یکشنبه, ۲ آبان(۸) ۱۴۰۰ / Sun, 24 Oct(10) 2021 /
           
فرصت امروز

آیا شما تا به حال به شباهت میان برندینگ (Branding) و معماری توجه کرده اید؟ همانطور که معمارهای بزرگ برای ساختن یک بنای مجلل و خیره کننده باید از بهترین مواد اولیه و طراحی های منحصر به فرد استفاده کنند، کارآفرینان نیز در برندسازی باید اوج هنرشان در میخکوب کردن مشتریان را نشان دهند. 

شاید شما با خودتان فکر کنید اگر از هفت خان برندسازی جان سالم به در ببرید، دیگر همه چیز بر وفق مرادتان می شود و هیچ کس در بازار به گرد پای تان هم نخواهد رسید. در این صورت باید حسابی ناامیدتان کنیم، چراکه برندینگ غول چراغ جادو نیست که همه آرزوهای دور و درازتان را برآورده کند، بلکه شما در این مسیر به یک مکمل درست و حسابی هم نیاز دارید. ماجرا پیچیده شد، نه؟ 

برندسازی برای بسیاری از کارآفرینان نقطه اوجی است که فکر می کنند تمام آرزوی های شان با آن برآورده می شود. کارآفرینی را در نظر بگیرید که خیلی خوب راه و چاه برندینگ را بلد است و سرمایه اولیه خوبی هم دارد. به نظر شما کارآفرین داستان ما فقط به لطف برندینگ عالی شانسی برای موفقیت در بازار کسب و کار دارد؟ اگر بخواهیم از مثال معماری که در بالا زدیم استفاده کنیم، باید بگوییم موفقیت با اتکای خشک و خالی به برندینگ مثل این است که از یک معمار بخواهیم ساختمانی بزرگ را روی هوا بنا کند و اصلا به پِی و ستون های اصلی فکر هم نکند؛ همینقدر عجیب و غیرممکن!

برندسازی

شما برای اینکه تجربه موفقی از برندینگ داشته باشید، باید اول از همه یکسری کارها را پیش از برندسازی انجام دهید. چنین کارهایی دقیقا مثل قرار دادن ستون های اصلی ساختمان است و به شما اجازه می دهد جوری ساختمان برندتان را معماری کنید که حسابی سری در میان سرها درآورد.  

وقتی حرف از کارهای ضروری قبل از برندینگ می شود، خیلی از کارآفرینان فکر می کنند قرار است کل کسب و کارشان را بکوبند و از اول بنا کنند. اجازه دهید همینجا خیال تان را راحت کنیم؛ شما قرار نیست کار عجیب و غریبی پیش از برندینگ انجام دهید، بلکه فقط باید از آمادگی کسب و کارتان برای داشتن یک برند و مدیریتش به بهترین شکل ممکن مطمئن شوید، به همین سادگی. 

مطلب مرتبط: برندسازی چیست؟ راهنمایی کامل برای ایجاد تحول در کسب و کار

فکر می کنم اغلب شما کسب و کارهایی را دیده اید که حسابی با برندشان مشکل دارند و هر از چندگاهی کلا برندشان را دور می ریزند تا یک نمونه تازه را به مشتریان معرفی کنند. این کار دقیقا مثل این است که یک خلبان بخواهد وسط پرواز همه چیز را ول کند و با چتر نجات به یک هواپیمای دیگر برود تا با آن مسیر را ادامه دهد. همانطور که چنین خلبانی حسابی اعتبار و مهارتش را زیر سوال می برد، شما هم با عوض کردن سریع برندتان به کلی از چشم مشتریان می افتید. راه حلی که شما برای ناسازگاری میان کسب و کار و برندتان لازم دارید، هرچه باشد، عوض کردن مداوم برند نیست. 

ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم هر مشکلی در دنیای کسب و کار یک راه حل دارد. شما برای رهایی از شر عوض کردن مداوم زیر و بم برندتان و همچنین تجربه ای عالی و بی دردسر از برندسازی فقط باید عجله را کنار گذاشته و یکسری کارهای مقدماتی را انجام دهید. به هر حال اگر کسب و کاری را سراغ دارید که بدون مقدمه و ایجاد آمادگی در خودش به سراغ برندینگ رفته و تبدیل به قهرمان مشتریان شده، ما را هم بی خبر نگذارید. 

اگر دوست دارید تجربه ای بی دردسر در زمینه برندینگ داشته باشید و از طرفی حسابی از شکست خوردن در این زمینه خسته شده اید، مقاله کنونی مخصوص شماست. ما در ادامه خیلی ساده و خودمانی تمام کارهایی که باید قبل از برندسازی انجام دهید را در قالب چند سوال کلیدی و همینطور توصیه های طلایی به شما خواهیم گفت. پس آماده شوید تا با شکست در زمینه برندسازی خداحافظی کنید و نکاتی را یاد بگیرید که هیچ کس به شما نگفته است.

سوالات کلیدی قبل از برندینگ: نکاتی که کمتر درباره اش صحبت می شود!

برندسازی

خب، حالا که مطمئن شدید باید قبل از برندسازی یکسری از کارها را انجام دهید، وقتش است که سراغ اصل مطلب برویم. شاید بد نباشد قبل از اینکه به سراغ سوالات کلیدی این بخش برویم، یک توضیح مختصر درباره برندینگ بدهیم، چراکه امروزه افراد مختلف تقریبا هر چیزی را به اسم برندسازی به خورد دیگران می دهند. 

فکر می کنم اغلب شما تجربه در دست گرفتن کتابی عجیب و غریب که حتی یک کلمه از آن هم نمی شود فهمید، داشته باشید. اغلب تعریف ها در مورد برندینگ چنین وضعیتی دارد و شاید حتی باعث شود شما در همین ابتدای کار به کلی انگیزه تان را از دست بدهید. ما در روزنامه فرصت امروز به چنین تعاریف سخت و پیچیده ای اصلا باور نداریم. اگر بخواهیم خیلی خودمانی بگوییم، برندینگ یعنی فرآیند ایجاد و به کار بردن ویژگی های منحصر به فرد برای یک شرکت است. احتمالا این تعریف به اندازه کافی ساده هست که با خودتان بگویید پس این همه تعاریف سخت و پیچیده از کجا می آید، مگر نه؟

امیدوارم مقدمه به نسبت طولانی این بخش خیلی حوصله شما را سر نبرده باشد، چراکه ما چاره دیگری به جز تعریف هرچند کوتاه برندینگ نداشتیم. وقتی شما تعریف یک استراتژی را دقیقا بدانید، خیلی راحت تر می توانید خودتان را برای آن آماده کنید. حالا نوبت آن است که چند سوال مهم که باید پیش از برندینگ برای آنها جواب درست و حسابی پیدا کرد را بررسی کنیم. شما الان مثل یک قهرمان المپیک آماده ورود به مسابقات و غافلگیری تمام تماشاچیان هستید. پس این شما و این هم سوالاتی که کمتر درباره‏ شان صحبت می شود!

هدف اصلی کسب و کار شما چیست؟

برندسازی

شاید این سوال به نظر شما خیلی ساده و حتی بیشتر شبیه به یک شوخی بی مزه برسد، اما باور کنید یا نه، خیلی از کسب و کارها هیچ هدفی در بازار ندارند. این امر دقیقا مثل آن است که شما سرمربی بایرن مونیخ باشید، اما وقتی خبرنگاران درباره هدف تیم تان در لیگ قهرمانان اروپا سوال می کنند نه تنها جوابی نداشته باشید، بلکه خودتان هم به فکر فرو بروید که واقعا قرار است چه کاری انجام دهید. اگر شما به محض اینکه سوال این بخش را مشاهده کردید، هدف اصلی کسب و کار خود را به یاد نیاوردید قطعا یک جای کار ایراد دارد. 

فکر می کنم شما هم موافق باشید که نیازی به صحبت کردن درباره اهمیت هدف اصلی کسب و کار و از همه مهمتر آگاهی دقیق از آن نیست. خب به هر حال وقتی شما بدانید برای چه در بازار و میان انبوهی از رقبا حضور دارید، خیلی بهتر می توانید برنامه ریزی کرده و تکلیف خود و مشتریان تان را روشن کنید؛ وگرنه مثل کسی خواهید بود که در انبار کاه دنبال یک سوزن خیلی کوچک است. 

اگر شما بخواهید کاملا صادقانه به سوال درباره هدف اصلی کسب و کارتان جواب دهید، احتمالا با یک عالمه مشکل مواجه می شوید. یکی از مشکلات دم دستی در این میان بیان عبارت های کلی و مبهم است. بگذارید یک بار برای همیشه خیال تان را راحت کنیم؛ شما قرار نیست تمام آرزوهای دور و درازتان را به اسم هدف اصلی یا اهداف کسب و کارتان بیان کنید. این کار دقیقا مثل آن است که یک کلاغ سیاه را رنگ کرده و به جای قناری بفروشید، همین قدر عجیب و غیرممکن!

مطلب مرتبط: راهنمای عملی برندسازی در سال 2021

راه حل ما در اینجا برای شما اول از همه آشنایی با مفهوم هدف کسب و کار است. راستش را بخواهید در مورد هدف کسب و کار خیلی صحبت شده و کلی هم تعریف از آن وجود دارد، اما اگر نظر ما را بخواهید، خیلی رُک و پوست کنده به شما خواهیم گفت که هدف کسب و کار یعنی جایگاهی که شما برای آینده کسب و کارتان ترسیم می کنید و تمام فعالیت های آن در مدت زمانی مشخص را تحت تاثیر قرار می دهد. مثلا اگر شما یک موسسه خدمات نظافتی دارید، تبدیل شدن به یک برند بین المللی در طول پنج سال آینده می تواند یک هدف اصلی برای شرکت شما باشد، چراکه هم تمام بخش های کسب و کارتان را تحت تاثیر قرار می دهد و هم اینکه کاملا مشخص است در چه مدتی باید به آن برسید. 

احتمالا تا اینجای کار شما چند باری با خودتان فکر کرده اید مگر به جز پول درآوردن و کسب سود هدف دیگری هم در دنیای کسب و کار وجود دارد؟ این سوال خیلی خوبی است و اگر ما نتوانیم جواب قانع کننده ای برای آن دست و پا کنیم، فقط وقت تان را تلف کرده ‎ایم، نه چیزی بیشتر!

اگر شما هم جزو آن دسته کارآفرینانی هستید که هیچ چیز به جز آمار و ارقام مربوط به سود نهایی را به عنوان هدف اصلی نمی شناسید، باید حسابی ناامیدتان کنیم. نکاتی مثل افزایش کارایی کارمندان، تصاحب سهم بیشتر از بازار، فراهم سازی خدمات باکیفیت تر برای مشتریان و حفاظت از محیط زیست هم به اندازه کسب سود برای کسب و کارهای حرفه ای مهم است. پس بد نیست شما هم نیم نگاهی به آنها داشته باشید، وگرنه شاید خیلی زود از لیگ قهرمانان کسب و کارها حذف شوید.

گاهی اوقات انتخاب یک هدف اصلی برای کارآفرینان خیلی سخت می شود و دل شان می خواهد چندین هدف را در کنار هم دنبال کنند. راه حال ما برای شما نگاه کردن به وضعیت کسب و کارتان و کنار گذاشتن آنچه دل تان می خواهد است. شما فقط در این صورت می توانید قدم اول برای آمادگی در مسیر برندینگ را خیلی خوب و محکم بردارید. 

کسب و کار شما چه تفاوتی با رقبا دارد؟

برندسازی

اگر قرار باشد برندی که شما می خواهید بسازید، دقیقا مثل یکی از رقبای پرآوازه تان باشد، اصلا چرا دارید وارد عرصه برندینگ می شود؟ فرض کنید برند تسلا دقیقا خودروهایی مثل شورولت یا دوج می ‏ساخت. بی شک تسلا در این شرایط حتی نمی ‏توانست نظر یک نفر را هم به خودروهایش جلب کند، چه برسد به اینکه سود 30 میلیارد دلاری هم به جیب بزند!

 باور کنید یا نه، شما باید تفاوت معناداری با رقبای تان داشته باشید؛ وگرنه مشتریان حتی یک ثانیه از وقت شان را هم به شما نخواهند داد. این قانون تغییرناپذیر دنیای کسب و کار است و بخواهید یا نه باید با آن کنار بیایید. البته لازم نیست خیلی خودتان را نگران کنید یا اینکه از همین حالا روحیه تان را ببازید، چراکه دنیا پر از برندهایی است که چنین کاری را به خوبی انجام داده اند. مثلا برند اپل را در نظر بگیرید؛ این برند با تاکید بر روی تغییر سبک زندگی مردم و نوآوری به ساده ‏ترین شکل ممکن، خیلی خوب خودش را از برندی مثل مایکروسافت متمایز کرده است. 

اگر امروزه مشتریان حاضرند ساعت‏ ها در صف خرید محصولات اپل معطل شوند، فقط به خاطر کیفیت محصولات این شرکت نیست، بلکه پای تفاوت این شرکت با رقبا در میان است. احتمالا شما با خودتان فکر می کنید ایجاد تفاوت برای برند یکی از مراحل برندینگ است و ما در اینجا حسابی از مسیر اصلی خارج شده ایم. 

جواب ما به این مسئله خیلی ساده تر از آن چیزی است که حتی فکرش را می کنید. اجازه دهید با هم روراست باشیم، اگر شما قبل از برندینگ دست‏ کم یک تمایز اصلی میان کسب و کارتان و رقبا جفت و جور نکنید، احتمالا در فرآیند برندسازی حسابی وقت تان تلف خواهد شد. فکر می کنم منصفانه باشد که بگوییم بیل گیتس و پاول آلن وقتی می ‏خواستند برند مایکروسافت را تاسیس کنند، دست کم می دانستند قرار است چه کاری انجام دهند و چقدر با رقبای ‏شان تفاوت خواهند داشت، مگر نه؟

اگر شما هنوز تفاوت برندتان با رقبا را نمی دانید، احتمالا بدجور به دردسر خواهید افتاد. توصیه ما برای پیدا کردن دست‏ کم یک تفاوت با رقبا مراجعه به ایده اصلی کسب و کارتان است. خب به هر حال شما یک محصول یا راه حل تازه برای مشکلات مشتریان داشته اید که دارید مقدمات ایجاد برند را فراهم می کنید، مگر نه؟ مثلا ایده اصلی برند تسلا سرعت بخشیدن به حمل و نقل عمومی با انرژی‏ های پایدار است. شاید باورتان نشود، اما تمام گرد و خاکی که ایلان ماسک در دنیای کسب و کار کرده، از دل همین ایده ساده و جمع و جور بیرون آمده است. پس معطل چه هستید؟ همین حالا به ایده اصلی کسب و کارتان فکر کنید و مثل آب خوردن جواب سوال این بخش را بدهید. 

مطلب مرتبط: برندینگ یا برند سازی دقیقا به چه معناست؟

کسب و کار شما قرار است با چه کسانی تعامل داشته باشد؟

برندسازی

همانطور که یک تیم فوتبال باید در بازار نقل و انتقالات خیلی خوب بداند کدام بازیکن ‏ها را می خواهد، شما هم باید قبل از برندینگ تکلیف تان را با کسانی که قرار است با برندتان تعامل داشته باشند روشن کنید. شاید شما با خودتان فکر کنید همین که یک تیم حرفه ای از کارمندان دست و پا کنید، دیگر کارتان در این بخش تمام می شود و تبدیل به قهرمان دنیای کسب و کار خواهید شد. متاسفانه ما باید باز هم شما را ناامید کنیم، چراکه برندتان فقط با مجموعه ای از کارمندان تعامل ندارد. ماجرا جالب شد، نه؟

اگر شما به طور تصادفی از یک کارآفرین یا کارشناس کسب و کار درباره کسانی که برندتان با آنها تعامل خواهد داشت سوال کنید، احتمالا از هر دری برای تان حرف می زند به جز مطلب اصلی. ما در روزنانه فرصت امروز معتقدیم هر برند دست‏ کم با دو گروه کارمندان و مشتریان تعامل دارد. فکر می کنم شما هم قبول داشته باشید که یک تیم فوتبال حتی اگر بهترین بازیکنان دنیا را هم داشته باشد، بازهم بدون تماشاگران هیچ ارزشی ندارد. بنابراین اگر اثری از مشتریان در برنامه شما نباشد، شاید اصلا عمر کسب و کارتان به برندینگ هم نرسد، به همین سادگی!

فهمیدن اینکه چطور می شود کارمندان کارکشته و ماهر را جذب برند کرد، کار سختی نیست. اغلب شما تجربه شرکت در مصاحبه های کاری را داشته اید. وقتی کسی به دنبال کار است، همیشه شرایط و موقعیت شغلی را در نظر می گیرد. قاعده بازی در اینجا خیلی ساده است: 

هرچه موقعیت شغلی و امکاناتش بیشتر باشد، کارمندان حرفه ای تری در جلسات استخدامی حاضر خواهند شد. بنابراین شما باید تصویر جذاب و هیجان انگیزی از موقعیت های شغلی تان برای کارمندان ترسیم کنید، وگرنه شاید سال ها طول بکشد تا افراد مناسب را پیدا کنید. 

ماجرا در مورد روی دیگر سکه، یعنی مشتریان، یک مقدار پیچیده تر است. اگر شما نتوانید تکلیف تان با مشتریان را مشخص کنید، مثل کارگردانی خواهید بود که کلی سرمایه برای فیلمش جفت و جور کرده، اما دست آخر هیچ کس در سالن سینما برای تماشای فیلم حاضر نمی شود. 

آنچه در اینجا فیلم یا به عبارت دیگر کسب و کار شما را نجات می دهد، چیزی نیست جز مفهوم مشتری ایده آل!

خیلی از کارآفرینان حتی روح شان هم از مفهوم مشتری ایده ‎آل خبر ندارد، چه برسد به اینکه بخواهند برای آن برنامه ریزی هم بکنند. مشتری ایده آل مفهومی است که برای ترسیم هر آنچه کسب و کار شما از مشتریان احتمالی اش انتظار دارد، به کار می رود. وقتی شما بدانید چه انتظاری از مشتریان تان دارید، خیلی خوب می توانید در بازار دنبال شان بگردید و صد البته که آمادگی لازم برای جلب نظرشان به برندتان را هم خواهید داشت. 

شاید شما اعتراض کنید که تصویری که در بالا از مشتری ایده آل ارائه کردیم، خیلی ساده انگارانه است. اگر بخواهیم جواب درست و حسابی به شما بدهیم، باید از مفهوم پرسونای مشتری نیز استفاده کنیم. اجازه دهید با هم روراست باشیم، اگر قرار باشد شما انتظارات تان را از مشتریان خیلی دست بالا بگیرید، شاید هیچ وقت آنها را پیدا نکنید. راه حل ما در اینجا برای شما با پرسونای مشتریان گره خورده است. 

پرسونای مشتری یا خریدار چارچوب کلی از انتظارات و عادت های مشتریان هدف شما را نشان می دهد. تفاوت اصلی پرسونای مشتری با مفهوم مشتری ایده آل در واقع گرایانه بودنش است. به عبارت ساده، پرسونای مشتری براساس داده های معتبر مثل گزارش های گوگل طراحی می شود. با این حساب اگر شما از پرسونای مشتری استفاده کنید، تحلیل واقع گرایانه تری نسبت به مشتریان خواهید داشت و دیگر پیش آنها سنگ روی یخ نمی شوید. 

شکی نیست که عمل کردن به توصیه های این بخش درباره کارمندان و مشتریان خیلی کار صاف و ساده ای نیست. خب به هر حال مگر کار آسانی هم در دنیای کسب و کار وجود دارد؟ اگر شما سختی این کار را به جان بخرید، ظرف مدت زمانی کوتاه طوری برای برندینگ آماده می شوید که هیچ کدام از رقبای تان به گردتان هم نخواهد رسید. 

مطلب مرتبط: برند و برند سازی/مدل های مختلف برند

کارهایی که قبل از برندینگ باید انجام داد: پیش به سوی ایجاد برند

برندسازی

حالا که به برخی از سوالات مهم درباره مرحله قبل از برندینگ جواب داده اید، نوبتی هم باشد باید سراغ برخی کارهای اساسی‎تر رفت. خب، شما انتظار ندارید که فقط با جواب دادن به سه سوال کاملا آماده برندینگ شده باشید، مگر نه؟

شما الان مثل راننده رالی هستید که تقریبا می دانید باید چطور در پیست مسابقه حاضر شود، اما هنوز یک دور هم با خودروی مسابقه اش تمرین نکرده است. ما در ادامه می خواهیم در یک دور تمرینی همراه شما باشیم تا حسابی آماده مسابقه برندینگ شوید و تخته گاز همه را جا بگذارید. 

مطالعه درباره رقبا: آشنایی ساده و سریع با بازار

برندسازی

آیا شما اولین روزتان در مدرسه یا دانشگاه را به یاد دارید؟ شما را نمی دانم، ولی من که آن روز حسابی گیج شده بودم، چراکه اصلا تصوری از مدرسه و کلاس درس نداشتم. اگر یکی پیدا می شد و قبل از شروع مدرسه توضیحاتی درباره آن به من می داد، شاید خاطرات شیرین تری از روز اول مدرسه پیدا می‏ کردم (امیدوارم حداقل شما خاطرات بهتری از روز اول مدرسه داشته باشید). 

ماجرای روز اول مدرسه و استرس هایش در عرصه کسب و کار نیز مصداق دارد. اگر شما بدون هیچ مقدمه‏ ای به سراغ ایجاد برند بروید، خیلی شانس بیاورید به جای اینکه کاملا ورشکسته شوید، فقط یک کم افسرده خواهید شد. خب به هر حال هر کسی که بدون آمادگی وارد بازار شود و رقبایی مثل گوگل و آمازون را ببیند، ترس تمام وجودش را برمی دارد، مگر نه؟

مطلب مرتبط: مراحل برندسازی: 11 مرحله آسان برای ساختن یک برند موفق

شاید شما با خودتان بگویید استرس و شکست های اولیه در ابتدای تاسیس برند کاملا طبیعی است و اگر خلاف این باشد باید تعجب کرد. در این صورت ما باید کاملا با شما مخالفت کنیم، چراکه سختی کشیدن و تحمل شرایط نامناسب در دنیای کسب و کار هیچ توجیهی ندارد؛ همین و بس!

اگر شما به جای اینکه سختی و شکست های ابتدایی برندتان را امری طبیعی قلمداد کنید، قبل از برندینگ یک مطالعه جمع و جور درباره رقبای تان داشته باشید خیلی از مشکلات تان دود می شود و به هوا می رود. اغلب کارآفرینان بارها و بارها درباره اهمیت مطالعه درباره رقبا مطالبی را مشاهده می کنند و شاید بارها به خودشان قول اجرای این تکنیک را هم بدهند.

اجازه دهید با هم روراست باشیم، چنین قول هایی دقیقا مثل برنامه ریزی برای ورزش کردن از شنبه هفته آینده است و هیچ وقت رنگ واقعیت را نخواهد دید. پس لطفا هرگونه بهانه ای را کنار بگذارید و از همین الان شروع به مطالعه درباره رقبای تان کنید تا خیلی صاف و پوست کنده بفهمید در بازار واقعی چه خبر است. 

بهبود ارتباطات در بازار: به وقت ملاقات با بزرگان!

برندسازی

وقتی ارتباطات شما در بازار کسب و کار محدود باشد، دقیقا حال و روز بوکسوری را دارید که گوشه رینگ گیر افتاده و هیچ امیدی به پیروزی در مسابقه ندارد. اگر شما قبل از اینکه به سراغ برندینگ بروید، چند ماهی را صرف بهبود ارتباطات تان در بازار کنید، طوری قدرتمند خواهید شد که انگار اصلا هیچ رقیبی در بازار ندارید؛ همینقدر جذاب و هیجان انگیز!

سوال اصلی خیلی از کارآفرینان و احتمالا شما درباره بهبود ارتباطات برند این است که از کجا باید شروع کرد. ما در جواب خیلی خودمانی از شما می خواهیم که عینک کمال گرایی را از چشم های تان بردارید و از هر فرصتی برای بهبود ارتباطات تان استفاده کنید. فرض کنید شما دوست دارید برندی در زمینه طراحی بازی های کامپیوتری داشته باشید؛ بی شک در این شرایط همکاری با استودیوهایی مثل یوبی سافت یا گیم لافت برای شما بیشتر شبیه به آرزویی دست نیافتنی خواهد بود، مگر نه؟

حالا اگر به شما بگوییم که می شود مدیران استودیوهای فوق را مثل آب خوردن در همایش ‏های مخصوص گیمینگ مثل E3 و هفته گیم ملبورن پیدا کرد و حتی با آنها گفت وگو هم داشت، چه واکنشی خواهید داشت؟ احتمالا اول حسابی تعجب خواهید کرد و بعدش هم حتی یکی از همایش ‏های این چنینی را از دست نخواهید داد!

بهبود ارتباطات برند در بازار کار خیلی سختی نیست و اصلا شباهتی به غول مرحله آخر بازی های کامپیوتری ندارد. شما فقط باید بدانید کجا و در چه زمانی می شود برندهای بزرگ را پیدا کرد. بقیه کارها در یک چشم به هم زدن انجام می شود و یکهو به خودتان می آیید و می بینید که کلی برند دوست و همکار در بازار دارید.  

مطلب مرتبط: حس برند (Brand Sense): الگویی متفاوت برای برندسازی و بازاریابی

انتخاب لحن برند: چطور با مشتریان صحبت کنیم؟

برندسازی

بعضی از کارآفرینان در هیاهو و هیجان ورود به عرصه کسب و کار به کلی انتخاب لحن برای برندشان را فراموش می کنند. این امر مثل وضعیت سرمربی فوتبالی است که از شدت هیجان برای بردن بازی اصلا حواسش به ترکیبی که چیده نیست. اگر بخواهیم با هم صادق باشیم، چنین تیمی نه تنها رنگ برد را نمی ‏بیند، بلکه شاید حتی به بدترین شکل هم شکست بخورد. 

اگر شما فکر می کنید لحن ‏تان برای مشتریان مهم نیست و هر وقت اراده کنید مثل آب خوردن می شود آن را عوض کرد، سخت در اشتباهید. همانطور که زیر و رو کردن لوگوی برند کار خیلی خطرناکی است و اعتبار برندتان را به باد می دهد، عوض کردن لحن هم دردسرساز خواهد بود. راه حل ما در اینجا بررسی لحن های مختلف و انتخاب لحنی هماهنگ با ماهیت برندتان است. فکر می کنم این کار به اندازه کافی ساده و همینطور جذاب باشد، نه؟

اجازه دهید منظورمان را با یک مثال کاربردی روشن کنیم؛ امروزه همه مردم مرسدس بنز را به خوبی می‏ شناسند و شاید حتی آرزوی داشتن یکی از خودروهای این غول آلمانی را هم داشته باشند. اگر بخواهیم لحن بنز را زیر ذره بین قرار دهیم، باید نقش یک کارگردان نکته ‏سنج و کاربلد سینما را به وی دهیم. تمام کمپین ‏های بازاریابی و تعامل‏ های این برند با مشتریان براساس بیان نکات دقیق و غافلگیر کردن آنها با کیفیت بالای محصولات شرکت طراحی می شود. خب به هر حال از برندی که شعارش «بهترین یا هیچ» است، انتظار دیگری هم نمی رود!

بازاریابی برای برند در راه: گرد و خاک کردن همیشه بد نیست

برندسازی

آخرین کاری که شما قبل از شروع برندینگ باید  انجام دهید، توجه به بازاریابی اولیه برای برند در راه تان است. شاید با خودتان فکر کنید بازاریابی برای برندی که هنوز متولد هم نشده کار عجیب و غریبی است و ما حسابی سر کارتان گذاشته ایم. راستش را بخواهید، اینکه مشتریان قبل از اینکه وارد بازار شوید اندکی درباره کسب و کارتان اطلاعات داشته باشند، اصلا ایده بدی نیست. اینطوری دیگر خبری از غافلگیری مشتریان نیست و شما خیلی زود اسم و رسمی برای خودتان دست و پا خواهید کرد. 

کاری که شما در اینجا باید انجام دهید، دقیقا مثل بازاریابی برای یک فیلم سینمایی است. بی شک تازه‎ترین فیلم کارگردان هایی مثل تارانتینو یا اسکورسیزی قبل از اینکه اکران شده یا حتی اسم مشخصی داشته باشند، حسابی در میان فیلم بازها سر و صدا می کنند، چراکه سرمایه گذارهای این فیلم ها خیلی خوب می ‏دانند هرچه تماشاگران بیشتر درباره فیلم ها اطلاعات داشته باشند، استقبال بهتری از آن خواهند داشت. شما هم هرچه اطلاعات بیشتری با چاشنی گرد و خاک کردن در اختیار مشتریان قرار دهید، طرفدارهایی برای برندتان، با اینکه هنوز متولد نشده، دست و پا خواهید کرد. پس منتظر چی هستید؟ از همین حالا به فکر بازاریابی و شناساندن کسب و کارتان به مشتریان باشید. 

سخن پایانی

برندسازی

فکر می کنم حالا دیگر قبول داشته باشید قبل از برندینگ باید یکسری کارهای مهم را انجام داد و حسابی هم در این حوزه متخصص شده اید. خب، حالا نظرتان درباره اقدامات ضروری قبل از برندسازی چیست؟ آیا آنقدر انگیزه پیدا کرده اید که در عمل هم از این استراتژی استفاده  کنید؟ من و همکارانم در روزنامه فرصت امروز امیدواریم مقاله کنونی کمکی هرچند اندک به شما در زمینه آمادگی برای برندینگ کرده باشد. اگر سوال یا نظری در رابطه با مرحله قبل از برندینگ دارید، خوشحال می شویم همینجا آن را با ما به اشتراک بگذارید. 

مطلب مرتبط: کو برندینگ (Co-Branding) چیست؟ راهنمایی جامع برای برندسازی مشارکتی

منابع: 

https://www.fastcompany.com

https://www.forbes.com

https://www.inc.com

لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/MPEaca5i
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه