سه شنبه, ۴ مهر(۷) ۱۴۰۲ / Tue, 26 Sep(9) 2023 /
           
فرصت امروز

عرصه بازاریابی، مثل همه بخش های زندگی مدرن، روز به روز در حال تغییر است. چنین تغییراتی شاید در عرض یکی دو ماه خیلی به چشم نیاید، اما وقتی بعد از یک سال سراغ شان را بگیرید، بی برو برگشت شگفت زده خواهید شد. همان طور که لیگ های حرفه ای فوتبال یا بسکتبال دیگر شباهتی به 20 یا 30 سال قبل ندارد، اگر یک بازاریاب دهه 90 میلادی را با ماشین زمان به همین امروز بیاورید، احتمالا حتی مفهوم بازاریابی دیجیتال را درک هم نخواهد کرد. هرچه باشد از آن زمان تا حالا نه فقط دیجیتال مارکتینگ، بلکه جزء به جزء زندگی تغییر کرده و آدم ها چاره ای به غیر از سازگاری با آن ندارند.

اگر شما هم دوستانی دارید که هنوز به سبک عصر باستان بازاریابی انجام می دهند، در این دنیای بزرگ تنها نیستید؛ چراکه خیلی از بازاریاب ها در چهارگوشه دنیا از همین دست فرمان استفاده کرده و حتی یک لحظه هم پیش خودشان فکر نمی کنند چرا مشتریان باید به روش های قدیمی شان جواب مثبت دهند!

دیجیتال مارکتینگ

ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم دیجیتال مارکتینگ اصلا حوزه شوخی برداری نیست. اگر بازاریاب های معمولی باید هر چند سال یکبار ایده های‎ شان را آپدیت کنند، درباره دیجیتال مارکتینگ همه چیز فرق دارد. شما حتی اگر یک سال هم از ترندهای این حوزه بی خبر بمانید، دیگر هیچ فرصتی برای فعالیت بهتر در بازار نخواهید داشت. هرچه باشد کلی رقیب بزرگ در ماراتن بزرگ دیجیتال مارکتینگ منتظرند تا در کسری از ثانیه مشتریان را از چنگ شما دربیاورند.

مطلب مرتبط: اشتباهات رایج در دیجیتال مارکتینگ

حالا که بحث از تغییرات سریع در دیجیتال مارکتینگ شد، باید نگاهی به استراتژی های برتر این حوزه هم داشته باشیم. اصلا بر فرض که همه چیز در این حوزه عوض شده، الان بازاریاب ها چطور دیجیتال مارکتینگ انجام می دهند؟ این سوالی است که ما در ادامه سعی در یافتن جوابی درست برای آن داریم. اگر شما هم دوست دارید با استراتژی های برتر در دنیای بازاریابی دیجیتال آشنا شوید، آب دست تان است زمین گذاشته و در ادامه با ما همراه شوید. 

بازاریابی محتوا: یکه تازی ویدئوهای کوتاه و افقی!

بازاریابی محتوا

ما در مقدمه بحث درباره تغییرات 20 تا 30 سال گذشته درب حوزه بازاریابی حرف زدیم. اگر بخواهیم این تغییرات را در بازاریابی دیجیتال پیگیری کنیم، به یک اتفاق بی نهایت مهم می رسیم. پاندمی کرونا برای همه مردم دنیا همراه با خاطرات پر از وحشت و ترس تا سر حد مرگ است. با این حال بازاریاب ها علاوه بر ترس فراوان یک خاطره مهم دیگر نیز از این زمان دارند: اوج گیری تیک تاک و ویدئوهای کوتاه.

تیک تاک از سال 2018 فعالیتش را شروع کرد، اما تا زمانی که همه گیری کرونا جهان را به قرنطینه نبرد، کسی از آن خبر نداشت. وقتی مردم خانه نشین شدند، تیک تاک با ویدئوهای کوتاه و موزیکال کم کم توجه همه را جلب کرد. به طوری که اینستاگرام و یوتیوب خیلی زود از کورس رقابت عقب ماندند. ماجرا از این قرار بود که تیک تاک تفریحی بی نهایت ساده و صدالبته کوتاه برای کسانی بود که در طول همه گیری کرونا در خانه گیر افتاده بودند. اگر یوتیوب با ویدئوهای طولانی حوصله خیلی ها را سر می برد، تیک تاک آن را با فرمتی کوتاه و موزیک هایی جذاب جایگزین کرده است. دقیقا به همین خاطر این اپ چینی راه 100 ساله را یک شبه طی کرده و تبدیل به رقیبی گردن کلفت برای پلتفرم های باسابقه بازار شده است. 

بی شک عملکرد تیک تاک در جلب نظر کاربران بی نهایت جذاب بوده، اما رقبای بزرگ نیز دست روی دست نگذاشته اند. خب خیال نکرده اید که زاکربرگ و رفقا به همین سادگی قید درآمدهای چند میلیارد دلاری شان را بزنند؟

واکنش اینستاگرام به ویدئوهای تیک تاک رونمایی از سرویس ریلز (Reels) بود. این سرویس به طور مشخص برای رقابت با تیک تاک طراحی شده و امکانات متنوعی هم داشت. مثلا اینستاگرام قول بازدید و نرخ تعامل بالاتر در حوزه ریلز را به کاربران داده بود. اینطوری در قدم های اول همه کاربران به سمت استفاده از ریلز رفتند.

ماجرا درباره یوتیوب نیز تقریبا به همین شکل است. شما لازم نیست یک گیمر یا خوره دنیای اینترنت باشید تا از ماهیت طولانی ویدئوهای یوتیوب آگاه شوید. این روزها هر کسی مشکلی دارد، یک راست سراغ ویدئوهای یوتیوب می رود. این طوری نه تنها راه حل های مختلفی جلوی پایش قرار می گیرد، بلکه در عرض چند دقیقه مشکلش هم به تاریخ خواهد پیوست. البته همه این تعریف و تمجیدها در برابر جذابیت تیک تاک به یکباره رنگ باخت. به همین خاطر مدیران یوتیوب سریع دست به کار شده و از سرویس شُرتز (Shorts) رونمایی کردند. این سرویس در واقع همان کار ویدئوهای تیک تاک در یوتیوب را انجام می دهد؛ نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر!

همانطور که می بینید، ویدئوهای کوتاه و افقی به لطف تیک تاک حسابی مشهور شده اند. این وسط شما باید به بارگذاری مداوم چنین ویدئوهایی نیز توجه داشته باشید. توصیه ما در روزنامه فرصت امروز آپلود روزانه ریلز است. اینطوری می توانید حرفی برای گفتن در دنیای کسب و کار داشته باشید. وگرنه خیلی زود کاربران شما را فراموش کرده و ردی از برندتان باقی نخواهد ماند. 

آخرین توصیه ما در این بخش خداحافظی با سختگیری های عجیب و غریب است. نه شما یک کارگردان حرفه ای هستید، نه مشتریان تان انتظار فیلم هایی در حد و اندازه نامزدهای اسکار را دارند. پس همین که یک حرف مشخص برای مخاطب داشته باشید، کافی خواهد بود. اینطوری هر روز یک یا چند ریلز تازه برای مخاطب تان خواهید داشت. ماجرا ساده تر از آنی بود که فکرش را می کردید، نه؟

بازاریابی مبتنی بر موتورهای جست وجو: استقبال از آپدیت جدید گوگل

بازاریابی مبتنی بر موتورهای جست وجو

اگر قرار باشد همین امروز محتوایی تولید کنید که در گوگل رتبه خوبی کسب کند، چه کار خواهید کرد؟ احتمالا استفاده از کلیدواژه ها و انطباق 100 درصدی با الگوریتم گوگل نخستین گام های هر بازاریاب منطقی خواهد بود. ایراد کار دقیقا همین جاست (اشتباه نکنید، ما به سرمان نزده!). وقتی بازاریاب ها به جای مخاطب نهایی روی پلتفرم هایی مثل گوگل متمرکز می شوند، عملا تعامل و ارتباط نزدیک با مخاطب از بین خواهد رفت. انگار که بازاریاب ها نه برای مشتریان واقعی، بلکه یک عده ربات هوشمند دست به تولید محتوا می زنند. شما را نمی دانم، ولی این ماجرا برای من که بیشتر شبیه سناریوی فیلم های علمی- تخیلی با پایانی شبیه به جنگ میان انسان ها و ربات هاست!

از آنجایی که گوگل همیشه دنبال رضایت کاربرانش بوده، خیلی زود به این نتیجه رسید که تمرکز بازاریاب ها روی الگوریتمش نتیجه دلخواه را به همراه ندارد. به همین خاطر در آپدیت جدید گوگل یک بازگشت دوباره به سوی کاربران را مشاهده می کنیم. اگر شما هم همیشه دوست داشتید مشتریان در کسب و کارتان حرف اول و آخر را بزنند اما درگیر معیارهای عجیب گوگل بودید، دیگر اوضاع کاملا فرق کرده است. حالا می توانید بدون نگرانی روی مخاطب هدف تان تمرکز کرده و فکر الگوریتم عجیب گوگل را هم نکنید. همین که کاربران از محتوای تان راضی باشند، گوگل هم خیلی زود رتبه های بالایی به شما خواهد داد. 

مطلب مرتبط: دیجیتال مارکتینگ چیست؟ / انواع بازاریابی دیجیتالی

این روزها کاربران حرف اول و آخر را در دنیای دیجیتال می زنند. بنابراین اصلا مهم نیست چه ایده ای برای کارتان دارید، همین که رضایت کاربران را جلب کنید، گوگل هم از کارتان کاملا راضی خواهد بود؛ به همین سادگی.
بی شک بازاریاب هایی که عادت کرده اند از کلیدواژه ها استفاده کرده یا مطابق میل گوگل جلو بروند با آپدیت جدید این غول دیجیتال خیلی مشکل خواهند داشت. البته شما لازم نیست کاملا ترک عادت کنید؛ چراکه هنوز هم کلیدواژه ها اهمیت خاص خودشان را دارند اما تمام فعالیت های شما باید بر محور مخاطب نهایی بگذرد. اینطوری با تولید محتوای کمتر نتیجه بهتری از موتورهای جست وجو بگیرید. اشتباه مرگبار خیلی از بازاریاب ها تمرکز بر روی خودِ گوگل به جای کاربران است. پس یادتان باشد دیگر به دام چنین تله ای نیفتید. 

بازاریابی در شبکه های اجتماعی: درخشش بی پایان محتوای تولیدی کاربران (UGC)

بازاریابی در شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی حدودا یک دهه هست که جای ارتباطات سنتی را گرفته و اصلا هم قصد بی خیال شدن ندارد. اگر زمانی نه چندان دور تماس های تلفنی سریع ترین راه ارتباط میان آدم ها بود، حالا با یک کلیک تماس ویدئویی دم دست من و شما قرار دارد. این تغییر شگرف برای بازاریاب ها نیز تبعاتی به همراه داشته است. این روزها مشتریان فقط و فقط در شبکه های اجتماعی انتظار دیدار با برندها را دارند. بنابراین کسب و کارهایی که به این نکته مهم توجه نداشته باشند، خیلی زود از کورس رقابت حذف می شوند. آن وقت رقبای بزرگتر با راحتی آب خوردن مشتریان را درو خواهند کرد. 

وقتی صحبت از بازاریابی در شبکه های اجتماعی می شود، اعتبار محتوای تولیدی برندها بی نهایت پایین است. راستش را بخواهید، بازاریاب ها در طول سال های گذشته دائما به مشتریان اطلاعات نادرست یا همراه با اغراق های فراوان داده اند. به همین خاطر دیگر کمتر کسی در این دنیا حرف شان را قبول دارد. حالا دور کاربران حسابی داغ است. منظور ما آن دسته از کاربرانی است که به برند شما علاقه داشته و درباره اش دست به تولید محتوا می زنند. این مدل محتواها نه تنها اثرگذاری بسیار بهتری روی مخاطب دارد، بلکه معمولا از زاویه ای جذاب به ماجرا نگاه می کند. به همین خاطر توصیه ما در این بخش سرمایه گذاری روی محتوای تولیدی کاربران است. اینطوری شما بدون اینکه دست به سیاه و سفید بزنید، کلی محتوای درجه یک خواهید داشت. 

یکی از ایده هایی که درباره محتوای تولیدی کاربران حسابی جواب می دهد، همکاری با اینفلوئنسرهاست. هرچه باشد اینفلوئنسرها هم به جای شما دست به تولید محتوا زده و اتفاقا اعتبار زیادی هم در بازار دارند. به همین خاطر این روزها خیلی از برندها به جای اینکه تیم بازاریابی تشکیل داده یا خودشان شروع به تولید محتوا کنند، سراغ همکاری با اینفلوئنسرها می روند. این کار نه تنها خیلی بهتر جواب می دهد، بلکه نتیجه جذاب تری نیز به همراه دارد. 

همانطور که تهیه کننده های هالیوودی برای جلب نظر بازیگران درجه یک باید دستمزد بالایی به آنها پیشنهاد دهند، شما هم بدون ولخرجی در بازار هیچ شانسی برای جلب نظر اینفلوئنسرها ندارید. البته لازم نیست همیشه سراغ اینفلوئنسرهایی با چند میلیون فالوور بروید. در عوض سرمایه گذاری بر روی آن دسته از کسانی که اصطلاحا «میکرو اینفلوئنسر» هستند، گزینه بهتری خواهد بود. میکرو اینفلوئنسرها اگرچه فالوورهای کمتری دارند اما نرخ تعامل میان آنها و مخاطب شان خیلی بیشتر از اینفلوئنسرهای بی نهایت مشهور است. پس به جای اینکه خودتان را با سلبریتی ها یا ایفلوئنسرهای بی نهایت مشهور سرگرم کنید، روی افرادی که در مقیاسی محدودتر فعالیت دارند، سرمایه گذاری نمایید. اینطوری بازگشت سرمایه بسیار بهتری نیز خواهید داشت. 

ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم بازاریاب ها هیچ وقت نباید همه تخم مرغ های شان را در یک سبد قرار دهند. اصلا بر فرض که شما بودجه ای رویایی برای همکاری با مشهورترین اینفلوئنسر دنیا دارید. به نظرتان چنین کاری منطقی است؟ یک ایده هوشمندانه در این میان همکاری با چندین اینفلوئنسر دارای فالوور کمتر است. اینطوری شانس محتوای تان برای وایرال شدن نیز بیشتر می شود. پس به جای اینکه یکهو بودجه تان را به باد دهید، سرمایه گذاری منطقی را در دستور کار قرار دهید. اینطوری شانس خیلی بیشتری برای اثرگذاری بر روی مخاطب خواهید داشت. 

بازاریابی ایمیلی: دوستی قدیمی و همچنان موثر

بازاریابی ایمیلی

گپ و گفت درباره شیوه های نوآورانه برای بازاریابی دیجیتال بحثی است که کمتر کسی انتظار مشاهده اسم ایمیل مارکتینگ در آن را دارد. هرچه باشد بازاریابی ایمیلی سال های سال است که این دور و اطراف حضور داشته و کلی طرفدار هم برای خودش دارد، اما این دلیل نمی شود هنوز هم کیفیت لازم برای حضور در فهرست فعلی را داشته باشد. اگر شما هم باور دارید ایمیل مارکتینگ حسابی از مد افتاده، تا حدودی حق دارید. البته ماجرا درباره کاربردهای این شیوه بازاریابی کاملا متفاوت است. این روزها هنوز هم که هنوز است ایمیل مارکیتنگ بازگشت سرمای های حیرت انگیز دارد. به طوری که شما در ازای هر یک دلار سرمایه گذاری در این حوزه بین 40 تا 50 دلار بازگشت سرمایه خواهید داشت. حالا نظرتان درباره از مد افتادن این استراتژی چیست؟

بی شک گزینه های بسیار زیادی برای بازاریاب ها در دنیای دیجیتال وجود دارد. با این حال تا وقتی یک استراتژی قدیمی هنوز کار می کند، لازم نیست الکی دور آن را خط بکشید. تنها کاری که اینجا باید انجام دهید، گردآوری ایمیل های مخاطب هدف است. خب کمپین ایمیل مارکتینگ تان که همین طور خودکار به دست مخاطب نمی رسد.

شاید فکر کنید یک باکس معمولی در گوشه سایت برای دعوت از کاربران به عضویت در خبرنامه برند کافی باشد. در این صورت شما حسابی درگیر نوستالژی های دیجینال مارکتینگ هستید؛ چراکه این روزها انتظارات کاربران از برندها حسابی افزایش پیدا کرده است. پس شما هم باید مطابق این انتظارات عمل کرده و ورق را به نفع خودتان برگردانید. ماجرا تازه جالب شد، نه؟

مطلب مرتبط: نقش دیجیتال مارکتینگ برای یک استارت آپ موفق

فرمول ما در این بخش ارائه یک پیشنهاد جذاب به مخاطب در ازای عضویت در خبرنامه است. مثلا موسسه کنکوری را در نظر بگیرید که در به در دنبال ایمیل دانش آموزان یا والدین آنها برای بازاریابی بهتر است. یک ایده هوشمندانه در این میان ارائه بخشی از فیلم های آموزشی به طور رایگان در ازای عضویت در خبرنامه برند است. اینطوری هر دو طرف ماجرا کاملا شاد و خوشحال خواهند بود. یادتان باشد در دنیای امروز شما هم باید در کنار گرفتن امتیاز از مخاطب یک امتیاز مشخص برای آنها در چنته داشته باشید. وگرنه هیچ کس نگاه تان هم نخواهد کرد؛ چه برسد به اینکه سراغ خرید از برندتان را هم بگیرد.

بازاریابی داستان محور: الگویی قدیمی با ظاهری مدرن!

بازاریابی داستان محور

یک داستان خوب نه تنها نویسنده اش را میلیونر می کند، بلکه الهام بخش یک عالمه از مردم سراسر دنیا خواهد بود. اغلب رمان نویس های بزرگ دنیا در ابتدای راه حتی موفقیت های کوچک را هم باور نداشتند. با این حال پشتکار و طراحی داستان به شیوه ای اصولی آخر سر نتیجه دلخواه را به بار آورد. بی شک مارکتینگ حتی نزدیک به کار نویسندگی به طور حرفه ای هم نیست. با این حال اگر کمی اهل رویاپردازی باشید، می توانید خودتان را جای نویسنده های بزرگ جا بزنید. با این تفاوت که مخاطب تان انتظار شاهکارهایی در حد جایزه نوبل از شما ندارد.

باور کنید یا نه، از بچه های 6-5 ساله گرفته تا آدم بزرگ ها، همه و همه عاشق داستان های جذاب هستند. این داستان ها به آدم احساس بی نهایت خوبی می دهد. چه بسا رویاهایی که یک عمر در سر شما بوده، در قالب داستانی جذاب جلوی چشم تان روایت شود. به همین خاطر ما معتقدیم بازاریابی داستان محور یا داستانی یکی از استراتژی های برنده برای سال جدید محسوب می شود. کافی است کمی به خودتان سخت گرفته و به جای یک محتوای معمولی دنبال نمونه ای با تم داستانی باشید. قبول دارم تلاش های ابتدایی در این حوزه بی نهایت سخت یا خجالت آور خواهد بود، اما کم کم دست تان راه می افتد. خب بهترین بازاریاب های دنیا هم از روز اول کیفیت کاری فوق العاده بالایی نداشتند.

یادتان باشد داستانی که برای بازاریابی انتخاب می کنید، نباید خیلی سینمایی باشد. داستان های پلیسی مخصوص رمان های آگاتا کریستی یا آرتور کانن دویل است؛ شما به عنوان بازاریاب باید دنبال سناریوهایی بروید که هویت برندتان را نشان دهد. اجازه دهید با یک مثال کاربردی ماجرا را مثل روز روشن کنیم. برند نایک همیشه داستانی جذاب درباره سرگذشت ورزشکاران برای مشتریانش دارد. این داستان ها نه تنها با هویت و ارزش‎های نایک هماهنگی دارد، بلکه بی نهایت جذاب هم هست. 

همانطور که می بینید، برندهایی مثل نایک به خوبی سلیقه مشتریان شان را می دانند. به همین خاطر هم بدون حاشیه رفتن روی آن دست گذاشته و با داستانی جذاب سعی در جلب نظر آنها دارند. شما هم می توانید با الگوبرداری از همین استراتژی موفق سر و سامانی به اوضاع بازاریابی تان دهید. پس اگر میانه خوبی با ادبیات و رمان های مختلف دارید، همین حالا دست به کار شده و داستان منحصر به فرد برندتان را طراحی کنید. قول می دهم بعد از چند بار آزمون و خطا حسابی اوضاع تان در بازار تغییر کند. 

پادکست های تجاری: عرصه ای تازه برای بازاریابی

پادکست های تجاری

پادکست ها به طور معمول از سوی آدم های علاقه مند به حوزه ای خاص طراحی و ساخته می شود. مثلا کتاب بازهای حرفه ای معمولا پادکست هایی در این حوزه ساخته و آدم های علاقه مند به کتاب را دور هم جمع می کنند. چنین ایده ای شاید برای آدم های عادی معمولی جلوه کند، اما بازاریاب ها آن را به چشم فرصتی طلایی نگاه می کنند. پادکست بنا به ماهیتش همیشه و در هر شرایطی همراه آدم است. کافی است یک هندزفری خوب داشته باشید تا ساعت ها با پادکست مورد علاقه تان سرگرم شوید. حالا فرض کنید برند محبوب تان هم پادکست خاص خودش را داشته باشد. فکر می کنم همین ایده برای استفاده از هر زمان مرده ای در طول روز کافی باشد، مگر نه؟

طراحی پادکست برای کارآفرینانی که هیچ تجربه ای در این حوزه ندارند، حتی از صعود به قله اورست هم سخت تر به نظر می رسد. به همین خاطر اولین توصیه ما آنالیز پادکست های موفق دنیاست. به زبان خودمانی، شما باید با چم و خم کار آشنا شده و بعد سراغ انتشار پادکست تان بروید. وگرنه نتیجه کارتان یک آش بی نهایت شور از آب درمی آید. 

مطلب مرتبط: دیجیتال مارکتینگ و افزایش مشتری

یکی از اشتباهاتی که بازاریاب ها در طراحی پادکست انجام می دهند، تمرکز صرف روی برندشان است. برای یک دقیقه هم که شده خودتان را جای یک کاربر بخت برگشته بگذارید که با هزار و یک امید و آرزو پادکست شما را گوش می کند. وقتی از اول تا آخر درباره برندتان حرف بزنید، حتی مشتریان وفادارتان هم قید چنین پادکستی را خواهند زد. پس به جای اینکه همه چیز را پیرامون برند خودتان سامان دهید، کمی هم به فکر سلیقه مخاطب باشید. اینطوری کیفیت نهایی کار خیلی بهتر از آب درمی آید. 

منابع:

https://www.youtube.com

https://www.digitalmarketer.com

لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/5rh52Yuv
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
تبلیغات
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
وبگردی
مشاوره کسب و کارنویددستگاه ذخیره شماره موبایلتعمیر گیربکس اتوماتیکخرید هاستخرید سی پی کالاف دیوتی موبایلتعمیرات لپ تاپرزرو هتلخرید و فروش خودروتماشای فیلمرژیم لاغری سریع با پزشک متخصص تغذیهخدمات احراز هویت تلماتودانلود کتاب صوتینمایندگی ایسوسخرید از چینپرس لاین ساخت پرسشنامهلوازم یدکی تویوتاخدمات پرداخت ارزی نوین پرداختفروش اقساطی خودرومینی دی وی پرودرب ریلی کشوییدارالترجمه رسمی در تهرانچک صیادیحمل بار هواییماشین ظرفشویی بوشوکیل دادگستریخرید آجیلسنگ نمادانلود سریال خائن کشینهال انگورخرید زانوبند زاپیامکسSMM Panelطراحی سایت پوشاکمجله آرایشی و زیبایی
تبلیغات
  • واتساپ : 09031706847
  • ایمیل : ghadimi@gmail.com

كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1393/2014
بازگشت به بالای صفحه