تجربه جست وجو در اینترنت برای نزدیک به 20سال فرآیندی یک شکل بود. شما یک سوال را در جعبه ای سفید تایپ می کردید، دکمه اینتر را فشار می دادید و در مقابل شما ردیفی از 10 لینک ظاهر می شد. هر در ورودی یک دنیای احتمالی بود و وظیفه شما به عنوان یک کاوشگر انتخاب بهترین در و ورود به آن بود.
کسب و کارها نیز تمام استراتژی، بودجه و نبوغ خود را صرف یک هدف واحد می کردند: تبدیل شدن به اولین و درخشان ترین در در آن ردیف، اما آن راهروی آشنا از درهای آبی رنگ در حال تبدیل شدن به یک موزه است. امروزه وقتی شما سوالی می پرسید، به جای یک راهرو، با یک دستیار هوشمند و شخصی روبهرو می شوید که پاسخ را مستقیما برای شما سنتز کرده، خلاصه نموده و در یک جعبه زیبا و آماده، تقدیمتان می کند. دیگر نیازی به گشودن چندین در نیست؛ پاسخ همین جاست.
این تحول که توسط جست وجوی مبتنی بر هوش مصنوعی هدایت می شود، صرفا یک ارتقا در رابط کاربری نیست؛ این یک بازسازی کامل در شالوده اقتصاد دیجیتال است. در دنیای قدیم کلیک ارز رایج بود، اما در این دنیای جدید که در آن،پاسخ ها بدون نیاز به کلیک ظاهر می شوند، آن ارز در حال از دست دادن ارزش خود است.
این یک بحران وجودی برای هر کسب و کاری است که بقای آن به دیده شدن در اینترنت گره خورده است. وقتی بازی از هدایت ترافیک به تاثیرگذاری بر پاسخ تغییر می کند، تمام قوانین استراتژیک باید از نو نوشته شوند. دیگر سوال این نیست که «چگونه کاربر را به سایت خود بیاوریم؟»؛ سوال جدید و بسیار پیچیده تر این است: «چگونه می توانیم به بخشی جدایی ناپذیر و معتبر از خودِ پاسخی تبدیل شویم که هوش مصنوعی در حال ساختن آن است؟». این، معمای جدید بقا در عصر هوش است.
از رتبه بندی تا نمایندگی: معیار جدید موفقیت

در چشم انداز جست وجوی سنتی موفقیت یک مفهوم کاملا قابل اندازه گیری بود: رتبه شما در لیست نتایج. اما در دنیای جست وجوی هوش مصنوعی این معیار به تنهایی معنای خود را از دست می دهد. وقتی هوش مصنوعی یک پاسخ جامع را با ترکیب اطلاعات از چندین منبع مختلف ارائه می دهد، دیگر یک رتبه اول واحد وجود ندارد. در عوض، یک اکوسیستم پیچیده از نمایندگی (Representation) به وجود می آید.
موفقیت جدید به معنای حضور داشتن و استناد شدن در بخش های مختلف این پاسخ ترکیبی است. آیا نام برند شما به عنوان یک گزینه پیشنهادی ذکر شده است؟ آیا تصویر محصول شما در کنار گزینه های دیگر نمایش داده می شود؟ آیا یک جمله کلیدی از مقاله شما به عنوان بخشی از توضیح کلی مورد استناد قرار گرفته است؟
این یعنی تغییر واحد اندازه گیری از تعداد کلیک به سهم حضور در پاسخ. بازاریاب های هوشمند دیگر تنها بر روی گزارش های ترافیک وب سایت خود وسواس نخواهند داشت. ابزارهای جدید آنها باید بتوانند بسامد و لحن حضورشان در پاسخ های تولیدشده توسط هوش مصنوعی را ردیابی کنند.
شرکتی مانند مایکروسافت با موتور جست وجوی بینگ که به شدت بر روی قابلیت های هوش مصنوعی سرمایه گذاری کرده، خود یکی از پیشگامان درک این واقعیت است. هدف آنها برای مشتریان تبلیغاتی شان، دیگر صرفا کسب یک کلیک نیست، بلکه تضمین این است که برند آن مشتری، در پاسخ های محاوره ای و خلاصه شده ای که هوش مصنوعی ارائه می دهد، به عنوان یک نهاد معتبر و مرتبط، حضوری پررنگ داشته باشد.
مطلب مرتبط: جدیدترین آپدیت های موتور جست وجوی گوگل
کمک کلیدی به هوش مصنوعی: هنر ساختاردهی به دانش

هوش مصنوعی جادو نمی کند؛ این فناوری بر پایه داده های موجود یاد می گیرد و پاسخ می سازد. برای اینکه بتوانید بر روی پاسخ های آن تاثیر بگذارید، باید به یکی از بهترین و قابل فهم ترین منابع خوراک فکری برای آن تبدیل شوید. این نیازمند یک تغییر رویکرد از نوشتن مقالات طولانی و خلاقانه به سمت معماری دانش ساختاریافته است. هوش مصنوعی عاشق الگوهای واضح، داده های طبقه بندی شده و پاسخ های مستقیم است. این یعنی محتوای شما باید به گونه ای طراحی شود که یک ماشین بتواند به راحتی آن را تجزیه کرده، بفهمد و از آن به عنوان یک بلوک سازنده در پاسخ های خود استفاده کند.
این رویکرد تاکتیک های مشخصی را طلب می کند. استفاده دقیق از داده های ساختاریافته (Structured Data) در کدنویسی سایت، که به موتور جست وجو می گوید این یک دستور پخت یک بررسی محصول یا یک رویداد است، بیش از هر زمان دیگری حیاتی می شود.
ایجاد بخش های پرسش و پاسخ (FAQ) که به سوالات رایج کاربران به صورت مستقیم و شفاف پاسخ می دهند، یک استراتژی کلیدی است. یک خرده فروش آنلاین بزرگ مانند آمازون را در نظر بگیرید. صفحات محصولات آنها، یک شاهکار از دانش ساختاریافته است: از مشخصات فنی دقیق در قالب جدول گرفته تا بخش پرسش و پاسخ مشتریان. این ساختار غنی، به هوش مصنوعی تمام اطلاعات لازم را می دهد تا بتواند آن محصول را با اطمینان کامل در یک پاسخ مقایسه ای یا پیشنهادی، به کاربر نمایش دهد.
از بهینه سازی صفحه تا ساختن یک مرجعیت مفهومی

در دنیای قدیم سئو عمدتا یک فعالیت در سطح صفحه بود، اما هوش مصنوعی در سطح مفهوم یا نهاد فکر می کند. گوگل دیگر تنها کلمه اپل را نمی بیند؛ بلکه نهاد اپل را می فهمد (یک شرکت فناوری، سازنده آیفون، رقیب مایکروسافت، که توسط استیو جابز تاسیس شده است). برای دیده شدن در عصر جدید، یک کسب و کار باید از بهینه سازی صفحات منفرد فراتر رفته و به دنبال ساختن یک مرجعیت مفهومی (Topical Authority) در حوزه تخصصی خود باشد. این یعنی تبدیل شدن به معتبرترین و جامع ترین منبع دانش در مورد یک موضوع خاص.
این استراتژی نیازمند یک رویکرد بلندمدت و متمرکز است. به جای نوشتن یک مقاله در مورد هر موضوعی، یک برند باید تمام تلاش خود را بر روی تبدیل شدن به دانشنامه آن حوزه متمرکز کند. به عنوان مثال، یک موسسه خدمات مالی به جای انتشار پراکنده محتوا، می تواند با خلق ده ها مقاله، ویدئو، ابزار و گزارش تحقیقاتی عمیق که همگی حول مفهوم «برنامه ریزی برای بازنشستگی» به یکدیگر متصل هستند، به گوگل این سیگنال قدرتمند را بدهد که آنها مرجع نهایی در این زمینه هستند. در نتیجه، وقتی هوش مصنوعی بخواهد یک پاسخ جامع در مورد بازنشستگی بسازد، به احتمال بسیار زیاد به این منبع غنی و معتبر به عنوان یکی از پایه های اصلی پاسخ خود، استناد خواهد کرد.
سرمایه گذاری بر روی اصالت

در جهانی که هوش مصنوعی می تواند تمام اطلاعات موجود در اینترنت را خلاصه و بازترکیب کند، تنها مزیت رقابتی پایدار خلق دانش جدید و دیدگاه های منحصر به فرد است. هوش مصنوعی در سنتز کردن عالی است، اما در خلق ایده های اصیل ناتوان است. این بزرگ ترین فرصت برای برندها و رهبران فکری است. محتوایی که بر پایه تحقیقات دست اول، داده های اختصاصی، تجربیات عمیق شخصی یا تحلیل های جسورانه و خلاف جریان بنا شده باشد، چیزی است که هوش مصنوعی نمی تواند آن را در جای دیگری پیدا کند و برای ارائه یک پاسخ کامل، مجبور به استناد مستقیم به آن خواهد بود.
این همان جایی است که نشریات معتبری مانند هاروارد بیزینس ریویو قدرت خود را حفظ خواهند کرد. آنها صرفا اطلاعات موجود را بازگو نمی کنند، بلکه از طریق تحقیقات جدید و تحلیل های عمیق دانش جدیدی را به جهان اضافه می نمایند.
مطلب مرتبط: گوگل چگونه جست وجو می کند
این محتوای اصیل به یک منبع ضروری برای هر هوش مصنوعی ای تبدیل می شود که می خواهد پاسخی دقیق و معتبر ارائه دهد. بنابراین آینده دیده شدن در جست وجو یک مسابقه تسلیحاتی فنی برای فریب دادن الگوریتم ها نیست. این یک بازگشت به اصول بنیادین است: تبدیل شدن به بهترین، معتبرترین و اصیل ترین منبع دانش در حوزه خود. زیرا در نهایت حتی هوشمندترین ماشین ها نیز به معلمان بزرگ انسانی نیاز دارند. چالش بزرگ پیش روی هر کسب و کاری این است: آیا ما در حال تولید محتوایی هستیم که صرفا پژواک دیگران است یا در حال خلق صدایی آنقدر منحصر به فرد هستیم که حتی یک هوش مصنوعی نیز نتواند آن را نادیده بگیرد؟
منابع: