پنج شنبه, 16 اسفند 1397 - 15:04

آیا کار پرفشار همیشه موفقیت به همراه دارد؟

سریع تر حرکت کنید. بیشتر کار کنید. هرچه بیشتر و سخت تر فعالیت کنید، میزان رشد کسب وکارتان سریع تر و بهتر خواهد بود. چنین عبارت هایی برای شما آشنا هستند؟ شبکه های اجتماعی پر از افراد تاثیرگذار، کارآفرینان و به اصطلاح کارشناس هایی است که به طور شبانه روزی مشغول فعالیتند. متاسفانه در شبکه های اجتماعی برندها بیشتر از آنکه به دنبال تولید محتوای ارزشمند باشند، به خود و کارمندان شان فشار بسیار زیادی در جهت فعالیت بیشتر می آورند.

اگرچه من در این مقاله در تلاش برای اثبات زیان های کار بیش از اندازه و پرفشار هستم، اما در دوران ابتدای تاسیس شرکتم به سختی و برای ساعت های متمادی مشغول به کار بودم. سال های بسیاری من 80 تا 90 ساعت کار در هفته را تجربه کرده ام. در آن دوران من «کار پرفشار» با «تولید مفید» و «کار کردن» را با «نتیجه بخشی» اشتباه گرفته بودم. متاسفانه در آن دوران تمرین های متمرکزی برای آگاهی از شیوه های درست فعالیت تجاری نداشتم. به خوبی در یاد دارم در طول سال های نخست تاسیس شرکتم هرگز به فکر سفر، تفریح، دوستان و خانواده نبودم. آن دوران فکر من این بود که کار بیشتر و دشوارتر برای ساعت های متمادی موفقیت به همراه دارد. اکنون به خوبی می دانم آن دوران سخت در اشتباه بودم. البته این آگاهی به راحتی حاصل نشد. بالاخره کارهای سخت و طاقت فرسا کار دست من داد. در سال 2017 به دلیل حمله عصبی ناگهانی چند روزی در بیمارستان بستری بودم. توصیه پزشکان به من کناره گیری از کسب و کار برای چند ماه بود. اشتباه من واضح بود: کار بیش از اندازه و غیراصولی.

موفقیت کسب و کار

یکی از دلایل اصلی تاکید بسیاری از کارآفرینان روی مفهوم «کار پرفشار» تلقی «کار آهسته» به عنوان کار بیهوده است. شاید در ابتدا خنده دار به نظر برسد، اما کاهش حجم پرفشار کاری فرق میان موفقیت و شکست را تعیین می کند.

در حالی که بسیاری از کارشناس ها و افراد تاثیرگذار در شبکه های اجتماعی به طور غیراصولی در حال توسعه مفهوم «کار پرفشار» هستند، بسیاری از افراد موفق در حوزه کسب وکار و کارآفرین های برجسته کار مفید و متناسب با شرایط زندگی را توصیه می کنند. چندی پیش من در مصاحبه ای از سوی INC به گفت وگو با برخی از بزرگترین میلیاردهای آمریکایی پرداختم. نکته مشترک توصیه های همه آنها تاکید روی پرهیز از کار بیش از اندازه و غیراصولی بود.

مطلب مرتبط: رموز موفقیت در کسب و کار

در ادامه مقاله حاضر هدف من بررسی چهار دلیل عمده برای تاثیربخشی کاهش میزان حجم پرفشار کاری است. به این ترتیب علاوه بر پیگیری اهداف و موفقیت برندمان لذت بیشتری از کار کردن خواهیم برد.

1. فشار کمتر یعنی وضوح بیشتر

فایده کار پرفشار در صورتی که مسیر را اشتباه برویم، چیست؟ متاسفانه بسیاری از مردم به صورت بی وقفه و خستگی ناپذیر در حال فعالیت در مسیری هستند که هیچ نتیجه موفقیت آمیزی برای آنها به همراه ندارد. چنین فرآیندی درست مانند دویدن روی تردمیل است. شما نهایت تلاش خود را خواهید کرد، با این حال هیچ گاه به پایان نمی رسید.

نخستین فایده کاهش حجم کاری امکان مشاهده واقعیت ها به صورت واضح تر است. اگر ما به طور شلخته واری در حال دویدن با سری پایین باشیم، هیچ گاه فرصت نگاه به مسیر مورد نظر را نخواهیم داشت. به همین خاطر امکان تمایز مسیر درست و غلط وجود ندارد. به طور مشابه، اگر با سری پایین و به سرعت در حال دویدن باشیم، فرصت های طلایی گوشه مسیر را به خوبی مشاهده نخواهیم کرد. در چنین مواقعی ما درگیر روندی بدون دقت و وضوح خواهیم بود.

به منظور درمان وضعیت موجود، برنامه منظمی برای ساعت های کاری در طول هفته ترتیب دهید. بخشی از ساعت مورد نظر باید برای ارزیابی فعالیت های روزانه و هفتگی باشد. به این ترتیب ما با فرصت کافی مشغول بررسی نقاط ضعف خواهیم شد. همچنین زمان کافی برای اندیشیدن به چالش های پیش رو را نیز در اختیار داریم. هدف اصلی در چنین زمان هایی بررسی مسیر کسب وکارمان و راهکارهای جایگزین برای بهبود عملکرد کلی شرکت است.

2. فشار بیش از حد در صورتی که مرده باشیم، بی فایده است

در حالی که تیتر این بخش اغراق آمیز است، بدون تردید باید معنای اصلی آن را متوجه شده باشید: در صورتی که توان عمل مفید نداشته باشیم، امکان ساختن موفقیت آمیز را هم نداریم. در مورد تجربه من، شاید حمله عصبی شدیدتر می شد. در بدترین حالت نیز شاید یک سکته کامل را تجربه می کردم. در موارد دشوار، سکته موجب مرگ یا حتی از کارافتادگی بخشی از بدن نیز می شود. به این ترتیب تمام رویاهای من بر باد می رفت.

اگر هدف شما موفقیت است، باید زمان و فرصت کافی را به بدن، ذهن و فکرتان برای استراحت بدهید. در غیر این صورت از حالت سلامتی دور می شوید. در طول روز ما 24 ساعت زمان داریم. بدون تردید هیچ بهانه ای برای اختصاص تمام این زمان به کار وجود ندارد. در این میان ما باید زمانی را برای استراحت، تغذیه سالم و معاشرت با دوستان و خانواده اختصاص دهیم.

هر انسانی به طور متوسط 53 دقیقه از روز خود را در اینستاگرام سپری می کند. در این آمار به گزارش موسسه Recode زمان وقت گذرانی در فیس بوک، توییتر، لینکدین و اسنپ چت محاسبه نشده است. بدون تردید اگر در این شبکه های اجتماعی هم عضویت داشته باشیم، مدت زمان فوق افزایش چشمگیری خواهد یافت. به این ترتیب تلقی کاهش زمان کار پرفشار به عنوان امری لوکس و ایده آل غیرمنطقی خواهد بود. ما درست به اندازه فردی مانند اپرا، مارک بنیوف (مدیرعامل برند SalesForce)، آریانا هافینگتن و جف وینر (مدیرعامل لینکدین) زمان در طول روز داریم. اگر این افراد وقت کافی برای استراحت و تفکر پیرامون برنامه های کاری شان را دارند، ما نیز باید چنین وقتی را داشته باشیم.

3. فشار کمتر احساسات را مهار می کند

بسیاری از مردم هیچ فایده ای در احساسات برانگیخته شان پیدا نمی کنند. با این حال احساسات در حالت متعادل شان به خوبی مسیر درست را به افراد نشان می دهند. همچنین احساسات ما بهترین نمونه از واکنش صحیح به موقعیت های مختلف است. افراد موفق به خوبی احساسات شان را درک و آنها را مدیریت می کنند. به این ترتیب آنها هیچ گاه اجازه واکنش احساسی و خارج از چارچوب به خود نخواهند داد.

یک ضرب المثل بودایی جالب در زمینه مورد بحث ما وجود دارد: اگر نمی توانی بر آن نامی بگذاری، قدرت اهلی کردنش را هم نخواهی داشت. مزیت اصلی کاهش فشار کاری امکان درک احساسات و توصیف شان است. به این ترتیب با مهار واکنش های بسیار عاطفی و شدید فرصت کافی برای مدیریت شان و دریافت نکات مهم از دل آنها وجود خواهد داشت.

به عنوان مثال، خشم یک احساس بسیار قوی است. این احساس به ما از وجود المان یا کاری اشتباه خبر می دهد. وقتی ما خشم را کنترل کنیم، فرصت تغییر اوضاع نامناسب را خواهیم داشت. اگر ما همیشه در حال کار اضافه و پرفشار باشیم، توان کافی برای مهار خشم خود را نخواهیم داشت. بهترین مزیت کنترل احساسات نیز دقیقا در همین نکته نهفته است. درست به همین دلیل بسیاری از افراد توان بیان نکات مثبت احساسات شان را ندارند.

4. تصمیم های بهتر از راه می رسند

کار پرفشار در صورتی که یک تصمیم اشتباه همه برنامه ها و زحمات مان را به هم بریزد، هیچ فایده ای نخواهد داشت.

مطلب مرتبط: نکاتی که رهبران برای کسب موفقیت باید بدانند

اگر بخواهیم بحث را ساده سازی کنیم، ذهن ما شبیه به موتور یک خودرو است. اگر ما همیشه پای مان روی پدال سرعت باشد، دور موتور همیشه قرمز خواهد بود. در نهایت نیز موتور داغ کرده و خراب می شود. وقتی ما در طول کار زمانی را به استراحت اختصاص می دهیم، در حقیقت از جوش آوردن موتور زهن مان اجتناب خواهیم کرد. وقتی ذهن ما در حال مسابقه نیست، امکان بهتری برای بررسی شرایط دارد. به این ترتیب به خوبی اتفاق های بد و خوب را از هم تشخیص می دهد. به علاوه فرآیند تصمیم گیری ما نیز بسیار هوشمندانه تر پیگیری خواهد شد.

توصیه های مطرح در این مقاله به شما در زمینه فعالیت تجار بهتر کمک خواهد کرد. همچنین میزان کارایی و نتیجه بخشی تلاش های ما را نیز بهبود می بخشد. در این میان ثبات نیز به عنوان حلقه گم شده کسب وکارمان به شرکت ما باز خواهد گشت.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید