از نصف شدن زمان ترخیص کالا و شکاف بزرگ نرخ‌های ارز تا تصمیم تازه اوپک‌پلاس

همه خبرهای مهم الزاماً نیازمند واکنش مدیر نیستند. گاهی مهم‌ترین اتفاق روز حتی خبری مثبت است که یک فرض قدیمی را از برنامه‌ریزی شرکت حذف می‌کند. برای دوشنبه سه تحول چنین ویژگی‌ای دارند: دولت از کاهش قابل توجه زمان فرآیندهای گمرکی خبر داده، فاصله میان نرخ حواله و بازار آزاد همچنان بسیار بزرگ است و اوپک‌پلاس نیز تصمیم گرفته سیاست تولید خود را برای اکتبر تغییر ندهد.

وجه مشترک هر سه اتفاق یک چیز است: اعداد و فرض‌هایی که دیروز برای برنامه‌ریزی استفاده می‌کردید، ممکن است امروز دیگر مناسب نباشند.

۱. زمان ترخیص کالا نصف شده است؛ اگر در عمل تأیید می‌شود، موجودی و سرمایه در گردش را دوباره حساب کنید

معاون سیاست‌گذاری اقتصادی وزارت اقتصاد روز یکشنبه اعلام کرد زمان ترخیص کالاهای عمومی از زمان اظهار در گمرک حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است. طبق همین اعلام، زمان فرآیندهای گمرکی کالاهای اساسی بیش از ۳۰ درصد و فرآیندهای مربوط به صادرات نیز حدود ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده است.

این خبر برخلاف بسیاری از اخبار این روزها برای بنگاه یک پیام بالقوه مثبت دارد. اگر شرکتی پیش از این به‌دلیل طولانی بودن ترخیص مجبور بوده موجودی بیشتری نگه دارد یا سرمایه بیشتری برای مدت طولانی در کالا قفل کند، کوتاه شدن واقعی زمان ترخیص می‌تواند مستقیماً نیاز به سرمایه در گردش را کاهش دهد.

اما کلمه کلیدی «واقعی» است.

مدیر نباید صرفاً براساس اعلام یک متوسط کشوری موجودی ایمنی خود را کاهش دهد. زمان ترخیص کالای شما ممکن است به نوع کالا، مجوز، گمرک، استاندارد، قرنطینه یا بانک عامل وابسته باشد و تجربه شرکت با متوسط اعلام‌شده تفاوت داشته باشد.

فرض کنید پیش از این کالای شما از زمان اظهار تا خروج ۲۰ روز در گمرک می‌ماند و اکنون این زمان واقعاً به ۱۰ روز کاهش یافته است. اگر روزانه یک میلیارد تومان کالا مصرف می‌کنید، در یک محاسبه ساده تا ۱۰ میلیارد تومان از سرمایه‌ای که قبلاً برای پوشش این فاصله لازم بود می‌تواند آزاد شود.

این پول شاید بتواند برای خرید بعدی، کاهش بدهی یا تقویت نقدینگی استفاده شود.

تصمیم پیشنهادی امروز

سه محموله آخر شرکت را بررسی کنید و زمان واقعی اظهار تا خروج کالا را با سه محموله مشابه قبل از تغییرات مقایسه کنید.

اگر کاهش زمان در داده واقعی شرکت تأیید شد، سه عدد را به‌روزرسانی کنید: نقطه سفارش، موجودی ایمنی و نیاز سرمایه در گردش.

نکته مهم این است که موجودی کمتر فقط زمانی مزیت است که خطر توقف تولید را بالا نبرد.

اگر فرآیند واقعاً سریع‌تر شده، پولی را که دیگر لازم نیست در مسیر گمرک بخوابد آزاد کنید؛ اما براساس داده خودتان، نه براساس تیتر خبر.

۲. یک دلار نداریم؛ چند نرخ دلار داریم و هرکدام روی بخش متفاوتی از هزینه اثر می‌گذارد

بازار ارز یکشنبه نمونه خوبی از خطای استفاده از عبارت ساده «نرخ دلار» بود. نرخ حواله دلار در مرکز مبادله به حدود ۱۶۰ هزار و ۹۸۳ تومان رسید. در بازار آزاد نیز طی ساعات مختلف روز نرخ‌هایی در محدوده تقریبی ۲۲۴ تا ۲۲۸ هزار تومان ثبت شد.

یعنی میان نرخ حواله و بخشی از قیمت‌های بازار آزاد شکافی در حدود ۴۰ درصد وجود دارد.

این برای مدیر یک مسئله مهم ایجاد می‌کند: استفاده از یک نرخ واحد برای محاسبه تمام هزینه‌های شرکت می‌تواند تصمیم اشتباه تولید کند.

فرض کنید بخشی از ماده اولیه را با ارز رسمی یا مرکز مبادله تأمین می‌کنید، بخشی از قطعات را تأمین‌کننده داخلی براساس نرخ آزاد قیمت می‌گذارد و هزینه یک نرم‌افزار خارجی نیز ساختار دیگری دارد. اگر واحد مالی برای همه آنها فقط یک «دلار محاسباتی» استفاده کند، بهای تمام‌شده برخی محصولات بیش‌برآورد و بعضی دیگر کم‌برآورد می‌شود.

در نتیجه ممکن است محصول سودده را گران بفروشید و بازارش را از دست بدهید، یا محصول زیان‌ده را ارزان بفروشید چون تصور می‌کنید حاشیه سود دارد.

تصمیم پیشنهادی امروز

برای ده هزینه ارزی یا شبه‌ارزی اصلی شرکت، یک نقشه منشأ نرخ ارز تهیه کنید.

در مقابل هر قلم مشخص کنید قیمت آن واقعاً بر چه مبنایی تعیین می‌شود: نرخ رسمی یا حواله، نرخ قرارداد، قیمت تأمین‌کننده داخلی یا نرخ دیگری که به‌طور قانونی در معامله شما اعمال می‌شود.

بعد بهای تمام‌شده را براساس همین ترکیب واقعی بسازید.

مثلاً اگر فقط ۳۰ درصد هزینه محصول به نرخ بازار حساس است، افزایش ۱۰ درصدی دلار آزاد به معنای افزایش ۱۰ درصدی کل بهای تمام‌شده نیست.

همین محاسبه ساده می‌تواند جلوی بخش زیادی از قیمت‌گذاری‌های هیجانی را بگیرد.

مدیر حرفه‌ای با «قیمت دلار» کار نمی‌کند؛ با میزان مواجهه واقعی کسب‌وکارش با هر نرخ کار می‌کند.

۳. اوپک‌پلاس تولید اکتبر را افزایش نداد؛ روی کاهش سریع هزینه انرژی حساب نکنید

اوپک‌پلاس روز یکشنبه تصمیم گرفت سیاست تولید خود را برای ماه اکتبر بدون تغییر نگه دارد. این تصمیم در شرایطی گرفته شده که اختلال‌های مرتبط با جنگ و تردد نفت از منطقه باعث شده تولید واقعی برخی اعضا بسیار پایین‌تر از اهداف تعیین‌شده باشد. رویترز گزارش می‌دهد حتی افزایش سهمیه‌ها روی کاغذ الزاماً به معنای ورود همان مقدار نفت به بازار نیست.

این نکته برای مدیران شرکت‌های ایرانی که به حمل‌ونقل، مواد پتروشیمی، پلاستیک، مواد شیمیایی یا کالاهای وارداتی وابسته‌اند اهمیت دارد.

ممکن است تصور شود با افزایش احتمالی تولید اوپک‌پلاس، فشار قیمت انرژی به‌سرعت کاهش خواهد یافت. تصمیم یکشنبه چنین پشتوانه‌ای ایجاد نکرده است. حتی مهم‌تر، محدودیت فیزیکی عرضه و حمل در شرایط فعلی باعث شده قدرت اوپک‌پلاس برای تنظیم بازار نیز کمتر از شرایط عادی باشد.

بنابراین مدیر نباید قرارداد فروش سه‌ماهه را با این فرض ببندد که هزینه حمل یا انرژی «احتمالاً به‌زودی برمی‌گردد».

تصمیم پیشنهادی امروز

اگر انرژی، سوخت، حمل یا مواد انرژی‌بر سهم مهمی از بهای تمام‌شده شما دارند، بودجه سه‌ماهه را با حداقل دو سناریو ببندید: هزینه فعلی و هزینه ۱۰ درصد بالاتر.

بعد مشخص کنید در سناریوی دوم چه اتفاقی برای حاشیه سود می‌افتد.

اگر معامله‌ای در سناریوی فعلی سودده اما با افزایش ۱۰ درصدی هزینه ورودی زیان‌ده می‌شود، قرارداد باید بند تعدیل، سقف تعهد یا اعتبار زمانی کوتاه‌تری داشته باشد.

هدف این نیست که آینده نفت را پیش‌بینی کنید.

هدف این است که سود شرکت به یک فرض خوش‌بینانه درباره انرژی وابسته نباشد.

جمع‌بندی تصمیم امروز

دوشنبه سه محاسبه ارزش انجام دادن دارد.

اگر ترخیص واقعاً سریع‌تر شده، ببینید چقدر سرمایه می‌توانید بدون افزایش ریسک از موجودی آزاد کنید. اگر شرکت هزینه ارزی دارد، به‌جای یک نرخ دلار، منشأ واقعی نرخ هر هزینه را مشخص کنید. و اگر قراردادهای شما به انرژی و حمل حساس‌اند، روی کاهش سریع هزینه‌ها شرط نبندید.

گاهی بهترین تصمیم مدیریتی نه واکنش به یک بحران، بلکه حذف یک فرض قدیمی از مدل کسب‌وکار است.

عددها تغییر کرده‌اند؛ مدل تصمیم‌گیری هم باید تغییر کند.