آمازون برای نخستین بار توانست از نظر میزان فروش سالانه از والمارت عبور کند و در جدول بزرگ ترین شرکت های جهان از نظر درآمد، به رتبه اول برسد. این تغییر، فقط یک جابه جایی عددی نیست؛ نشانه ای است از انتقال مرکز ثقل اقتصاد خرده فروشی از مدل فروشگاه محور به مدل پلتفرم محور. آمازون در سال های اخیر با تکیه بر ترکیب تجارت الکترونیک، لجستیک فوق سریع، سرویس های اشتراکی و زیرساخت های ابری و تبلیغات، عملا مرزهای خرده فروشی کلاسیک را جا به جا کرده است. در سمت مقابل، والمارت هم بیکار ننشسته و با سرمایه گذاری سنگین در فناوری، اتوماسیون و تجارت آنلاین، تلاش کرده سهمش را حفظ کند؛ اما شتاب رشد آمازون در چند فصل اخیر کافی بود تا در یک نقطه تاریخی، «پادشاهی فروش» تغییر کند.
به گزارش بلومبرگ، آمازون فروش سال ۲۰۲۵ را حدود ۷۱۷ میلیارد دلار اعلام کرد، در حالی که فروش والمارت در دوره ۱۲ ماهه منتهی به پایان ژانویه حدود ۷۱۳.۲ میلیارد دلار ثبت شد.

اهمیت این اتفاق از چند زاویه قابل فهم است. اول اینکه آمازون، برخلاف والمارت که دهه ها روی شبکه عظیم فروشگاه ها و زنجیره تامین فیزیکی تکیه داشت، ستون فقرات رشدش را بر داده، الگوریتم، تجربه کاربری و شبکه توزیع دیجیتال بنا کرده است. در چنین مدلی، هر چه مقیاس بزرگ تر شود، هزینه متوسط پایین تر می آید و قدرت قیمت گذاری و سرعت تحویل افزایش پیدا می کند. دوم اینکه آمازون تنها یک فروشنده نیست؛ یک اکوسیستم است. بخشی از فروش آن از «بازارگاه» می آید؛ یعنی فروشندگان ثالث که روی پلتفرم آمازون می فروشند و آمازون در ازای خدمات لجستیک، تبلیغات و کارمزد، سهم می گیرد. این یعنی رشد فروش آمازون می تواند همزمان رشد درآمدهای جانبی با حاشیه سود بالاتر را هم فعال کند.
در طرف دیگر، آمارهای والمارت نشان می دهد این شرکت نیز در مسیر تبدیل شدن به یک شرکت فناوری-خرده فروشی حرکت کرده است. رشد تجارت الکترونیک و افزایش سهم مشتریان با درآمد بالاتر، بیانگر این است که والمارت در فضای تورمی و فشار هزینه های زندگی، هنوز مقصد اصلی خریدهای ضروری باقی مانده و همزمان تلاش می کند از بازار آنلاین عقب نماند. اما تفاوت کلیدی اینجاست: برای والمارت، هر درصد رشد آنلاین باید با هماهنگی شبکه فروشگاه ها، انبارها، تامین کنندگان و عملیات سنتی انجام شود؛ در حالی که آمازون با معماری دیجیتال، انعطاف بیشتری دارد.
از منظر بازارهای مالی، این خبر به نوعی با موج جدید توجه به نقش هوش مصنوعی هم گره خورده است: هر دو شرکت در حال استفاده از AI برای پیش بینی تقاضا، بهینه سازی موجودی، شخصی سازی پیشنهادها و کاهش هزینه های لجستیک هستند. بنابراین «رقابت فروش» حالا بیش از آنکه مسابقه تعداد فروشگاه باشد، مسابقه داده، پردازش و سرعت تصمیم گیری است. اگر این روند ادامه یابد، برندگان آینده خرده فروشی جهانی شرکت هایی خواهند بود که بهتر می توانند زنجیره تامین را با هوش مصنوعی و اتوماسیون قفل کنند و تجربه خرید را به یک سرویس همیشه در دسترس تبدیل کنند.