سه شنبه, ۱۲ اسفند(۱۲) ۱۴۰۴ / Tue, 3 Mar(3) 2026 /
           
فرصت امروز
بلاتکلیفی مذاکرات احیای برجام ادامه دارد

پایان باز تحریم ها

3 سال پیش ( 1401/2/20 )
نویسنده : ایمان ولی پور  

می گویند ایرانیان حافظه تاریخی ندارند و مرزهای این فراموشی تاریخی چنان وسیع است که در مطالعات جامعه شناختی به جامعه ایران، لقب «جامعه کوتاه مدت» داده اند. مصداق های این گزاره در تاریخ معاصر ایران بی شمار است و از آنجا که اقتصاد ارتباط مستقیمی با معیشت مردم دارد، بارها با گوشت و پوست و استخوان خود حس کرده ایم که چگونه سیاست گذار اقتصادی در این سال ها از یک سوراخ چندین بار گزیده شده است. انباشت چالش های اقتصادی و چرخه مداوم تکرار آنها در سال های گذشته، این پرسش را مطرح می کند که چرا سیاست گذاری اقتصادی در ایران راه به جایی نمی برد؟ چرا مسائل در اقتصاد ایران حل و فصل نمی شوند؟ چرا حل چالش ها با روش «آزمون و خطا» حالا به روش «آزمون خطا» تبدیل شده است و در یک کلام، چرا سیاست های اقتصادی در کشورمان به سامان نمی رسند؟

نگاهی به تجربیات جهانی نشان می دهد که گاهی خطای سیاست گذار در شناسایی بحران باعث انتخاب رویکردهای اشتباهی شده است که نه تنها به مهار بحران کمکی نمی کند، بلکه به تشدید ابعاد بحران نیز دامن می زند. این مسئله در اقتصاد ایران - استفاده غلط از جعبه ابزار سیاست گذاری - باعث ماندگاری چالش ها شده است، به طوری که به جای بهره گیری از نرخ ارز در سیاست های تجاری گاهی از این ابزار برای کنترل نرخ تورم استفاده شده است و یا به جای بهره گیری از سیاست های پولی برای کنترل تورم، این سیاست ها در جهت ایجاد اشتغال، رونق اقتصادی و پوشش کسری بودجه به کار رفته است.

بلاتکلیفی مذاکرات احیای برجام ادامه دارد، پایان باز تحریم ها

از رنجی که می بریم

قیمت گذاری دستوری، مشهورترین نمونه خطای سیاست گذاری در اقتصاد ایران است که مدت هاست به موزه های اقتصادی جهان رفته و دیگر کمتر اقتصاد موفقی از طریق مداخلات دستوری به دنبال کاهش تورم و افزایش رفاه مردم است. در ایران اما بیش از چند دهه است که دولت ها با روش قیمت گذاری دستوری و سرکوب قیمتی می خواهند بازارها را کنترل کنند و هر بار نیز راه به جایی نمی برند. گویی سیاست گذار اقتصادی همچون شخصیت دن کیشوت در رمان سروانتس با شمشیر چوبی – قیمت گذاری دستوری - به جنگ آسیاب های بادی – غول تورم – رفته است.

موج تازه گرانی مواد غذایی در روزهای گذشته، آخرین شاهد مثال ناکارآمدی قیمت گذاری دستوری به عنوان یکی از اشتباهات مهلک سیاست گذاری اقتصادی است. پس از آنکه قیمت آرد در ابتدای اردیبهشت ماه رسما افزایش یافت، تمام زنجیره محصولات غذایی وابسته به آرد تحت تاثیر قرار گرفت و قیمت انواع ماکارونی و نان فانتزی سر به فلک کشید. اگرچه دولتمردان، علت رشد چند برابری قیمت این مواد غذایی را به صعود قیمت های جهانی و بازخوردهای اقتصادی جنگ اوکراین نسبت می دهند، اما واقعیت آن است که این گرانی کم سابقه در روزهای اخیر، سابقه‎ای به مراتب طولانی تر از جنگ دو سه ماهه روسیه و اوکراین دارد و به نظر می رسد که دخالت بی حد و حصر دولت در بازار مواد غذایی در این سال ها باعث بحران در بازار غذا شده است. در واقع، غائله گرانی نان و بحران امروز ماکارونی، رخدادی نیست که به طور ناگهانی و یکباره اتفاق افتاده باشد و ریشه های آن را باید در عدم به روزرسانی قیمت آرد در سال های گذشته، ناعادلانه بودن تخصیص مواد اولیه و نظام انحصاری تأمین و توزیع گندم جست وجو کرد.

قیمت گذاری دستوری در اقتصاد ایران از قضا سابقه زیادی دارد و ریشه آن به اقتصاد دولتی و مداخله همه جانبه دولت در سازوکار اقتصادی برمی گردد. وقتی عین الدوله، حاکم تهران حوالی 100 سال پیش، بازرگانان را به بهانه گرانی قند و شکر به باد فلک گرفت، شاید کمتر کسی تصور می کرد که با گذشت سال ها و «موج سنگین گذر زمان» و دگرگونی اقتصاد سیاسی ایران، قیمت گذاری دستوری همچنان به عنوان یکی از اشتباهات تاریخی سیاست گذاری اقتصادی تکرار می شود. دولت ها اغلب با هدف کنترل تورم در بازارها مداخله می کنند و به جای اصلاحات اقتصادی و به بهانه تنظیم بازار به قیمت گذاری دستوری و سرکوب قیمتی روی می آورند. این شیوه اشتباه و مخرب نه تنها هیچ گاه در کنترل تورم کارساز نبوده بلکه خود موجب مشکلات زیادی، از تضعیف بنگاه های اقتصادی تا کاهش ظرفیت عرضه اقتصاد و عمیق تر شدن ناترازی شده است؛ کما اینکه در روزهای اخیر با وجود اعلام رسمی قیمت مواد غذایی از سوی دولت اما قیمت ها در بازار، رفتار دیگری از خود نشان می دهند. ردپای ارز 4200 تومانی نیز به عنوان یکی دیگر از مصادیق حکمرانی غلط اقتصادی در این مهلکه مشهود است.

اقتصاد بر مدار صفر درجه

به نظر می رسد هرچه اقتصاد ایران در سایه توافق برجام به دست آورد (از رشد دورقمی تا تورم تک رقمی)، با خروج آمریکا از برجام به باد رفت و حالا پایان باز تحریم ها به مذاکرات احیای برجامی گره خورده است که با وقوع جنگ روسیه و اوکراین بلاتکلیف رها شده و هنوز به برداشته شدن دیوار بلند تحریم ها از پای اقتصاد ایران نینجامیده است. «تاریخ تکرار می شود»، گزاره معروفی است که فارغ از مرزهای سیاسی تقریبا در همه فرهنگ ها به چشم می خورد و بارها با سبک ها و ویرایش های مختلف چه در فرهنگ عامه و چه در نظریات علمی بازگو شده است. مشهورترین روایت آن، گفته کارل مارکس در کتاب «هیجدهم برومر لوئی بناپارت» است: «هگل در جایی می گوید که همه رویدادها و شخصیت ها در تاریخ گویی دو بار رخ می دهند. او فراموش می کند اضافه کند که بار نخست به صورت تراژدی، بار دوم به صورت کمدی». در ایران اما تکرار دوباره یک اتفاق لزوما کمدی نمی شود و طبق شواهد تاریخی، دست کم گرفتن علم اقتصاد در سیاست گذاری اقتصادی باعث شده تا یک تراژدی بارها و بارها در قامت کژفهمی سازوکارهای اقتصادی در سال های گذشته تکرار شود.

جامعه ایران در حالی آخرین سال قرن چهاردهم را پشت سر گذاشته که اعداد و ارقام از سقوط شاخص های رفاهی و کیفیت زندگی حکایت دارد. طبق آمارها، متوسط رشد اقتصادی در دهه 90 تقریبا صفر بوده و نیمی از سال های این دهه با رشد منفی سپری شده است. درآمد سرانه به عنوان یکی از مهمترین شاخص های رفاه از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۳۹۸ افت ۳۴ درصدی داشته و این بدان معناست که قدرت خرید هر شهروند ایرانی نسبت به سال ۱۳۹۰ یک سوم کاهش یافته است. بنابراین در صورت تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی، چند سال طول می کشد که تازه به سطح درآمدی ۱۳۹۰ بازگردیم؛ دهه پرفراز و فرودی که در آن تورم به سطح تاریخی 40 درصد نزدیک شد، دلار از مرز 30 هزار تومان فراتر رفت، سکه به کانال 16 میلیون تومان رسید و بورس قله 2 میلیون واحدی را پشت سر گذاشت و سپس فرو ریخت.

بعید به نظر می رسد که در هیچ مقطعی از تاریخ معاصر با انباشت این همه چالش مواجه بوده باشیم؛ تنگنای تحریم ها، فقدان ثبات اقتصادی، عدم جذب سرمایه خارجی و مهمتر از آن فرار سرمایه، کسری بودجه ساختاری، تورم دورقمی، شیوع کرونا، کم آبی و... همه اینها دهه 1390 را به یکی از دوره های ضعیف اقتصاد ایران تبدیل کرده و به همین خاطر است که بسیاری از اقتصاددانان بدان عنوان «دهه خاموش» داده اند. طرفه آنکه همه این چالش ها همچنان حی و حاضر هستند و دورنمای اقتصادی در سال و قرن جدید را تهدید می کنند. اقتصاد ایران در حالی در ابتدا و انتهای دهه گذشته دو موج گسترده تحریم را از سر گذرانده که تناظر زمانی این آمارها در سال های حضور و غیاب تحریم ها نشانگر درجه اهمیت آن و پیوستن یا جدا افتادن از قافله اقتصاد جهان است. کاش از قطار دنیا پیاده نشویم!

ارتباط با نویسنده: [email protected]

برچسب ها : اخبار امروز
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/MRFsQIE7
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
وبگردی
ماشین ظرفشویی بوشکامیونت فورسخرید بلیط هواپیمانرم افزار بهای تمام شده شُماران سیستمآزمون آنلاینقرص لاغریاستند خیریهحرف تو: مرجع مقایسه برند و بررسی کسب کارهاکاپشن مردانهکوچینگ چیستمشاور دیجیتال مارکتینگموفقیت در اینستاگرامآموزش اتاق معاملاتی فراز گلدخرید جم فری فایرقیمت نیم سکه
تبلیغات
  • تبلیغات بنری : 09031706847 (واتس آپ)
  • رپرتاژ و بک لینک: 09945612833

كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1393/2014
بازگشت به بالای صفحه