فرصت امروز: بازار خوراکی ها این روزها شبیه یک پازل به هم ریخته است: یک قطعه خبر از کاهش قیمت گوشت منجمد وارداتی می آید، قطعه دیگر از گرانی خزنده حبوبات، و همزمان نشانه های افت مصرف در کالاهای فصلی مثل زولبیا و بامیه دیده می شود. جمع این قطعات یک تصویر روشن می سازد: خانوار در حال بازچینی اجباری سبد مصرف است؛ نه با انتخاب، بلکه با محدودیت قدرت خرید.
در چنین فضایی، «کالاهای اساسی» دیگر فقط یک عنوان اقتصادی نیست؛ به زبان ساده یعنی اینکه خانواده ها چگونه پروتئین را جایگزین می کنند، مصرف را کم می کنند یا از کیفیت پایین تر می خرند. امروز اگر کسی بخواهد وضعیت بازار را بفهمد، باید همزمان چند بازار را کنار هم بگذارد: بازار گوشت و مرغ، بازار حبوبات، و حتی بازار شیرینی و میوه که خیلی سریع تر از بقیه، افت تقاضا را فریاد می زنند.

گوشت؛ کاهش قیمت وارداتی، اما فشار بر مصرف داخلی
در بازار گوشت قرمز، دو روند همزمان دیده می شود. از یک طرف، خبرها از افت قیمت گوشت منجمد وارداتی حکایت دارد و گفته می شود قیمت گوشت منجمد برزیلی به کمتر از یک میلیون تومان رسیده است. این افت قیمت معمولا از کانال افزایش عرضه واردات و تنظیم بازار می آید و برای مصرف کننده ای که از گوشت داخلی فاصله گرفته، یک گزینه جایگزین ایجاد می کند. از طرف دیگر، همین «دوگانه وارداتی-داخلی» یک پیام پنهان دارد: وقتی بخش بزرگی از تقاضا به سمت گوشت منجمد می رود، یعنی گوشت تازه و داخلی عملا برای دهک های بیشتری دست نیافتنی شده است.
نکته مهم اینجاست که کاهش قیمت وارداتی لزوما به معنای «ارزان شدن سبد پروتئین» نیست. چون خانوار فقط یک قلم نمی خرد؛ اگر گوشت کمی ارزان تر شود اما حبوبات و سایر اقلام بالا برود، نتیجه نهایی همچنان کوچک شدن سفره است. ضمن اینکه بازار گوشت وارداتی، به شدت به سیاست واردات، تخصیص ارز، و شبکه توزیع حساس است؛ یعنی این آرامش می تواند شکننده باشد.
مرغ و تخم مرغ؛ تعادل برگشته، ولی به شرط تداوم نهاده
در بازار مرغ و تخم مرغ، نشانه هایی از برگشت تعادل گزارش شده است؛ روایت غالب این است که التهاب صف و کمبود کمتر شده و قیمت ها از اوج های قبلی فاصله گرفته اند. اما پشت این آرامش یک شرط کلیدی وجود دارد: تامین نهاده های دامی و مدیریت توزیع. صنعت طیور یک زنجیره سریع و حساس است؛ اگر خوراک دام و طیور (ذرت و کنجاله) دچار اختلال شود یا سیاست های ارزی و وارداتی تغییر کند، قیمت ها می تواند در مدت کوتاه دوباره جهش کند.
از منظر رفتار مصرف کننده هم مرغ و تخم مرغ نقش «ضربه گیر» را بازی می کنند. وقتی گوشت قرمز گران می شود، فشار تقاضا به سمت مرغ و تخم مرغ منتقل می شود. اگر این دو قلم هم بی ثبات شوند، خانوار مجبور است از پروتئین حیوانی فاصله بگیرد و به سمت جایگزین هایی مثل حبوبات برود؛ و همین انتقال تقاضا، خود یکی از موتورهای گرانی حبوبات است.
حبوبات؛ گرانی خزنده با ریشه های واقعی
حبوبات در ماه های پرمصرف، همیشه حساس می شود، اما امسال شدت نگرانی بیشتر است. گزارش های بازار از افزایش تدریجی قیمت ها و حرکت برخی اقلام به سمت سطوح بالاتر خبر می دهند. حبوبات در ظاهر کالای ساده ای است، ولی پشت قیمت آن چند عامل تعیین کننده وجود دارد: هزینه حمل و نقل، نرخ ارز برای واردات یا تامین بخشی از نیاز، رفتار ذخیره سازی و واسطه گری، و حتی انتظارات تورمی خانوارها که باعث خریدهای پیش دستانه می شود.
یک نکته مهم این است که حبوبات دیگر فقط «جایگزین ارزان گوشت» نیست؛ در عمل خودش تبدیل به یک کالای نسبتا گران شده است. وقتی عدس، لپه یا لوبیا با جهش های قابل توجه روبه رو می شود، خانوار نه تنها در گوشت، بلکه در جایگزین هم ضربه می خورد. نتیجه این چرخه، کاهش کیفیت تغذیه و کوچک شدن سهم پروتئین در سفره است.
زولبیا و بامیه؛ شاخص پنهان افت قدرت خرید
بازار زولبیا و بامیه هر سال در رمضان یک «تب مصرفی» دارد و دقیقا به همین دلیل، افت فروش آن یک علامت مهم است. وقتی گفته می شود میزان مراجعه و فروش نسبت به سال های قبل حدود ۵۰ درصد کاهش داشته، این فقط خبر شیرینی فروشی نیست؛ این یک شاخص رفتاری از قدرت خرید است. شیرینی، به ویژه در ایام مناسبتی، جزو اولین اقلامی است که خانوار در شرایط فشار اقتصادی حذف یا کم می کند.
این افت تقاضا، معمولا همزمان با افزایش هزینه های تولید (روغن، شکر، آرد و ...) اتفاق می افتد؛ یعنی هم تولیدکننده تحت فشار است، هم مصرف کننده. در نتیجه بازار به جای تعادل سالم، به سمت کاهش حجم فروش و کوچک شدن گردش مالی حرکت می کند.
میوه و خرما؛ نرخنامه رسمی یک چیز است، واقعیت بازار چیز دیگر
در بازار میوه، تفاوت قیمت میان اقلام وارداتی یا خاص با میوه های رایج، فاصله طبقاتی در مصرف را برجسته تر کرده است. نرخنامه های رسمی برای میادین میوه و تره بار منتشر می شود و بعضی اقلام قیمت های بسیار بالایی دارند که از منظر مصرف خانوار متوسط، بیشتر شبیه کالای لوکس است تا خوراک روزمره. همزمان در خرما هم اعلام قیمت مصوب خرمای تنظیم بازار نشان می دهد دولت تلاش دارد برای ماه رمضان یک سقف ذهنی ایجاد کند تا بازار از کنترل خارج نشود.
اما تجربه بازار می گوید «قیمت مصوب» فقط یکی از قطعات پازل است. اگر شبکه توزیع، بسته بندی، و عرضه در فروشگاه ها کنترل نشود، قیمت نهایی برای مصرف کننده می تواند متفاوت باشد. به همین دلیل، بازار میوه و خرما معمولا در اسفند و رمضان، بیش از هر زمان دیگری مستعد دو نرخی شدن و اختلاف میان نرخنامه و بازار آزاد است.
جمع بندی؛ سفره در حال بازتعریف است
اگر بخواهیم روایت امروز بازار خوراکی ها را در یک جمله خلاصه کنیم: «مصرف کننده در حال عقب نشینی است.» گوشت وارداتی ارزان تر می شود چون تقاضا به آن پناه برده، مرغ و تخم مرغ فعلا متعادل است ولی به نهاده وابسته است، حبوبات به دلیل افزایش تقاضای جایگزین و فشارهای هزینه ای گران تر می شود، زولبیا و بامیه افت فروش می خورد چون توان خرید پایین آمده، و میوه و خرما با سیاست نرخنامه و تنظیم بازار پیش می رود اما همچنان مستعد اختلاف قیمت است.
نتیجه عملی برای خانواده ها روشن است: سفره، نه فقط گران تر، بلکه «متفاوت تر» شده؛ یعنی ترکیب کالاها تغییر کرده و سهم اقلامی که زمانی عادی بود، حالا به سمت حذف یا کاهش مصرف رفته است.