برای بیش از دو دهه متخصص سئو در سازمان های مدرن نقشی شبیه به یک کیمیاگر داشت. او فردی بود که ادعا می کرد زبان اسرارآمیز و دائما در حال تغییر گوگل را می فهمد و با ترکیبی از هنر، دانش فنی و صبر استراتژیک می توانست یک وبسایت را از گمنامی مطلق به صدر نتایج جست وجو برساند.
ارزش این متخصصان در دانش انحصاری آنها بود؛ رازهایی که در کنفرانس های تخصصی زمزمه می شد و در اعماق مقالات وبلاگ های تخصصی پنهان بود، اما امروز این کیمیاگری در آستانه یک تحول بنیادین قرار گرفته است. هوش مصنوعی آن کتاب جادویی را باز کرده و تمام اسرار را برای همه فاش کرده است.
این تحول یک اضطراب وجودی عمیق را در میان یکی از کلیدی ترین بخش های دنیای بازاریابی دیجیتال ایجاد کرده است. وقتی الگوریتم های هوشمند می توانند در چند ثانیه هزاران کلمه کلیدی را تحلیل کنند، ساختار یک سایت را به طور کامل عیب یابی کنند و حتی محتوای بهینه شده تولید نمایند، سوالی بزرگ و ترسناک مطرح می شود: پس وظیفه انسان چیست؟
این سوال نه تنها آینده یک حرفه که ماهیت تخصص در عصر ماشین های هوشمند را به چالش می کشد. پاسخ، آنطور که پیشگامان این حوزه در حال کشف آن هستند، یک حذف کامل نیست؛ بلکه یک بازآفرینی باشکوه است. آینده تیم های سئو، نه در تقابل با ماشین، که در رهبری هوشمندانه آن نهفته است؛ یک گذار از نقش یک مجری منفرد به یک رهبر ارکستر دیجیتال.

مدل سنتی یک تیم سئو شبیه به یک کارگاه صنعتی بود. تیمی از متخصصان ساعت ها وقت خود را صرف کارهای تکراری اما ضروری می کردند: تحقیق کلمات کلیدی، ساختن لینک، بهینه سازی تگ ها و تحلیل بی پایان گزارش های عملکرد.
هرچند این کارها به تفکر استراتژیک نیاز داشت، اما بخش بزرگی از آن یک کار یدی-ذهنی بود. برندهای بزرگی مانند تویوتا یا آمازون، ارتش هایی از این کارگران دانش را به خدمت می گرفتند تا بتوانند در رقابت بی امان برای دیده شدن در صفحه اول گوگل، پیروز شوند. ارزش یک تیم، اغلب با تعداد نفرات و ساعت هایی که صرف این وظایف می کردند، سنجیده می شد.
مطلب مرتبط: چگونه هوش مصنوعی دنیای سئو را شکل می دهد؟
هوش مصنوعی این مدل را به طور کامل منسوخ کرده است. یک عامل (Agent) هوش مصنوعی می تواند تمام این کارهای تکراری را با سرعتی هزاران برابر و با دقتی فراتر از توانایی انسان انجام دهد. این به معنای بیکار شدن تیم ها نیست؛ این به معنای آزادسازی آنهاست. وقتی وظایف سطح پایین به ماشین ها واگذار می شود، انسان ها این فرصت را پیدا می کنند تا بر روی تنها حوزه ای تمرکز کنند که ماشین ها هنوز قادر به ورود به آن نیستند: استراتژی عمیق، خلاقیت ناب و قضاوت انسانی. تیم سئوی آینده، یک تیم کوچک تر، چابک تر و بی نهایت استراتژیک تر خواهد بود. اعضای آن، دیگر مجریان دستورالعمل ها نیستند؛ آنها معمارانی هستند که نقشه کلی را طراحی می کنند و اجرای بخش های طاقت فرسای آن را به ارتشی از کارگران ماشینی خستگی ناپذیر می سپارند.

در این مدل جدید که تیم های انسان محور عامل اصلی توانایی نامیده می شود، نقش رهبر انسانی از همیشه حیاتی تر می شود. او دیگر درگیر نواختن تمام سازها نیست؛ او رهبر ارکستری است که باید هارمونی کلی را تضمین کند. وظایف اصلی او در سه حوزه کلیدی تعریف می شود:
تعریف چرا: هوش مصنوعی می تواند به سوال «چگونه» به بهترین شکل پاسخ دهد، اما قادر به پاسخگویی به سوال بنیادین «چرا» نیست. چرا ما می خواهیم برای این کلمه کلیدی خاص رتبه بگیریم؟ این چگونه به اهداف کلان کسب و کار ما کمک می کند؟ هویت برند ما چیست و چگونه باید در محتوای ما بازتاب پیدا کند؟ اینها سوالات استراتژیک هستند که نیازمند درک عمیق از بازار، مشتری و روح سازمان است. رهبر انسانی، چشم انداز را تعریف می کند و ماشین را برای حرکت در آن مسیر، هدایت می نماید.
اعتبارسنجی و قضاوت: هوش مصنوعی، حتی در پیشرفته ترین حالت خود، مستعد خطا است. پدیده ای به نام توهم می تواند باعث تولید اطلاعات نادرست یا بی ربط شود. وظیفه رهبر انسانی، عمل کردن به عنوان یک سردبیر نهایی و یک فیلتر قضاوت است. او باید خروجی های ماشین را به چالش بکشد، کیفیت آنها را ارزیابی کند و اطمینان حاصل نماید که محتوای نهایی، نه تنها از نظر فنی بهینه، که از نظر محتوایی نیز دقیق، قابل اعتماد و هماهنگ با صدای برند است. این همان حس ششم یا شهود انسانی است که از سال ها تجربه نشأت می گیرد و هنوز قابل الگوریتم سازی نیست.
خلاقیت و همدلی: هوش مصنوعی می تواند الگوها را تشخیص دهد، اما نمی تواند یک ایده بکر و خلاقانه خلق کند. نمی تواند داستان های تاثیرگذاری بگوید که با احساسات عمیق انسانی ارتباط برقرار کند. نمی تواند ظرافت های فرهنگی و طنز را درک کند. این قلمرو منحصر به فرد انسان است. شرکتی مانند نایک را در نظر بگیرید. کمپین های افسانه ای آن، حاصل درک عمیق از روانشناسی ورزشکاران و رویاهای انسانی است. یک هوش مصنوعی می تواند هزاران شعار تبلیغاتی تولید کند، اما نمی تواند روح «فقط انجامش بده» را خلق نماید. وظیفه تیم انسانی آینده، تزریق همین روح خلاقیت و همدلی به استراتژی های فنی است.
دستیاران ماشینی: ارتشی خستگی ناپذیر برای اجرای بی نقص

در حالی که انسان ها بر روی استراتژی تمرکز می کنند، دستیاران هوش مصنوعی، به عنوان قدرتمندترین مجریان تاریخ، وارد میدان می شوند. نقش آنها دیگر محدود به یک ابزار ساده نیست؛ آنها به همکاران دیجیتال تیم تبدیل می شوند. آنها در مقیاسی که برای انسان غیرقابل تصور است، به تحلیل داده می پردازند، فرصت های پنهان را شناسایی می کنند و تمام فرآیندهای تکراری را خودکار می سازند. به عنوان مثال، یک عامل هوش مصنوعی می تواند به صورت ۲۴ ساعته وب سایت های رقبا را رصد کند، هر تغییر کوچک در استراتژی آنها را شناسایی نماید و به صورت خودکار، پیشنهادهایی برای واکنش به آن ارائه دهد.
مطلب مرتبط: تغییرات سئو تحت تأثیر هوش مصنوعی
شرکت های پیشرو مانند اسپاتیفای و نتفلیکس سال هاست که از نسخه های اولیه این مدل استفاده می کنند. الگوریتم های پیشنهاد محتوای آنها، نمونه ای کامل از همکاری انسان و ماشین است. استراتژیست های انسانی، دسته بندی های کلی و اهداف را تعریف می کنند و ماشین، با تحلیل رفتار میلیون ها کاربر، این استراتژی را در مقیاس انبوه، شخصی سازی می کند. تیم سئوی آینده نیز دقیقا به همین شکل عمل خواهد کرد: یک هسته کوچک از متفکران استراتژیک که توسط یک زیرساخت قدرتمند هوش مصنوعی، توانمند شده اند.
سخن پایانی
این تحول یک خبر هیجان انگیز برای حرفه سئو و یک درس بزرگ برای تمام حوزه های دانش بنیان است. ارزش انسان دیگر در توانایی او برای به خاطر سپردن اطلاعات یا انجام دادن کارهای پیچیده و تکراری نیست. این وظایف به طور کامل به ماشین ها واگذار خواهد شد. ارزش جدید انسان در توانایی های سطح بالاتر نهفته است: پرسیدن سوالات درست، تعریف کردن مسائل به شکل هوشمندانه، تفکر انتقادی و رهبری خلاقانه.
آینده متعلق به متخصصانی نیست که سعی می کنند با ماشین رقابت کنند؛ بلکه متعلق به کسانی است که یاد می گیرند چگونه با آن برقصند. تیم سئوی آینده بیشتر شبیه به یک تیم جراحی پیشرفته خواهد بود: یک جراح متخصص (رهبر انسانی) که با استفاده از بازوهای رباتیک فوق دقیق (عامل های هوش مصنوعی) یک عمل پیچیده و حیاتی را رهبری می کند.
ترس از جایگزینی، ناشی از یک درک نادرست از ماهیت این انقلاب است. این یک جایگزینی نیست؛ این یک ارتقا است. ارتقای متخصصان از کارگران دانش به معماران خرد و ارتقای بازاریابی از یک فرآیند فنی به یک هنر استراتژیک. سمفونی جدید جست وجو آغاز شده است و رهبران ارکستر آن، انسانهایی خواهند بود که زبان ماشین را بهتر از هر کس دیگری می فهمند.
منابع: