در جهان امروز، بانکداری دیگر صرفاً به معنای نگهداری وجوه و انجام مبادلات مالی نیست؛ بلکه شبکهای گسترده از اطلاعات، حسابها و روابط مالی است که هرچه دامنه آن وسیعتر شود، ضرورت نظم، شفافیت و مدیریت دقیق آن نیز بیشتر احساس میشود. کثرت حسابهای بانکی و استمرار نگهداری حسابهایی که عملاً مورد استفاده قرار نمیگیرند، میتواند هزینههای مالی و اجرایی قابل توجهی برای شبکه بانکی ایجاد کند و در عین حال، زمینههایی برای خطا، سوءاستفاده و پیچیدگی در شناسایی و مدیریت روابط مالی اشخاص فراهم آورد.از این منظر، راهاندازی سامانه «حسام» را باید یکی از گامهای تازه ومفید بانک مرکزی در مسیر ساماندهی حسابهای بانکی اشخاص حقیقی دانست؛ گامی که هدف آن صرفاً کاستن از شمار حسابها نیست، بلکه ایجاد تصویری روشن و متمرکز از حسابهای بانکی، تعیینتکلیف حسابهای مازاد و غیرضروری، اصلاح اطلاعات، تسهیل مدیریت روابط بانکی و کمک به شناسایی دقیقتر هویت مشتریان است.با توجه به گستردگی شمار حسابهای بانکی در کشور، ساماندهی این حجم از اطلاعات میتواند افزون بر کاهش بخشی از هزینههای عملیاتی شبکه بانکی، به افزایش شفافیت اطلاعات و کاهش زمینههای سوءاستفاده از حسابهای بانکی در جرائم اقتصادی و پولشویی نیز کمک کند. «سامانه حسام» در همین چارچوب طراحی شده است تا اشخاص حقیقی بتوانند تصویری یکپارچه از حسابهای خود در بانکها و مؤسسات اعتباری داشته باشند و درباره حسابهای خود آگاهانه تصمیم بگیرند
.
مبنای «حسام» چیست؟
نخستین نکته در شناخت این سامانه، تفکیک میان «سامانه» و «مقررات » است. «حسام» خود مقررهای مستقل برای مسدود کردن حسابها نیست؛ بلکه ابزار و زیرساختی سامانهای برای اجرای ضوابط بانک مرکزی در زمینه افتتاح، نگهداری و تعیینتکلیف حسابهای سپرده اشخاص حقیقی است.از همین رو، راهاندازی «حسام» را نباید به معنای ایجاد اختیار جدید برای مسدودسازی خودکار حسابها تلقی کرد. کارکرد اصلی سامانه آن است که امکان مشاهده حسابها، اطلاع از وضعیت آنها و ثبت درخواست مشتری برای تعیینتکلیف یا بستن حسابهای مازاد و غیرضروری را فراهم کند.
حساب مازاد چیست؟
حساب مازاد، حسابی است که در فرآیند ساماندهی حسابهای مشتری، در شمار حسابهایی قرار میگیرد که باید درباره ادامه نگهداری یا بستن آن تصمیمگیری شود.اما «مازاد» بودن، به خودی خود نه عنوانی برای تخلف است، نه مترادف با مسدودی و نه به معنای ممنوعیت استفاده از حساب. ممکن است حسابی در شمار حسابهای مازاد قرار گیرد، اما مشتری همچنان آن را ضروری بداند؛ یا حساب به دلیل وجود تعهدات بانکی، در مقطع مورد نظر امکان بستهشدن نداشته باشد.در «حسام»، مشتری پس از مشاهده فهرست حسابهای خود میتواند حسابهایی را که دیگر نیازی به آنها ندارد برای بستن معرفی کند. درخواست او به بانک مربوط ارسال میشود و بانک پس از بررسی وضعیت حساب و احراز نبود تعهد یا مانع قانونی، نسبت به بستن آن اقدام خواهد کرد.بنابراین، «حسام» سامانهای برای مسدودسازی خودکار حسابهای مازاد نیست؛ بلکه بستری برای آگاهی، انتخاب، تعیینتکلیف و در نهایت بستن غیرحضوری حسابهای غیرضروری است.
حساب پایه چیست؟
در برابر حساب مازاد، مفهوم دیگری نیز در این فرآیند اهمیت دارد و آن «حساب پایه» است.حساب پایه، حسابی است که خود مشتری از میان حسابهایش به عنوان حساب منتخب برای ادامه مدیریت وجوه و روابط بانکی معرفی میکند.
این انتخاب، نقشی مهم در ساماندهی حسابها دارد. چنانچه مشتری حسابی را که دیگر به آن نیاز ندارد برای بستن انتخاب کند و پس از بررسی بانک، مانعی برای بستهشدن آن وجود نداشته باشد، مانده آن حساب به حساب پایهای که مشتری انتخاب کرده است منتقل میشود.بدین ترتیب، حساب پایه را میتوان حساب مرجع مشتری در فرآیند ساماندهی دانست؛ حسابی که قرار است پس از کاهش حسابهای غیرضروری، نقش اصلی را در مدیریت وجوه و روابط بانکی او ایفا کند.از این منظر، بستن حساب مازاد به معنای از میان رفتن یا سرگردان شدن موجودی آن نیست؛ بلکه وجوه موجود، مطابق سازوکار پیشبینیشده، به حساب منتخب مشتری منتقل خواهد شد.
فرآیند تعیینتکلیف چگونه انجام میشود؟
فرآیند ساماندهی در «حسام» بر پایه یک اصل روشن استوار است: مشتری باید درباره حسابهای مورد نیاز خود تصمیم بگیرد و بانک باید وضعیت حقوقی و تعهدات آن حسابها را بررسی کند.مشتری پس از احراز هویت، فهرست حسابهای خود را مشاهده میکند، حسابهای مورد نیاز را شناسایی و حساب پایه را انتخاب میکند و سپس حسابهایی را که دیگر به آنها نیاز ندارد برای تعیینتکلیف و بستن معرفی میکند.پس از ثبت درخواست، بانک مربوط وضعیت حساب را از حیث وجود تعهدات و موانع قانونی بررسی میکند. چنانچه مانعی وجود نداشته باشد، حساب بسته شده و مانده آن به حساب پایه منتقل میشود.
بنابراین، انتخاب حساب برای تعیینتکلیف با مشتری است، اما بستن نهایی حساب، منوط به در خواست مشتری، بررسی بانک و احراز نبود تعهد یا مانع قانونی خواهد بود.
حسابهای دارای تعهد چه میشوند؟
همه حسابهایی که مشتری آنها را مازاد میداند، لزوماً در همان مرحله قابل بستن نیستند. گاه حسابی با تعهداتی مانند تسهیلات، دستهچک یا دیگر الزامات بانکی پیوند خورده و تا زمانی که این تعهدات باقی است، بستن حساب امکانپذیر نیست.در چنین شرایطی، حساب در وضعیت متناسب با شرایط خود قرار میگیرد و پس از رفع تعهد یا مانع، امکان ادامه فرآیند تعیینتکلیف آن فراهم خواهد شد.ازهمین رو، باید میان «حساب مازاد» و «حساب قابل بستن» تفاوت گذاشت. ممکن است حسابی در فرآیند ساماندهی مازاد تلقی شود، اما به سبب وجود تعهد، در همان زمان امکان بستهشدن نداشته باشد.
«حسام»؛ فراتر از بستن حسابها
کارکرد «حسام» تنها به کاهش تعداد حسابها محدود نمیشود. یکی از آثار مهم این سامانه میتواند افزایش دقت و انسجام اطلاعات بانکی باشد.ممکن است شخص در فهرست حسابهای خود با حسابی مواجه شود که آن را متعلق به خود نمیداند یا اطلاعات حسابی در سامانههای بانکی به شکل صحیح و کامل ثبت نشده باشد. «حسام» امکان اعلام چنین مغایرتهایی را فراهم میکند تا موضوع برای بررسی به بانک مربوط ارجاع شود.از این منظر، «حسام» را باید بخشی از مسیر حرکت نظام بانکی به سوی بانکداری اطلاعاتمحور و مدیریت یکپارچه روابط بانکی مشتریان دانست؛ مسیری که در آن، شناخت دقیق مشتری و اطلاعات صحیح، پایه ارائه خدمات بانکی مطمئنتر خواهد بود. در واقع ساماندهی حسابهای موجود، اگر با جلوگیری از ایجاد حسابهای غیرضروری جدید همراه نباشد، ممکن است تنها بخشی از مسئله را حل کند.
«حسام»؛ ساماندهی، نه مسدودسازی
در نهایت، برای درک درست فلسفه «حسام» باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: حساب مازاد، حساب تعیینتکلیفشده و حساب مسدود.حساب مازاد، حسابی است که باید درباره ادامه نگهداری یا بستن آن تصمیم گرفته شود؛ حساب پایه، حساب منتخب مشتری برای ادامه مدیریت وجوه و روابط بانکی است؛ و حساب مسدود، مفهومی مستقل است که آثار و شرایط آن تابع مقررات و موانع قانونی مربوط خواهد بود.بنابراین، «حسام» را باید سامانهای برای مشاهده، مدیریت، تعیینتکلیف و بستن غیرحضوری حسابهای مازاد و غیرضروری دانست؛ نه سامانهای که رأساً و بدون درخواست و بررسی، حسابهای مازاد را مسدود کند.اهمیت این رویکرد در آن است که از یک سو اختیار و انتخاب مشتری را در مدیریت حسابهای خود محترم میشمارد و از سوی دیگر، بررسی تعهدات و موانع قانونی را بر عهده بانک قرار میدهد. حاصل این تعامل میتواند شکلگیری نظمی تازه در مدیریت حسابهای بانکی باشد؛ نظمی که هم برای مشتری سادهتر و شفافتر است و هم برای شبکه بانکی کارآمدتر.
در مجموع، "سامانه حسام" را میتوان گامی تازه در مسیر تحول بانکداری الکترونیکی کشور و حرکت از مدیریت پراکنده حسابها به سوی مدیریت سامانهای، یکپارچه و هوشمند روابط بانکی دانست؛ گامی که در صورت استمرار و تکمیل آن، میتواند به شفافیت بیشتر، کاهش حسابهای غیرضروری، بهبود کیفیت اطلاعات بانکی و تقویت زیرساختهای نظارت و مبارزه با سوءاستفادههای مالی کمک کند.
