فرصت امروز: قيمت مصالح ساختمانی در هفته هاي پايانی سال ۱۴۰۴ به نقطه اي رسيده که ديگر فقط يک خبر صنفی نيست؛ به يک متغير تعيين کننده براي «کف قيمتی مسکن»، «انگيزه سازندگان» و حتي «تورم سبد خانوار» تبديل شده است. وقتي تيترها از «دو برابر شدن قيمت مصالح» حرف می زنند، منظور صرفا گرانی چند قلم کالا نيست؛ منظور، جهش همزمان در زنجيره نهاده های ساخت از فولاد و سيمان تا تجهيزات تاسيساتی، حمل ونقل، دستمزد و خدمات فنی است؛ جهشی که در نهايت، يا پروژه را متوقف می کند يا واحد نهايی را از دسترس خريدار خارج می سازد.

براساس گزارش های منتشر شده از شاخص نهاده های ساختمان های مسکونی شهر تهران، روند افزايش قيمت مصالح ساختمانی در پاييز ۱۴۰۴ شدت گرفته است: تورم فصلی نهاده های ساختمانی حدود ۱۸.۴ درصد اعلام شده و تورم نقطه به نقطه به حدود ۶۱.۳ درصد رسيده است؛ يعنی هزينه تامين نهاده های ساخت نسبت به دوره مشابه سال قبل جهش محسوسی داشته و فشار هزينه ای روی سازنده در حال انباشته شدن است. تورم سالانه اين شاخص نيز حدود ۴۴.۹ درصد گزارش شده که نشان می دهد رشد هزينه ساخت، يک موج کوتاه مدت نيست و ماهيت ساختاری پيدا کرده است.
اما چرا برخی رسانه ها از «دو برابر شدن» حرف می زنند؟ چون در عمل، در بسياری از پروژه ها، ترکيب چند عامل باعث می شود اثر نهايی روی برآورد هزينه ساخت، بسيار بيش از متوسط شاخص ها حس شود: نوسان در تامين، جهش های مقطعی در برخی اقلام کليدی، و بالا رفتن هزينه های جانبی مثل حمل، انبارداری، دستمزد اجرا و تامين مالی.
يک نکته مهم اين است که افزايش قيمت مصالح ساختمانی لزوما به معنی «افزايش فوری قيمت همه اقلام در بازار خرد» نيست. برای نمونه، گزارش هايی از بازار سيمان از رکود معاملات و ضعف تقاضا می گويند؛ يعنی سازنده و پروژه کم شده، اما هزينه های توليد و نهاده ها در پشت صحنه بالا رفته است. نتيجه اين تضاد، يک فنر فشرده است: فعلا بازار ممکن است کشش رشد يکسان و پيوسته نداشته باشد، اما هزينه تمام شده ساخت بالا می رود و در نهايت يا با تاخير در قيمت نهايی مسکن منعکس می شود يا با افت ساخت وساز خودش را نشان می دهد.
وقتی قيمت مصالح ساختمانی بالا می رود، حتی اگر خريد و فروش مسکن سرد باشد، سازنده نمی تواند با قيمت های قبلی واحد جديد عرضه کند. در گزارش هايی درباره چشم انداز ۱۴۰۵ هم به همين مسئله اشاره شده: هزينه ساخت هر متر مربع در برآوردهای رسانه ای به محدوده های بالاتری رانده شده و وزن اقلامی مثل آهن آلات، سيمان و دستمزد در اين جهش پررنگ است. نتيجه روشن است: «کف قيمتی» بازار با هزينه ساخت حرکت می کند، حتی اگر تقاضای موثر ضعيف باشد.
اينجا همان نقطه ای است که «افزايش قيمت مصالح ساختمانی» به شکل مستقيم روی آرزوی خانه دار شدن اثر می گذارد. در تيتر ديگری که همزمان منتشر شده، گفته می شود افزايش حقوق ها هم گرهی نگشوده و شکاف درآمد با قيمت مسکن عميق تر شده است. وقتی هزينه ساخت بالا می رود، فاصله قدرت خريد با قيمت نهايی بيشتر می شود و بازار به سمت واحدهای کوچک تر، پروژه های ارزان تر يا حتی توقف ساخت ميل می کند.
در کنار روند شاخص نهاده ها، چند خبر ديگر هم تصوير را کامل می کند:
وضعيت قرمز بازار مسکن يعنی همزمان سه چراغ هشدار روشن است:
اگر قرار باشد اين گزارش يک جمله سئويی و کاربردی داشته باشد، آن جمله اين است: قيمت مصالح ساختمانی حالا به مهم ترين قطب نما برای پيش بينی کف قيمتی مسکن و آينده ساخت وساز تبديل شده است. تا زمانی که تورم نهاده ها آرام نگيرد يا مسير تامين و توليد باثبات نشود، انتظار «ارزان شدن معنی دار» در بازار مسکن بيشتر شبيه آرزو خواهد بود تا سناريو.
اگر خواستی، همين گزارش را برای صفحه اول روزنامه هم بازنويسی می کنم: تيتر کوتاه تر، پاراگراف اول ضربه ای، و ۳ عدد کليدی برجسته (بدون جدول).