چهارشنبه, 10 ارديبهشت 1399 - 09:00

وضعیت برندها برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان از طریق کمپین های بازاریابی روز به روز دشوارتر می شود. شاید مدت ها قبل امکان تاثیرگذاری بر روی مشتریان با استفاده از یک پیام تبلیغات کوتاه وجود داشت، اما اکنون شرایط به طور کامل متفاوت است. عصر تبلیغات تلویزیونی و ایجاد هیجان کاذب در مشتریان نیز مدت ها پیش به پایان رسیده است. در چنین شرایطی استفاده حداکثری از توان کمپین های بازاریابی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف بدل به چالشی دشوار شده است.

فناوری های دیجیتال از دو دهه قبل موجب ایجاد تغییرات شگرف در کسب و کارها شده اند. امروزه نزدیک به 70درصد هزینه های بازاریابی برندها در حوزه دیجیتال صورت می گیرد. این امر به خوبی اهمیت فضای آنلاین برای کمپین های بازاریابی را نشان می دهد. نتیجه این امر ضرورت تغییر حوزه سرمایه گذاری برندهاست. برخی از شرکت ها هنوز هم بر روی الگوهای تاریخ مصرف گذشته بازاریابی تاکید دارند. این امر نتیجه ای جز شکست مداوم در حوزه بازاریابی در پی نخواهد داشت.

افزایش تاثیرگذاری کمپین بازاریابی

شناخت کانال های دیجیتال مورد علاقه مخاطب هدف و ارزیابی اطلاعات و نحوه رفتار آنها در فضای موردنظر اهمیت بسیار زیادی برای برندها دارد. امروزه هیچ کسب و کاری بدون توجه به رفتار کاربران در فضای آنلاین امکان بازاریابی برای آنها را نخواهد داشت. ما در این مقاله به دنبال راهکارهایی ساده و کاربردی برای افزایش تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی هستیم. در ادامه به بررسی چهار نکته مهم در این راستا خواهیم پرداخت.

مطلب مرتبط: تکنیک های کسب شهرت برای کمپین بازاریابی

1. بازاریابی در رسانه های دیجیتال بر پایه اطلاعات معتبر

بسیاری از بازاریاب ها در زمینه ارزیابی نتایج فعالیت شان در فضای دیجیتال ناتوانی های جدی دارند. نتیجه این امر ناتوانی در زمینه به روز رسانی مداوم کیفیت کمپین ها براساس سلیقه مخاطب هدف خواهد بود. همچنین گاهی اطلاعات مورد اتکای برندها نیز از اعتبار لازم برخوردار نیست. هر دو مورد پیش موجب کاهش تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی بر روی مخاطب هدف خواهد شد.

یکی از نمونه های جالب درباره اطلاعات نادرست مشتریان مربوط به حوزه بازاریابی ویدئویی است. بدون تردید همه ما اطلاعات بسیار جالبی درباره تاثیر بازاریابی ویدئویی بر روی کسب و کار برندها شنیده ایم. نکته مهم در این میان ایجاد تمایز میان اطلاعات درست و غلط است.

بسیاری از برندها تولید محتوای بازاریابی ویدئویی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را کافی می دانند. شاید این امر در نگاه نخست صحیح به نظر برسد، اما ما نیازمند شناسایی کانال های پرطرفدار در فضای آنلاین نیز هستیم. کاربران توجه یکسانی به تمام شبکه های اجتماعی ندارند. این امر نیاز به بررسی میزان حضور کاربران در شبکه های اجتماعی را ایجاد می کند. همچنین ما باید درک درستی از میزان حضور مخاطب هدف برندمان در شبکه های اجتماعی گوناگون داشته باشیم. در غیر این صورت امکان بازاریابی مناسب برای جلب نظر آنها را از دست می دهیم. بسیاری از برندها در عمل به جای تاکید بر شبکه های اجتماعی مناسب برای بازاریابی فقط به دنبال تولید محتوا هستند. بی‎تردید چنین استراتژی نتیجه مناسبی برای برندها به ارمغان نخواهد آورد.

2. ارتقای مداوم کیفیت محتوا

کیفیت محتوا نکته بسیار مهمی برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان است. اگر کیفیت محتوای بازاریابی ما در سطح پایینی قرار داشته باشد، انگیزه مخاطب برای تعامل با ما به شدت کاهش خواهد یافت. براساس گزارش موسسه فوربس 28درصد از نارضایتی های اصلی نسبت به کمپین ها ناشی از ناتوانی برندها برای بهبود مداوم کیفیت کمپین شان است. وقتی مخاطب هدف به طور مداوم یک کیفیت یکسانی از برندها در زمینه بازاریابی مشاهده می کند، کم کم نسبت به توانایی آنها شک خواهد کرد.

تحلیل داده های مربوط به کاربران شبکه های اجتماعی یا به طور کلی مشتریان کار چندان دشواری نیست. خوشبختانه امروزه ابزارهای بسیار متنوعی در دسترس برندها قرار دارد. همچنین همکاری با آژانس های بازاریابی نیز باید همیشه مدنظر قرار داشته باشد.

توانایی برندها برای شناخت سریع ترندهای بازاریابی نقش مهمی در موفقیت آنها خواهد داشت. بسیاری از برندها به این حوزه توجه کافی ندارند بنابراین مشاهده ناتوانی آنها برای جلب نظر مخاطب هدف امری طبیعی خواهد بود. هرچه توانایی ما برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف براساس ترندهای مطرح بیشتر باشد، عمق رابطه میان ما و آنها بیشتر خواهد شد.

3. پل میان بازاریابی سنتی و مدرن

اگرچه الگوهای بازاریابی سنتی دیگر کاربرد چندانی در دنیای دیجیتال ندارد، اما هنوز هم پلی میان دو حوزه موردنظر وجود دارد و پل موردنظر نسل جدید کانال های تلویزیونی است. بسیاری از شبکه های هوشمند مانند نت‎فلیکس یا هولو تاثیر قابل توجهی بر روی مشتریان دارند. این امر در کنار عرصه تلویزیون های هوشمند از سوی برندهای مختلف موجب توجه دوباره به عرصه بازاریابی تلویزیونی شده است. نکته مهم در این میان تفاوت میان الگوی بازاریابی کنونی با شیوه های سنتی است.

به عنوان مثال، نمایش تبلیغات در موتورهای جست‏وجوگر یکی از شیوه های نوین بازاریابی محسوب می شود. نکته مهم در این میان سرمایه‎گذاری برای نمایش تبلیغات اختصاصی به کاربران تلویزیون های هوشمند است. به این ترتیب تاثیرگذاری کمپین ما به شدت افزایش خواهد یافت.

هر برندی در دنیای کنونی باید به دنبال راهکارهای تازه برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف باشد، در غیر این صورت امکان بازاریابی مناسب را از دست می دهد.

مطلب مرتبط: شکست کمپین های بازاریابی: واکاوی 3 دلیل اصلی

4. استفاده از اصل پارتو

اغلب بازاریاب ها اصل پارتو را قبول دارند. این اصل بیانگر ایجاد 80درصد از نتایج مطلوب از سوی 20درصد تلاش هاست. به عبارت بهتر ما به جای تلاش بیشتر در حوزه بازاریابی باید به صورت هدفمند فعالیت های تاثیرگذارمان را بیشتر کنیم. این امر به طور ویژه ای در ارتباط با بخش توسعه و تحقیق معنا پیدا می کند. برندهای دارای بخش توسعه و تحقیق کارآمد توانایی بهتری برای ارزیابی وضعیت فعالیت بازاریابی شان و شناسایی تلاش های تاثیرگذار خواهند داشت. به این ترتیب توانایی آنها برای کاهش هزینه ها در کنار افزایش تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف بیشتر خواهد شد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید