چهارشنبه, ۱۳ اسفند(۱۲) ۱۴۰۴ / Wed, 4 Mar(3) 2026 /
           
فرصت امروز
چطور کار اوکراین به اینجا کشید؟

ماشین جنگی پوتین

4 سال پیش ( 1400/12/9 )
نویسنده : ایمان ولی پور  

در چهار روزی که از حمله ارتش روسیه به خاک اوکراین می گذرد، جهان به دو اردوگاه مخالف تبدیل شده است؛ آنهایی که در مقابل روسیه و در کنار اوکراین ایستاده اند و آنهایی که از تصمیم ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه حمایت می کنند. به نظر می رسد اوکراین به محل جدید رویارویی شرق و غرب و صحنه نمایش جنگ سرد بدل شده است. البته تاریخ سیاسی اوکراین پر است از تنش بین آنهایی که طرفدار روابط قوی تر با اروپا هستند و سیاستمدارانی که روسیه را به مثابه یک پدرخوانده ترجیح می دهند. این کشمکش که روسیه هم در آن نقش فعالی دارد، اوکراین را در سه دهه گذشته با بحران های بزرگی مواجه کرده است. اگرچه درخواست اوکراین برای عضویت در ناتو، دلیل حمله روسیه به این کشور اعلام شده است، اما همانطور که خود پوتین هم صریحا گفته، او هرگز اوکراین را یک کشور مستقل نمی داند.

با هجوم روسیه به اوکراین، قیمت نفت از مرز 100 دلار عبور کرد و قیمت جهانی طلا نیز به رکوردهای تازه ای رسید. بازارهای سهام و رمزارزها هم دچار ریزش قیمتی شدند تا همگی نشان دهند بازارهای مالی چقدر می توانند نسبت به رخدادهای جهانی اثرپذیر باشند. از آنجا که هم روسیه و هم اوکراین از تامین کنندگان عمده انرژی و غلات جهان هستند و روسیه در مقام بزرگترین ذخایر گازی جهان و اوکراین به عنوان سبد نان اروپا شناخته می شود، ادامه این جنگ طبیعتا زنجیره جهانی تامین کالا را با گذشت دو سال از شروع همه گیری کووید-19 بار دیگر مختل خواهد کرد.

آیا جنگ سرد تازه ای آغاز شده؟

همانطور که تاثیرپذیری بازارها از تنش روسیه و اوکراین در روزهای گذشته نشان داده است، این بحران برای میلیون ها نفر در سراسر جهان که هزاران کیلومتر دورتر از متن جنگ زندگی می کنند و از نظر جغرافیایی فاصله زیادی با مرزهای اوکراین دارند، می تواند با عوارض و عواقبی برای سفره غذای شان همراه باشد. تبعات حمله نظامی روسیه به شکلی است که پس لرزه های سیاسی و اقتصادی آن همین الان هم احساس شده است. جنگ اوکراین به کلیدواژه های انرژی، تحریم و صلح جهانی گره خورده است که همه آنها برای گوشه گوشه جهان، موضوعاتی کلیدی و مهم محسوب می شوند؛ از قیمت طلای سیاه که سه رقمی شده است تا احتمال کمبود گاز در قاره اروپا و همینطور اهمیت روسیه و اوکراین به عنوان دو قطب تولید غلات جهان، همه موضوعاتی هستند که باعث می شود دولت ها برای موضع گیری در میانه این بحران، دست به عصا حرکت کنند و عوامل بسیاری را در نظر بگیرند.

هرچند غرب در واکنش به حمله روسیه همانطور که پیشتر هشدار داده بود، تحریم های متنوعی را علیه مسکو اعمال کرده است، اما از تحریم بخش انرژی روسیه ناتوان و عاجز است. البته اینکه پوتین در این مقطع از سال که نیمکره شمالی در فصل سرما به سر می برد و قیمت گاز در قاره اروپا افزایش یافته است، دستور حمله به اوکراین را صادر کرده، از زمان بندی درست او حکایت دارد. حال سوال این است که آیا حمله روسیه به اوکراین، آغاز یک جنگ سرد تازه است؟ در پاسخ به این پرسش، «جین کمپیون» در «بی بی سی» می نویسد: «همه چیز شبیه پایان یک دوران است. وقتی در نوامبر ۱۹۸۹ دیوار برلین فرو ریخت، همه ما باور کردیم که نسخه قدیمی جهان که در آن شرق مقابل غرب بود، به تاریخ پیوسته است. چون نزاع ایدئولوژیک میان کاپیتالیسم و کمونیسم به هوا رفته بود و این حس وجود داشت که همه ما اساسا در یک سو ایستاده ایم. مشکل آنجاست که برای ولادیمیر پوتین که زمانی مامور سرویس اطلاعاتی شوروی (کا گ ب) در آلمان شرقی بود، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق به یک خشم شخصی تبدیل شده و این کینه شخصی به مرور زمان و در طول این سال ها بدتر هم شده است.

ناسیونالیسم روسی؛ از کریمه تا اوکراین

این واقعیت که اوکراین به عنوان یکی از جماهیر کلیدی شوروی سابق از فدراسیون روسیه گسست، توهین به همه چیزهایی بود که پوتین به آن باور داشت. اهمیتی نداشت که روسیه با امضای یک توافقنامه بین المللی، مرزهای تازه کشور جدید اوکراین را به رسمیت شناخته بود. تا سال ۲۰۱۴ پوتین با نفوذ سربازانش به شبه جزیره، راهی پیدا کرد که بر کریمه، نمادین ترین بخش روسیه در اوکراین تسلط پیدا کند. آنها راه کریمه را بستند و پس از برگزاری یک همه پرسی از جمعیت عمدتا روسی کریمه، عملا آن را به بخشی از روسیه تبدیل کردند. این خلاف قوانین بین المللی بود، اما غرب همچنان به این ایده چسبیده بود که می تواند با روسیه تحت فرمانروایی پوتین معامله کند. سخنرانی ها انجام و تحریم ها اعمال شد، اما هیچ کدام باعث نشد که ولادیمیر پوتین و همراهانش از این تصمیم دست بکشند. قبلا هم چنین اتفاقی افتاده بود؛ وقتی دشمنان پوتین که کا گ ب قدیم و جایگزینش اف اس بی یا سرویس ضد جاسوسی روسیه بعد از جنگ سرد آنها را خائن می نامیدند، در بریتانیا و اروپا مسموم، کشته و ناپدید می شدند. غرب هشدارها داد و تحریم های تازه وضع کرد، اما روسیه پوتین آماده بود که با شرایط جدید کنار بیاید و زندگی اش را ادامه دهد.

در ۱۰ سال گذشته روسیه سعی کرده با چین یک بلوک قدرت ایجاد کند که صرفا دشمن غرب نباشد، اما از منافع دوجانبه دو کشور در مقابل انتقاد غربی ها محافظت کند. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه یک گروه حمایتی مشترک درست کرده اند؛ کما اینکه چین از محکوم کردن روسیه به خاطر حمله به اوکراین خودداری کرده و حالا مردم تایوان، قلمرو جدا شده از چین (که شی  جین پینگ همیشه اجتناب کرده بگوید به آن حمله نخواهد کرد) با نگرانی می پرسند: آیا دفعه بعد نوبت آنهاست؟

روی هم رفته، جهان جای بسیار نگران کننده تری نسبت به چند سال قبل شده است. در مقام مقایسه، سال های جنگ سرد بسیار ساده تر بود و در بیشتر موارد، قواعد شفاف تر بودند؛ اگر یک طرف به قلمرو طرف دیگر حمله می کرد، تهدید همیشگی و تضمین شده متقابل برای نابودی کامل سر جایش بود. بنابراین این اتفاق هرگز نیفتاد، گرچه بیش از یک بار تا آستانه جنگ پیش رفت. اما پس از فروپاشی کمونیسم، کتاب قوانین قدیمی پاره شد و از بین رفت. اکنون مرزها به اندازه ای مبهم است که کسی نمی داند خطوط قرمز کجا کشیده شده است.

تقابل شرق و غرب در زمین اوکراین

با نگاه به گذشته، بعضی از سیاستمداران و دانشگاهیان می گویند که شاید ناتو می بایست پس از فرو ریختن دیوار برلین تماما رویکرد خود را تغییر می داد و از تحقیر مسکو دست برمی داشت؛ نه اینکه ماهواره های قدیمی را در شرق اروپا مستقر کند و به صورتی بچیند که به نظر روسیه تحت فرماندهی پوتین، حرکتی خصمانه به نظر بیاید. صرفا طرح این پیشنهاد که ممکن است روزی اوکراین به ناتو بپیوندد (گرچه همیشه اتفاقی بعید تلقی می شد) کرملین را خشمگین کرد و کمک کرد ولادیمیر پوتین متقاعد شود که باید یکبار برای همیشه تکلیفش را با اوکراین یکسره کند. همه می دانند که این سیاست مخصوص او و فقط خودش است. سیاستمداران متعدد روسی و حتی برخی از سران نظامی از قبل علیه هرگونه تهاجم به میدان آمده بودند، اما پوتین مغلوب نشد. حالا او ناچار است موفق شود و روسیه باید پیروز این میدان باشد، اگر تاس برنده برایش بیاید، اما ماجراجویی های نظامی مانند این ممکن است به جاهای اشتباه ختم شوند.

هشت سال پیش، پوتین در کریمه موفق و جایگاهش در خانه به شدت تقویت شد. شاید او دوباره پیروز شود، نیروهای نظامی اوکراین را در هم بشکند، به دستاوردهای چشمگیری برسد، بعد سریع عقب نشینی کند و رژه پیروزی راه بیندازد. کاملا ممکن است. اما فرض کنید اینطور نشود. اگر تعداد زیادی از سربازان روسی جان شان را از دست بدهند و تحریم ها بر روسیه اثر بگذارد، موقعیت پوتین آسیب خواهد دید. آن وقت او چه خواهد کرد؟ فقط یک جواب وجود دارد. او به بهانه امنیت ملی، هر انتقاد داخلی را حتی سخت تر از گذشته سرکوب خواهد کرد. روسیه با کمال شگفتی حتی در حال حاضر هم نسبت به قبل جامعه ای باز است. این مطمئنا پایان خواهد یافت. اقتصاد روسیه ضرر خواهد کرد و کمک چینی هم آن را جبران نخواهد کرد. پس ولادیمیر پوتین که ظاهرا به دلیل کینه ۳۰ ساله اش از فروپاشی امپراتوری شوروی سابق به اوکراین حمله کرده، ممکن است روسیه را به دوران اتحاد جماهیر شوروی بازگرداند و غرب که برای مدت طولانی تلاش کرده وانمود کند روسیه کشور دیگری شده است که می شود با آن تجارت کرد، ممکن است متوجه شود که روزهای گذشته با یک انتقام جویی بازگشته است.»

ارتباط با نویسنده: [email protected]

برچسب ها : اخبار امروز
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/FTjLATxl
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
وبگردی
ماشین ظرفشویی بوشکامیونت فورسخرید بلیط هواپیمانرم افزار بهای تمام شده شُماران سیستمآزمون آنلایناستند خیریهحرف تو: مرجع مقایسه برند و بررسی کسب کارهاکاپشن مردانهکوچینگ چیستمشاور دیجیتال مارکتینگموفقیت در اینستاگرامآموزش اتاق معاملاتی فراز گلدخرید جم فری فایرقیمت نیم سکه
تبلیغات
  • تبلیغات بنری : 09031706847 (واتس آپ)
  • رپرتاژ و بک لینک: 09945612833

كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1393/2014
بازگشت به بالای صفحه