عبور شاخص از ۶.۷ میلیون واحد چه معنایی برای اقتصاد ایران دارد؟

فرصت امروز: بورس تهران امروز برای نخستین‌بار از مرز ۶.۷ میلیون واحد عبور کرد. شاخص کل در پایان معاملات با حدود ۱۲۲ هزار واحد رشد به ۶ میلیون و ۷۲۳ هزار و ۵۷۶ واحد رسید؛ رشدی نزدیک به ۱.۹ درصد. شاخص هم‌وزن نیز حدود ۱.۸ درصد افزایش یافت و به محدوده یک میلیون و ۸۵۴ هزار واحد رسید. نکته مهم این است که رشد فقط محدود به چند شرکت بزرگ نبود و بخش قابل توجهی از بازار در حرکت صعودی مشارکت داشت.

ارزش معاملات خرد سهام و صندوق‌های سهامی نیز از ۳۸ هزار میلیارد تومان عبور کرد. این عدد اگرچه از معاملات روز قبل کمتر بود، اما همچنان نشان‌دهنده بازگشت سطح قابل توجهی از نقدینگی به بازار سهام است. در ابتدای معاملات نیز خروج پول از صندوق‌های درآمد ثابت و حرکت بخشی از آن به سمت سهام مشاهده شد؛ رفتاری که نشان می‌دهد بخشی از سرمایه‌گذاران بار دیگر آماده پذیرش ریسک بیشتر شده‌اند.

چرا بورس دوباره مورد توجه قرار گرفته است؟

یکی از عوامل اصلی را باید بیرون از بورس جست‌وجو کرد. نرخ ارز طی هفته‌های اخیر به سطوح تازه‌ای رسیده و قیمت بسیاری از دارایی‌ها افزایش یافته است. در چنین شرایطی سرمایه‌گذاران معمولاً به دنبال بازاری می‌گردند که هنوز تمام اثر تورم و کاهش ارزش پول را در قیمت خود منعکس نکرده باشد. سهام شرکت‌هایی که دارایی واقعی، درآمد صادراتی یا قدرت افزایش قیمت دارند، در چنین محیطی جذاب‌تر می‌شود.

فرض کنید ارزش زمین، ماشین‌آلات و موجودی یک شرکت به دلیل تورم چند برابر شده، اما ارزش بازار آن شرکت متناسب با این تغییر رشد نکرده باشد. سرمایه‌گذار ممکن است نتیجه بگیرد سهام هنوز نسبت به سایر دارایی‌ها ارزان‌تر است. همین منطق می‌تواند بخشی از ورود نقدینگی فعلی را توضیح دهد.

اما این نقطه همان جایی است که باید میان «رشد اسمی بورس» و «رشد واقعی شرکت‌ها» تفاوت قائل شد. اگر قیمت سهام صرفاً به دلیل تورم بالا برود، سهامدار ممکن است سود ریالی کسب کند، اما این لزوماً به معنای افزایش تولید یا سود واقعی اقتصاد نیست.

کدام شرکت‌ها در وضعیت بهتری قرار دارند؟

شرکت‌های صادراتی، صنایع کالایی و بنگاه‌هایی که بخش مهمی از دارایی آنها واقعی است معمولاً در دوره‌های افزایش نرخ ارز مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند. پتروشیمی، فلزات، معدنی‌ها و برخی پالایشگاه‌ها از نظر ساختاری در این گروه قرار دارند، هرچند محدودیت صادرات و دسترسی به ارز می‌تواند بخشی از مزیت آنها را کاهش دهد.

در شرکت‌های داخلی، مهم‌ترین عامل «قدرت قیمت‌گذاری» است. شرکتی که بتواند افزایش هزینه مواد اولیه و دستمزد را به قیمت محصول منتقل کند، توان بیشتری برای حفظ حاشیه سود دارد. در مقابل، بنگاهی که تحت قیمت‌گذاری دستوری یا قراردادهای بلندمدت ثابت قرار دارد، ممکن است با وجود رشد شاخص بورس با کاهش حاشیه سود مواجه شود.

بنابراین مدیران نباید رکورد شاخص را به معنای بهبود یکسان وضعیت همه بنگاه‌ها بدانند. بازار سهام معمولاً آینده را قیمت‌گذاری می‌کند و گاهی انتظارات از واقعیت عملکرد شرکت‌ها جلوتر حرکت می‌کند.

فرصت مهم‌تر از رشد قیمت سهام

برای اقتصاد ایران، اتفاق مهم‌تر زمانی رخ می‌دهد که رونق بورس از معامله سهام موجود فراتر برود و به تأمین مالی شرکت‌ها برسد. بازار صعودی فرصت بهتری برای افزایش سرمایه، انتشار اوراق، عرضه شرکت‌های زیرمجموعه و اجرای پروژه‌های جدید فراهم می‌کند. شرکتی که برنامه توسعه دارد، بهتر است زمانی پرونده تأمین مالی خود را آماده کند که نقدینگی در بازار حضور دارد، نه بعد از بازگشت رکود.

سناریوی مثبت این است که ورود پول به بورس با افزایش سرمایه‌گذاری و سودآوری شرکت‌ها همراه شود. در سناریوی میانه، شاخص عمدتاً متناسب با تورم و نرخ ارز بالا می‌رود، بدون آنکه سرمایه‌گذاری واقعی جهش کند. در سناریوی منفی، رشد قیمت از سودآوری شرکت‌ها فاصله می‌گیرد و بازار پس از یک دوره هیجان با اصلاح شدید مواجه می‌شود.

برای مدیران شرکت‌ها، رکورد ۶.۷ میلیون واحدی بیش از آنکه سیگنال خرید یا فروش سهام باشد، یک پیام تأمین مالی دارد: پنجره بازار سرمایه دوباره در حال باز شدن است. اگر بنگاه‌ها بتوانند این نقدینگی را به افزایش سرمایه و پروژه‌های مولد منتقل کنند، رشد بورس می‌تواند برای اقتصاد واقعی هم معنا پیدا کند؛ وگرنه شاخص بالاتر فقط تصویری دیگر از تورم دارایی‌ها خواهد بود.