به نظر می رسد جنگ جهانی با تورم آغاز شده است. در حالی نرخ تورم در اقتصادهای بزرگ جهان در چند ماه گذشته افزایش یافته که از جمله برنامه های بانک های مرکزی برای مهار تورم، افزایش نرخ بهره است. نرخ تورم در آمریکا طی ماه دسامبر به ۷ درصد یعنی بالاترین رقم در چهار دهه گذشته رسید. در منطقه یورو نیز رشد نرخ تورم چشمگیر بوده است. بانک های مرکزی تا چندی قبل، این اتفاق را چندان جدی نمی گرفتند و در نتیجه برنامه ای برای مهار تورم نداشتند، اما حالا مدتی است که اوضاع فرق کرده و بانک های مرکزی به تکاپو افتاده اند. بنابراین برای مقابله با تورم ممکن است نرخ بهره افزایش یابد، اما به قول «اکونومیست»، «بعید است که دوران نرخ های پایین برای همیشه به پایان رسیده باشد.»
در حال حاضر، فدرال رزرو از حجم خرید اوراق عرضه کاسته و گفته است امسال سه بار نرخ های بهره افزایش می یابد، اما برخی از بانک های مرکزی بزرگ می گویند احتمالا پنج تا شش بار این کار انجام می شود. بانک مرکزی انگلستان در دو ماه گذشته نرخ های بهره را بالا برده و احتمالا در ماه های آینده مجددا آن را افزایش خواهد داد. بانک مرکزی اروپا هنوز نگفته که نرخ های بهره را بالا می برد، اما کارشناسان می گویند که این بانک هم به زودی اقداماتی برای مهار تورم صورت خواهد داد. به نظر می رسد در اینجا هم ردپای بحران کرونا به عنوان یک نقطه عطف تاریخی مشهود است. با واکسیناسیون گسترده در کشورهای غربی و بازگشت به زندگی عادی، برنامه های حمایتی پولی به پایان رسیده و با خیز روند تورم در ماه های گذشته احتمالا به زودی نرخ های بهره بالا خواهند رفت، اما میزان این افزایش در کوتاه مدت و بلندمدت، موضوعی است که باعث گمانه زنی های فراوانی شده و از جمله «اکونومیست» در سرمقاله این هفته خود به بررسی آن پرداخته است.

همه نگاه ها به فدرال رزرو است
جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، زمانی تعیین نرخ بهره را با جهت یابی آسمانی مقایسه کرده بود. امروز با افزایش نرخ تورم به نظر می رسد فدرال رزرو واقعا راهش را گم کرده است. به نظر می رسد این نهاد با انقباض سخت و سریع سیاست پولی به دنبال اعمال تغییرات ناگهانی است. این چشم انداز، بازارهای سهام را تحت تاثیر قرار داده و بسیاری از شرکت ها و صاحب خانه ها را به این فکر واداشته که آیا عصر نرخ های بهره پایین برای همیشه رو به پایان است؟ واقعیت اما پیچیده تر است. در کوتاه مدت فدرال رزرو باید نرخ ها را کنترل کند، ولی در بلندمدت جمعیت رو به پیر شدن جهان سقف نرخ بهره را حفظ خواهد کرد که نشان دهنده فشار مالی ناخوشایندی است.
افزایش نرخ بهره ترسناک است، چراکه اکثر نقاط جهان به عصر پول تقریبا مجانی عادت کرده اند. هیچ کدام از کشورهای گروه هفت (G7) در طول بیش از یک دهه نرخ بهره ای بالاتر از 2.5 درصد نداشته اند. در سال ۱۹۹۰ نرخ بهره در تمام این کشورها بالای ۵درصد بوده است. به نظر می رسید تامین مالی ارزان به یکی از ویژگی های ماندگار اقتصادهای ثروتمند تبدیل خواهد شد. نرخ بهره پایین به دولت ها اجازه داده تا کسری های بالا داشته باشند، قیمت دارایی ها را به قله های نجومی رسانده و سیاست گذاران را واداشته است به ابزارهای دیگری چون خرید اوراق و چک های محرک برای حمایت از اقتصاد در طول رکود دست یابند.
به همین دلیل است که افزایش قیمت ها در ۱۸ ماه گذشته برای فدرال رزرو و بانک های مرکزی دیگر مانند یک غافلگیری ناگهانی بوده است. در آمریکا تورم مصرف کننده به 7 درصد رسیده و جدای از گذرا بودن آن، بر دستمزدها اثرگذار خواهد بود، چراکه ایده افزایش بهای صورت حساب ها در انتظارات شرکت ها و خانوارها تاثیرگذار است. دستمزدهای بخش خصوصی در طول یک سال 5 درصد افزایش یافته است. در دسامبر میانگین قیمت مصرف کننده در آمریکا تا 6 درصد در طول یک سال افزایش یافت. بسیاری از این روندها در سراسر جهان احساس شده اند: تورم جهان اکنون به 6 درصد رسیده است.
در نتیجه، بانک های مرکزی به تکاپو افتاده اند. 12 اقتصاد نوظهور در سال ۲۰۲۱ نرخ های بهره را افزایش دادند. حتی این انتظار وجود دارد که بانک مرکزی اروپا که برای بیش از یک دهه نرخ بهره را افزایش نداد، امسال دو بار نرخ بهره را افزایش دهد. با این حال همه نگاه ها به آمریکا و پاول است. این مسئله تا حدودی به این دلیل است که آنها نقش محوری در سیستم مالی جهان دارند و اینکه تورم آمریکا بالاست و فدرال رزرو عقب افتاده است. این نهاد برای ماه ها با خرید اوراق و پایین نگه داشتن نرخ بهره در سطح صفر تا 0.25 درصد، در حال تحریک اقتصادی بوده که حالا بسیار رونق گرفته است. فدرال رزرو می گوید قصد دارد تا سال ۲۰۲۴ نرخ های بهره را به 2 درصد بازگرداند که آنقدرها از تخمین ها درباره سطح خنثای آن دور نیست، ولی همین طور که فدرال رزرو به جلو می رود، این احتمال که قرار است نرخ های بهره از این بالاتر برود، بیشتر می شود. انتظار تورم بالاتر، از بین بردن انگیزه افزایش قیمت ها را دشوارتر می کند. با کاهش نرخ بهره اسمی، نرخ بهره واقعی که وام گیرندگان پرداخت می کنند نیز کاهش می یابد و تاثیر سیاست انقباضی را تضعیف می کند. هزینه واقعی وام گرفتن در طول پنج سال گذشته همچنان نسبت به میانه سال 2020 پایین تر است.
پیامدهای جنگ جهانی با تورم
محتمل ترین چشم انداز یک ساله یا بیشتر برای نرخ بهره آمریکا بالاتر از چیزی است که فدرال رزرو تاکنون نشان داده است. برخی پیش بینی می کنند نرخ بهره در سال ۲۰۲۲ تا 1.75 درصد افزایش یابد که بیشترین افزایش سالانه از سال ۲۰۰۵ است، اما برای پیش بینی اینکه در بلندمدت چه می شود، باید از پاول فراتر بروید و به نیروهای اقتصادی توجه کنید. سیاست پولی، حول نرخ بهره خنثی قرار دارد که قیمت پول موردنیاز برای متعادل کردن دو عامل اشتهای جهان برای پس انداز و اشتیاق به سرمایه گذاری است. این متغیر بنیادی است که بانک های مرکزی کنترل کمی بر آن دارند.
در طول 20 سال گذشته، این نرخ خنثی به طور پیوسته کاهش یافته است، زیرا پس انداز و سرمایه گذاری از رکود خارج شده است. افزایش پس انداز جهانی که ابتدا به دلیل انباشت ذخایر در اقتصادهای آسیایی رخ داد، بدین معنا بود که مقادیر هنگفتی از پول، هر بازدهی هرچند ناچیز یا پرخطر را دنبال می کرد. در همین حال، شرکت هایی که پس از بحران مالی جهانی 2009-2007 آسیب دیده بودند، تمایلی به سرمایه گذاری نداشتند.
سوال اینجاست که آیا این نیروها جابه جا شده اند؟ در یک طرف معادله، شاید کمی. سرمایه گذاری تجاری ممکن است وارد مرحله جدیدی شود، چراکه بحران کرونا را پشت سر گذاشته است. اگر خوش بینی فنی دوام بیاورد و جهان در مبارزه با تغییرات اقلیمی جدی باشد، احتمالا سرمایه گذاری در دهه 2020 قوی تر از دهه 2010 خواهد بود. با این حال، بعید است که طرف دیگر معادله، یعنی تمایل جهان برای پس انداز ضعیف شود. تجربه نشان می دهد که افزایش سن منجر به پس انداز بیشتر می شود، زیرا افزایش امید به زندگی باعث می شود خانوارها بیشتر برای دوران بازنشستگی خود پول کنار بگذارند و بازنشستگان تمایل دارند دارایی های خود را به کندی کاهش دهند.
این عوامل هستند که نقشه راه نرخ بهره را مشخص می کنند. در بلندمدت هرگونه افزایش در نرخ بهره احتمالا اندک خواهد بود و تا حدی که منعکس کننده افزایش در سرمایه گذاری باشد، مورد استقبال قرار می گیرد. با این وجود در میان مدت احتمال افزایش شدید نرخ بهره وجود دارد. بدهی جهان به 355 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده و باعث شده است بنگاه ها و خانوارها حتی نسبت به افزایش های اندک نرخ بهره هم حساس باشند. نمونه های اندکی وجود دارد که بانک های مرکزی بدون اینکه اقتصاد وارد یک رکود شده باشد، تورم را رام کرده باشند. آخرین باری که تورم آمریکا بدون ایجاد رکود از 5 درصد کاهش یافت، به بیش از 70 سال قبل بازمی گردد. جنگ با تورم می تواند جهان را در رکود قرار دهد. اگر اینطور باشد، چشم انداز اینکه نرخ ها روزی دوباره کاهش خواهند یافت، تنها یک تسلی و دلداری خواهد بود.
ارتباط با نویسنده: [email protected]