فرصت امروز: بازار طلا و سکه در سال ۱۴۰۲ یکی از پرنوسانترین دورههای خود را پشت سر گذاشت. در نیمه نخست سال، قیمت طلا ۱۲.۲ درصد و قیمت سکه ۱۷.۹ درصد کاهش یافت، اما ورق بازار در ماههای پایانی برگشت و افزایش قیمتها باعث شد عملکرد سالانه این دو دارایی مثبت شود.
بررسی تغییرات قیمتها نشان میدهد که در مجموع سال ۱۴۰۲، قیمت طلا ۱۸.۸ درصد و قیمت سکه ۱۵.۱ درصد افزایش پیدا کرد؛ آماری که از تغییر جهت قابل توجه بازار در نیمه دوم سال حکایت دارد.
طلا در نخستین روز سال ۱۴۰۲ با قیمت ۲ میلیون و ۶۴۰ هزار تومان معاملات خود را آغاز کرد. قیمت این فلز گرانبها در پایان شهریور به ۲ میلیون ۳۱۷ هزار تومان کاهش یافت، اما روند بازار در نیمه دوم سال تغییر کرد و قیمت طلا در پایان سال ۱۴۰۲ به سطح ۳ میلیون و ۲۵۳ هزار تومان رسید.

بازار سکه نیز شرایط مشابهی را تجربه کرد. هر قطعه سکه امامی که در ابتدای سال ۱۴۰۲ با قیمت ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان معامله میشد، در نیمه شهریور تا قیمت ۲۷ میلیون و ۶۵۶ هزار تومان پایین آمد. با این حال، افزایش قیمتها در ماههای پایانی سال باعث شد قیمت سکه در پایان سال به سطح ۳۸ میلیون و ۸۰۶ هزار تومان برسد. سکه در لحظاتی از آخرین روز سال حتی رقم ۳۹ میلیون تومان را نیز تجربه کرد.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین پرسشهای فعالان بازار و خریداران این بود که طلا و سکه در سال ۱۴۰۳ چه مسیری را طی خواهند کرد و قیمتها در چه محدودهای قرار خواهند گرفت.
نادر بذرافشان، رئیس اتحادیه طلا و جواهر، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین به بررسی وضعیت بازار در سال ۱۴۰۲، دلایل جهش قیمتها در روزهای پایانی سال، آثار حراج سکه و چشمانداز بازار طلا و سکه در سال ۱۴۰۳ پرداخت. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتوگو است.
بازار طلا در سال ۱۴۰۲ را چگونه ارزیابی میکنید؟
بازار طلا در سال گذشته شرایط مطلوبی نداشت و یک سال پرالتهاب، همراه با حاشیه، رکود فعالیتها و نبود تقاضای موثر را پشت سر گذاشت. اگرچه بسیاری از اصناف کشور با مشکلات اقتصادی روبهرو بودند، اما حاشیهها و آسیبهای مالی واردشده به صنعت طلا، بهویژه واحدهای تولیدی، بیشتر بود.
به اعتقاد من، صنعت طلا و جواهر در سال ۱۴۰۲ یکی از بدترین تجربههای خود را پشت سر گذاشت. حتی در دوره شیوع کرونا نیز چنین شرایطی را تجربه نکرده بودیم.
از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا پایان نیمه نخست سال، رکود سنگینی در بازار وجود داشت. در همین دوره، موضوعاتی مانند ثبتنام خودرو و انتشار اخبار سیاسی و اقتصادی نیز بر بازار طلا اثر گذاشت.
در نیمه دوم سال، بحران جنگ خاورمیانه، اجرایی شدن سامانه تجارت و سامانه مودیان، التهابهایی را در بازار طلا ایجاد کرد. در کنار این عوامل، رکود و کاهش تقاضا نیز همچنان ادامه داشت.
در مجموع، سال بسیار سختی برای اصناف کشور، بهخصوص فعالان صنعت طلا و جواهر بود. امیدواریم در سال جدید تحول، دگرگونی و شرایط مطلوبتری برای صنعت طلا و سایر اصناف کشور ایجاد شود.
دلیل جهش قیمت طلا و سکه در روزهای پایانی سال چه بود؟
ما نیز تصور نمیکردیم قیمتها تا این اندازه افزایش پیدا کند. این در حالی است که در نیمه نخست سال، قیمت طلا بین ۷ تا ۹ درصد کاهش یافته بود، اما شرایط بازار در نیمه دوم سال تغییر کرد.
در آخرین روز سال، قیمت طلا وارد کانال ۳ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان شد و قیمت سکه نیز به کانال ۳۹ میلیون تومان رسید.
این افزایش در شرایطی اتفاق افتاد که از ابتدای هفته، قیمت اونس جهانی طلا ۲۵ دلار کاهش پیدا کرده بود. بنابراین عامل اصلی جهش قیمتها را باید نوسان و افزایش قیمت ارز دانست. افزایش نرخ ارز مستقیما بر قیمت طلا و سکه در بازار داخلی اثر گذاشت و موجب رشد قیمتها شد.
انتظار داشتیم در روزهای پایانی سال شرایط بازار طلا و سکه تا حدودی تغییر کند و دستکم تقاضا افزایش یابد، اما متاسفانه روند کاهش تقاضا ادامه پیدا کرد و دوباره شاهد کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی فروش بودیم. این اتفاق خبر خوبی برای صنعت طلا و جواهر نبود.
آیا سیاست حراج سکه توانست قیمتها را کنترل کند؟
به اعتقاد من، مدل اجرای حراج سکه مناسب نبود.
زمانی که سیاستگذار قصد دارد تغییری در بازار ایجاد کند، باید با قیمت مشخص و ثابتی وارد بازار شود. با این حال، بانک مرکزی برای سکه قیمت پایه تعیین کرد و سپس اعلام شد هر فردی که در حراج بالاترین قیمت را پیشنهاد دهد، امکان خرید خواهد داشت.
چنین سیاستی نمیتواند موجب تثبیت یا کاهش قیمت شود.
برای مثال، قیمت ربع سکه در بازار ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود و قیمت پایه آن در حراج ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تعیین شد. در ادامه برخی افراد در حراج با قیمتهای ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، ۱۳ میلیون تومان و حتی ۱۴ میلیون تومان اقدام به خرید کردند.
پرسش این است که چگونه برای تعداد خرید محدودیت تعیین شد و هر فرد امکان خرید ۵ سکه را داشت، اما برای قیمت پیشنهادی هیچ محدودیتی در نظر گرفته نشد؟
اگر دولت و بانک مرکزی قصد داشتند هم به مردم خدمات ارائه دهند و هم بازار را کنترل کنند، باید سکه را با فاصله قیمتی بیشتری نسبت به بازار عرضه میکردند و همزمان محدودیتهای لازم را نیز در نظر میگرفتند.
در چنین شرایطی، مصرفکنندگان واقعی میتوانستند ۵ سکه یا تعداد موردنیاز خود را خریداری کنند. این شیوه هم به تثبیت بازار کمک میکرد و هم میتوانست زمینه کاهش قیمتها را فراهم کند.
اما شرایطی که بانک مرکزی در فرآیند عرضه سکه ایجاد کرد، نهتنها به کنترل بازار منجر نشد، بلکه التهاب بیشتری نیز به وجود آورد و در نهایت باعث افزایش قابل توجه قیمت سکه و طلا شد.
چرا حباب سکه تخلیه نشد؟
همان زمان که نخستین حراج سکه برگزار شد، برخی کارشناسان اعلام کردند سکههای عرضهشده براساس دلار بالای ۹۰ هزار تومان قیمتگذاری شدهاند.
بخش مهمی از این اختلاف قیمت مربوط به حباب سکه است. البته قرار نبود صرفا با عرضه سکه، حباب بازار تخلیه شود. اگر سکهها با قیمت پایینتری وارد بازار میشدند، عرضه افزایش پیدا میکرد، بازار اشباع میشد و قیمتها نیز کاهش مییافت.
حباب سکه پدیده جدیدی نیست و از سالهای گذشته در بازار وجود داشته است. براساس محاسباتی که مردم انجام میدهند، قیمت ربع سکه، نیم سکه و تمام سکه با دلار ۹۲ هزار تومانی محاسبه میشود.
در آن مقطع، ربع سکه حدود ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان حباب داشت که هیچ توجیه اقتصادی ندارد. سکهای که هزینه ضرب آن تا ۱۵۰ هزار تومان است، چرا باید ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان حباب داشته باشد؟
این حباب از حدود ۲ سال پیش در بازار شکل گرفته و یکباره به وجود نیامده است. دولت میتوانست سکه را با کاهش ۲، ۳ میلیون تومانی قیمت در حراج عرضه کند.
اما به نظر میرسد دولت و بانک مرکزی تمایل چندانی نداشتند شرایطی ایجاد کنند که مردم از طریق عرضه سکه، وضعیت اقتصادی بهتری پیدا کنند. به نظر من، هدف اصلی اجرای حراج و فروش سکه و کسب سود برای بانک بود.
این رویکرد نتیجه مطلوبی نداشت و حتی به افزایش قیمتها در بازار منجر شد.
چرا قیمت سکه در مدت کوتاهی چند میلیون تومان افزایش یافت؟
درحال حاضر قیمت نیم سکه به حدود ۱۴ میلیون تومان رسیده است. این پرسش وجود دارد که چرا قیمت سکه باید در طول یک هفته چند میلیون تومان افزایش پیدا کند؟
چنین افزایشی نشان میدهد یا سیاستها و برنامهریزیهای انجامشده درست نبوده یا بانک مرکزی با برنامهای از پیش تعیینشده وارد فرآیند عرضه سکه شده است.
در هر صورت، شرایط مناسبی در بازار ایجاد نشد و شیوه اجرای حراج، التهاب و افزایش قیمت را به دنبال داشت.
آیا سکه ۳۹ میلیون تومانی خریدار داشت؟
بله، البته نمیتوان گفت شرایط بازار بهطور کامل تغییر کرد، اما در دو روز پایانی سال و همزمان با افزایش التهاب در بازار، تقاضا در مقایسه با روزهای قبل اندکی بیشتر شد.
التهابهای قیمتی معمولا بر رفتار خریداران اثر میگذارد. در یکی دو روز پایانی سال نیز بخشی از مردم تحت تاثیر افزایش قیمتها وارد بازار شدند و مقداری خرید انجام گرفت.
آیا سکه در سال ۱۴۰۳ وارد کانال ۴۰ میلیون تومان میشود؟
در آن مقطع امکان پیشبینی دقیق وجود نداشت، زیرا افزایش قیمتها هنوز وارد ماه اول خود نشده بود.
موضوعی که همواره مطرح میکنم این است که اگر قیمتها پس از گذشت یک ماه تثبیت شوند، احتمال کاهش آنها بسیار کم خواهد شد، اما همچنان امکان افزایش بیشتر وجود دارد.
با توجه به اینکه این قیمتها در روزهای پایانی سال ثبت شده بود، احتمال افزایش فوری قیمت چندان زیاد نبود، زیرا بازار ابتدا نیاز به تثبیت داشت.
ممکن بود پس از پایان تعطیلات، قیمت سکه با اصلاح ۲، ۳ میلیون تومانی و قیمت طلا با کاهش ۵۰، ۶۰ هزار تومان روبهرو شود؛ البته مشروط بر اینکه نوسان تازهای در نرخ ارز و قیمت اونس جهانی طلا اتفاق نیفتد.
با این حال، اگر تا پایان فروردین ماه قیمتها در همین محدوده باقی میماند و بازار یک ماه تثبیت قیمت را تجربه میکرد، احتمال کاهش قیمت بسیار کم میشد.
در مجموع، برای اظهارنظر قطعی درباره تغییر قیمتها در سال جدید هنوز زود بود.
اونس جهانی چه اثری بر بازار داخلی طلا داشت؟
درباره بازار جهانی طلا پیشبینی شده بود که در سال میلادی جدید شاهد افزایش قیمت باشیم. در طول ۱۰ روز گذشته نیز قیمت اونس جهانی طلا رکوردهای تازهای ثبت کرده بود.
برخی کارشناسان قیمت اونس جهانی را در سال جدید میلادی تا سطح ۲۵۰۰ دلار پیشبینی کرده بودند. در صورت تحقق چنین افزایشی در بازار جهانی، بازارهای داخلی کشورهای مختلف، از جمله بازار طلا و سکه ایران، نیز تحت تاثیر قرار میگرفتند.
تحلیل عوامل موثر بر قیمت طلا و سکه در سال ۱۴۰۳
بررسی سخنان رئیس اتحادیه طلا و جواهر نشان میدهد که مسیر قیمت طلا و سکه در بازار داخلی تنها به یک عامل وابسته نیست. نرخ ارز، قیمت اونس جهانی، میزان عرضه سکه، حباب قیمتی و سطح تقاضای مصرفی و سرمایهای، همگی میتوانند جهت بازار را تغییر دهند.
در بازار ایران، نرخ ارز معمولا یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده قیمت طلا و سکه است. به همین دلیل، حتی در دورههایی که قیمت اونس جهانی کاهش پیدا میکند، افزایش نرخ ارز میتواند مانع کاهش قیمت طلا شود یا حتی قیمتها را افزایش دهد.
عامل مهم دیگر، حباب سکه است. زمانی که فاصله میان ارزش ذاتی و قیمت معاملاتی سکه افزایش پیدا میکند، ریسک خرید نیز بیشتر میشود. در چنین شرایطی، احتمال دارد قیمت سکه بدون آنکه تغییر متناسبی در قیمت طلا یا ارز رخ داده باشد، تحت تاثیر عرضه، تقاضا و انتظارات معاملهگران نوسان کند.
سیاستهای بانک مرکزی درباره نحوه عرضه و حراج سکه نیز میتواند بر انتظارات فعالان بازار اثر بگذارد. اگر عرضه با قیمت نزدیک به بازار انجام شود، ممکن است تاثیر محدودی بر کاهش قیمت داشته باشد. در مقابل، عرضه با قیمت مناسبتر و سازوکار شفافتر میتواند تقاضای سرمایهای را تعدیل کرده و بخشی از حباب بازار را کاهش دهد.
جمعبندی
بازار طلا و سکه در سال ۱۴۰۲ دو دوره کاملا متفاوت را تجربه کرد. کاهش قیمتها در نیمه نخست سال جای خود را به افزایش شدید در ماههای پایانی داد و در نهایت، بازدهی سالانه طلا و سکه مثبت شد.
براساس دیدگاه مطرحشده در این گفتوگو، ادامه مسیر بازار در سال ۱۴۰۳ بیش از هر چیز به تغییرات نرخ ارز، قیمت جهانی طلا، میزان تقاضا و سیاستهای بانک مرکزی در زمینه عرضه سکه وابسته بود.
همچنین تثبیت قیمتها در هفتههای ابتدایی سال میتوانست نشانه مهمی برای تشخیص مسیر بعدی بازار باشد. اگر قیمتها برای مدت طولانی در سطوح جدید باقی میماندند، احتمال بازگشت به قیمتهای قبلی کاهش پیدا میکرد؛ اما در صورت ثبات نرخ ارز و اونس جهانی، امکان اصلاح محدود قیمت طلا و سکه همچنان وجود داشت.
این گزارش و پیشبینیهای مطرحشده در آن مربوط به روزهای پایانی سال ۱۴۰۲ و چشمانداز بازار در آغاز سال ۱۴۰۳ است و ارقام آن بیانگر شرایط بازار در همان مقطع زمانی هستند.
در بازنویسی، عبارت پایانی نیز اضافه شده تا مخاطب و موتور جستوجو متوجه شوند که تحلیل و قیمتهای مقاله مربوط به مقطع آغاز سال ۱۴۰۳ است، نه قیمتهای روز.
