پنجشنبه, ۲۰ بهمن(۱۱) ۱۴۰۱ / Thu, 9 Feb(2) 2023 /
           
فرصت امروز

قبولی در دانشگاه و شروع به یادگیری در رشته ای معتبر برای خیلی از جوانان سقف آرزوهای شان را شکل می دهد. انگار که بعد از چهار سال حضور در دانشگاه دیگر در هر حوزه ای برای آدم فرش قرمز پهن شده و فیش های حقوقی بالا دم در خانه ارسال می شود. چنین رویای شیرینی معمولا بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی رنگ می بازد؛ چراکه بازار کار دیگر فقط مدرک محور نیست. چه بسا بازاریابی که به جای کلاس های دانشگاهی سال های سال تجربه کسب کرده، محبوبیت بیشتری از فارغ التحصیل های رشته مارکتینگ داشته باشد. درست حدس زدید، گاهی اوقات دنیای کسب و کار همین قدر بی رحم می شود!

دانشجویانی که بعد از فارغ التحصیلی امیدشان را از دست نداده و دنبال راه اندازی کسب و کار می روند، همیشه سوالات زیادی در سرشان رژه می رود. اصلا اینکه آدم از کجا باید کارش را شروع کند، مهمترین سوالی است که کمتر کسی جواب مشخصی برای آن دارد. چنین شرایطی نه تنها انگیزه آدم را بیشتر نمی کند، بلکه خیلی وقت ها حتی سرسخت ترین افراد را نیز از کارآفرینی ناامید می کند. به همین خاطر ما در این مقاله قصد داریم راه و چاه شروع کسب و کار برای دانشجویانی که تازه درس شان تمام شده، بررسی کنیم. اگر شما هم در آستانه فارغ التحصیلی هستید یا امسال برخلاف عادت قبلی دیگر استرس امتحانات ترم را ندارید، بد نیست نگاهی به این مقاله داشته باشید. البته لازم نیست با مقاله ما مثل کتاب درسی برخورد کنید؛ چراکه پای هیچ امتحانی وسط نیست. 

شروع کسب و کار بعد از دانشگاه

ما در ادامه سعی می کنیم خیلی رُک و پوست کنده توصیه های کلیدی برای شروع کسب و کار را با هم مرور کنیم. این نکات طوری طراحی شده که بیشتر از همه به کار دانشجوهای صفر کیلومتری می آید که همین چند وقت قبل درس شان تمام شده است. البته اگر شما همین حالا هم یک بیزینس مشخص دارید، بازهم توصیه های این مقاله کمکی هرچند کوچک به شما خواهد کرد. پس با ما همراه باشید تا کارآفرینی به سبک دانشجوها را زیر ذره بین ببریم. 

مطلب مرتبط: توصیه هایی برای شروع کسب و کار تازه در خارج از کشور

گام اول: دوست دارید وارد چه کسب و کاری شوید؟

شناسایی حوزه کاری مورد علاقه

پدر و مادری را در نظر بگیرید که قبل از شروع سن مدرسه دوست دارند کودک شان یک کلاس ورزشی هم برود. در این صورت احتمالا هر کدام از والدین نظر خاصی درباره ورزش مناسب دارد. چه بسا جنگ و دعوای شدیدی هم بین پدر و مادرها درباره این موضوع شکل بگیرید. یک ایده جذاب در این میان طرح یک سوال ساده از کودک قصه مان درباره ورزش مورد علاقه اش است. اینطوری دیگر جایی برای جنگ و دعوا باقی نمی ماند. این دقیقا همان کاری است که شما هم برای ورود به دنیای کسب و کار باید انجام دهید. 

آیا تا حالا به کار رویایی تان فکر کرده اید؟ اشتباه نکنید، ما اصلا دوست نداریم شما را به ورطه خیال های بی سر و ته بکشانیم. در عوض همه تلاش مان کمک به شما برای انتخابی هوشمندانه است؛ همین و بس.

اگر دقت کرده باشید، خیلی از آدم بزرگ ها وقتی پا به سن می گذارند کلی درباره حوزه کاری شان غُر می زنند. انگار که آن اوایل یکی به زور آنها را سر کاری برده که هیچ شناختی از آن نداشته اند؛ چه برسد به اینکه پای عشق و علاقه به کار هم وسط باشد!

اولین توصیه ما در این مقاله با یک فعالیت بی نهایت ساده شروع می شود. کافی است به این فکر کنید که چه کاری را بیشتر از بقیه دوست دارید؟ آیا آشپزی تان خوب است و رویای راه اندازی رستوران خودتان را دارید؟ شاید هم طراحی اتومبیل های مختلف هوش از سرتان می برد. در هر صورت باید خیلی زود درباره اینکه چه حوزه کاری بیشتر از همه برای تان جذاب است، فکری کنید. این شرایط دقیقا مثل همان سوال کلاسیک «دوست داری در آینده چکاره شوی؟» در دوران کودکی است. اگر آن زمان بدون هیچ فکری یک کار را به طور شانسی در جواب می گفتید، حالا قضیه کاملا فرق کرده است. 

ما در روزنامه فرصت امروز یک فرمول ساده برای شناسایی حوزه کاری مورد علاقه داریم. شما به عنوان یک فارغ التحصیل دانشگاه باید از یکسو حواس تان به رشته تحصیلی تان باشد. خب این همه درس نخوانده اید که آخر سر کاری کاملا بی ربط پیدا کنید، مگر نه؟

بعد از اینکه رشته تحصیلی تان را در نظر گرفتید، نوبت به بررسی علاقه شخصی می رسد. به زبان خودمانی، شما نباید از رشته تان یک قفس بزرگ بسازید و علاقه تان را سرکوب کنید. در عوض بهترین فرمول یافتن نقطه اتصال میان رشته تحصیلی و علاقه شخصی تان است. اینطوری یک عمر از کارتان لذت برده و احتمالا بی نهایت موفق هم خواهید بود. 

گام دوم: انتخاب ساختار کسب و کار

انتخاب ساختار کسب و کار

آدم های عادی حداقل روزی هشت ساعت کار می کنند. بی شک این زمان برای خیلی ها زیاد است. البته دانشجویانی که تجربه نشستن سر کلاس های کسل کننده بعضی از استادها را دارند، احتمالا مشکلی با این شرایط نخواهند داشت. با این حال بازهم وقت گذرانی سر کاری که حداقل به آن علاقه داریم، خیلی بهتر از کارهای بی ربط است. البته یک چالش دیگر نیز این وسط سر و کله اش پیدا می شود و آن هم انتخاب ساختار کسب و کار است. ماجرا آنقدرها هم که فکر می کردید، ساده نیست، مگر نه؟

دانشجویانی که تازه از گرد راه رسیده و قصد دارند کسب و کاری برای خودشان راه بیندازند، معمولا حتی روح شان هم از ساختار کسب و کار خبر ندارد. اگر شما هم چنین وضعیتی در مواجهه با این مفهوم دارید، اصلا لازم نیست نگرانی به خودتان راه دهید؛ چراکه کلی از کارآفرینان حرفه ای هم این مشکل را دارند. پس شش دانگ حواس تان را جمع کنید تا کمی درباره ساختار کسب و کار با هم گپ بزنیم. 

مطلب مرتبط: مهارت های ضروری شروع کسب و کار

ساختار کسب و کار به طور کلی مربوط به نحوه مدیریت و فعالیت کارآفرینی است. مثلا خیلی ها دوست دارند مثل قهرمان های بوکس یک نفره به جنگ رقبا رفته و بدون کمک بقیه تبدیل به قهرمان بازار شوند. این دسته از کارآفرینان معمولا ساختار کارآفرینی انفرادی را به هر شراکتی، حتی بی نهایت سودمند، ترجیح می دهند. اگر شما هم جزو آن دسته افرادی هستید که میانه خوبی با کار گروهی ندارید، این ساختار راستِ کارتان خواهد بود. 

در نقطه مقابل دسته بالا کسانی هستند که نه تنها کار تیمی را دوست دارند، بلکه حتی یک دقیقه هم بدون گپ و گفت با دوستان دوام نمی آورند. این دسته از آدم ها باید کسب و کارهای عادی یا در بهترین حالت شراکت با بقیه کارآفرینان حرفه ای را در دستور کار قرار دهند. اینطوری از دل شراکت شان یک همکاری بی نهایت مفید بیرون می آید. یادتان باشد در الگوی شراکت شما دیگر تنها تصمیم گیرنده مهم کسب و کار نیستید. بنابراین باید با دیگران همفکری کرده و کارها را در قالب تیمی حرفه ای جلو ببرید.

گام سوم: طراحی برنامه کسب و کار

طراحی برنامه کسب و کار

تا اینجای کار شما حوزه فعالیت برند و همینطور ساختار کارآفرینی را به خوبی تعیین کرده اید. با این حال موفقیت در دنیای کسب و کار به همین دو مورد ختم نمی شود. یکی از موارد ضروری برای هر کارآفرینی انتخاب برنامه کسب و کار است. این برنامه نقشی مشابه تاکتیک در تیم های فوتبال دارد. همانطور که تیم های حرفه ای همیشه با تاکتیک های درجه یک بازی می کنند، شما هم باید برنامه ای مناسب با اوضاع برندتان انتخاب کنید. وگرنه حتی یک مشتری هم به کسب و کارتان نگاه نخواهد کرد.

وقتی درباره برنامه کسب و کار حرف می زنیم، نباید به کلیشه های رایج توجه کنید. ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم برنامه کسب و کار در واقع چکیده ای از تمام کاری است که شما در بازار قصد انجامش را دارید. اینطوری از همان لحظه نخست تمام اعضای شرکت نسبت به وظایف و چشم اندازهای پیش روی شان آگاهی کامل خواهند داشت.

خیلی وقت ها کسب و کارها نه به خاطر بی تجربگی کارمندان، بلکه بی توجهی مدیران نسبت به طراحی برنامه کسب و کار با شکست های سنگین رو به رو می شوند. فکر می کنم هر کسی که تجربه کارآفرینی داشته باشد، به خوبی می داند فعالیت در شرکتی که اهداف و استراتژی های اساسی اش معلوم نیست دست کمی از یک عذاب بی پایان ندارد. پس به جای اینکه الکی خودتان را اذیت کنید، از همان اول به فکر تعیین اهداف، روش های فعالیت در بازار و نحوه تحقق اهداف برندتان باشید. اینطوری نتیجه بسیار بهتری در بازار کسب می کنید؛ آن هم بدون تحمل مشکلات فراوان!

گام چهارم: شناسایی مخاطب هدف

شناسایی مخاطب هدف

تمام کسب و کارها در بازار نهایتا باید به مذاق مشتریان خوش بیایند. اگر شما بهترین محصول دنیا را هم داشته باشید اما در طراحی اش نظر مشتریان را به حساب نیاورید، نهایتا چیزی جز شکست دست تان را نمی گیرد. این روزها برندهای بزرگ برای اینکه خیال شان از بابت مشتریان راحت باشد، اول از همه کارشان را با نظرخواهی از آنها شروع می کنند. بی شک جوان هایی که تازه اولین قدم ها در دنیای کسب و کار را برمی دارند، اصلا آمادگی لازم برای سر و کله زدن با مشتریان را ندارند. به همین خاطر معمولا این دسته از کارآفرینان براساس سلیقه شخصی شان اقدام به تولید محصول می کنند.

شاید فکر کنید سلیقه شخصی یا تجربه های قبلی همیشه خروجی مشابه بهترین محصولات دنیا دارد. در این صورت باید حسابی ناامیدتان کنیم؛ چراکه در بازار اصلا از این خبرها نیست. شاید زمانی نه چندان دور کارآفرینی بدون توجه به سلیقه یا نظر مشتریان ممکن بود، اما الان دیگر زمانه فرق کرده است. این روزها مشتریان هستند که تفاوت بین برندهای برنده و بازنده های بازار را مشخص می کنند. پس اگر دوست دارید شانسی برای بقا در بازار داشته باشید، باید قبل از هر کاری سراغ مشتریان بروید. 

اشتباهی که خیلی از دانشجوهای صفر کیلومتر در دنیای کارآفرینی انجام می دهند، تلقی مشتریان به مثابه گروهی کاملا شبیه به هم است. این اشتباه تفاوت ها و سلیقه متمایز مشتریان را نادیده می گیرد. به این ترتیب شما به قیمت جلب توجه گروهی اندک از مشتریان بقیه را کاملا ناامید می کنید. فرمول طلایی ما در این بخش تمرکز بر روی گروه های مختلف مشتریان است. یادتان باشد همه مشتریان در بازار الزاما از برند شما خوش شان نخواهد آمد. به علاوه، شما اصلا قرار نیست روی تک تک مشتریان سرمایه گذاری کنید. یک راهکار هوشمندانه تر توجه به آن دسته از مشتریانی است که علاقه ای هرچند اندک به کسب و کارتان دارند. اینطوری بدون دردسر مخاطب تان را شناسایی کرده و اوضاع تان به خوبی پیش می رود. 

مطلب مرتبط: 7 توصیه طلایی برای شروع کسب و کار

گام پنجم: انتخاب شیوه تامین مالی

انتخاب شیوه تامین مالی

آیا کاری را سراغ دارید که پول لازم نداشته باشد؟ این سوالی است که خیلی از آدم ها با آن مشکل دارند؛ چراکه اغلب اوقات هزینه های زندگی آنقدر بالاست که خیلی ها توان سازگاری با آن را ندارند. ما اینجا قصد نداریم درباره تورم جهانی یا موضوعاتی شبیه به آن با شما گپ بزنیم. در عوض همه حرف مان توجه به تامین مالی کسب و کار به شیوه ای استاندارد است؛ چراکه کوچکترین قدم شما در بازار نیازمند بودجه ای مناسب است. خب فکر نکرده اید که همه در بازار مجانی برای تان کار می کنند؟

خوشبختانه این روزها روش های بی نهایت متنوعی برای تامین مالی کسب و کار پیش پای برندها قرار دارد. شما می توانید بدون کوچکترین مشکلی از بانک ها یا موسسات مالی درخواست وام کنید. البته این گزینه باید با دقت انجام شود؛ چراکه بازپرداخت وام اصلا شوخی بردار نیست. به علاوه، یافتن سرمایه گذارها یکی از گزینه های روی میز محسوب می شود. 

ما در روزنامه فرصت امروز علاوه بر شیوه های کلاسیک برای تامین مالی کسب و کار یک گزینه دیگر نیز در چنته داریم. همکاری با برندهای بزرگ یا فروش بخشی از سهم استارت آپ به آنها یکی دیگر از روش های کلیدی در بازار محسوب می شود. اینطوری شما می توانید بدون کوچکترین مشکلی از همان اول کار اسم یکی از برندهای بزرگ دنیا را کنار استارت آپ تان داشته باشید. البته این کار خیلی هم بی دردسر نیست؛ چراکه همه دوست دارند با برندهای بزرگ همکاری داشته باشند. این وسط فقط ایده های طلایی تکلیف برنده های خوش شانس را مشخص می کند. پس از همین امروز دست به کار شده و اگر به ایده استارت آپ تان ایمان دارید، ارتباط تان با برندهای بزرگ را توسعه دهید. 

برخی از دانشجویان تازه فارغ التحصیل شده از دانشگاه بدون اینکه فکری درباره تامین مالی کسب و کارشان کنند، یک راست می روند سراغ تاسیس برند. قبول دارم این رویا خیلی جذاب به نظر می رسد، اما تجربه به ما ثابت کرده همیشه عجله کار دست آدم می دهد. پس حتی برای یک دقیقه هم که شده به خودتان فرصت دهید تا کمی درباره اوضاع مالی شرکت فکر کنید. این امر نه تنها برای شما نتایج بهتری در بازار به همراه خواهد داشت، بلکه از نظر سطح اثرگذاری بر روی مشتریان نیز اوضاع تان را بهبود می بخشد. شما را نمی دانم، ولی من که اصلا دوست ندارم از برندی خرید کنم که اوضاع مالی اش همیشه روی هواست.

گام ششم: کاهش حداکثری هزینه ها

کاهش حداکثری هزینه ها

اگر به حرف کسانی که دوره جوانی را پشت سر گذاشته اند گوش داده باشید، همیشه یکی از موضوعات مورد علاقه شان صحبت درباره هزینه های بالای زندگی است. انگار که آدم تا وقتی جوان است هیچ ایده ای درباره گرانی ندارد و تازه وقتی پا به سن می گذارد همه چیز برایش مثل روز روشن می شود. از آنجایی که ما در روزنامه فرصت امروز همیشه بهترین ها را برای شما می خواهیم، قصد داریم کمی از غُرهای نسل قدیم درباره هزینه های زندگی و کارآفرینی استفاده کنیم. ماجرا جالب شد، نه؟

هیچ کاری در این دنیا بدون هزینه نیست. شما حتی اگر یک روز کامل در خانه بمانید هم باز باید فکر پول آب و برق را بکنید. از این رو کارآفرینانی که از همان اول کار به فکر هزینه های جاری برند هستند، سه هیچ از رقبا جلو می افتند. البته اینجا فقط فکر کردن جواب نمی دهد؛ چراکه شما باید برنامه ای مشخص برای مدیریت هزینه ها نیز داشته باشید. این درست همان بخشی است که کار اغلب کارآفرینان می لنگد!

فرمول ما در روزنامه فرصت امروز برای مدیریت هزینه ها بی نهایت ساده است. شما نباید در ابتدای کارتان هزینه های زیادی روی دست شرکت بگذارید. پس تا جای ممکن ولخرجی های رایج را کنار گذاشته و سعی کنید به تنهایی با اوضاع مالی کسب و کارتان کنار بیایید. گاهی اوقات آدم دوست دارد طوری زندگی کند که همه فکر کنند مولتی میلیاردر است. اگر در دنیای کسب و کار هم این فکرها به سرتان زد، باید یادتان باشد نقش بازی کردن همیشه جواب نمی دهد. مشتریان آنقدر زرنگ هستند که خیلی زود دست تان برای آنها رو شود. پس از همان اول با مشتریان روراست باشید. اینطوری شانسی برای بقا در بازار خواهید داشت. 

تکنیک این بخش ما در عین حال که ساده است، نیاز به کمی دقت دارد. همین الان یک تکه کاغذ جلوی خودتان گذاشته و تمام هزینه های ماهانه شرکت را در آن یادداشت کنید. لازم نیست خیلی دقیق در این باره عمل کنید. بلکه باید هزینه های اصلی و مواردی که پس ذهن تان مانده را روی کاغذ بیاورید. در مرحله بعد سعی کنید هزینه های اضافی را شناسایی کرده و از شر آن خلاص شوید. اینطوری بدون اینکه دست به سیاه و سفید زده یا کارتان را خیلی سخت کنید، کمی بودجه بیشتر در انتهای ماه خواهید داشت. 

مطلب مرتبط: هر آنچه پیش از شروع کسب و کار باید بدانید

بی شک ولخرجی در بازار یکی از ساده ترین کارهای دنیاست. با این حال نتیجه چنین ولخرجی همیشه خوب نیست. یادتان باشد شما قرار است سال های سال در بازار حضور داشته و با مشتریان سر و کار دارید. پس اگر همان اول کار با کلی شکست مختلف رو به رو شوید، دیگر کمتر کسی روی حرف تان حساب باز خواهد کرد. 

به عنوان آخرین نکته در این بخش باید روی تفاوت میان هزینه های اضافی و اساسی تاکید کنیم. گاهی اوقات کارآفرینان به اشتباه برای صرفه جویی بیشتر قید هزینه های اساسی را می زنند. مثلا استفاده از مواد اولیه درجه یک برای بسته بندی یا تولید محصولات یک نیاز اساسی محسوب می شود. اگر شما دور آن را خط بکشید، بی برو برگشت در ادامه مسیر با مشکلات زیادی رو به رو خواهید شد. پس قبل از اینکه با عجله تصمیم بگیرید، کمی درباره اش فکر کنید تا بعدا پشیمان نشوید. 

گام هفتم: آمادگی برای تغییرات

آمادگی برای تغییرات

شما چقدر آماده تغییرات ناگهانی هستید؟ این سوالی است که خیلی از کارآفرینان حتی به آن فکر هم نمی کنند؛ چراکه باور دارند در بازار همیشه اوضاع یکسان باقی می ماند. این ذهنیت اغلب اوقات بحران های بی پایانی برای برندها به همراه دارد. همانطور که در دوران کرونا فقط برندهایی با انعطاف پذیری بالا جان سالم به در بردند، در آینده نیز کارآفرینان به انعطاف بیشتر در مواجهه با مشکلات نیاز خواهند داشت. وگرنه خیلی زود مجبور به تسلیم شدن در برابر مشکلات می شوند. 

شما به عنوان یک دانشجوی تازه کار که اتفاقا تجربه زیادی در بازار ندارید، نباید خیلی خودتان را به موفقیت های یک شبه امیدوار کنید. در عوض این مهارت تان برای سازگاری با رویدادهای متنوع و پذیرش تغییرات است که به مرور زمان از شما قهرمانی همه فن حریف خواهد ساخت. 

اگر شما جزو آن دسته از کارآفرینانی هستید که میانه خوبی با توصیه های خشک و خالی ندارند، احتمالا حرفه ای ما در این بخش خیلی به مذاق تان خوش نیامده است. پس اجازه دهید با یک مثال دم دستی کارمان را بهتر کنیم. سرآشپزی را در نظر بگیرید که بعد از کلی کلاس های آموزشی حالا رستوران خودش را باز کرده است. احتمالا شخصیت مثال ما در ماه های ابتدایی شرایط سختی را پشت سر خواهد گذاشت. در این اوضاع علاوه صرفه جویی در هزینه ها باید کیفیت خدمات رستوران قصه مان نیز بهتر از بقیه باشد. حالا اگر سرآشپز ما آمادگی لازم برای این شرایط را نداشته باشد، بی برو برگشت در کارش با مشکلات زیادی رو به رو خواهد شد. آن وقت تمام آرزوهای دور و درازش در یک چشم به هم زدن دودِ هوا می شود. 

قبول دارم گاهی اوقات بعضی از شرایط کاری بی نهایت سخت یا پیچیده است. اما شما قرار نیست همیشه در این شرایط کار کنید. در عوض به این ماجرا بیشتر شبیه دورانی موقت نگاه کنید. اینطوری خیلی بهتر در برابر مشکلات دوام خواهید آورد. البته اگر مشکلات اینچنینی برای مدت زیادی ادامه پیدا کند، آن وقت یک جای کار ایراد دارد. پس همیشه مشکلات را برای مدت زمانی طولانی تحمل نکنید. 

یک کارآفرین حرفه ای علاوه بر اینکه خودش در برابر مشکلات دنیای کسب و کار توان تغییر بالایی دارد، به کارمندانش هم این مهارت را یاد می دهد. پس فکر نکنید در شرکت تنها هستید. در عوض باید کمی ارتباط تان با کارمندان را بهبود بخشیده و در تلاش برای کمک به آنها برای کنار آمدن با شرایط تازه باشید. اینطوری دوام کسب و کارتان در بازار برای مدت های طولانی تضمین خواهد شد؛ به همین سادگی.

گام هشتم: تمرکز بر روی حوزه کاری خودتان

تمرکز بر روی حوزه کاری خودتان

برندهای بزرگ دنیا معمولا در یک حوزه مشخص کار کرده و اصلا سراغ حوزه های دیگر نمی روند. در عوض کارآفرینان تازه کار عطش سیری ناپذیری برای پریدن از این شاخه به آن شاخه دارند. نتیجه کار هم همشه عقب ماندن از سایر برندها در کورس کسب و کارآفرینی است. به همین خاطر ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم چنین دست فرمانی هیچ وقت به سود برندها نیست. در عوض باید به جای تلاش برای حضور در تمام عرصه ها فقط روی حوزه تخصصی تان متمرکز شوید. 

مشتریان در بازار بیشتر از اینکه دنبال برندهایی باشند که همه جا حضور دارند، از متخصص های حرفه ای استقبال می کنند. این یعنی شما باید برندتان را به عنوان یک متخصص همه فن حریف در بازار معرفی کنید. وگرنه هیچ شانسی برای رقابت بهتر در بازار نخواهید داشت. پس به جای اینکه در هر حوزه ای سرک بکشید، سرتان به کار خودتان گرم باشد. اینطوری فرصت های بی نهایت بیشتری برای فروش بالا و کسب سودهای کلان خواهید داشت. 

قبول دارم حضور در حوزه های ناشناخته و جدید برای هر کسی هیجان دارد؛ به ویژه اگر تازه دانشگاه تان تمام شده باشد و دنبال فرصت های کارآفرینی می گردید. با این حال قرار نیست همیشه هیجانی عمل کنید. در عوض کمی به خودتان فرصت داده و با حوصله حوزه اصلی کارتان را انتخاب کنید. بعد هم باید در همان حوزه به کارتان ادامه دهید. وگرنه دیر یا زود همه از دست تان شاکی خواهند شد. خب دوست ندارید که به کارآفرینی «همه کاره و هیچ کاره» تبدیل شوید؟

مطلب مرتبط: بهترین حوزه ها برای شروع کسب و کار کدامند؟

قبل از اینکه کارمان در این بخش را تمام کنیم، باید تفاوت میان توسعه کسب و کار با سرک کشیدن در حوزه های مختلف را نیز بررسی کنیم. مثلا اگر شما در حوزه تولید خودرو فعالیت دارید، حضور در صنعت مواد غذایی برای تان غیرمنطقی خواهد بود. با این حال شروع به کار در زمینه تولید لوازم یدکی ماشین به نوعی توسعه کسب و کارتان محسوب می شود. پس قبل از هر کاری این مرز باریک را در ذهن داشته باشید. 

منابع:

www.accreditedschoolsonline.org

www.entrepreneur.com

لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/KayYOgjX
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه