شنبه, 27 مهر 1398 - 09:09

برندسازی براساس الگوی فیلم جوکر

حوزه هنر همیشه تاثیر انکارناپذیری بر روی صنعت تبلیغات و برندسازی داشته است. از دهه ها قبل استفاده از بازیگران فیلم های مشهور یا بازآفرینی صحنه هایی از آنها مورد توجه طراح های تبلیغاتی قرار داشته است. این امر با هدف جلب نظر سریع مخاطب صورت می گرفت. نکته جالب اینکه در طول سال های اخیر این شیوه به طور متفاوتی مورد استفاده برندها قرار گرفته است. در حقیقت دیگر الگوی سنتی تبلیغات با استفاده از آثار هنری، در اینجا فیلم، رو به افول گذاشته است. به این ترتیب بررسی تغییرات ایجادشده و نحوه واکنش مناسب ما به این امر ضروری خواهد بود.

من پس از چند روز درگیری و مشغله کاری فراوان در نهایت هفته پیش به سراغ تماشای فیلم جوکر رفتم. این فیلم از زمان شروع به ساخت درگیر شایعات بسیار زیادی بود. بسیاری از علاقه مندان به سینما و هنر هفتم از مدت ها قبل انتظار اکران رسمی آن را داشتند. در نهایت همین ماه انتظار طرفداران این دسته از فیلم ها به پایان رسید. نکته مهم درخصوص این فیلم اخطار بسیاری از انجمن های سینمایی و منتقدان نسبت به رواج خشونت در جامعه براساس الگوی جوکر در این فیلم بود. در برخی از ایالت های آمریکا فیلم موردنظر با محدودیت سنی اکران شده است. به همین خاطر در اینجا با الگویی متفاوت از فیلم های سری جوکر مواجه هستیم. به ویژه اینکه شخصیت مثبت داستان، یعنی بتمن نیز در این فیلم حضور ندارد. سراسر فیلم به بررسی تضادهای میان افراد ثروتمند و کمتر بهره مند از مزایای مادی می پردازد. به این ترتیب احتمال تاثیرگذاری آن بر روی جنبش های مدنی و حتی تندرو در ایالات متحده و سایر نقاط جهان زیادی است.

تغییرات حوزه کسب و کار

داستان فیلم جوکر بسیار ساده و در عین حال تاثیرگذار است. این فیلم ماجرای فردی جدا افتاده با جامعه را بیان می کند. جوکر داستان ما احساس عدم تعلق و ناتوانی در زمینه رشد و پیشرفت شغلی در جامعه را دارد. به این ترتیب به سوی مبارزه با عوامل ناکامی اش سوق پیدا می کند. در این بین شمار هرچه بیشتری از افراد با وی همدست می شوند. به این ترتیب جنبشی بزرگ و غیرقابل کنترل پدید می آید. پس از نمایش این فیلم در سراسر جهان بسیاری از افراد و به ویژه اندیشمندان از موج «جنبش جوکری» در جهان صحبت کرده اند. این امر به خوبی تاثیرگذاری و هماهنگی فیلم جوکر با شرایط جامعه امروزی در بسیاری از نقاط جهان را بیان می کند.

مطلب مرتبط: ضرورت ایجاد تغییر در کسب و کار

امروزه اغلب ما در دنیای پر از جنبش های مختلف زندگی می کنیم. جنبش های موجود در هنگ کنگ، مونتریال، نیویورک، استرالیا و ژاپن فقط بخش کوچکی از این ماجرای بزرگ محسوب می شود. هنر دست اندرکاران فیلم جوکر به تصویر کشیدن مطلوب این الگوست. به این ترتیب مخاطب احساس همذات پنداری عمیقی با فیلم موردنظر خواهد کرد.

بدون تردید صحبت طولانی در مورد فیلم جوکر در مقاله ای که مربوط به تاثیر این فیلم بر روی دنیای برندسازی است، عجیب به نظر می رسد. هدف من از این بحث روشن ساختن محور کلی فیلم بود. وقتی ما از جنبش جوکر در فیلم موردنظر بحث می کنیم، باید طرف مقابل این جنبش را نیز مدنظر داشته باشیم. اغلب کسب و کارها در دسته بندی دشمنان جنبش موردنظر جای می گیرند. به این ترتیب در صورت رواج این الگو برند ما با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد. به عنوان یک کارآفرین و صاحب برند تامل درباره تاثیر چنین جنبش هایی بر روی شیوه فعالیت برند ما کاملا منطقی خواهد بود. ما نباید هرگز اجازه توقف فرآیند رو به رشد برندمان را بدهیم. توقف فرآیند رشد برند به زودی بدل به عقب رفت و بازگشت به نقطه های قبلی کسب و کار می شود. به این ترتیب در عمل ما نیازمند بازاندیشی در مورد شیوه های برندسازی و مدیریت برندمان هستیم.

بی شک اوضاع کسب و کار در بسیاری از کشورهای جهان ناآرام استبخش مهمی از این ناآرامی ها به صورت همگانی در دنیای کسب و کار دنبال می شود، بنابراین تلاش برای کناره گرفتن از چنین روندهایی به هیچ جایی نخواهد رسید. در عوض ما باید مسئولیت مان در شرایط کنونی بازار را بپذیریم. تلاش برای تغییر الگوی کسب و کار یکی از همین پیش نیازهای عرصه پذیرش مسئولیت محسوب می شود.

در طول سال های اخیر برخی از عناصر مشخص در فرهنگ های مختلف تغییر کرده است. این امر موجب تغییر نوع نگاه به حوزه کسب و کار نیز شده است. به ویژه پس از بحران مالی سال 2008 بسیاری از برندها با چالش کسب اعتماد مشتریان مواجه شده اند. این امر تغییر در ساز و کارهای فعالیت هر برند را ایجاب می کند. به این ترتیب الگوی برندسازی و تعامل با مشتریان دستخوش تغییر بنیادی شده است. به عنوان یک نتیجه نهایی، توسعه روزافزون اینترنت را نیز نباید از نظر دور داشت. اکنون به لطف فناوری اینترنت مردم از اتفاقات سراسر جهان در کمترین زمان ممکن خبردار می شوند. به این ترتیب با نگاهی انتقادی تر به فعالیت شرکت ها نگاه می کنند. بی تردید تعامل با مشتریان دارای سطح بالایی از آگاهی اجتماعی بسیار دشوار خواهد بود. به همین خاطر باید با احترام و اطلاعات بیشتر به سراغ تعامل با آنها برویم. در غیر این صورت عرصه برای فعالیت برند ما تنگ خواهد شد. برندهای بزرگ به خوبی ضرورت این تغییر را حس کرده اند. به این ترتیب الگوی تعامل آنها با مشتریان به شیوه نزدیک تری دنبال می شود. تا پیش از این هرگز برندها تلاش برای نزدیکی بیش از حد به مشتریان نداشتند، با این حال اکنون نزدیکی به مشتریان بدل به اصلی ضروری شده است. با این حساب برندهای معتبر و جویای موفقیت چگونه باید به تغییرات آتی واکنش نشان دهند؟ اجازه دهید به برخی از پرسش های اساسی برای هر برندی اشاره کنیم.

نخستین پرسش در مورد دلیل اصلی عدم رضایت ما از وضعیت کسب و کار است. به راستی چه چیزی در حوزه کاری ما تغییر کرده است؟ این تغییر چگونه کسب و کار ما را تحت تاثیر قرار می دهد؟ پاسخگویی به این پرسش ها نقش مهمی در پیشبرد اهداف مان خواهد داشت. برنامه ریزی برای تغییر شیوه برندسازی شرکت مان بدون توجه به این اصل امکانپذیر نخواهد بود.

مطلب مرتبط: برندسازی و اهمیت آن در دنیای کسب و کار امروزی

گام بعدی شناسایی دلیل خشم و بی اعتمادی مشتریان است. این امر به طور کامل در حوزه وظایف تیم تحقیقات و توسعه خواهد بود. به این ترتیب از پیگیری شیوه های برندسازی مطابق اصول مورد نفرت مشتریان جلوگیری به عمل خواهد آمد.

در نهایت نیز باید به شیوه های مناسب برای کسب مجدد اعتماد مشتریان فکر کرد. این امر مهم ترین نقش را دارد. بدون تفکر پیرامون این حوزه امکان موفقیت وجود نخواهد داشت. تمام تصمیمات تازه برند ما باید براساس این الگوی تازه صورت گیرد. به این ترتیب ما موفق به نمایش جلوه ای تازه از برندمان به مخاطب خواهیم شد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید