یکشنبه, 11 بهمن 1394 - 00:05

هر روز که می‌گذرد مسائل مربوط به رفتار انسان در جامعه و طبیعت بیشتر مورد کاوش پژوهندگان قرار می‌گیرد. این به آن علت است که مسائل حوزه روان‌شناسی و روان‌کاوی بیشتر از علوم دیگر برای ما انسان‌ها نامکشوف و در پرده ابهام قرار دارد. مسائل اقتصادی و کمیت و کیفیت بازار زمانی‌که در مواجهه با رفتار مشتریان و مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد از تئوری‌های روان‌شناسی و علوم شناختی بهره می‌برند. رسانه‌ها نقش بزرگی در انعکاس رفتار لایه‌ها و طبقات اجتماعی دارند و می‌توانند با نشان‌دادن مناسب، اغراق‌آمیز یا کم اهمیت جلوه دادن چگونگی مصرف و تولید هر بخش در جهان اقتصاد، تأثیرات لازم را بر تصمیم‌گیری‌های آینده دخالت دهند.

در ارتباط با تحریم‌های ایران که در گذشته اتفاق افتاد، به‌خصوص در 10 سال اخیر، این مسئله مصداق دارد.با توجه به تصمیمات شورای امنیت ملل متحد، دولت و کنگره آمریکا، اتحادیه اروپا و تحریم‌هایی که به ناحق علیه ایران برقرار کردند این موضوع انعکاس چند برابر بزرگ‌تر در رسانه‌ها داشت. رسانه‌های جهانی که عمدتا در اختیار سرمایه‌گذاران بزرگ و شرکت‌هایی که مالکان آنها غول‌هایی همچون رابرت مورداک و تد ترنر هستند سعی کردند که به صورت غیر‌واقعی ابعاد تحریم‌های ایران را چند برابر نشان دهند.

رسانه‌های دیگر از این انعکاس رسانه‌ای که من از آن به بازگشت صدا در یک دره سنگی یاد می‌کنم فریب خوردند و کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و امارات متحده عربی تحریم‌هایی دو چندان بیشتر از تحریم‌های اولیه وضع کردند. آنگاه در بازارهای سرمایه، تولید و خدمات دیگر، شرکت‌ها و بنگاه‌های بزرگ و کوچک از این رویه تقلید کردند.

نکته اینجاست که شرکت‌های کوچک‌تر که مایل به پرداخت هزینه ریسک و عدم قطعیت نبودند و شرکت‌های آنها توانایی آن را نداشت که در بازار‌هایی وارد شوند که به یکباره احتمال شکست با احتمال 50 درصد یا بیشتر را داشتند خود را از بخش‌های مختلف صنعتی و خدماتی ایران کنار کشیدند و هر گاه که با آنها صحبت می‌شد به نوعی ابراز می‌کردند که می‌دانیم؛ ما شرکت‌ها یا بانک‌های کوچکی هستیم و نمی‌توانیم در این موضوع ریسک کنیم.

به نظر من اهمیت سفر رئیس جمهور به ایتالیا و فرانسه در همین نکته نهفته است که به جای تشدید انعکاس صدای تحریم در رسانه‌ها و در میان شرکت‌های متوسط و کوچک، امروزه ما ملاحظه می‌کنیم که از طرف تصمیم‌گیران کلیدی در جهان که همانا برخی از آنها کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا هستند، پیام‌هایی مبنی بر اینکه مشکلات کار با ایران به اتمام رسیده است را در رسانه‌ها مشاهده می‌کنیم. به نظر من پیامد این انعکاس رسانه‌ای این خواهد بود که شرکت‌های متوسط و کوچک از این پس برای کار کردن با ایران مشکلات کمتری خواهند داشت.

منظور من آن گونه بنگاه‌هایی است که با سرمایه نسبتا کم، اما با فناوری‌های نسبتا جدید به‌خصوص در زمینه تکنولوژی اطلاعاتی دیگر نه فقط در کشورهای توسعه‌یافته، بلکه در اکثر کشورهای بزرگ و کوچک جهان در حال فعالیتند. مثلاً یک شرکت فعال در انرژی‌های تجدید‌پذیر مانند شرکتی هندی که در مسائل مربوط به انرژی خورشیدی کار می‌کند یا یک شرکت چینی که درمورد مسائل مربوط به توسعه مخابرات کار می‌کند یا یک شرکت از کره جنوبی که در مورد نوآوری در ساخت کشتی فعالیت می‌کند. این گونه سازمان‌ها، پیامی که دریافت کردند این است که می‌توانند با ایران کار کنند.

به نظر من قبل از اینکه خوشحال شویم که قراردادی با ایرباس برای خرید 118 هواپیما منعقد شده است که این موضوع هم جای خوشحالی دارد، باید در کنار آن به ده‌ها شرکت کوچک‌تر هواپیمایی فکر کنیم که با ایران رابطه دو جانبه و مشترک خواهند داشت. هواپیماهایی با سقف ارتفاع پروازی کوتاه‌تر مانند هواپیمای ATR که به نظر می‌رسد یکی از مناسب‌ترین هواپیما‌ها برای فضای ایران است یا شرکت‌های نفت و گازی که به اندازه شرکت نفت توتال فرانسه بزرگ نیستند.

مجموع شرکت‌های متوسط و کوچک در صنعت نفت و گاز ایران می‌توانند چند برابر نفوذ و پیامد‌های اقتصادی، فناورانه و مالی در مقایسه با شرکت‌هایی مانند توتال برای کشور ما داشته باشند. به نظر می‌رسد که از این پس جامعه ایرانی به‌خصوص فعالان اقتصادی و کسانی که در بخش‌های سیاست‌گذاری کشور مشغول به فعالیت هستند باید به دنبال پیدا کردن شرکت‌های متوسط و کوچک باشند که جمع جبری آنها برای ما شاید از مواجهه و تعامل با شرکت‌های بزرگ چندملیتی هم بیشتر باشد.

این به آن معنا نیست که با شرکت‌های بزرگ کار نکنیم، بلکه به نظر می‌رسد تأکید و توجه سیاست‌گذاران ایرانی بیشتر باید به یافتن زمینه‌های نو و مناطقی باشد که در این 10 سالی که از تعامل با جهان محروم بودیم در مناطق مختلف جهان این شرکت‌ها رشد کردند و به مرحله تولید یا ارائه خدمات خود رسیدند.شرکت‌های برزیلی، آرژانتینی، هندی، ژاپنی، تایلندی، مالزیایی، سنگاپوری و بقیه کشورهای کوچکی که نقش آنها از کشورهای بزرگ کمتر بود از آن جمله است.

ارتباط با نویسنده: [email protected] ir

دانشیار سیاست‌گذاری انرژی  در دانشگاه صنعتی شریف

دیدگاه‌ها  

0 #1 Bijan Bonakdar 1394-11-11 11:57
عباس آقا سلام

تحلیل به واقع درستی است . آیران در دوران تحریم تبدیل به یک میدان مین بزرگ و گسترده ای شده بود که از جانب کمبانی های بزرگ و کوچک ورود به این سرزمین به منزله مرگ و نیستی بود. به اعتقاد شخص من موضوع هسته ای دامی بود که ابرقدرتها برای ما بهن کردند و م با استقبال فراوان تمامی سرمایه های ملی مربوط به نسل های آینده را به باد دادیم . و مسولین رده یک کشور باید به تاریخ در این فاجعه بزرگ که احمدی نژاد یک بازیچه محض بود . ّباسخ گو باشند. ایران در این یک دهه تحریم فراگیر حد اقل به اندازه یک قرن بازنده بود . واعتبرو ا یا اولی الابصار.
ارسال پاسخ

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید