فرصت امروز: بورس تهران در هفته گذشته یکی از پرنوسانترین دورههای خود در ماههای اخیر را پشت سر گذاشت؛ هفتهای که در آن شاخص کل با وجود رشد نسبی، همچنان زیر سایه نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی حرکت کرد و نتوانست یک روند قدرتمند و پایدار صعودی را شکل دهد. بررسی عملکرد بازار نشان میدهد که اگرچه در ظاهر شاخصها مثبت بودند، اما در عمق بازار همچنان تردید و احتیاط جریان داشت.
شاخص کل بورس تهران در ابتدای هفته در محدوده حدود ۲ میلیون و ۹۶۰ هزار واحد قرار داشت و در پایان هفته با رشد حدود ۱.۸ درصدی به حوالی ۳ میلیون و ۱۵ هزار واحد رسید. این رشد اگرچه در نگاه اول مثبت ارزیابی میشود، اما در مقایسه با نوسانات روزانه و فشار فروش در برخی نمادها، نشاندهنده یک صعود شکننده است. در برخی روزهای هفته، شاخص کل حتی تا سطح ۲ میلیون و ۹۳۰ هزار واحد نیز عقبنشینی کرد و دوباره به مدار صعودی بازگشت.

روند شاخصها در طول هفته
شاخص هموزن نیز که نمایانگر وضعیت کلی شرکتهای کوچکتر است، رفتار متفاوتی داشت. این شاخص در ابتدای هفته در محدوده ۷۸۵ هزار واحد بود و در پایان هفته به حدود ۸۰۵ هزار واحد رسید؛ رشدی نزدیک به ۲.۵ درصد که نشان میدهد بخشی از نقدینگی به سمت سهمهای کوچکتر حرکت کرده است. این موضوع معمولاً نشانهای از افزایش ریسکپذیری در بازار است، اما در شرایط فعلی بیشتر به عنوان جابهجایی نقدینگی در بازار کمعمق تعبیر میشود.
ارزش معاملات و جریان نقدینگی
یکی از مهمترین ویژگیهای بازار در هفته گذشته، کاهش ارزش معاملات خرد بود. میانگین ارزش معاملات روزانه در محدوده ۵ تا ۶ هزار میلیارد تومان قرار داشت که نسبت به دورههای رونق بازار، عدد پایینی محسوب میشود. در برخی روزها، ارزش معاملات حتی به زیر ۵ هزار میلیارد تومان نیز رسید که نشاندهنده کاهش مشارکت فعالان بازار است. خروج پول حقیقی نیز از دیگر نشانههای احتیاط در بازار بود. در مجموع هفته، حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار خارج شد. هرچند در برخی روزها ورود پول ثبت شد، اما روند کلی همچنان خروج سرمایه از بازار را نشان میدهد.
نوسانات روزانه و رفتار شاخص
در مقابل، شاخص کل در برخی روزها رشد قابلتوجهی را تجربه کرد. برای مثال، در یکی از روزهای میانی هفته، شاخص بیش از ۲۴ هزار واحد افزایش یافت که عمدتاً ناشی از رشد نمادهای بزرگ و شاخصساز بود. این رشدها بیشتر تحت تأثیر ورود نقدینگی به چند نماد بزرگ و حمایت حقوقیها شکل گرفت، نه یک روند فراگیر در کل بازار.
نقش سیاست و دلار در بازار
یکی از عوامل مهم نوسانات بازار در این هفته، تحولات سیاسی و اخبار مربوط به مذاکرات بود. بازار سهام در ایران به شدت به این اخبار حساس است و هرگونه سیگنال مثبت یا منفی میتواند جهت حرکت شاخصها را تغییر دهد. در روزهایی که اخبار مثبت از مذاکرات منتشر شد، بازار با رشد همراه بود و در مقابل، با انتشار اخبار منفی، فشار فروش افزایش یافت. نرخ ارز نیز نقش مهمی در جهتدهی به بازار داشت. کاهش نسبی نرخ دلار در برخی روزها باعث شد که فشار فروش در گروههای صادراتمحور افزایش یابد، در حالی که رشد مجدد دلار در روزهای پایانی هفته، تا حدی از بازار حمایت کرد.
بررسی صنایع و لیدرهای بازار
در سطح صنایع، گروههای فلزی، پتروشیمی و بانکی بیشترین تأثیر را بر شاخص کل داشتند. نمادهای بزرگ این گروهها در برخی روزها با رشد همراه بودند و توانستند شاخص را مثبت نگه دارند. در مقابل، گروههای خودرویی و برخی صنایع کوچکتر با نوسانات بیشتری مواجه بودند و در برخی روزها فشار فروش را تجربه کردند.
تغییر رفتار معاملهگران
یکی دیگر از نکات قابلتوجه در هفته گذشته، افزایش تعداد نمادهای مثبت در برخی روزها بود. برای مثال، در یکی از روزها بیش از ۵۵۰ نماد در محدوده مثبت معامله شدند که نشاندهنده بهبود نسبی فضای بازار بود. با این حال، این وضعیت پایدار نبود و در روزهای بعد، دوباره تعادل به سمت منفیها بازگشت. رفتار حقوقیها نیز در این هفته قابل توجه بود. در بسیاری از روزها، حقوقیها نقش خریدار را ایفا کردند و از افت شدید بازار جلوگیری کردند. این موضوع نشان میدهد که بازار هنوز به حمایتهای نهادی وابسته است و بدون ورود نقدینگی جدید، توان رشد پایدار ندارد.
جمعبندی و چشمانداز
در مجموع، میتوان گفت که بورس تهران در هفته گذشته در یک وضعیت انتظار قرار داشت. نه آنقدر شرایط مثبت بود که بازار وارد یک روند صعودی قدرتمند شود و نه آنقدر منفی که شاهد ریزش شدید باشیم. این وضعیت، نتیجه ترکیب نااطمینانیهای سیاسی، نوسانات نرخ ارز و ضعف تقاضای واقعی در بازار است. برای هفتههای آینده، مسیر بازار به شدت به چند عامل کلیدی وابسته است. نخست، نتیجه مذاکرات و فضای سیاسی که میتواند انتظارات سرمایهگذاران را تغییر دهد. دوم، روند نرخ ارز که بر سودآوری شرکتهای صادراتمحور تأثیر مستقیم دارد. و سوم، ورود یا خروج نقدینگی به بازار که تعیینکننده اصلی روند شاخصها خواهد بود. در نهایت، بورس تهران همچنان در مرزی میان امید و تردید قرار دارد؛ مرزی که عبور از آن، نیازمند یک محرک قوی است.