یکشنبه, 11 خرداد 1399 - 18:00

وقتی شرایط دنیای اقتصاد مانند دوران کنونی نامساعد است، نیاز به یک برند قدرتمند برای جلب نظر مشتریان بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. برندهای بزرگ و قدرتمند همیشه در دوران بحران به خوبی امکانات مدیریت شرایط را در دست می گیرند. این امر ناشی از توانایی آنها برای جلب اعتماد مشتریان و بهبود شرایط نامساعد جاری است. یکی از نکات مهم در موقعیت های بحرانی توجه به ادراک مشتریان از برندمان پس از پایان بحران است. بسیاری از برندها در فعالیت عملی شان به این نکته مهم توجه ندارند. به این ترتیب در نهایت به بدترین شکل ممکن بحران ها را پشت سر می گذارند.

شرکت ها در راستای ایجاد ارتباط بهتر با مشتریان و دیگر شرکت ها اقدام به ایجاد برند می کنند. در غیر این صورت دلیلی برای تاسیس برند از سوی شرکت ها وجود ندارد. هر کسب و کار در شرایط عادی باید ارزش‎های خود را به نمایش بگذارد. این نکته در شرایط بحرانی اهمیت دوچندانی پیدا می کند. گاهی اوقات برندها در بیان ماهیت و حوزه تخصصی شان نیز دچار مشکل می شوند. با این حساب فرآیند برندسازی برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.

بزرگ ترین اشتباهات برندسازی

بدون تردید ایجاد ارتباط با دیگران در شرایط بحرانی دشواری بسیار زیادی دارد. اگر شما به دنبال کسب موفقیت در دنیای کسب و کار هستید، باید این نکته را به طور ویژه مدنظر قرار دهید. در غیر این صورت امکان دستیابی به موفقیت و جلب نظر مخاطب هدف را نخواهید داشت.

مطلب مرتبط: 7 اشتباه برندسازی بزرگ

تلاش برای ارتقای کیفیت برند همیشه ایده مناسبی محسوب می شود، با این حال شیوه اعمال این استراتژی اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر ما تکنیک های نامناسبی برای ارتقای کیفیت برندسازی مان به کار گیریم، اعتبار فعلی برندمان نیز دستخوش تغییر منفی خواهد شد. من در طول دوران فعالیتم با شرکت های بسیار زیادی در حوزه برندسازی همکاری داشته ام. برخی از اشتباهات در حوزه برندسازی به طور مداوم تکرار می شود. اگر شما به عنوان مدیر کسب و کار یا مسئول بخش برندسازی از اشتباهات رایج خودداری کنید، بخش قابل توجهی از موفقیت برندتان تضمین خواهد شد.

هدف اصلی ما در این مقاله بررسی پنج اشتباه رایج در زمینه برندسازی و تلاش برای جست‎وجوی راهکارهای رفع آنهاست. در ادامه هر کدام از اشتباهات رایج و راهکارهای غلبه بر آنها در بخش های جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

1. عدم توجه به ارزش های برند

امروزه تعداد برندهای شبیه به هم به طور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرده است. دلیل این امر تلاش اغلب برندها برای جلب نظر مخاطب هدف در بازه های زمانی کوتاه است. به عبارت بهتر، اکنون کمتر برندی به تعامل بلندمدت با مشتریان توجه دارد. همین امر موجب استفاده از تکنیک های شبیه به هم از سوی برندهای مختلف در کسب و کارهای گوناگون می شود.

برند ما باید جذابیت بالایی برای مخاطب هدف داشته باشد. وقتی صحبت از جذابیت می شود، هدف اصلی انتخاب نامی عجیب و غریب نیست. بسیاری از برندها بیش از آنکه به دنبال ارائه ارزشی خاص به مشتریان باشند، درگیر انتخاب نام و دیگر الگوهای جانبی هستند. امروزه اغلب مشتریان در تعامل با برندها به دنبال رفع نیازهای اصلی شان یا دستیابی به آنچه مطابق سلیقه شان باشد، هستند بنابراین نام یک برند تاثیر چندان مهمی بر روی ذهنیت مشتریان ندارد. به عنوان مثال برندهای نایک و گوگل را مدنظر قرار دهید. این دو برند در طول سال های متمادی خدمات و محصولات کاربردی در اختیار مشتریان قرار داده اند. درست به همین خاطر در سراسر دنیا نام های به شدت شناخته‏شده ای هستند.

تاثیرگذاری بر روی مشتریان نیازی به سرمایه‏ گذاری عظیم بر روی بخش های مختلف شرکت ندارد. در عوض ما باید بیشتر بر روی نکات کلیدی کسب و کارمان تاکید کنیم. به این ترتیب شانس بیشتری برای جلب نظر مشتریان و تعامل با آنها خواهیم داشت. بدون تردید هر شرکتی در ابتدای تاسیس برند به دنبال تحقق اهداف خاصی است. اغلب کارآفرینان برای برندشان ارزش های خاصی ترسیم می کنند. استفاده از ارزش های برند در فرآیند تعامل با مشتریان اهمیت بسیار زیادی دارد. برندهای بزرگ مانند نایک همیشه در کمپین های بازاریابی و تعامل شان با مخاطب هدف به ارزش های مرکزی شان ارجاع می دهند. ما نیز در زمینه طراحی کمپین های بازاریابی و تعامل با مخاطب هدف باید همین شیوه را اعمال کنیم.

مشتریان باید همیشه یک نکته مهم برای تعامل با ما در ذهن شان داشته باشند. به عنوان مثال، وقتی مشتریان با برند نایک در تعامل هستند، همیشه شعارهای تبلیغاتی اصلی این برند و کیفیت کفش های ورزشی اش را به خاطر می آورند. این نکته از نقطه نظر بازاریابی و برندسازی دارای اهمیت بسیار زیادی است. برخی از برندها علی رغم سرمایه ‏گذاری قابل توجه توانایی ماندگاری در ذهن مخاطب هدف را ندارند. به همین خاطر در تحلیل نهایی تمام تلاش های آنها با شکست مواجه می شود.

مطلب مرتبط: پیشگیری از اشتباهات برندسازی

2. جایگزینی شرکت با مشتریان

یکی از اشتباهات رایج کسب و کارهای کوچک در زمینه مدیریت برند جایگزینی خود با مشتریان شان است. به این ترتیب آنها در عمل توجه به مراتب بیشتری به سلیقه شخصی شان در مقایسه با نیازهای جاری یا سلیقه مشتریان دارند. بسیاری از برندها به همین خاطر کمتر مورد توجه و پسند مشتریان قرار می گیرند. امروزه برترین برندها توانایی قابل توجهی در شناخت سلیقه مشتریان و تغییرات آن دارند بنابراین ما در زمینه مدیریت برند باید مشتریان را در کانون توجه شان قرار دهیم.

اگر شما به عنوان یک کسب و کار کوچک در تلاش برای تعامل با مشتریان هستید، باید کانال های ارتباطی تان را گسترش دهید. ضعف اغلب استراتژی های برندسازی فقدان برنامه ای جامع برای تعامل با مخاطب هدف است. به این ترتیب ما دیگر مشکلی از نظر تعامل یا مخاطب هدف و دریافت نظرات آنها نخواهیم داشت.

3. تاکید بیش از اندازه به محدودیت های برند

بدون تردید هر برندی در عرصه کسب و کار با محدودیت های قابل ملاحظه ای مواجه است. نکته مهم در این میان تلاش برای مدیریت محدودیت ها و تاکید بیشتر بر روی امکانات برند است. امروزه برخی از برندها دقیقا شیوه برعکس را مورد توجه قرار می دهند. به این ترتیب بیشتر برای فرار از مسئولیت های شان در حوزه های مختلف به محدودیت های شان ارجاع می دهند.

نخستین نکته منفی در مورد تاکید بر روی محدودیت های برند مربوط به ناامیدی مشتریان از کسب و کارمان است. ما همیشه باید جلوه ای جذاب از برندمان برای مخاطب هدف ترسیم کنیم. در غیر این صورت در ادامه مسیر کسب و کار با مشکل مواجه خواهیم شد. مسئله مهم در این بخش عدم تاکید بی مورد بر روی توانایی های برندمان است. سطح انتظارات مشتریان با توانایی برند ما رابطه مستقیم دارد. حال اگر ما بی جهت انتظارات مشتریان را افزایش دهیم، دیگر توانایی مدیریت و پاسخگویی به آن را نخواهیم داشت.

کسب و کارها در طول زمان توسعه پیدا می کنند. اگر ما به طور مداوم بر روی محدودیت های کسب و کارمان تاکید داشته باشیم، دیگر توانایی توجیه پیشرفت و توسعه برندمان را نخواهیم داشت. نکته مهم در اینجا تعامل صمیمانه با مشتریان است. امکان توضیح محدودیت های برند و مدیریت سطح انتظارات مشتریان از کسب و کارمان با توجه به سطح رابطه عمیق میان برندمان و مشتریان بسیار راحت تر خواهد بود.

4. صرف هزینه های گزاف در بخش بازاریابی

برندهای موفق هنر ارتقای پیام اصلی کسب و کارشان در بازار را دارند. بسیاری از کسب و کارهای کوچک نسبت به صرف هزینه های قابل توجه در بخش بازاریابی ترس دارند. این امر موجب ناتوانی مداوم آنها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف شان می شود. برندهای بزرگ مانند نایک یا اپل با صرف بودجه های عظیم در بخش بازاریابی موفق به تاثیرگذاری بر روی مشتریان شده اند.

نکته مهم در این بحث استفاده از امکانات موجود و تعیین بودجه های مناسب برای بازاریابی است. برخی از برندها بازاریابی مناسب را فقط سرمایه‎گذاری بیشتر و صرف بودجه کلان تر می دانند. گاهی اوقات امکان دستیابی به موفقیت های بازاریابی با بودجه های منطقی و اندک نیز وجود دارد بنابراین تلاش برای صرف هزینه های کلان همیشه ایده مناسبی محسوب نمی شود.

5. تعریف برندسازی به عنوان طراحی لوگو

برندسازی فرآیندی فراتر از ایجاد یک لوگو است. بسیاری از شرکت ها پس از طراحی یک لوگو مدعی تاسیس یک برند کامل هستند. این امر اغلب اشتباهی بزرگ در زمینه بازاریابی محسوب می شود. ما وقتی به فرآیند برندسازی نگاه می کنیم، باید یک مجموعه به هم پیوسته را مدنظر داشته باشیم. طراحی شعار تبلیغاتی، ارزش های مرکزی و همچنین جلوه ای خاص و حرفه ای جزوی از عملیات برندسازی محسوب می شود بنابراین ما باید همیشه توجه مناسبی به این نکات داشته باشیم.

مطلب مرتبط: 5 کاری که در برندسازی نباید انجام دهید

حذف هر کدام از بخش های برندسازی خطر ساده انگاری را پیش می کشد. بسیاری از برندها با تلقی های ساده‏انگارانه وارد دنیای کسب و کار می شوند. سرانجام چنین برندهایی مواجهه با واقعیت های کسب و کار و شکست های بزرگ به طور ناگهانی است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید