چرا بسیاری از با استعدادترین رهبران تجاری درست در اوج مسیر حرفه ای خود خاموش می شوند؟ آنها به تمام اهداف تعیین شده دست یافته اند، پاداش های مالی را دریافت کرده اند و عناوین شغلی معتبری کسب نموده اند، اما در درون یک خلأ عمیق و یک فرسودگی فلج کننده را تجربه می کنند.
این یک پارادوکس رایج در دنیای کسب و کار مدرن است؛ پدیده ای که ما اغلب آن را به فشار کاری نسبت می دهیم، در حالی که ریشه های آن بسیار عمیق تر و استراتژیک تر است. مشکل حجم کار نیست؛ مشکل منبع انرژی است که این رهبران برای حرکت از آن استفاده می کنند. آنها موتور خود را با سوخت اشتباهی پر کرده اند.
برای دهه ها مدل ذهنی ما از انگیزه بر یک پایه بیرونی استوار بود: مدل هویج و چماق. ما یاد گرفته ایم که با وعده پاداش (ترفیع، پاداش مالی یا تحسین عمومی) یا ترس از تنبیه به جلو حرکت کنیم. این سیستم برای کارهای تکراری و الگوریتمی کارایی دارد، اما برای رهبری تجاری در یک دنیای پیچیده و غیرقابل پیشبینی، این سوخت بیرونی، نه تنها ناکافی، که به شدت سمی است.
رهبری که برای انگیزه گرفتن، به تایید دیگران وابسته است، مانند یک کشتی بدون قطب نمای داخلی است که مسیر خود را با جهت وزش بادهای متغیر نظرات دیگران، تعیین می کند. در مقابل، پایدارترین و تاثیرگذارترین رهبران تجاری، قدرت خود را از یک منبع درونی، تجدیدپذیر و تقریبا بی پایان می گیرند. درک معماری این موتور درونی دیگر یک بحث روانشناسی نیست؛ این یک ضرورت استراتژیک برای بقا و شکوفایی است.

رهبر تجاری که موتور انگیزشی اش کاملا بیرونی است، در یک بازی بی پایان برای کسب اعتبار از دنیای خارج گرفتار شده است. او تصمیمات خود را نه براساس آنچه برای کسب و کار درست است، بلکه براساس آنچه فکر می کند مدیران ارشد یا سهامداران می خواهند بشنوند، شکل می دهد.
موفقیت برای او نه در خلق ارزش پایدار که در دستیابی به شاخص های عملکرد کلیدی (KPIs) بعدی و کسب تحسین در جلسه فصلی بعدی، تعریف می شود. این نوع رهبری، یک «تاج توخالی» بر سر دارد؛ در ظاهر قدرتمند و موفق، اما در درون، شکننده و به شدت وابسته به عوامل خارج از کنترلش.
این وابستگی، یک چرخه معیوب از اضطراب و ناامنی ایجاد می کند. از آنجایی که انگیزه او از درون تامین نمی شود، برای احساس ارزشمندی به اعتبارسنجی مداوم نیاز دارد. این نیاز، اغلب خود را به شکل مدیریت ذره بینینشان می دهد، زیرا او به تیم خود اعتماد ندارد که بتوانند بدون کنترل مستقیم او، نتایج موردنظر را کسب کنند. این رهبران، استاد ساختن نمای بیرونی موفقیت هستند. سازمان های تحت مدیریت آنها ممکن است در کوتاه مدت، به اهداف خود برسند، اما این موفقیت، به قیمت فرسودگی تیم، خفه شدن نوآوری و از بین رفتن اعتماد، به دست می آید. این یک استراتژی با تاریخ انقضای مشخص است، زیرا سوخت بیرونی، همیشه محدود و ناپایدار است.

در نقطه مقابل، رهبر تجاری قرار دارد که هنر دسترسی به موتور درونی خود را کشف کرده است. سوخت این موتور نه تحسین دیگران که یک چرایی قدرتمند و عمیقا شخصی است. این رهبر ارتباطی روشن و معنادار میان ارزش های بنیادین شخصی خود و ماموریت سازمانش پیدا کرده است. کار برای او دیگر تنها یک شغل برای کسب درآمد و جایگاه نیست؛ بلکه ابزاری برای به انجام رساندن یک هدف بزرگتر و معنادارتر است. این چرایی درونی، مانند یک ژیروسکوپ عمل می کند و در میان آشفتگی ها و فشارهای روزمره، به او ثبات و جهت می دهد.
این انگیزه درونی یک منبع تجدیدپذیر است. رهبری که با این سوخت کار می کند، برای حرکت کردن نیازی به هویج ندارد. چالش خود کار، هیجان حل یک مسئله پیچیده و لذت دیدن رشد اعضای تیمش، خود بزرگترین پاداش است. این همان نیرویی است که به بنیانگذارانی مانند استیو جابز در اپل اجازه داد تا در سخت ترین شرایط، تیم خود را برای رسیدن به یک چشم انداز به ظاهر غیرممکن، متحد و الهام بخش نگه دارد. انگیزه او، فروش کامپیوتر نبود؛ بلکه «گذاشتن یک خراش بر روی کائنات» بود. وقتی یک رهبر تجاری «چرایی» خود را پیدا می کند، کار از یک وظیفه به یک رسالت تبدیل می شود و این، قدرتمندترین منبع انرژی در جهان است.
مطلب مرتبط: انگیزه بخشی در محل کار با روش های جدید
قدرت واگذاری کنترل به جای انباشت آن

یکی از نشانه های کلیدی یک رهبر تجاری با انگیزه درونی رویکرد او به کنترل است. از آنجایی که امنیت روانی و احساس ارزشمندی او از درون نشأت می گیرد، نیازی به کنترل کردن دیگران برای اثبات قدرت خود ندارد. در مقابل او به طور طبیعی به دنبال توانمندسازی تیم خود و واگذاری استقلالبه آنهاست.
او به جای آنکه یک مدیر ذره بین باشد که بر هر حرکتی نظارت می کند، به یک معمار تبدیل می شود که چارچوب ها و مرزها را مشخص کرده و سپس، به تیم خود اعتماد می کند تا در آن چارچوب، بهترین مسیر را پیدا کنند.
این رویکرد، نه تنها بار سنگینی را از روی دوش خود رهبر برمی دارد، بلکه یک محیط کاری با اعتماد بالا خلق می کند که در آن، نوآوری و مسئولیت پذیری شکوفا می شود. فرهنگ اولیه شرکت گوگل، با سیاست معروف «۲۰ درصد زمان» که به مهندسان اجازه می داد بخشی از وقت خود را صرف پروژه های دلخواه خود کنند، بر پایه همین فلسفه استقلال بنا شده بود.
این اعتماد منجر به خلق برخی از موفق ترین محصولات گوگل، مانند جی میل شد. رهبران تجاری که از درون هدایت می شوند، می دانند که قدرت واقعی، نه در انباشت کنترل، که در توزیع هوشمندانه آن نهفته است.
فرآیند به مثابه پاداش

سومین ستون انگیزه درونی اشتیاق برای استادی (بدل شدن به فردی کاملا ماهر) است. رهبر تجاری که با سوخت بیرونی کار می کند، تنها به نتیجه نهایی اهمیت می دهد، اما رهبری که از درون هدایت می شود، عاشق خود فرآیند است. او از یادگیری، از بهتر شدن در کارش و از کمک به تیمش برای رسیدن به سطوح جدیدی از مهارت لذت می برد. این طرز فکر، یک تاب آوری روانی فوق العاده ایجاد می کند. یک شکست یا یک نتیجه منفی، برای این رهبر، یک فاجعه شخصی نیست؛ بلکه یک بازخورد ارزشمند و فرصتی برای یادگیری و بهبود است.
این همان فلسفه ای است که در قلب سیستم تولید تویوتا با مفهوم کایزن یا بهبود مستمر نهفته است. هدف رسیدن به یک حالت نهایی بی نقص نیست؛ هدف مشارکت در یک فرآیند بی پایان برای بهتر شدن است. رهبران تجاری که این ذهنیت را در خود و تیم شان پرورش می دهند، سازمان هایی یادگیرنده و ضد شکننده خلق می کنند؛ سازمان هایی که نه تنها در برابر تغییر مقاومت نمی کنند، بلکه از آن برای قوی تر شدن، استقبال می نمایند. برای این رهبران، کار یک مسابقه با خط پایان مشخص نیست؛ این یک بازی بی نهایت است که لذت آن، در خود بازی کردن نهفته است.
رهبری تجاری در بالاترین سطح خود یک تمرین در مدیریت دیگران نیست؛ این یک تمرین در خودشناسی و مدیریت انرژی درونی است. انگیزه چیزی نیست که بتوان آن را از دنیای بیرون دریافت کرد؛ این چیزی است که باید از اعماق وجود، کشف و مهندسی شود. این یک انتخاب استراتژیک است: آیا می خواهید موتور رهبری خود را با سوخت بی ثبات و تمام شدنی تحسین دیگران روشن نگه دارید یا آن را به منبع پاک، پایدار و قدرتمند چرایی درونی خود متصل کنید؟ آینده، متعلق به رهبرانی است که پاسخ این سوال را نه در تئوری، که در عمل روزمره خود، یافته اند.
منابع:
https://www.inc.com/moshe-engelberg/how-leaders-can-tap-into-their-inner-motivation/91256418