چهارشنبه, ۶ بهمن(۱۱) ۱۴۰۰ / Wed, 26 Jan(1) 2022 /
           
فرصت امروز

پیدا کردن موقعیت شغلی در برندهای بزرگ می تواند به تنهایی بهترین روز زندگی هر کارآفرینی را شکل دهد؛ به طوری که دیگر هیچ جایی برای نگرانی و ناامیدی نسبت به چشم انداز کاری باقی نماند. اگر باور ندارید، کافی است فقط برای یک لحظه هم که شده خودتان را جای بازاریابی بگذارید که همین حالا فهمیده در مصاحبه استخدامی برندی در حد و اندازه فیس بوک پذیرفته شده و قرار است از فردا در شرکت تحت مدیریت مارک زاکربرگ کار کند. فکر می کنم شما هم قبول داشته باشید که چنین خبری می تواند طوری آدم را هیجان زده کند که حتی یک لحظه هم نتواند روی پاهایش بند شود.

اگر شما کارآفرین باهوشی باشید، بعد از اینکه کمی به خاطر موقعیت شغلی جدیدتان خوشحالی کردید، به این فکر می افتید که چطور باید در کار جدیدتان دوام بیاورید. به هر حال شرکت هایی مثل فیس بوک یا مایکروسافت عاشق چشم و ابروی تان نیستند و اگر شما نتوانید انتظارات شان را برآورده کنید، خیلی راحت کنارتان می گذارند. این طوری داستان افسانه ای شما هنوز شروع نشده با پایانی غم انگیز تبدیل به یک تراژدی تمام عیار می شود. ماجرا پیچیده تر از آن چیزی شد که انتظارش را داشتید، نه؟

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

خیلی از کارآفرینان فکر می کنند همین که مهارت هایی مثل مدیریت زمان یا انجام کارها با بالاترین کیفیت ممکن را داشته باشند، دیگر همه برندهای بزرگ دنیا باید برای استخدام شان صف بکشند. قبول دارم که یادگیری مهارت های مختلف و کسب تجربه در بازار می تواند شما را تبدیل به مسی یا رونالدوی دنیای کسب و کار کند، اما تا زمانی که با اصلی ترین مهارت مورد نیاز برندهای بزرگ آشنا نشوید، همیشه یک جای کارتان ایراد خواهد داشت. حتما از خودتان می پرسید مهارت اصلی دیگر چیست. در این صورت باید بگوییم این مهارت دوست داشتی و پرطرفدار، چیزی نیست به جز هوش هیجانی (Emotional Intelligence). 

مطلب مرتبط: هوش هیجانی خود را با 3 سوال بهبود دهید

ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم هوش هیجانی برای تمام اهالی دنیای کسب و کار یک مهارت ضروری محسوب می شود. فرقی هم ندارد شما یک مدیر کارکشته باشید یا کارمندی که به تازگی کارش را شروع کرده است؛ در هر صورت هوش هیجانی می تواند از شما یک قهرمان بی عیب و نقص بسازد. دقیقا مثل همان قهرمان هایی که عادت داریم در سالن های سینما و فیلم های هالیوودی ببینیم!

اگر یادتان باشد ما قبلا درباره هوش هیجانی با شما صحبت کرده ایم و در یک ماجراجویی هیجان انگیز کلیات آن را یاد گرفتیم. شاید فکر کنید حالا دیگر شما یک کارشناس بی عیب و نقص درباره هوش هیجانی شده اید و دیگر هیچ کس نمی تواند مهارت تان در این زمینه را به چالش بکشد. در این صورت باید بگوییم که کاملا در اشتباهید، چراکه هنوز یک گام دیگر برای حرفه ای شدن در این حوزه باقی مانده است. شما الان مثل بازیگری هستید که دقیقا می داند چه نقشی در فیلم دارد و چطور باید آن را اجرا کند، اما هنوز حتی یک بار هم جلوی دوربین تمرین نکرده اید، چه برسد به اینکه واقعا بخشی از فیلم باشید. کاری که ما در اینجا می خواهیم انجام دهیم، قرار دادن شما جلوی دوربین است تا ترس تان کاملا بریزد؛ به همین سادگی.

کارآفرینان همیشه تا قبل از اینکه مهارتی را در عمل مورد استفاده قرار ندهند، آن را بی نهایت ساده ارزیابی می کنند. به همین خاطر وقتی اولین چالش در اجرای آن روی می دهد، مثل بوکسوری می شوند که حتی قبل از شروع مسابقه شکست را پذیرفته است. ما در روزنامه فرصت امروز برای اینکه شما چنین تجربه ای را در مورد هوش هیجانی پشت سر نگذارید، می خواهیم اول از همه سراغ بعضی از نشانه های هوش هیجانی بالا یا ضعیف در محل کار برویم. بعد هم با بررسی نکات حرفه ای برای ارتقای هوش هیجانی به شما کمک می کنیم تا داستان افسانه ای تان را در عرصه کسب و کار به بهترین شکل ممکن شروع کنید. پس با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چطور هوش هیجانی تان را حسابی افزایش دهید. 

هوش هیجانی در محیط کار: راهنمایی برای ارزیابی دقیق مهمترین مهارت کاری!

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

تقریبا همه مردم دنیا خیلی خوب می دانند هوش هیجانی بالا مثل توپ طلا در فوتبال مهم و ارزشمند است. با این حال وقتی صحبت از نشانه های آن و روش ارزیابی اش می شود، تقریبا هیچ کس حرفی برای گفتن ندارد. البته مگر اینکه از بدشانسی کارشناسی را پیدا کنید که به جای یک اعتراف ساده به بی اطلاعی از مسئله از هر دری برای تان حرف بزند. خب راستش را بخواهید در این صورت هم چیزی به غیر از سردردی تمام نشدنی نصیب تان نخواهد شد!

ما در این بخش می خواهیم خیلی رُک و پوست کنده درباره نشانه های هوش هیجانی بالا یا ضعیف در عرصه کسب و کار صحبت کنیم. شاید پیش خودتان فکر کنید چنین کاری بدون یک آزمون با صدها سوال عجیب و غریب امکان پذیر نیست. در این صورت راهکار ما بی برو برگشت غافلگیرتان خواهد کرد. 

از آنجایی که خیلی از کارآفرینان میانه خوبی با جواب دادن به سوالات تمام نشدنی آزمون های هوش ندارند، ما به جای اینکه شما را حسابی اذیت کنیم، یک راست رفته ایم سراغ بعضی از نشانه های دم دستی و واضح از هوش هیجانی بالا یا پایین. این طوری شما بدون اینکه خودتان را درگیر آزمون های عذاب آور کنید، می توانید در یک چشم به هم زدن سطح هوش هیجانی دیگران را ارزیابی کنید. خب مگر یک کارآفرین چیزی به غیر از یک راهکار ساده برای ارزیابی هوش هیجانی کارمندان و همکارانش هم می خواهد؟

اگر تشخیص دادن سطح هوش هیجانی دیگران برای شما هم هیجان انگیز است، با ما همراه باشید تا در این بخش صفر تا صد آن را با هم بررسی کنیم. البته روش ما در اینجا هیچ شباهتی با آزمون های رایج ندارد، بلکه موقعیت های ساده و دم دستی را بررسی می کنیم که خیلی راحت به شما نشان می دهد وضعیت هوش هیجانی یک کارمند یا مدیر چگونه است؛ همین و بس!

مطلب مرتبط: ارائه بازخورد به رئیس با استفاده از هوش هیجانی

موقعیت اول: کارمندی ناراحت با درد و دل های تمام نشدنی

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

هر کسی در موقعیت کاری اش می تواند روزهای بدی را تجربه کند. اینکه انتظار داشته باشید یک کارآفرین کل روزهای سال  را سر حال و پرانرژی باشد، بیشتر شبیه این است که او را با یک ماشین یا ربات اشتباه گرفته باشید. فکر می کنم همه کارمندان دست کم یک بار در زندگی حرفه ای شان طعم ناراحتی شدید و بی حوصلگی را چشیده اند. اینطور موقع ها آدم حتی حوصله ساده ترین کارها را هم ندارد. اشتباه نکنید، ما در اینجا نمی خواهیم توصیه هایی درباره چگونگی غلبه بر حس و حال بدکاری بدهیم. خب هرچه باشد نه ما آنتونی رابینز هستیم نه شما انتظار سخنرانی های انگیزشی در این مقاله را دارید. در عوض می خواهیم به شما نشان دهیم که چطور رفتار دیگران با همکاری که ناراحت است و دوست دارد یک ساعت با بقیه درد و دل کند، هوش هیجانی شان را نشان می دهد.

اگر یکی از همکاران شما اصلا متوجه نشد فردی در تیم کاری حالش خوب نیست یا اینکه با نصیحت های کلیشه ای مثل «سعی کن سریع حالت خوب شه» فقط دنبال شانه خالی کردن از توجه به همکارش بود، شما قوی ترین سیگنال ممکن مبنی بر هوش هیجانی پایین را دریافت کرده اید. چنین افرادی حتی اگر ادعا کنند بهترین تکنیک های هوش هیجانی را هم بلد هستند، هیچ فایده ای نخواهد داشت. چراکه در عمل نمی توانند از آن برای کمک به مدیریت احساسات همکاران شان استفاده نمایند؛ به همین سادگی!

حالا اگر شما همکاری داشتید که به محض دیدن یکی از اعضای تیم متوجه حال بدش شد و فورا شروع به ابراز همدردی کرد، ماجرا کامل فرق می کند. شاید فکر کنید فهمیدن حال نامناسب یکی از همکاران کار ساده ای است، اما راستش را بخواهید خیلی ها همین کار به ظاهر ساده را بلد نیستند. به همین خاطر اگر در تیم کاری تان کسی را دارید که خیلی خوب متوجه ناراحتی بقیه می شود و از همه مهمتر اینکه بلد است چطور با آنها ابراز همدردی کند، شما خیلی خوش شانس هستید چراکه کارمندی با هوش هیجانی بسیار بالا در شرکت تان دارید. اگر از ما می شنوید هر طور شده این کارمند را در شرکت تان حفظ کنید.

موقعیت دوم: بیان احساسات در محیط کار

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

اگر شما از آن دست افرادی هستید که همیشه احساسات شان را در محل کار پنهان می کنید، احتمالا برای ارتقای مهارت تان در حوزه هوش هیجانی باید از همین حالا دست به کار شوید. یادتان باشد شما قرار نیست در محل کار از دست کسی عصبانی باشید و اصلا هم به روی خودتان نیاورید. مدیران حرفه ای مثل ایلان ماسک یا جف بزوس خیلی خوب بلدند مثل آب خوردن احساسات شان را با اعضای شرکت در میان بگذارند. خب به هر حال یک فرقی بین این مدیران افسانه ای و بقیه کارآفرینان باید باشد، مگر نه؟

کسانی که در محیط کار احساس راحتی بالایی دارند و مثل آب خوردن تمام ایده ها و نظرات شان درباره نکات مختلف را بیان می کنند، سیگنال بی نهایت قدرتمندی درباره هوش هیجانی بالای شان به شما می دهند. ماجرا در اینجا بیشتر شبیه به فرق بین مربی های فوتبالی است که در کنار زمین یک عالمه جنب و جوش دارند با سرمربی هایی که خیلی خونسرد در کنار نیمکت شان تا آخر بازی با نگاهی سرد همه چیز را دنبال می کنند. خب اگر کسی را سراغ دارید که دوست داشته باشد با یک مدیر خشک و بی روح کار کند، ما را هم بی خبر نگذارید. 

بی شک حالا که نشانه های افراد دارای هوش هیجانی بالا در موقعیت این بخش را بررسی کردیم، شناسایی افراد دارای هوش هیجانی پایین کار سختی نخواهد بود. خب همین که کسی در تیم کاری تان همیشه ساکت و گوشه گیر باشد کافی است تا متوجه هوش هیجانی پایینش شوید؛ به همین سادگی!

مطلب مرتبط: هوش هیجانی شما در چه محدوده ای قرار دارد؟

موقعیت سوم: انعطاف پذیری در برابر کارها

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

تبدیل شدن به یک کارآفرین حرفه ای هیچ شباهتی به موضوع فیلم هایی با پایان خوب و خوش ندارد. گاهی اوقات در این حوزه مشکلاتی پیش روی تان قرار می گیرد که یک لحظه با خودتان فکر می کنید دیگر بهتر است بی خیال کارآفرینی شوید. آنچه در این میان تفاوت بین دو گروه برنده و بازنده را تشکیل می دهد، چیزی نیست به غیر از هوش هیجانی. فکر می کنم ادعای ما در این بخش آنقدر عجیب هست که باید توضیحات درست و حسابی برای آن داشته باشیم. وگرنه حسابی اعتمادتان را از دست خواهیم داد. 

بی شک همه ما در دور و اطراف مان آدم هایی را سراغ داریم که با هر شرایط سخت و پیچیده ای مثل آب خوردن کنار می آیند تا به هدف شان برسند. شاید فکر کنید اینگونه افراد اراده فولادی دارند، اما اگر نظر ما را بخواهید به شما می گوییم که این دسته از افراد فقط خیلی خوب بلدند چطور از هوش هیجانی استفاده کنند. پس اگر شما هم در کنارتان کارمند یا مدیری را سراغ دارید که می تواند حتی فشاری مثل مسابقه فینال دوی ماراتن را هم تحمل کند، هیچ جوره او را از دست ندهید. 

اگر بخواهیم از همان مثال مسابقه ماراتن بالا استفاده کنیم، باید بگوییم کارمندان دارای هوش هیجانی پایین دقیقا مثل دونده هایی هستند که فقط چند دقیقه بعد از شروع مسابقه ماراتن کم می آورند و قید ادامه مسیر را می زنند. پس یادتان باشد اگر خواستید هوش هیجانی کارمندان تان را ارزیابی کنید، حتما میزان انعطاف پذیری شان در برابر شرایط تازه را زیر ذره بین ببرید. البته قرار نیست طوری با آنها رفتار کنید که کاملا از برندتان متنفر شوند، بلکه توانایی نسبی آنها برای سازگاری با شرایط تازه هم کافی خواهد بود. 

موقعیت سوم: دورهمی کارمندان در خارج از شرکت

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

حضور در شرکتی که تمام اعضای آن به حرفه ای ترین شکل ممکن با هم همکاری دارند، برای هر کسی جذاب خواهد بود. شما را نمی دانم، ولی من که حاضرم کاملا رایگان در شرکت های بزرگ دنیا کار کنم. این طوری نه تنها سابقه کاری حیرت انگیزی برای شما ثبت می شود، بلکه می توانید یک عالمه موقعیت شغلی تازه نیز پیدا کنید. اگر در شرکت شما کارمندان و مدیران فقط دنبال سر کردن ساعت کاری و فرار از دست یکدیگر نیستند، می توانید امیدوار باشید که هوش هیجانی همه شان بالاست. حتما می پرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟ خب اجازه دهید ماجرا را اندکی بیشتر برای تان موشکافی کنیم. 

کارآفرینانی که هوش هیجانی بالایی دارند، خیلی راحت می توانند احساسات خود و دیگران را مدیریت کرده و لحظات لذت بخشی در عرصه کسب و کار بسازند. خب در این صورت دلیلی ندارد که آنها با همکاران شان برای اندکی تفریح و بحث خودمانی در خارج از ساعت های کاری برنامه ریزی کنند. این یعنی هوش هیجانی بالا باعث همکاری و همدلی هرچه نزدیک تر در میان کارمندان می شود؛ به همین سادگی!

حالا اگر اعضای شرکت شما کاملا از هم متنفر باشند، احتمالا می توانید نتیجه بگیرید که یک جای کار ایراد دارد. این یعنی شما احتمالا کارمندانی با هوش هیجانی پایین دارید که حتی یک دقیقه هم به زور در کنار هم سپری می کنند. اینطور موقع ها فضای شرکت بیشتر از اینکه محلی برای ایده پردازی و فعالیت مناسب باشد، شبیه به رینگ بوکس می شود. 

معمای ارتقای هوش هیجانی: چطور و چگونه

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

حالا که با راه و روش ارزیابی هوش هیجانی آشنا شدید، نوبتی هم باشد باید سری به راهکارهای ارتقای آن بزنیم. وگرنه شما مثل معماری می شوید که فقط بلد است از کار دیگران ایراد بگیرد و تا حالا حتی یک ساختمان هم معماری نکرده است. 

مطلب مرتبط: نشانه های هوش هیجانی رهبران کسب و کار

اگر از مخاطب های پر و پا قرص روزنامه فرصت امروز باشید، خیلی خوب می دانید که ما همیشه دنبال ساده ترین راهکارهای ممکن هستیم. بنابراین اگر فکر کرده اید در این بخش قرار است با کلی توصیه و تکنیک پیچیده رو به رو شوید، لطفا همین حالا همه این برداشت ها را دور بریزید. هرچه باشد یک راهنمای بی عیب و نقص درباره هوش هیجانی باید طوری نوشته شود که همه مثل آب خوردن از آن استفاده کنند. وگرنه اصلا چرا باید وقت تان را با راهنمایی که هیچ کس حتی یک کلمه اش را هم متوجه نمی شود، تلف کنید؟

فکر می کنم لازم به گفتن نباشد که نکات مورد بحث در این مقاله ساده و کاربردی ترین راهنمایی است که می توانید پیدا کنید. پس اگر تجربه خوبی از مطالعه مقاله های مربوط به ارتقای هوش هیجانی نداشته اید، آماده شوید تا ذهنیت تان را نسبت به این موضوع کاملا زیر و رو کنیم. این شما و این هم پاسخ ما برای معمای ارتقای هوش هیجانی.

فکر کردن قبل از دست به کار شدن: اولین اصل در ارتقای هوش هیجانی

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

آیا تا به حال برای تان پیش آمده که از سر احساسات شدیدتان حرفی بزنید یا رفتاری انجام دهید که بعدا تا ماه ها به خاطرش پشیمانی کشیده باشید؟ بی شک همه کارآفرینان دست کم یک بار در طول کارنامه حرفه ای شان چنین اشتباهی را انجام داده اند. اینطور موقع ها آدم حس و حال مهاجمی را دارد که حساس ترین بازی فصل یک موقعیت گل عالی را از دست می دهد. این یعنی احتمالا دیگر خبری از فیکس بودن این بازیکن در بازی های بعدی تیمش نخواهد بود. 

توصیه اول ما برای تقویت مهارت هوش هیجانی خیلی سخت نیست. شما فقط باید حواس تان باشد که قبل از هر حرکتی در عرصه کسب و کار خیلی خوب درباره اش فکر کنید. اگر در یک جلسه رسمی حضور دارید، قبل از اینکه نظرتان درباره سخنرانی یا ایده دیگران را بلند مطرح کنید، اندکی درباره آن فکر کنید. آیا واقعا واکنش شما تاثیرگذار خواهد بود؟ شاید اگر نظرتان را طور دیگری بیان کنید، تاثیرگذاری بهتر داشته باشد. وقتی شما اندکی به خودتان فرصت دهید تا درباره حرف یا عمل تان تأمل کنید، بی برو برگشت اقدام تان همه را شگفت زده خواهد کرد. اگر از ما می شنوید، خیلی از مشکلات بزرگ در شرکت ها از همین اقدامات بدون فکر شروع می شود. 

اگر شما آنقدر خوش شانس هستید که مدیریت یک شرکت را برعهده داشته باشید، فرمول طلایی ما برای شما دعوت همه اعضای شرکت به عمل براساس اندکی تأمل بیشتر است. البته قرار نیست شما اینجا انتظارات تان را در حد سخنرانی یک استاد دانشگاه بالا ببرید، بلکه فقط باید حواس تان باشد حرف ها و اقدامات تان موجب برداشت نادرستی یا ناراحتی بقیه نشود؛ همین و بس!

تعامل با دیگران: فرصتی برای استفاده عملی از هوش هیجانی!

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

همانطور که یک خلبان جت جنگی برای یادگیری مهارت لازم برای پرواز می تواند خیلی راحت سراغ خلبان های حرفه ای برود، شما هم به عنوان یک کارآفرین باید همیشه از توصیه ها و تجربیات دیگران نهایت استفاده را ببرید. وضعیت شما در اینجا شبیه کسی است که به جای اختراع چرخ، خیلی راحت از تجربه و تلاش دیگران استفاده می کند. بی شک چنین شخصی بیش از آنچه فکرش را بکنید در کارش موفق خواهد بود؛ البته به شرط اینکه در وهله اول بتواند با دیگران ارتباط خوبی برقرار کند. وگرنه حتی یک نفر هم حاضر نیست تجربیاتش را در اختیار او قرار دهد.

شاید شما پیش خودتان فکر کنید تعامل و ارتباط نزدیک با دیگران یکی از ساده ترین کارهای دنیاست، اما راستش را بخواهید یکی از ترس های همیشگی افراد در محیط های کاری و رسمی تعامل با دیگران است. باور کنید یا نه، این مسئله حتی برای مدیران کارکشته نیز اتفاق می‎افتد. با این حساب تکلیف شما از قبل مشخص است! 

مطلب مرتبط: تفاوت هوش هیجانی واقعی و خودخواهی ناخودآگاه

ما در اینجا فرمول جادویی برای اینکه بتوانید با دیگران بدون استرس و خیلی راحت ارتباط برقرار کنید، نداریم. خب هرچه باشد ادعای داشتن چنین فرمولی خیلی غیرواقعی تر از آن است که بشود واقعا روی آن حساب کرد. در عوض ما چندتا توصیه جمع و جور برای تان کنار گذاشته ایم تا مسیر سخت تعامل با دیگران برای شما راحت تر شود. لطفا خوب به این نکات توجه کنید:

•    گوش دادن به دیگران اغلب اوقات اولین قدم برای ارتباط مناسب با آنهاست. اگر کسی را سراغ دارید که خیلی خوب به حرف دیگران گوش می دهد و آخر سر کلی مشکل برای تعامل با دیگران دارد، ما را هم بی خبر نگذارید. 

•    هیج وقت وسط حرف دیگران نپرید یا اینکه بدتر از همه رشته افکارشان را پاره نکنید. شاید به نظر شما صحبت کردن با بقیه اعضای تیم در هر زمانی کار بدی نباشد، اما اگر وقت شناس نباشید شاید آخر سر همه همکاران تان از شما متنفر شوند.

•    احترام گذاشتن به دیگران مهمترین اصل در برقراری ارتباط اجتماعی است. شما چه دوست داشته باشید یا نه، باید هر طور شده با دیگران رفتار محترمانه ای داشته باشید. وگرنه نه خبری از تاثیرات هوش هیجانی خواهد بود و نه حتی ادامه کار کردن در شرکت!

یادتان باشد شما برای تعامل با دیگران باید همیشه اعتماد به نفس تان را حفظ کنید. این طوری دست کم در ظاهر به همکاران تان نشان می دهید که از همه چیز مطمئن هستید و آماده اید تا مثل قهرمان های افسانه ای برای هر مشکلی در شرکت یک راه حل بی چون و چرا عرضه کنید.
 
مدیریت بحران در شرکت: رهایی از شر دردسر همیشگی رهبران تجاری

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

آیا تا به حال شده در جمع های دوستانه سر یک موضوع خیلی کوچک طوری بحث و درگیری پیش بیاید که اصلا باورتان نشود؟ اگر جواب تان به سوال بالا مثبت است، باید بگوییم که چنین وضعیتی در تیم های کاری نیز کاملا مصداق دارد. کافی است پای درد و دل یک مدیر یا رهبر تجاری بنشینید تا متوجه شوید چقدر راحت در محیط کار بحران های بزرگ و حل نشدنی شکل می گیرد. 

اشتباه نکنید، ما در اینجا نمی خواهیم درباره مشکلات رهبران تجاری و دردسرهای مدیریت یک تیم کاری صحبت کنیم. در عوض می خواهیم نشان دهیم چطور با تقویت هوش هیجانی می توانید بحران ها را مثل آب خوردن حل و فصل نمایید. ماجرا جالب شد، نه؟

اگر شما اسم خودتان را رهبر تجاری می گذارید، باید آماده باشید تا با کلی مشکل جورواجور دست و پنجه نرم کنید. در این میان هوش هیجانی بالا به شما کمک می کند تا بحران های مختلف در بین اعضای شرکت را شناسایی کرده و قبل از اینکه شرکت تان کاملا از هم بپاشد، فکری به حال آنها کنید. کار شما در این میان مثل یک تهیه کننده در دنیای سینماست که باید همه اعضای گروه را کنار هم نگه دارد و اجازه ندهد مشکلات کوچک طوری تبدیل به بحران شود که دیگر حتی بهترین مدیران دنیا هم نتوانند حل شان کنند. حتما از خودتان می پرسید مگر چنین چیزی اصلا ممکن است؟ جواب ما به این سوال یه «بله» قاطعانه است. چراکه ما در روزنامه فرصت امروز برای این مشکل یک راه حل طلایی داریم. 

اولین کاری که شما برای مدیریت بحران در شرکت تان باید انجام دهید، کنار گذاشتن سرزنش دیگران است. باور کنید یا نه، سرزنش بقیه فقط شما را یک فرد ضعیف نشان خواهد داد که نمی تواند هیچ مشکلی را حل کند و فقط بی دلیل پای بقیه را به بحران شرکت باز می کند. به علاوه، یادتان باشد که هوش هیجانی بالا همیشه همراه با ارتباطات اجتماعی عالی است. پس با این حساب پیش بینی بعضی از بحران های احتمالی در عرصه کسب و کار نباید خیلی برای تان دشوار باشد، مگر نه؟

همانطور که یک سرمربی فوتبال خوب مثل کلوپ یا گواردیولا ارتباط عالی با بازیکنان شان دارند و حتی کوچکترین دغدغه های هر کدام از آنها را نیز بی چون و چرا حدس می زنند، شما هم باید آنقدر رابطه تان با کارمندان شرکت خوب باشد که بتوانید حتی کوچکترین بحران ها را نیز پیش بینی نمایید. پس از این به بعد یک لطفی به خودتان و برندتان بکنید و به جای برخورد سرد و بی روح با بقیه، ارتباطات تان با آنها را تقویت کنید تا هم هوش هیجانی بالاتری داشته باشید، هم بحران های شرکت را در یک چشم به هم زدن نیست و نابود کنید. 

مطلب مرتبط: هوش هیجانی چیست و چرا اهمیت دارد؟

مثبت اندیشی: نگرش تان را دست کم نگیرید

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

شاید موضوعی که در این بخش قصد داریم درباره اش صحبت کنیم، اندکی شبیه به کلاس های انگیزشی باشد. با این حال بخش مهمی از ارتقای هوش هیجانی را تشکیل می دهد. اجازه دهید کارمان در این بخش را با یک مثال دم دستی شروع کنیم. فرض کنید شما در شرکتی کار می کنید که از شانس تان یک همکاری به شدت منفی باف کنار دست تان دارید. از آن دست آدم هایی که همیشه و همه جا با افکار منفی شان حسابی ذوق بقیه را کور می کنند. فکر می کنم شما هم قبول داشته باشید که کار کردن در این شرایط دست کمی از شکنجه ندارد، مگر نه؟

شاید شما پیش خودتان فکر کنید همیشه آدم های منفی باف فقط در کنار شما قرار می گیرند، اما اگر حواس تان نباشد شاید خودتان یک پا آدم منفی نگر شوید؛ از آنهایی که تقریبا هیچ کس دوست ندارد با آنها همکار شود. بی شک چنین افرادی حتی یک بار هم در زندگی شان اسم هوش هیجانی به گوش شان نخورده است. وگرنه اصلا امکان نداشت منفی بافی بخشی از شخصیت کاری شان شود!

تکنیکی که ما در این بخش برای ارتقای هوش هیجانی شما آماده کرده ایم، خیلی ساده تر از آن است که حتی باعث نگرانی تان شود. شما فقط باید همیشه نگاه مثبت تان به اتفاقات و ایده های مختلف را حفظ کنید. این طوری هم کارهای تان با فشار روانی کمتری انجام می شود، هم اینکه مثل یک مدیر حرفه ای در میان همکاران و کارمندان تان حسابی مشهور خواهید شد. 

قبول دارم گاهی اوقات اوضاع آنقدر بد پیش می رود که حتی نمونه اش را در فیلم های سینمایی پر از غم و غصه هم نمی شود پیدا کرد، اما اگر در همین شرایط عجیب هم شما ذهنیت مثبت تان را حفظ کنید، دست کم شانس مدیریت تیم کاری تان برای پیدا کردن راه حلی بی عیب و نقص را خواهید داشت. وضعیت شما در اینجا دقیقا مثل معلمی است که باید اول از همه احساسات خودش را کنترل کند تا بتواند شارگردانش را برای یادگیری درس تازه آماده نماید. این کار به شما کمک می کند تا هوش هیجانی تان را گام به گام توسعه دهید. بعد هم یکهو به خودتان می آیید و می‎بینید که حسابی در استفاده از هوش هیجانی حرفه ای شده اید؛ به همین سادگی!

تمرین و تکرار فراوان: مهمترین تکنیک در ارتقای هوش هیجانی

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

هیچ کس از اول بلد نیست چطور خیلی خوب از هوش هیجانی در محیط کار استفاده کند یا آن را خیلی خوب ارتقا دهد؛ حتی مدیران حرفه ای مثل ایلان ماسک. همانطور که یک دونده ای مثل اوسین بولت با کلی تمرین موفق شد دست آخر رکورد دوی سرعت را بزند، شما هم برای اینکه در استفاده از هوش هیجانی رکورد بزنید چاره ای به غیر از تمرین و تکرار بی پایان ندارید. 

اگر حرف ما را درباره ضرورت تمرین و تکرار برای تقویت هوش هیجانی خیلی قبول ندارید، احتمالا حرفهای دنیل گولمن را جدی تر خواهید گرفت. هرچه باشد گولمن متخصص علم رفتارشناسی است و مطالعات بسیار زیادی درباره هوش هیجانی دارد. از نظر او ساختار ذهنی انسان هر مهارتی را پس از چندبار تمرین یاد می گیرد. این امر درباره هوش هیجانی و تقویت آن نیز مصداق دارد. دقیقا به همین خاطر شما باید تمام تمرین ها و توصیه هایی که در این مقاله با هم بررسی کردیم را به طور مداوم تکرار کنید. فقط در این صورت تبدیل به همان کارآفرینی خواهید شد که همه آرزوی همکاری با او را دارند. پس منتظر چه هستید؟ از همین حالا مثل یک قهرمان المپیک شروع به تمرین کنید!

مطلب مرتبط: 6 نشانه تیمی که هوش هیجانی بالایی دارد

سخن پایانی

چگونه هوش هیجانی تان را ارتقا دهید؟

همانطور که اول مقاله قولش را داده بودیم، الان شما دیگر زیر و بم هوش هیجانی را فوت آب هستید. از اینجا به بعد دیگر بستگی به پشتکارتان برای استفاده از تکنیک های این ماجراجویی هیجان انگیزمان دارد. حالا که برای خودتان یک پا کارشناس هوش هیجانی شده اید، نظرتان درباره نکات مورد بحث در این مقاله چیست؟ آیا توصیه های ما به نظرتان کاربردی بود؟

من و همکارانم در روزنامه فرصت امروز امیدواریم نکات مورد بحث در این مقاله کمکی هرچند کوچک به شما برای یادگیری و تقویت هوش هیجانی تان کرده باشد. یادتان نرود همیشه تمرین و تکرار را به خاطر بسپارید. به علاوه، اگر سوال یا نظری درباره موضوع این مقاله داشتید، ما در روزنامه فرصت امروز همیشه آماده کمک به شما هستیم. پس لطفا تعارف را کنار گذاشته و سوالات تان را همین جا با ما در میان بگذارید. 

منابع:

https://www.trainingexpress.org.uk


https://positivepsychology.com


https://www.inc.com

برچسب ها : اصول کسب و کار
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/2w6diNS8
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه