فرصت امروز: تيترهای خوراکی ها امروز يک پيام مشترک دارند: سفره خانوار در حال بازتنظيم اجباری است. يعنی مردم به جای انتخاب آزاد، بر اساس بودجه محدود انتخاب می کنند: پروتئين کمتر، جايگزين های ارزان تر، و مصرفی که بيشتر “مديريت بقا”ست تا “تغذيه متعادل”. برای فهم اين وضعيت، بايد چند بازار را کنار هم ديد: برنج، گوشت، و تخم مرغ.

برنج: تنظيم بازار و جنگ روانی قيمت ها
خبر از توزيع برنج تنظيم بازاری با نرخ های مشخص می گويد. اين اقدام معمولا برای شکستن موج گرانی و آرام کردن بازار انجام می شود، اما اثرش به دو شرط بستگی دارد: حجم توزيع و تداوم. اگر توزيع مقطعی باشد، بازار پس از چند هفته دوباره به مسير قبلی برمی گردد. در کنار آن، مسئله ارز واردات هم مهم است؛ هر تغيير در سازوکار ارز، سريع به قيمت برنج سرريز می کند و به زبان ساده، “قيمت روی تابلو” از سياست ارزی فرمان می گيرد.
گوشت: آمار عرضه و واقعيت قيمت
در گوشت، دو روايت همزمان وجود دارد. روايت اول، آمار عرضه در کشتارگاه های رسمی است که می تواند افزايش يا کاهش را نشان دهد. روايت دوم، قيمت خرده فروشی است که مردم لمس می کنند. حتی اگر عرضه در يک مقطع بالا برود، ممکن است قيمت به سرعت پايين نيايد چون هزينه نهاده، حمل و نقل، و ريسک بازار روی قيمت سنگينی می کند. در اين ميان، گوشت تنظيم بازار (و واردات هدفمند) معمولا نقش ضربه گير را بازی می کند: قيمت را کامل پايين نمی آورد، اما جلوی جهش ناگهانی را می گيرد.
تخم مرغ، کالای ساده ای که شاخص معيشتی شد
تخم مرغ زمانی نماد پروتئين ارزان بود. اما حالا کوچک ترين نوسان در نهاده و توليد، سريع در قيمت تخم مرغ منعکس می شود و چون مصرف آن فراگير است، به يک شاخص روانی تبديل شده: مردم با تخم مرغ، حال و روز سفره را می سنجند. اگر امروز خبر “ارزان شدن” بيايد، فردا ممکن است خبر “هشدار توليدکنندگان” برسد. اين نوسان نشان می دهد بازار هنوز به تعادل پايدار نرسيده و سياستگذاری در نهاده ها و توزيع، نقش تعيين کننده دارد.
حبوبات و جانشين های پروتئينی
وقتی گوشت گران می شود، تقاضا به سمت حبوبات می رود. همين جابه جايی تقاضا، قيمت حبوبات را بالا می کشد. به بيان ساده، خانوارها از يک بازار فرار می کنند و فشار را به بازار ديگر منتقل می کنند. نتيجه اين می شود که سبد خوراکی، همزمان در چند نقطه ملتهب می شود و کنترل آن سخت تر از کنترل يک قلم کالاست.
چرا مردم کمتر شيرينی می خرند؟
کاهش مصرف شيرينی های سنتی مثل زولبيا و باميه فقط يک مسئله سليقه نيست؛ يک سيگنال قدرت خريد است. وقتی خانوار مجبور است بين کالای ضروری و کالای غيرضروری انتخاب کند، اولی حفظ می شود و دومی حذف. اين اتفاق، برای صنوف هم معنا دارد: رکود تقاضا در بازارهای غيرضروری زودتر از بقيه خودش را نشان می دهد.
جمع بندی: سياست غذايی بدون “ثبات” جواب نمی دهد
بازار خوراکی ها با تزريق های مقطعی آرام می شود، اما پايدار نمی ماند مگر اينکه ثبات در چند جبهه ايجاد شود: ثبات ارزی برای واردات اقلام حساس، ثبات در تامين نهاده های دامی، و ثبات در شبکه توزيع. در غير اين صورت، هر هفته فقط تيترها عوض می شود و فشار روی سفره باقی می ماند.