جمعه, 06 دی 1398 - 09:59

بررسی 4 اشتباه رایج توسعه کسب و کار

صاحبان کسب و کارها همیشه به دنبال توسعه سطح فعالیت شان هستند. این امر به شیوه های مختلفی نظیر رونمایی از محصولات تازه، خدمات پیشرفته و تلاش برای ایجاد ارتباطی عمیق با مشتریان صورت می گیرد. بدون تردید هر برندی دارای بودجه مشخصی برای فعالیت در عرصه کسب و کار است. تمام برنامه ریزی های برندها در راستای ایجاد فرصت های طلایی به منظور جلب نظر مشتریان است. اگر مشتریان را از کسب و کار مدرن حذف کنیم، دیگر فرصتی برای برندها به منظور جلب نظر مخاطب هدف باقی نخواهد ماند.
امروزه با توجه به توسعه ابزارهای در دسترس برندها برای جلب نظر مخاطب هدف انتظارات از آنها بیشتر شده است بنابراین مشاهده ناکامی یک برند در زمینه توسعه کسب و کار و جلب نظر مشتریان به هیچ وجه قابل توجیه نیست. مشتریان نیز روز به روز در حال افزایش انتظارات از برندها هستند. این امر هر برندی را در شرایط ناگوار قرار می دهد. گاهی اوقات برندها در نتیجه حضور در شرایط نامناسب دست به اقدامات اشتباه در زمینه توسعه کسب و کار می زنند. هدف اصلی این مقاله بررسی چهار اشتباه رایج برندها در زمینه توسعه کسب و کار است. با پرهیز از چنین اشتباه هایی امنیت برند ما بیشتر از زمان دیگری حفظ خواهد شد.

اشتباهات توسعه کسب و کار

1. بی توجهی به بخش توسعه و تحقیقات

بخش توسعه و تحقیقات در بسیاری از برندها وجود دارد. وظیفه اصلی این بخش ارزیابی وضعیت کسب و کار و یافتن راهکارهای کاربردی برای توسعه کسب و کار است. متاسفانه بسیاری از برندهای تازه کار نسبت به این بخش توجه کافی ندارند. به این ترتیب گاهی اوقات حتی تشکیل آن را نیز مدنظر قرار نمی دهند. بی تردید هر استارت آپی برای موفقیت در بازار کسب و کار نیازمند شناسایی فرصت های موجود است بنابراین کار بخش توسعه و تحقیقات حتی پیش از تاسیس شرکت شروع می شود. امروزه شمار بالایی از استارت آپ ها در همان ماه های نخست آغاز به فعالیت با شکست مواجه می شوند. این امر ناشی از عدم آشنایی با بازار کسب و کار و فقدان برنامه مشخص است. اگر شما به فکر توسعه کسب و کارتان در چنین شرایطی هستید، باید فعالیت بخش توسعه و تحقیقات را مدنظر قرار دهید.

مطلب مرتبط: چگونه کسب و کار کوچک مان را توسعه دهیم؟

خوشبختانه امروزه ابزارهای بسیار زیادی در دسترس برندها به منظور توسعه بهینه کسب و کارشان است. بخش قابل توجهی از ابزارهای هوشمند در زمینه جمع آوری و تحلیل داده ها مهارت دارد. به این ترتیب ما از نظر گردآوری اطلاعات موردنیاز برندمان برای توسعه کسب و کار مشکلی نخواهیم داشت. نکته مهم در این میان یادگیری شیوه کار با نرم افزارهای نسل جدید است بنابراین شاید ما نیاز به گذراندن دوره های آموزشی نیز داشته باشیم. ایراد اصلی صاحبان کسب و کار در این بخش اطمینان بیش از حد به تجربه قبلی شان است. ما هر چقدر هم که در زمینه کسب و کار و توسعه آن مهارت داشته باشیم، نباید فرآیند یادگیری را متوقف کنیم. به همین خاطر بخش توسعه و تحقیقات وظیفه ارزیابی و به روز رسانی مداوم اطلاعات برندها را برعهده می گیرند. برندهای بزرگ به خوبی از اهمیت بخش توسعه و تحقیقات آگاهی دارند. به همین خاطر همیشه مدیریت بهینه این بخش را مدنظر قرار می دهند.

2. فقدان شریک تجاری

بی تردید بسیاری از استارت آپ های بزرگ از سوی یک فرد راه اندازی نشده اند. اگرچه راه اندازی یک کسب و کار به صورت شخصی غیرممکن نیست، اما دشواری های بسیار زیادی پیش روی افراد قرار می دهد. بسیاری از افراد به تنهایی توانایی مدیریت کسب و کار را ندارند. به همین خاطر همیشه نیاز به استفاده از کمک و راهنمایی دیگران احساس می شود. شاید شما به عنوان موسس یک کسب و کار نیاز چندانی به شریک تجاری احساس نکنید. این امر اشتباه رایج اغلب کارآفرینان محسوب می شود. ما همیشه باید آینده کسب و کارمان را مدنظر داشته باشیم. در صورت عدم همکاری با شریک تجاری به زودی توانایی مدیریت همه جانبه برندمان را از دست خواهیم داد بنابراین توصیه من در این بخش راه اندازی کسب و کار با کمک یک شریک تجاری مطمئن است.

همکاری با یک شریک تجاری به معنای سهیم شدن در سود و ضرر کسب و کار است. این امر باید پیش از آغاز رسمی همکاری به صورت شفاف بیان شود. در حقیقت اگر دیدگاه های ما به صورت واضح بیان شود، احتمال بروز مشکل در آینده کاهش می یابد. گام بعد تقسیم وظایف به صورت دقیق است. این امر نیازمند آگاهی دو طرف از مهارت های یکدیگر است. ایراد بسیاری از کارآفرینان اقدام به همکاری با افراد دارای توانایی های مشابه است. ما باید شریک تجاری مان را براساس سطح نیاز شرکت انتخاب کنیم. تنوع مهارت های مدیران یک شرکت امری ضروری در توسعه کسب و کار محسوب می شود و بنابراین این نکته باید پیش از همکاری رسمی با افراد موردنظر مدنظر قرار گیرد. این نکته به طور ویژه در مورد کارآفرینان حوزه IT قابل درک است. یک شرکت نرم افزاری نیاز به مدیران دارای توانایی های گوناگون است بنابراین همکاری دو متخصص IT در زمینه ای مشابه هرگز نتیجه مناسبی در پی نخواهد داشت.

3. بی توجه به تعریف مقیاس های دقیق

همه استارت آپ ها امید به توسعه و پیشرفت دارند. این امر موجب ایجاد نوعی فشار فزاینده در میان مدیران برای تولید هرچه سریع تر محصولات می شود. انگار رقابتی در داخل شرکت برای تولید هرچه سریع تر محصولات تازه وجود دارد. در چنین شرایطی ذهنیت غالب مدیران تولید محصولات کاربردی و کوچک است. بی تردید این امر موجب تولید دامنه وسیعی از محصولات در مدت زمانی اندک می شود. نکته مهم در این میان ناتوانی برندها در زمینه شناسایی دقیق نیاز مشتریان است. وقتی ما عجله بسیار زیادی برای تولید محصولات داریم، در عمل تامل چندانی بر روی نیاز و سلیقه مخاطب نخواهیم داشت. با استفاده از این الگو امکان بیان دلیل بی توجهی مشتریان به بخش قابل توجهی از تولیدات کسب و کارها فراهم می شود. اگر ما به دنبال توسعه کسب و کارمان هستیم، باید نظر مشتریان را به عنوان معیار اصلی برندمان در نظر بگیریم. برندهای بزرگ همیشه مقیاس های دقیق برای ارزیابی وضعیت کسب و کارشان دارند. این امر به آنها فرصت ارزیابی وضعیت کسب و کار و برنامه ریزی برای توسعه آن را می دهد.

یکی از مثال های جالب برای بخش کنونی شرکت های تولید نرم افزارهای آنلاین است. اغلب این شرکت ها در تلاش برای توسعه هرچه سریع تر کسب و کارشان هستند. در این میان نکته مهم کشف نیازهای کاربران و تلاش برای رفع هرچه بهتر آنهاست. اگر برند ما در این زمینه عملکرد مناسبی ارائه ندهد، امکان کسب موفقیت وجود نخواهد داشت. امروزه بسیاری از استارت آپ های حوزه نرم افزارهای آنلاین حتی به مرحله اجرا نیز نمی رسند. این امر به خوبی اهمیت شناسایی نیاز مخاطب و تمرکز بر روی آن را نشان می دهد. بدون مشتریان برند ما هیچ توانایی برای رشد و توسعه کسب و کار نخواهد داشت. گاهی اوقات کمک گرفتن از دیگران برای ارزیابی وضعیت برندمان در تعامل با نیازهای مشتریان ایده مناسبی خواهد بود.

4. توسعه کسب و کار بدون مطالعه بازار

توسعه کسب و کار فرآیند بسیار جذابی محسوب می شود. در بخش قبل به اهمیت ارزیابی وضعیت مشتریان و سلیقه شان اشاره شد. نکته مورد بحث در این بخش وضعیت بازار است. گاهی اوقات بازار کسب و کار کشش توسعه برند ما را ندارد. به این ترتیب تلاش های ما به احتمال زیادی با شکست مواجه می شود. توصیه من در این شرایط تلاش برای تمرکز بر روی حوزه های دیگر کسب و کار یا دست کم بازار هدف دیگری است. مثال واضح در این باره بحران مالی دهه گذشته است. این بحران موجب جلب توجه بسیاری از برندها به بازارهای دیگر شد. به این ترتیب حتی برخی از برندهای بزرگ اقدام به تولید محصولاتی خارج از حوزه سنتی فعالیت شان کردند. این امر به خوبی اهمیت فعالیت در حوزه های مختلف و تامل پیرامون شرایط بازار کسب و کار را نشان می دهد.

مطلب مرتبط: توسعه کسب و کار با 6 ایده ساده

وضعیت بازار بر روی تمام برندها تاثیر دارد. اگر ما نسبت به کسب موفقیت در یک حوزه خاص اصرار داشته باشیم، همکاری با برندهای رقیب ایده چندان بدی نخواهد بود. شاید در نگاه نخست این امر عجیب به نظر برسد، اما حوزه کسب و کار همیشه با رقابت محض تعریف نمی شود. گاهی اوقات رقبای مستقیم نیز نیازمند همکاری برای توسعه مشترک هستند بنابراین در موقع ضروری از توسعه مشترک کسب و کار یا حتی ادغام شرکت تان با رقبا ترسی نداشته باشید. این امر در بلندمدت نتیجه مناسبی برای هر دو طرف ماجرا خواهد داشت.

بسیاری از کارآفرینان در زمینه توسعه کسب و کار ایده های بلندپروازانه ای دارند. آنها در تلاش مداوم برای توسعه کسب و کار به هر کاری دست می زنند. هدف اصلی این مقاله ترغیب کارآفرینان به سوی تامل عمیق پیش از توسعه کسب و کار بود. با توجه به اشتباهات مذکور در این مقاله امکان توسعه کسب و کار به صورت پایدار فراهم خواهد شد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید