمی در پیش دارید و خیلی زود است به فکر اجرای آن باشید. 

شما الان مثل هنرجوی مجسمه سازی هستید که خیلی خوب متدهای این حرفه را یاد گرفته و حتی می تواند آثار زیبایی خلق کند، اما مجسمه هایش هنوز در حد و اندازه کار اساتید این هنر نیست. ما در ادامه می خواهیم تا فوت و فن های کو برندینگ را به شما یاد دهیم تا نه تنها این استراتژی را بی عیب و نقص اجرا کنید، بلکه هیچ کسی به گرد پای تان هم نرسد؛ همینقدر جذاب و هیجان انگیز.

انتخاب شریک مناسب: پیش نیاز کو برندینگ موفق

فکر می کنم نیازی نباشد که بگوییم شما در کو برندینگ به دست کم یک شریک نیاز دارید، چراکه این امر مثل روز روشن است. اغلب کارآفرینان وقتی صحبت از شراکت می شود، همیشه به این فکر می کنند که اگر کارها مطابق انتظار پیش نرفت، چه؟ اجازه دهید با هم روراست باشیم، شراکت با برندهای دیگر کار خیلی پراسترس و حتی زجرآوری است، اما فقط در صورتی که شرکای بدی انتخاب کرده باشید؛ همین و بس!

پیش نیاز اجرای موفق استراتژی کو برندینگ انتخاب شریکی مناسب است تا با اطمینان خاطر کامل وارد این عرصه شوید. همانطور که مالک یک باشگاه فوتبال پس از سبک و سنگین کردن تمام گزینه ها بهترین سرمربی ممکن را انتخاب می کند، شما هم باید تمام گزینه های در دسترس را زیر نظر بگیرید و بهترین شان را انتخاب کنید، وگرنه شاید حسابی از انتخاب تان پشیمان شوید. 

مطلب مرتبط: راهنمای عملی برندسازی در سال 2021

سوالی که اینجا مطرح می شود این است که چطور یک شریک درست و حسابی برای کو برندینگ پیدا کنیم؟ بی شک این سوال از آن دست معماهایی که شاید فکر کنید اصلا جوابی برای آن وجود ندارد. اگر از ما بخواهید به این معما جواب دهیم، به ضرورت مطالعه درباره رقبا و همچنین برندهایی با حوزه فعالیت مرتبط با شما اشاره خواهیم کرد؛ ماجرا کم کم دارد جالب می شود، نه؟

وقتی شما بدون هیچ مطالعه و شناختی از برندهای دارای وضعیتی مشابه با خودتان به دنبال اجرای استراتژی کو برندینگ باشید، مثل این است که در یک انبار کاه دنبال سوزنی کوچک بگردید و خیلی هم روی موفقیت تان حساب باز کنید. توصیه ما در اینجا استفاده از لینکدین برای پیدا کردن کسب و کارهای دارای زنجیره مشتریان مشترک با برندتان است. اجازه دهید یک مثال کاربردی بزنیم؛ اگر شما در زمینه تولید گوشی های هوشمند فعالیت دارید، کو برندینگ با یک برند فعال در زمینه تعمیر گوشی یا حتی تولید لپ تاپ گزینه منطقی خواهد بود. به هر حال کسی که یک کالای دیجیتال مثل موبایل می خرد، احتمالا نیم نگاهی هم به لپ تاپ و در صورت نیاز مراکز تعمیر آن دارد. 

توصیه ما برای جست وجو در لینکدین به خاطر اعتبار بالای آن و همچنین طراحی انحصاری اش برای کارآفرینان است. پس لطفا بی خود و بی جهت به فکر جست وجو در شبکه های اجتماعی دیگر نباشید که فقط وقت تان را هدر خواهید داد، نه چیزی دیگر. 

توجه به همکاری برد- برد: وقتی همه باید سود ببرند

کو برندینگ یک کار گروهی است که در آن همه طرف های مشارکت باید سود کافی ببرند، وگرنه یک جای کار ایراد دارد. تیم فوتبالی را در نظر بگیرید که در آن هر بازیکن به فکر خودش است و حتی به همدیگر پاس هم نمی دهند. بی شک این تیم حتی نمی تواند به رقبا گل بزند، چه برسد به اینکه جام قهرمانی را هم ببرد. 

هر کسب و کاری در زمینه کو برندینگ به دنبال سود و منافع خاص خودش است و اگر مشکلی در این مسیر پیش بیاید، حسابی ناامید خواهد شد. شما در زمینه کو برندینگ همیشه باید از خودتان بپرسید آیا واقعا بهترین همکاری ممکن را دارید یا نه؟ خیلی از برندها چنین سوال مهمی را دیرتر از آنچه بتوانید تصورش را بکنید، از خودشان می پرسند. اجازه دهید یک بار برای همیشه تکلیف مان را در این رابطه مشخص کنیم؛ شما در برندسازی مشارکتی حتی اگر احساس کنید یک همکاری برد- برد ندارید، باید فورا بیخیال آن شوید، به همین سادگی!

در کو برندینگ قرار نیست یکی از طرفین حسابی زحمت بکشد و طرف دیگر بدون هیچ تلاشی از مزایای آن استفاده کند. تمام وظایف و منافع حاصل از مشارکت باید به طور منصفانه ای بین شما و شریک تان تقسیم شود، وگرنه چنین همکاری جز دردسر هیچ چیز دیگری برای شما نخواهد داشت. 

فرض کنید شما در یک مصاحبه استخدامی در برندی پرآوازه حضور پیدا کرده اید؛ اگر در این مصاحبه هیچ صحبتی از وظایف و میزان درآمد دقیق شما در همکاری با برند موردنظر نشود، احتمالا خیلی زود به سراغ یک مصاحبه کاری دیگر رفته و وقت تان را بی خودی تلف نمی کنید. 

وضعیت در کو برندینگ دقیقا به همین شکل است. شما باید دقیقا شرایط مشارکت و همچنین نحوه بهره مندی هر کدام از طرفین از سود کار را مشخص سازید تا از هرگونه دردسر احتمالی جلوگیری شود. فکر می کنم این کار به اندازه کافی ساده باشد که پیش از همکاری در زمینه کو برندینگ انجامش دهید، مگر نه؟

محافظت از برند: ذوب کردن برندتان ممنوع!

شاید شما با خودتان فکر کنید کو برندینگ یعنی اینکه به کلی قید برندتان را بزنید و با شریک تان کاملا ادغام شوید. چنین ایده ای نه تنها کاربردی نیست، بلکه خطر بزرگی برای برندتان محسوب می شود. همانطور که قبل از این گفتیم، هر کدام از طرفین در فرآیند کو برندینگ باید سود ببرند. حالا اگر شما کاملا برندتان را در کو برندینگ ذوب کنید، دیگر هیچ آزادی عمل و شانسی برای فعالیت در بازار نخواهید داشت؛ همینقدر عجیب و باورنکردنی.

کارآفرینان حرفه ای و برندهای بزرگ در دنیای کسب و کار اول از همه به فکر خودشان هستند و بعد از آن همکاری یا برندسازی مشارکتی را مورد توجه قرار می دهند. باور کنید یا نه، این امر بدل به قانون خدشه ناپذیر دنیای کسب و کار شده و شما هم باید از آن پیروی کنید. پس دلیلی ندارد برندتان را فدای یک همکاری در کو برندینگ کنید که معلوم نیست حتی تا یک سال دیگر هم دوام داشته باشد یا نه. 

مطلب مرتبط: برندینگ یا برند سازی دقیقا به چه معناست؟

امیدواریم در این بخش خیلی نگاه شما را نسبت به عرصه کسب و کار و همکاری با دیگر برندها تیره و تار نکرده باشیم و در عوض برای کو برندینگ آماده تر از همیشه، البته با چشم هایی باز و نگاهی واقع بینانه، شده باشید؛ دقیقا مثل راننده رالی که خیلی خوب با مسیر آشناست و پیچ و خم‎ های پرخطر پیش روی را می شناسد.

نمونه های موفق کو برندینگ در دنیای کسب و کار

شما الان آگاهی نسبتا کاملی از کو برندینگ دارید، اما برای کامل شدن آموزش تان باید نگاهی به تجربه برخی از برندهای موفق در این زمینه هم داشته باشید. از آنجایی که جست وجو در اینترنت برای داستان برندهای مختلف در زمینه کو برندینگ کار مورد علاقه هیچ کدام از شما نیست، من و همکارانم در روزنامه فرصت امروز دو نمونه از کو برندینگ‎های موفق را برای شما انتخاب کرده ایم تا نگاه تان به اجرای این استراتژی عوض شده و رنگ و بوی واقعیت به خودش بگیرد. 

همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم، کو برندینگ در زمینه تولید محصول و طراحی کمپین بازاریابی رواج دارد. ما هم در انتخاب نمونه های موفق ابتدا پروژه نایک پلاس در زمینه تولید محصول و سپس کمپین استراتوس در حوزه بازاریابی را معرفی خواهیم کرد تا حسابی در کو برندینگ حرفه ای شوید. پس این شما و این هم موفق ترین نمونه های کو برندینگ.

اپل و نایک: پروژه نایک پلاس

نخستین همکاری ای که در زمینه کو برندینگ می خواهیم بررسی کنیم درباره اپل و نایک است. فکر می کنم قرار گرفتن نام این دو برند بزرگ در کنار هم به تنهایی برای جلب نظر هر مشتری در سراسر دنیا کافی باشد. به هر حال اگر کسی را سراغ دارید که با شنیدن نام اپل و نایک چشمانش برق نزند، ما را هم بی خبر نگذارید. 

همکاری میان اپل و نایک از ابتدای سال 2000 تا به امروز ادامه داشته و هدف اصلی اش ترکیب فعالیت های ورزشی با موسیقی بوده است. این ایده به اندازه کافی ساده و هیجان انگیز هست تا ارزش سرمایه گذاری چند صد میلیون دلاری از سوی هر دو غول دنیای کسب و کار را داشته باشد. اجازه دهید با هم روراست باشیم، شما تا به حال چند بار با خودتان فکر کرده اید ای کاش برای ورزش از موسیقی های هیجان انگیز هم استفاده می کردید؟ نایک با طراحی لباس و کتانی های هوشمند با قابلیت اتصال به محصولات اپل این رویا را بدل به واقعیت کرده است. 

کو برندینگ اپل و نایک که بیشتر تحت عنوان پروژه نایک پلاس شناخته می شود، در طول دو دهه اخیر تجربه حیرت انگیزی برای مشتریان هر دو برند به همراه داشته است. این همکاری به خوبی یکی از نیازهای روزمره مشتریان را شناسایی و با حضور دو غول دنیای ورزش و تکنولوژی به آن پاسخ داده است. امروزه شما می توانید با استفاده از تجهیزات ورزشی نایک علاوه بر گوش دادن به موسیقی های مورد علاقه تان از اطلاعات دقیق ورزشی تان نیز مطلع شوید؛ همینقدر ساده و در عین حال جذاب!

گو پرو و ردبول: کمپین استراتوس

هر جا خبری از فعالیت های ورزشی خطرناک و پر از ریسک باشد، می شود نشانی از گو پرو و رد بول هم پیدا کرد. گو پرو با تولید دوربین های فیلم برداری برای ورزش های سخت و همچنین رد بول با تولید انواع نوشیدنی های انرژی زا دارای زنجیره مشتریان مشترکی هستند. این دو برند در واقع نوعی سبک زندگی مشابه را در میان مشتریان و طرفداران شان ترویج می کنند که شامل ریسک پذیری و کارهای حیرت انگیز است. با این حساب مشاهده مشارکت این دو در یک کمپین کو برندینگ نباید امر عجیب و غریبی باشد، نه؟

مطلب مرتبط: اصول برندسازی در عصر دیجیتال

گو پرو و رد بول در پروژه های بسیار زیادی با هم همکاری داشته اند، اما بی شک هیجان انگیز و پر سر و صداترین آنها کمپین استراتوس است. اگر همین حالا به شما بگوییم کسی قصد دارد از بالای جو زمین یک پرش دیوانه وار را امتحان کند، چه واکنشی خواهید داشت؟ اگر فکر می کنید هیچ انسانی این کار را انجام نخواهد داد، باید شما را با فلیکس بامگارتنر آشنا کنیم؛ کسی که رکورد پرش ارتفاع آن هم از خارج جو زمین را دارد!
گو پرو با فراهم سازی تجهیزات فیلم برداری از چنین رکوردشکنی و رد بول با فعالیت به عنوان اسپانسر اصلی فرصت خلق یکی از عجیب و غریب ترین اتفاقات دنیای ورزش را جفت و جور کردند. کو برندینگ این دو برند به خوبی اهمیت زمینه مرتبط فعالیت برندها برای برندسازی مشارکتی در عرصه بازاریابی را نشان داد و ثابت کرد این دو برند چقدر بلندپرواز و ریسک پذیر هستند. 

سخن پایانی

دوره آموزشی ما درباره کو برندینگ به پایان رسید و شما به خوبی از آن فارغ التحصیل شدید. حالا نوبت آن است که از این استراتژی به بهترین شکل ممکن در کسب و کارتان استفاده کنید و حسابی کیفش را ببرید. اگر در رابطه با کو برندینگ سوال یا نظری دارید، خوشحال می شویم همینجا آن را با ما به اشتراک بگذارید.

منابع: 


https://www.investopedia.com

https://primepay.com

https://blog.hubspot.com

https://www.manobyte.com

لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/pVWIZIeP
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه