پنجشنبه, ۷ اسفند(۱۲) ۱۳۹۹ / Thu, 25 Feb(2) 2021 /
           
فرصت امروز
بررسی اهمیت داده ها در عرصه بازاریابی

بازاریابی داده محور در شبکه های اجتماعی

1 ماه پیش ( 1399/11/5 )

بازاریابی آنلاین یکی از گزینه های محبوب برای برندها محسوب می شود. امروزه شمار بالایی از برندها در شبکه های اجتماعی دارای حساب کاربری رسمی هستند. این امر با هدف تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف و کاهش هزینه های بازاریابی دنبال می شود. شاید در نگاه نخست هزینه های کمتر بازاریابی در شبکه های اجتماعی همراه با کاهش تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف باشد، اما واقعیت خلاف این ادعا را اثبات می کند. شبکه های اجتماعی فرصت قابل ملاحظه ای در اختیار برندها برای بازاریابی و جلب نظر مخاطب هدف قرار می دهد. این امر در کنار امکانات گسترده برای شخصی سازی محتوای بازاریابی بدل به گزینه ای جذاب برای برندها شده است. 

جلب نظر مخاطب هدف در شبکه های اجتماعی امری ساده است، اما به معنای عدم نیاز به تلاش برای تحقق چنین هدفی نیست. بسیاری از برندها در طول سال توانایی تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را پیدا نمی کنند. بدون شک این امر با توجه به تاکید ما بر روی سادگی بازاریابی در شبکه های اجتماعی، در مقایسه با دیگر الگوها، عجیب به نظر می رسد. مهمترین مسئله در این میان ضرورت استفاده از داده های معتبر برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف است. اگر برندها به این نکته مهم توجه لازم را نداشته باشند، به طور مداوم با مشکلاتی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف مواجه خواهند شد. امروزه برخی از برندها در راستای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف نیاز به داده های دقیق دارند. این امر تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف براساس سلیقه اش را به همراه دارد. 

مطلب مرتبط: بدترین اشتباهات بازاریابی در ارتباط با استفاده از داده ها

امروزه توصیه های بسیار زیادی برای بازاریابی بهتر در شبکه های اجتماعی وجود دارد، با این حال بسیاری از توصیه های موردنظر در عمل کارایی ندارد. هدف اصلی در این مقاله بررسی برخی از مهمترین توصیه ها در زمینه استفاده از داده های معتبر برای بازاریابی بهتر در شبکه های اجتماعی است. این امر نقش مهمی در توسعه توانایی بازاریاب ها برای تعامل با مشتریان خواهد داشت. در ادامه این بحث را در قالب 7 نکته به هم مرتبط مورد بررسی قرار خواهیم داد. 

1.    ارزیابی ایده های کاربردی و غیرکاربردی

بازاریاب ها در حوزه بازاریابی از ایده های بسیار زیادی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف استفاده می کنند. هر محتوای بازاریابی برای تحقق هدفی مشخص تولید می شود. امروزه بازاریاب ها در تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف نیاز به ارزیابی نکات مختلف دارند. اهداف هر کمپین بازاریابی باید براساس نیاز کسب و کار طراحی شود. در نهایت نیز ارزیابی هر کمپین براساس میزان موفقیت در زمینه دستیابی به اهداف موردنظر صورت می گیرد. 

کمپین های بازاریابی به طور کلی در راستای تحقق چند هدف مشخص تولید می شود. مهمترین اهداف به شرح ذیل است:

•    جلب نظر مشتریان جدید

•    ایجاد انتظارات مشخص در میان مشتریان برند

•    ترغیب مشتریان برای خرید هرچه بیشتر یا خرید محصولات تازه

•    آموزش نکاتی خاص به مشتریان

•    ترغیب مشتریان برای معرفی برند و محصولاتش به دیگران 

بدون تردید برندها مسیر بسیار دشواری برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف در پیش دارند. این امر با توجه به کاهش انگیزه مشتریان برای تعامل با برندها به طور قابل ملاحظه ای منطقی است. متاسفانه بسیاری از برندها با عملکرد نامناسب در حوزه بازاریابی بسیاری از مشتریان را نسبت به کیفیت عملکرد دیگر برندها نیز ناامید کرده اند بنابراین کسب و کارها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف مسیر دشواری را پیش روی دارند. 

مهمترین مسئله در زمینه بازاریابی ارزیابی هماهنگی میان طرح اولیه هر کمپین با هدفش است. گاهی اوقات بازاریاب ها نسبت به هماهنگی این دو حوزه توجه لازم را نشان نمی دهند. نتیجه این امر مواجهه با کمپین هایی همراه با نتایج غیرمنتظره است. شاید نتیجه غیرمنتظره یک کمپین برای بازاریاب ها خوشایند باشد، اما به معنای ناتوانی برای پیش بینی عملکرد ایده ها خواهد بود. این امر در بلندمدت نتایج بسیار ناگواری برای برندها به همراه خواهد داشت. 

2.    یافتن بهترین پست های برند

بارگذاری پست های مختلف در شبکه های اجتماعی امری رایج محسوب می شود. هیچ کاربری تمایل به مشاهده اکانت برندها همراه با یک نوع مشخص از محتوا ندارند. این امر مشکلات بسیار زیادی برای کسب و کارها به همراه خواهد داشت. برخی از برندها در مسیر بازاریابی و تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف از ایده های متنوع جهت آزمون و خطا استفاده می کنند. این امر در نگاه نخست ایده بسیار جذابی محسوب می شود، اما در بلندمدت موجب کاهش اعتماد مشتریان به برند خواهد شد. دلیل این امر ناتوانی برندها برای شناسایی ایده های برتر است. 

بازاریاب ها باید تاکید بسیار بیشتری بر روی ایده های موفق شان داشته باشند. این امر به طور معمول پس از مدتی آزمون و خطا در زمینه بازاریابی روی می دهد. متاسفانه برخی از برندها به رویکرد آزمون و خطا در زمینه بازاریابی عادت می کنند بنابراین در عمل دیگر تمایلی برای شناسایی ایده های برتر و سرمایه گذاری مشخص بر روی آنها نشان نمی دهند. این امر مهمترین ضربه را به فرآیند بازاریابی برندها وارد خواهد کرد. 

مطلب مرتبط: واقعیت های بازاریابی در شبکه های اجتماعی

خوشبختانه امروزه ابزارهای بسیار زیادی برای ارزیابی میزان تاثیرگذاری هر پست در شبکه های اجتماعی وجود دارد. بسیاری از برندها از چنین راهکاری برای یافتن ایده های مورد علاقه مشتریان استفاده می کنند. چنین نکته ای باید به طور مشخص برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف دنبال شود. ساده ترین ابزارهای آماری مربوط به پلتفرم های اجتماعی است. اینستاگرام، به عنوان مثال، دارای ابزار درون برنامه ای برای ارائه اطلاعات ضروری بازاریابی به اکانت های تجاری است. این اطلاعات شامل میزان لایک و کامنت هر پست می شود. همچنین دامنه کاربران علاقه مند به هر پست را نیز براساس معیارهای مختلف نشان می دهد. برخی از برندها در بلندمدت برای استفاده از الگوی بازاریابی تاثیرگذار بر روی مخاطب هدف از چنین ابزارهایی استفاده می کنند. البته همیشه امکان بهره گیری از ابزارهای پولی و حرفه ای نیز وجود دارد. انتخاب در این زمینه باید براساس توانایی مالی کسب و کار صورت گیرد. در غیر این صورت مشکلات بسیار زیادی برای برندها به همراه خواهد داشت. 

3.    ارزیابی پست های ضعیف برند

بی شک تمام پست های برند دارای کیفیت یکسانی نیستند. این امر حتی برای برندهای بزرگ نیز روی می دهد. شکست در حوزه بازاریابی به معنای پایان راه کسب و کارها نیست. بسیاری از برندها در طول دهه های مختلف شکست بازاریابی را تجربه کرده اند. مهمترین مسئله در این میان تلاش برای بهبود وضعیت براساس تلاش دوباره بازاریابی است. اگر این امر به خوبی مدنظر بازاریاب ها قرار گیرد، امکان بهبود سریع شرایط فراهم خواهد شد. 

بسیاری از برندها تمایلی برای ارزیابی پست های ضعیف شان ندارند. آنها شکست را مربوط به گذشته می دانند. این امر نوعی ترس از مرور اشتباهات محسوب می شود. امروزه برندهای بزرگ برای موفقیت بازاریابی نیازمند ارزیابی دقیق تجربه های ناموفق شان هستند. در غیر این صورت به طور مداوم با چرخه های شکست بازاریابی مواجه خواهند شد. برخی از برندها در این مسیر برای بهبود کیفیت بازاریابی شان حتی از موسسه های مشاوره نیز کمک می گیرند. بدون تردید راهکار اخیر نیازمند سطح قابل ملاحظه ای از بودجه مالی است بنابراین شاید بهترین گزینه برای برندهای تازه تاسیس نباشد. 

پست های ضعیف هر برند براساس آمارهای دقیق مشخص می شود. استفاده از داده های معتبر در این زمینه اهمیت بالایی دارد. شاید در نگاه نخست استفاده از داده های معتبر برای بازاریابی دقیق امر سختی باشد. نکته مهم در این راستا تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف براساس استفاده از داده های تولیدی شرکت خودمان است. این امر در صورت استفاده از ابزارهای بازاریابی مناسب همراه با دردسرهای بسیار اندکی خواهد بود. 

اشتباه برخی از برندها تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف براساس تولید داده های معتبر بدون استفاده از هرگونه ابزار کمکی است. این امر در عمل نیازمند زمان بسیار زیادی خواهد بود بنابراین امکان اجرایی اش در حوزه بازاریابی همیشه با مشکل همراه است. بهترین راهکار در این میان سرمایه گذاری بر روی ایده های ساده و سریع است. این امر موجب تاثیرگذاری به مراتب بهتر ایده های بازاریابی بر روی مخاطب هدف خواهد شد. همچنین کیفیت داده های در دسترس برند نیز بیشتر خواهد بود. اشتباه برخی از برندها تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف براساس شیوه های نامناسب است. یکی از این شیوه ها خرید داده ها از دیگر برندها محسوب می شود. این امر اغلب اوقات همراه با مشکلات بازاریابی دنباله دار است. اعتبار داده های خریداری شده همیشه حل تردید خواهد بود. 

4.    توجه به وضعیت تعامل مشتریان با برند

امروزه کاربران در شبکه های اجتماعی رفتارهای متفاوتی در مواجهه با برندها انجام می دهند. این امر شامل نادیده انگاری برندها یا تعامل مناسب با آنهاست. درک دلیل این تنوع رفتار با برندها وظیفه اصلی تیم بازاریابی خواهد بود. برندها همیشه در زمینه تعامل مناسب با مشتریان موفق عمل نمی کنند. شاید دلایل تعامل اندک مشتریان با یک برند به طور کامل مربوط به حوزه بازاریابی نباشد، اما تاثیر انکارناپذیری بر روی این حوزه برجای می گذارد. 

تلاش برای ارزیابی وضعیت کلی تعامل میان برند و مشتریان در طول یک سال گذشته داده های مهمی در اختیار برندها قرار می دهد. بسیاری از برندها در این راستا تمایل به بیان نکات دقیق ندارند. این امر به دلیل سختی ارزیابی مجدد وضعیت کمپین های قبلی و همچنین تلاش برای ترسیم چشم اندازی کلی از اوضاع بازاریابی برند است، با این حال اگر سختی های موردنظر به جان خریده شود، در نهایت داده های بسیار مهمی در حوزه بازاریابی پیش روی کسب و کارها قرار خواهد گرفت. 

برندها همیشه بهترین ایده ها برای تولید محتوا در شبکه های اجتماعی را ندارند. این امر مشکلات بسیار زیادی پیش روی برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف قرار می دهد. برخی از برندها در این راستا به طور مداوم به ایده های تیم مدیریت برند اتکا دارند. این امر اگرچه موجب ایجاد سلسله مراتب و نظم در حوزه بازاریابی می شود، اما فرآیند تولید ایده های تازه را به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر قرار می دهد. برخی از برندها در این مسیر از ایده های تازه کارمندان شان نیز بهره می برند. این امر نشان دهنده ناتوانی برای سلسله بندی ایده های بازاریابی است. اگر تیم مدیریتی نسبت به ایده های بازاریابی دیگر اعضا بی توجه باشد، علاوه بر مشکلات بازاریابی، در زمینه مدیریت داخلی برند نیز با چالش های اساسی مواجه خواهد شد. 

تعامل مشتریان با برند نکات مهمی درخصوص سلیقه مشتریان را بیان می کند. برندهای بزرگ به طور معمول از ارزیابی تعامل های قبلی برندشان با مشتریان نسبت به نتیجه گیری های تازه اقدام می کنند. این امر همیشه همراه با اظهارنظرهای مستقیم کاربران نیست. گاهی اوقات کاربران در ذیل یکی از پست های برند چند اموجی قرار می دهند. شاید برخی از بازاریاب ها اموجی ها را فاقد هرگونه پیام مشخص ارزیابی کنند، اما در عمل چنین گونه ای پیام های تعاملی بیشتری اهمیت را دارد. 

مطلب مرتبط: افسانه های بازاریابی در شبکه های اجتماعی

مشتریان به طور معمول با استفاده از شیوه های غیرمستقیم اقدام به تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف می کنند. این امر براساس دلایل متعددی صورت می گیرد. نخستین دلیل در این میان نگرانی نسبت به پیام های بعدی بازاریاب های برند است. اگر یک کاربر به طور مستقیم نسبت به کیفیت یک پست یا محصول انتقاد نماید، بازاریاب ها به سرعت اقدام به نظرخواهی از وی خواهند کرد. بنابراین استفاده از اموجی ها راهکار بی دردسری محسوب می شود. این امر در طول بازه های زمانی طولانی موجب کاهش میزان تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی می شود. 

5.    الگوبرداری از ابزار تحلیلی گوگل

گوگل در زمینه کمک به بازاریاب ها سابقه بسیار مناسبی دارد. بسیاری از ابزارهای حرفه ای بازاریابی در ابتدا یکی از خدمات رایگان گوگل بوده اند. این امر به طور مشخص در مورد ابزار تحلیل گوگل موسوم به Google Analytics صحت دارد. این ابزار گوگل، برخلاف دیگر ابزارهای پولی، به طور رایگان برخی از اطلاعات طبقه بندی شده در مورد رفتار عمومی کاربران را گزارش می دهد. نکته مهم در این میان انطباق میان اطلاعات و گزارش های گوگل با قوانین مربوط به حریم خصوصی کاربران است بنابراین در این میان هیچ سرقتی از کاربران صورت نمی گیرد. بسیاری از برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف از چنین داده هایی استفاده می کنند. 

امروز بخش قابل ملاحظه ای از کاربران در شبکه های اجتماعی از داده های مربوط به بازاریابی گوگل ابراز رضایت می کنند. شاید این امر عجیب باشد. کاربران به طور معمول تمایلی برای دسترسی برندها به داده های شخصی شان ندارند. این امر در مورد گوگل در ارتباط با ارائه خدمات بهتر معنا می شود. بنابراین دلیلی برای نگرانی در مورد کیفیت خدمات گوگل و همچنین ارزیابی رفتار کاربران نیست. 

الگوبرداری از گوگل در زمینه تهیه داده های معتبر بازاریابی اهمیت بالایی دارد. بسیاری از برندها در عمل توانایی جلب نظر مخاطب هدف برای تاثیرگذاری بر روی وی را ندارند. این امر در بلندمدت مشکلات بسیار زیادی ایجاد می کند. یکی از مشکلات اساسی در این رابطه مربوط به ناتوانی برندها برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف یا جلب رضایتش به منظور استفاده از داده هایش در حوزه بازاریابی است.

هرچه تعامل میان برندها و مشتریان بیشتر باشد، فرآیند استفاده از داده های آنها ساده تر خواهد شد. این امر حتی در مورد برندهای کوچک نیز صحت دارد. برندهای بزرگ به طور معمول نیاز به طی مسیرهای متعددی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف هستند. این امر اغلب انگیزه بازاریاب ها را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خبر خوش در این میان امکان طرح پرسش های ساده و مستقیم از هر کاربر در راستای استفاده از داده هایش است. این امر سختی های فرآیند دسترسی به داده های کاربران برای تهیه اطلاعات معتبر بازاریابی را به شدت کاهش می دهد. اگر یک کسب و کار سابقه مناسبی در زمینه حفاظت از داده های کاربران و عدم سوءاستفاده از آنها داشته باشد، اغلب کاربران مشکلی با دسترسی برند به برخی از داده های شان برای شخصی سازی فرآیند بازاریابی نخواهند داشت. 

6.    ورود به بحث های مربوط به برند

کاربران در شبکه های اجتماعی گفت وگوهای متعددی را ساماندهی می کنند. کاربرد اصلی شبکه های اجتماعی نیز همین امر است. بنابراین مواجهه با گفت وگوهای متعدد در مورد برند امری طبیعی در شبکه های اجتماعی محسوب می شود. برندها در صورت تمایل برای تعامل بیشتر با مخاطب هدف باید به بحث های مرتبط با محصولات یا کیفیت خدمات شان ورود پیدا کنند. این امر به معنای پاسخگویی به توییت، پست یا حتی پیام های خصوصی کاربران به اکانت رسمی برند است. 

متاسفانه برخی از برندها حضور بسیار کمرنگی در شبکه های اجتماعی دارند. این امر موجب افزایش نارضایتی ها از برند موردنظر می شود. امروزه هر برند باید براساس توانایی اش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف اقدام به بازاریابی نمایند. در غیر این صورت مشکلات به شدت گسترده ای پیش رویش قرار خواهد گرفت. 

گفت وگوهای عمومی در فیس بوک یا توییتر گزینه مناسبی برای ورود بازاریاب ها به بحث است. مهمترین مسئله در این میان رعایت رفتار حرفه ای در مواجهه با مخاطب هدف خواهد بود. در غیر این صورت مشکلات بسیار زیادی برای برندها ایجاد خواهد شد. امروزه برخی از برندها در عمل ورود انتقادی به بحث کاربران دارند. چنین امری موجب کاهش اعتماد کاربران به برند مورد نظر می شود. اگر یک گفت وگو همراه با انتقادهای وسیعی پیرامون برند است، باید دلایل این انتقادها را جویا شویم. گفت وگوی صمیمانه با کاربران و درخواست برای طرح مشکل شان بهترین گزینه خواهد بود. البته در نهایت باید پاسخ های مناسب نیز به کاربران ارائه شود. اگر گفت وگو با مشتریان و کاربران در شبکه های اجتماعی بدون هرگونه تاثیر مستقیمی بر روی وضعیت برند باشد، در نهایت همراه با کاهش اعتبارمان خواهد بود. 

مطلب مرتبط: درس های ارتقای مهارت بازاریابی در شبکه های اجتماعی

اقدام برای بهبود وضعیت عمل نیازی ضروری از سوی تمام کسب و کارها محسوب می شود. اگر این نکته به طور قابل ملاحظه ای مدنظر برندها قرار نگیرد، در مدت زمانی کوتاه تمام سرمایه گذاری های کسب و کار بر باد خواهد رفت. امروزه سرمایه گذاری در حوزه بازاریابی به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. شکست در زمینه بازاریابی به معنای هزینه های سنگین بر روی دوش برند خواهد بود. این امر همچنین مشکلات بسیار زیادی از نظر سطح دسترسی به مخاطب هدف و جلب نظرش به همراه دارد. 

7.    توجه به داده های رقبا

رقابت بخش جدایی ناپذیری از عرصه کسب و کار محسوب می شود. بسیاری از برندها برای بقا در حوزه کسب و کار اقدام به رقابت هرچه فشرده تر با دیگر برندها می کنند. اگر یک برند از نظر بازاریابی از رقبایش عقب افتاده باشد، در زمینه فروش و به طور کلی رقابت با مشکلات دامنه داری مواجه خواهد شد. امروزه بسیاری از برندها در تلاش برای تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف اقدام به استفاده از داده های مربوط به رقبای شان می کنند. این امر شاید در نگاه نخست عجیب باشد، اما موجب بهبود سطح بازاریابی برندها می شود. دلیل این امر مربوط به امکان درس گرفتن از تجربه موفق و ناموفق دیگران است. 

اگر یک برند در طول زمان گزارش های منظمی در مورد وضعیت بازاریابی اش منتشر می کند، هیچ مانعی در مسیر استفاده از آنها برای بازاریابی بهتر از سوی رقبا وجود نخواهد داشت. نکته جالب اینکه چنین کاری در عمل هزینه های بازاریابی را نیز به شدت کاهش می دهد بنابراین همراه با مزیت های بسیار زیادی از نظر بازاریابی خواهد بود. 

مشتریان به طور معمول درخواست های بسیار زیادی از برندها دارند. اگر یکی از رقبا در زمینه مدیریت درخواست ها و انتظارات مشتریان عملکرد بسیار مطلوبی دارد، باید نسبت به ارزیابی نحوه عملکرد وی اقدام نماییم. این امر در حوزه بازاریابی موجب بهبود وضعیت بازاریابی برندها و امکان کسب موفقیت های مشابه با رقبا می شود بنابراین بدون نیاز به پرداخت هرگونه هزینه ای توانایی بازاریاب برندمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا خواهد کرد. 

مطلب مرتبط: نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی

امروزه استفاده از داده های معتبر در حوزه بازاریابی اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. استفاده از داده های موسسه های بازاریابی به دلایل مالی و همچنین اعتبارشان رو به کاهش است بنابراین برندها باید خودشان نسبت به تولید داده اقدام نمایند. این امر در صورت توجه به 7 توصیه مورد بحث در این مقاله به طور ساده تری از سوی کسب و کارها دنبال خواهد شد. 

منبع : sproutsocial
برچسب ها : بازاریابی و فروش
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/32pfcJpi
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه