همه ما در زندگی اهدافی داریم و باید بتوانیم آنها را شناخته و اولویت بندی کنیم. این مسئله بسیار سخت تر از آن چیزی است که به نظر می رسد، چراکه هر روز مسائل اضطراری و فعالیت های کم اهمیت به وجود می آیند که با هم ترکیب شده و جلوی موفقیت مان را می گیرند. اگر نتوانیم آنها را به درستی اولویت بندی و مدیریت کنیم، پس از مدتی دچار یأس و نا امیدی خواهیم شد و به اهداف مان نیز نخواهیم رسید. رعایت اولویت بندی در شغل و زندگی می تواند مهارت مفیدی باشد و ما را در پروسه انجام کارهای مان یاری دهد.
ما در عصری زندگی می کنیم که ۲۴ ساعته در حال تغییر است و مسئله های جدیدی می آفریند. ممکن است این اتفاق موجب شود که گاهی اولویت بندی را فراموش کرده و تمرکزمان به هم بریزد. حال این حواس پرتی ممکن است به علل مختلفی نظیر شرایط کاری، محیط کار ناسالم، زندگی شخصی یا مدل شخصیت مان ایجاد شود. با قرار گرفتن در مقابل این موانع، نمی توان به درستی کار نمود و حالت خستگی یا ناامیدی در ما به وجود می آید اما با یک اولویت بندی درست میان مهم ترین کارها و فعالیت های غیرضروری می توان از این اتفاق جلوگیری کرد.

مهمترین مسئله شناخت این دو از یکدیگر است. باید در مورد آنها فکر کرد تا مرز میانش را پررنگ تر کرده و یک به یک سراغ آنها رفت. در بسیاری از مواقع ما سعی می کنیم روز یا هفته کاری را به پایان برسانیم تا اینکه برنامه ریزی کرده و در راستای اهداف مان قدم برداریم.
دانستن اولویت های موجود در زندگی می تواند ما را از یک شخص منفعل به یک فرد فعال تبدیل کند. شاید برای اینکه متوجه بشویم چه مسائلی در زندگی ما اولویت دارد، باید به سه سوال اساسی پاسخ بگوییم:
۱- از ما چه انتظاراتی می رود؟
مشخص کنید که در حال حاضر کدام وظیفه و فعالیت، هدف اصلی ماست و چه انتظاراتی از ما می رود. در موقعیت های کاری باید در نظر داشت که اصلی ترین مسئله در کار ما چیست و روی انجام کدام یک از وظایف باید تمرکز کنیم.
۲- چه روشی می تواند بهترین نتیجه را برایمان به ارمغان آورد؟
بدین منظور بهتر است لیستی از فعالیت هایی که به بهره وری و شکوفایی ما منتهی می شود، تهیه کرد. پس از آن با بررسی هر کدام باید فهمید که در کدامیک، از صلاحیت لازم برخورداریم یا چه مهارتی را باید بهبود ببخشیم.
مطلب مرتبط:موفقها همه چیز را اولویت بندی می کنند
۳- چه فعالیتی باعث خوشحالی ما می شود؟
مسلما ما پس از انجام وظایف خود خوشحال و سرزنده می شویم. باید ببینیم کدام یک از این اهداف بیشترین احساس سرخوشی را برایمان به ارمغان می آورد. برای مثال کدام کار است که حاضریم آن را مجانی هم انجام بدهیم.
پس از پرسیدن این سوال ها، پروسه اولویت بندی آسان تر می شود، چرا که دیگر می دانیم چه مسائلی برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار است و به کدام یک از موارد باید کمتر توجه کنیم. حال سه راهکار در این زمینه وجود دارد که می توان با تکیه بر آنها، در راه موفقیت قدم گذاشت.
نگذارید مسئله های اضطراری در مقابل راه تان قرار بگیرند
در زندگی روزمره ما مسائل اضطراری زیادی به وجود می آید که مجبوریم فورا به آنها رسیدگی کنیم. درست است که پرداختن به آنها امر مهمی به شمار می رود، اما باید همواره این سوال را از خودتان بپرسید که آیا توجه بیش از حد به آنها ممکن است رسیدن شما به اهداف تان را عقب بیندازد؟ اگر جواب مثبتی به این سوال دادید پس بهتر است قدری تامل کرده و کمتر سراغ این مسائل بروید.
بر اساس اولویت بندی خود زندگی کنید
یک برنامه زمانی مناسب برای رسیدن به تمامی اولویت های تان بریزید. سپس بر اساس آن یک لیست وظایف برای خود تعریف و برای انجام آنها محدودیت زمانی تعیین کنید. پس از آن با حفظ ترتیب اولویت به فعالیت های داخل این لیست رتبه بدهید. بدین شکل که کارهای آسان یا فعالیت هایی را که زمان کمتری می برند در اولویت قرار دهید. این مسئله موجب می شود که کارهای سخت یا کم اهمیت تر را شناخته تا بعدا به سراغ آنها بروید. بدین ترتیب لیست اولویت های خود را ساخته اید و می توانید بر اساس آن زندگی کنید. قرار گرفتن در پروسه انجام این فعالیت ها به زندگی نظم داده و باعث می شود نا امیدی کمتری تجربه کنید.
میان کار و زندگی تان تعادل برقرار کنید
برای بسیاری از ما، خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است. سوال بزرگ اینجاست که اگر نتوانیم احساس خوبی داشته باشیم یا عضوی از یک خانواده بوده و به آنها اهمیت بدهیم، پس چرا کار می کنیم؟
هیچ ایرادی ندارد که ساعت های زیادی را به کار و فعالیت بپردازیم اما باید توجه داشته باشیم که تعادل بهم نخورد. باید در کنار کار، زمانی هم برای خانواده در نظر گرفت بدین دلیل که ثابت شده اگر در میان روزهای کاری، اوقات مفیدی را هم با خانواده مان سپری کنیم، قادر خواهیم بود عملکرد بهتری از خود نشان داده و تجربیات بهتری را رقم بزنیم.