سال هاست درباره اینکه هوش مصنوعی چه کارهایی می تواند بکند حرف می زنیم؛ از تولید متن و تصویر تا برنامه نویسی و تحلیل داده. اما سوالی که حالا با شدت بیشتری مطرح می شود این است: این همه محاسبه قرار است با چه انرژی ای اجرا شود؟ رشد انفجاری دیتاسنترها، GPUهای پرمصرف، سیستم های خنک سازی و شبکه های برق رسانی، هوش مصنوعی را از یک موضوع نرم افزاری به یک مسئله زیرساختی و حتی سیاسی تبدیل کرده است. در آمریکا، همزمان با رقابت AI میان غول های فناوری، نگرانی از فشار روی شبکه برق و هزینه هایی که ممکن است به مصرف کننده منتقل شود، وارد بحث عمومی شده است.

به گزارش واشنگتن پست، در یکی از برنامه های این رسانه با اجرای مگان مک اردل، تاکید شده که انفجار هوش مصنوعی به دیتاسنترهای عظیم و در نتیجه انرژی عظیم نیاز دارد و بحث اصلی این است که یک ایالت مثل ماساچوست و حتی کل کشور، چگونه باید تقاضای برق و نیازهای زیرساختی موج AI را تامین کند؛ در این گفت وگو حتی یک نماینده کنگره (جیک آوچینکلاس) درباره تغییر نگاهش به AI و ضرورت برنامه ریزی برای برق و زیرساخت صحبت می کند. این زاویه دید، یک پیام روشن دارد: آینده AI فقط به مدل و الگوریتم وابسته نیست؛ به کابل، نیروگاه، مجوزها و زمان ساخت هم وابسته است.
همزمان، در گزارش های اقتصادی هم نشانه های اصطکاک دیده می شود. رویترز در گزارشی درباره «شوک برق» می گوید بخشی از دیتاسنترها به سمت ساخت نیروگاه اختصاصی خودشان می روند تا از کمبود ظرفیت شبکه و تاخیرهای اتصال فرار کنند. طبق همین گزارش، یک شرکت مشاوره انرژی ده ها پروژه دیتاسنتری را شناسایی کرده که برنامه ساخت نیروگاه مستقل دارند و بخش بزرگی از ظرفیت برنامه ریزی شده دیتاسنترها را پوشش می دهند؛ بسیاری از این نیروگاه ها گازسوز طراحی شده اند، هرچند گزینه های تجدیدپذیر و حتی هسته ای هم مطرح است. معنی ساده این روند این است که «تامین برق» به گلوگاه تبدیل شده و بازیگران AI حاضرند برای دور زدن آن، خودشان وارد سرمایه گذاری انرژی شوند.
از سمت سیاست هم ماجرا جدی شده است. رویترز گزارش داده کاخ سفید قرار است شرکت های بزرگ فناوری را برای نهایی کردن یک تعهد با محور «حفاظت از مشترک برق» دور یک میز جمع کند؛ هدف اعلامی این است که هزینه افزایش قیمت برق ناشی از رشد دیتاسنترها به خانوارها منتقل نشود. در روایت سیاسی، پیام دولت این است: اگر می خواهید دیتاسنترهای عظیم بسازید، «برقش را هم خودتان تامین کنید» یا دست کم هزینه اضافی را به نرخ برق عمومی تحمیل نکنید. این نگاه، در عمل می تواند به مدل های جدید قرارداد برق، سرمایه گذاری مشترک در تولید انرژی، یا حتی فشار برای ساخت نیروگاه های جدید منجر شود.
اما این داستان فقط آمریکا نیست و فقط امروز نیست. هر جا AI شتاب می گیرد، تضاد میان سرعت توسعه نرم افزار و کندی ساخت زیرساخت رخ می دهد: ساخت نیروگاه، ارتقای شبکه، گرفتن مجوزها، تامین ترانس، توربین و تجهیزات خنک سازی، همه زمان بر است. از طرف دیگر، اگر برق از مسیرهای فسیلی تامین شود، بحث انتشار و سیاست اقلیمی هم تشدید می شود. بنابراین بسیاری از بازیگران به ترکیبی از گاز (برای سرعت و قابلیت اطمینان)، تجدیدپذیر (برای کاهش کربن) و حتی گزینه های هسته ای (برای تولید پایدار) فکر می کنند؛ اما هر کدام، چالش سرمایه، مجوز و پذیرش اجتماعی دارد.
جمع بندی این خبر این است که موج هوش مصنوعی وارد مرحله ای شده که «محدودیت های فیزیکی» می تواند سرعتش را تعیین کند. اگر دولت ها و شرکت ها نتوانند همزمان با رشد مدل ها، رشد برق و زیرساخت را هم جلو ببرند، انقلاب AI ممکن است نه به خاطر کمبود داده یا استعداد، بلکه به خاطر کمبود مگاوات و کابل متوقف شود.