مسئله اختلاف نظر بین نسل های مختلف نیروی کار، نباید مانع از پیشرفت تیم شود. کلید رفع این مشکل، ارزشمند دانستن تمام افرادی است که در کنار هم کار می کنند.
لینا دیوی نویسنده، متخصص رهبری و بنیان گذار شرکت 3COze در مقاله ای می نویسد:
نخستین باری را که به عنوان یک مدیر؛ احساس پیری کردم به یاد می آورم. تقریبا ۱۰ سال پیش بود. با تیم جدیدم سر میز ناهار نشسته بودیم و برای آنها خاطره نخستین باری را که در دوران کودکی، با پول خودم یک صفحه گرامافون خریده بودم تعریف می کردم. یکی از اعضای تیم که 10 سال از من جوان تر بود با نگاهی حیرت زده از من پرسید: «صفحه گرامافون؟» او هرگز در زندگی اش یک تک آهنگ هم از گرامافون نشنیده بود. در همین تیم، یکی از دستیاران که ۳۰ سال از من مسن تر بود، شروع به صحبت کرد و نخستین آلبوم های موسیقی را که در کودکی شنیده بود، نام برد. عجیب بود که من هم تابه حال اسم این آهنگ ها را نشنیده بودم. طی چند سال بعد، مسائل متعددی را در این تیم تجربه کردم که آنها را «مشکلات بین نسل ها» می نامم. این تجربیات باعث شد چند درس مهم در مورد نسل های مختلف نیروی کار یاد بگیرم.

مهم ترین درس این است که به پیشینه کلیشه ها نگاه کنید. اختلاف بین نسل ها موضوعی واقعی است، ولی ما غالبا دوست داریم همه چیز را به افراط و تفریط بکشیم. برخی از رفتارها و نگرش هایی که آنها را به اختلاف نسل ها نسبت می دهید، ممکن است صرفا ناشی از این باشد که کارمند دیگری، در سن و مرحله متفاوتی از زندگی نسبت به شما است. یک کارمند ۲۳ ساله، پس از اینکه ۴۰ سال کار کرد، مثل یک کارمند ۶۳ ساله رفتار می کند.
البته سن و مراحل زندگی، گویای همه چیز نیست. اگر شما چند جوان بیست و چندساله در تیم خود داشته باشید، تعجب می کنید که آنها تا چه حد با هم متفاوتند. عمده تفاوتی که در میان جوانان مختلف می بینیم، به اختلاف نسل ارتباطی ندارد. تفاوتی که بین افراد یک نسل وجود دارد، بسیار بیشتر از اختلاف بین نسل ها است. زمانی که می خواهید نگرش هر یک از اعضای تیم را بررسی و تحلیل کنید، باید علاوه بر نسل، سن و مراحل زندگی، شخصیت فردی آنها را نیز در نظر بگیرید. هرگز اعضای تیم را برحسب سالی که متولد شده اند، گروه بندی نکنید.
در مرحله بعد، فراتر از کلیشه ها به دنبال شواهدی باشید که علت مشکل فعلی را توضیح دهند. چرا یک همکار یا هم تیمی می خواهد رهبری شما را به چالش بکشد؟ اگر می بینید آنها در مقابل رهبری شما مقاومت می کنند، به جای اینکه ناامید شوید با آنها همدلی کنید. اگر رهبری افرادی را به عهده دارید که از شما خیلی مسن تر هستند، شاید نگرانی آنها زیاد غیرمنطقی نباشد. زیرا سبک رهبری شما با فرهنگ حرفه ای آنها متفاوت است، یا به سادگی کارها را به شیوه ای متفاوت با آنها انجام می دهید. از طرف دیگر ممکن است ناراحتی آنها به سبک مدیریتی شما مربوط نباشد. شاید آنها به جوان بودن شما واکنش نشان می دهند، چراکه به آنها یادآوری می کند روی بخش نزولی نمودار حرفه ای خود قرارگرفته اند. پذیرش این واقعیت، کار آسانی نیست.
اما اگر کارمندانی را مدیریت می کنید که از شما بسیار جوان تر هستند، با چالش های کاملا متفاوتی روبه رو هستید. شاید آنها احساس می کنند سبک رهبری شما بسیار آهسته، محتاطانه و حتی سخت گیرانه است و شما به آنها اجازه نمی دهید فرصت بیشتری به دست آورند.
صرف نظر از اینکه شکاف نسل ها در چه جهتی است، یعنی از کارمندان خود بزرگ تر یا کوچک تر هستید، از آنها سوالات بامفهوم و متفکرانه ای بپرسید. آنها چه احساسی دارند؟ برای چه چیزی ارزش قائل اند؟ هرچه سوالات بیشتری بپرسید و گفتمان بیشتری داشته باشید، بهتر متوجه می شوید که اعضای تیم شما را چگونه قضاوت می کنند و علت مقاومت و واکنش های آنها چیست.
قضاوت یک خیابان دوطرفه است. درست همان طور که کارمندان تان شما را قضاوت می کنند، احتمالا شما هم پیش خودتان آنها را مورد قضاوت قرار می دهید. بسیار مهم است که کلیشه ها و فرضیات ذهنی خودتان را کنار بگذارید. تا زمانی که فرضیات و تعصب های غلط را حذف نکنید، قضاوت مانع از ایجاد روابط قوی با کارمندان خواهد بود. به عنوان مثال آیا تصور می کنید کارکنان مسن تر، درک کمتری از تکنولوژی دارند؟ در این صورت باید کلیشه «انسان مسن، تکنوفوب است» را از قاموس ذهنی خود پاک کنید.
مدتی وقت بگذارید و فکر کنید که در طول سال ها، چه تصویری با چه ویژگی هایی از نسل جوان و پیر در ذهن خود ساخته اید. سپس به تک تک افراد تیم خود فکر کنید. متوجه می شوید که کلیشه های ذهنی شما با همه افراد مطابقت ندارد. شما باید هر شخص را براساس نقاط قوت و ضعف او مدیریت کنید.
نکته بدیهی اینکه همه کارمندان در هر سنی که باشند، می خواهند مورد ارزش و احترام قرار بگیرند. اگر سبک مدیریتی شما به طور مستقیم یا حتی ضمنی، این سیگنال را ارسال می کند که برای کارمندان ارزشی قائل نیستید، خیلی زود آثار خدشه دار شدن احساس آنها را مشاهده می کنید: مقاومت، انزوا، خشم، یا نافرمانی. تعامل با اعضای تیم، نقطه شروع خوبی برای شما است. با آنها معاشرت کنید و نشان دهید که آنها را ارزشمند می دانید. از کارمندان مسن تر بپرسید:
- در طول مدتی که با این شرکت کار کرده اید، پیشرفت تیم را چگونه ارزیابی می کنید؟
- شما فرهنگ سازمانی را به خوبی می شناسید. فکر می کنید چگونه می توانیم با موفقیت این تحولات را پشت سر بگذاریم؟
- در مورد رویکرد جدید تیم چه چیزی شما را نگران می کند؟
سپس به پاسخ آنها با دقت گوش دهید. در مورد کارمندان جوان تر، روی ذهن باز و دیدگاه جدید آنها سرمایه گذاری کنید. از آنها بپرسید:
- به کدام ویژگی این شرکت علاقه داشتید که به ما ملحق شدید؟
- تاکنون با چه ایده های خوبی مواجه شده اید که می توانیم آنها را اینجا هم اعمال کنیم؟
- چه چیزهایی می توانید به من یاد بدهید و چگونه می توانید کمک کنید تا عصر دیجیتال را بهتر درک کنم؟
اگر به پاسخ جوانان توجه کنید، نکات بسیار مفیدی یاد می گیرید.
نکته مهم گفت وگوهای فوق، این نیست که هرکسی می تواند هر کاری که دوست دارد انجام دهد، بلکه این است که شما مقاومت و چالش های بالقوه ای را که ممکن است با آن مواجه شوید، بهتر درک کنید و حمایت کارمندان را به دست آورید.
- با توجه به صحبتی که کردید و شناختی که از تیم دارید، فکر می کنید چگونه این پروسه بهتر جواب می دهد؟
- با توجه به دیدگاهی که مطرح کردید، شما چه نقاط قوتی را به تیم اضافه می کنید؟
- شما چه نقشی را در حمایت از این تغییرات به عهده می گیرید؟
هرکدام از این سوالات باعث می شود کارمندانی که پیش ازاین با شما مخالف بودند، به شیوه ای سازنده با تیم همکاری کنند. اکثر افراد پیر و جوان، هنگامی که می بینند ایده های شان در عمل به کار گرفته شده، مقاومت خود را کنار می گذارند و به مشارکت روی می آورند.
در نهایت ممکن است درصد کمی از کارمندان، از تعاملات اجتناب کنند. مهم نیست شما چه راهکاری را امتحان می کنید، آنها در هر صورت از مخالفت دست برنمی دارند. با این افراد، صرف نظر از اینکه جوان هستند یا مسن، مثل سایر چالش های مدیریتی رفتار کنید.
وقت آن رسیده که از فکر کردن به مشکلات، تحت عنوان «اختلاف نسل ها»، دست بکشیم. اگر شما به طورکلی با یک نسل مشکل دارید، این موضوع به تعصبات شخصی خودتان برمی گردد. اگر با یکی از کارمندان، که اتفاقا هم نسل شما نیست، به مشکل برخورده اید، صرفا با یک کارمند دچار اختلاف نظر شده اید. واقعا وقت آن رسیده که از مطرح کردن اختلاف نسل ها، به عنوان بهانه ای که ما را از یکدیگر دور می کند اجتناب کنیم و روابط واقعی و نزدیک را بنا بگذاریم.