دوشنبه, ۱۵ آذر(۹) ۱۴۰۰ / Mon, 6 Dec(12) 2021 /
           
فرصت امروز

دنیای استارت آپ ها پر از داستان ها و تجربیات جذابی است که می تواند دقیقا مثل یک فیلم سینمایی هیجان انگیز شما را برای ساعت ها میخکوب کند؛ بدون اینکه حتی متوجه گذر زمان شوید! اینکه شما با تجربه تاسیس و توسعه استارت آپ های بزرگی مثل مایکروسافت یا آمازون همراه شوید، دست کمی از هیجان بیل گیتس و جف بزوس در متحول کردن دنیای کسب و کار ندارد. همانطور که فیلم های ماندگار تاریخ سینما منبع الهام بسیاری از کارگردان های نسل جدید برای ورود به این حرفه بوده، استارت آپ های موفق نیز می‏توانند همان جرقه ‏ای باشند که شما برای ورود به عرصه کسب و کارآفرینی لازم دارید. 

خیلی از کارآفرینان فکر می کنند اگر یک استارت آپ‎ موفق را به عنوان نمونه انتخاب کنند، دیگر هیچ مشکلی برای راه اندازی کسب و کار نوپای شان ندارند و آماده اند تا حسابی در بازار گرد و خاک کنند و تبدیل به ثروتمندترین آدم های روی زمین شوند. اگر شما هم اینطور فکر می کنید، باید حسابی ناامیدتان کنیم، چراکه داشتن یک الگوی خوب فقط قدم اول در یک ماراتن طولانی است؛ نه چیزی بیشتر!

اگر نگاهی به استارت آپ های شکست خورده دور و اطراف تان انداخته باشید، خیلی خوب متوجه می شوید که دنیای استارت آپ ها مثل کارتون های دیزنی همیشه پایان خوشی ندارد و کافی است یک لحظه غفلت کنید تا طوری استارت آپ تان شکست بخورد که هیچ رد و اثری از شما باقی نماند. ماجرا کم کم دارد هیجان انگیز و اندکی هم دلهره آور می شود، مگر نه؟

انواع استارت آپ‎

ما در روزنامه فرصت امروز قبول داریم که راه اندازی استارت آپ‎ کار خیلی راحتی ‎نیست، اما اصلا آن را غیرممکن فرض نمی کنیم. همانطور که کلی نمونه برای استارت آپ های شکست خورده پیدا می شود، بی نهایت استارت آپ‎ موفق هم دم دست شما وجود دارد. تنها چیزی که شما برای موفقیت در دنیای استارت آپ ها به آن نیاز دارید، یک نقشه راهنمای کامل و بی عیب و نقص است. اینطوری می توانید مسیری دقیقا مثل برندهای بزرگ برای خودتان بسازید و سری میان سرها درآورید.

مطلب مرتبط: استارت آپ (Startup) چیست؟ همراه با نکات طلایی برای راه اندازی استارت آپ

وقتی صحبت از نقشه راهنما برای موفقیت در دنیای استارت آپ ها می شود، هر کسی یک ایده ای برای خودش دارد. اگر نظر ما را بخواهید شما اول از همه باید تکلیف تان را با انواع استارت آپ ها مشخص کنید. شما تا ندانید چه نوع استارت آپی می خواهید بسازید، فقط وقت تان را تلف کرده اید و هیچ کمکی هم از دست دیگران ساخته نیست. بنابراین یک نقشه راهنمای درست و حسابی برای راه اندازی استارت آپ‎ باید اول از همه تکلیف تان با انواع استارت آپ‎ را مشخص کند؛ به همین سادگی!

احتمالا با چیزهایی که تا اینجای کار به شما درباره دنیای استارت آپ ها گفته ایم، مثل یک جنگجوی افسانه ای شمشیر و سپرتان را آماده کرده اید تا وارد نبردی تمام عیار برای موفقیت در بازار شوید. اجازه دهید با هم روراست باشیم، مسیر آشنایی شما با انواع استارت آپ‎ و موفقیت تان هیچ شباهتی به نبردهای دنیای باستان ندارد، در عوض شما باید آماده شوید تا تکلیف تان را با خودتان روشن کنید و یک الگوی مشخص برای توسعه استارت آپ تان را انتخاب نمایید؛ دقیقا مثل فوتبالیستی که برای زدن ضربه پنالتی باید یک سبک مشخص داشته باشد تا موجب قهرمانی تیمش شود.

ما در این مقاله همراه شما هستیم تا خیلی راحت و بی دردسر با انواع الگوهای استارت آپ‎ آشنا شوید. بعد از آن هم داستان چند تا از استارت آپ های بزرگ و موفق دنیا را مرور خواهیم کرد تا موتورتان روشن شود و تخته گاز به سوی موفقیت حرکت کنید. پس منتظر چه هستید، آماده شوید تا ماجراجویی مان را شروع کنیم.

انواع استارت آپ‎: آشنایی با دنیای ناشناخته ها

انواع استارت آپ‎

صحبت کردن درباره انواع استارت آپ‎ کار ساده ای نیست، چراکه کارآفرینان آنقدر سرگرم راه اندازی کسب و کار نوپای شان هستند که اصلا توجهی به انواع آن ندارند. این کار مثل آن است که شما بدون بررسی مدل های مختلف ماشین مسابقه بخواهید در فرمول یک شرکت کنید. بی شک در چنین شرایطی شما خیلی شانس بیاورید نفر آخر می شوید و اصلا خبری از قهرمانی نخواهد بود. 

احتمالا شما هم خیلی درباره انواع استارت آپ‎ چیزی به گوش تان نخورده و با خودتان فکر می کنید اگر این موضوع اینقدر مهم است، پس چرا کسی درباره اش حرف نمی زند. راستش را بخواهید این بحث مثل نکات کنکوری است که باید حواس تان حسابی جمع باشد تا متوجه‎اش شوید، وگرنه شاید خیلی راحت از کنارشان عبور کنید و روح تان هم خبردار نشود. 

ما در ادامه می خواهیم صاف و پوست کنده انواع استارت آپ‎ را به شما معرفی کنیم تا در کنکور بزرگ کسب و کارآفرینی مثل آب خوردن موفق شوید. این شما و این هم انواع استارت آپ‎ که تا به حال کمتر درباره اش شنیده اید.

استارت آپ های سبک زندگی: وقتی کار تبدیل به زندگی می شود!

فکر می کنم شما دست کم یک بار این توصیه که «در زندگی عشق و علاقه تان را دنبال کنید» شنیده اید. اگر هر بار که این نصیحت به گوش تان خورده حسابی به فکر فرو رفته اید که مگر چنین چیزی هم ممکن است، باید یک بار برای همیشه به شما بگوییم که بله، ممکن است؛ آن هم چه جورش!

اجازه دهید بحث مان را با یک مثال کاربردی جلو ببریم؛ امروزه کمتر کسی است که استیون اسپیلبرگ را نشناسد. این کارگردان بزرگ نه فقط برای فیلم بازهای حرفه ای، بلکه علاقه مندان معمولی به سینما هم کارگردان پرافتخاری محسوب می شود. داستان موفقیت اسپیلبرگ با یک دوربین آماتور در دوران کودکی اش شروع شد، جایی که او خیلی از ایده های اولیه فیلم هایش را پرورش داد و حتی جلوی دوربین برد. این ماجرا به نظر عجیب و غیرواقعی می رسد، نه؟

مطلب مرتبط: چالش های پیرامون استارت آپ های تازه

اسپیلبرگ در دوران کودکی آنقدر عاشق سینما بود که وقتی فقط 16 سال داشت با تهیه بودجه 500 دلاری اولین فیلمش در ژانر علمی- تخیلی را ساخت. بی شک بودجه 500 دلاری در صنعت کنونی سینما که بعضی از فیلم ها بودجه های چند صد میلیون دلاری دارند، بیشتر شبیه یک شوخی است، اما کارگردان قصه ما ماجراجویی اش را از همینجا شروع کرد. 

شاید اگر کسی به اسپیلبرگ جوان می گفت که روزی تبدیل به بزرگترین کارگردان دنیا می شود، اصلا باورش نمی شد چراکه برای او همینکه بتواند فیلم بسازد تحقق همه رویاهایش بود. اگر بخواهیم منصفانه بگوییم، اسپیلبرگ کارگردانی را نه یک شغل بلکه سبک زندگی اش می داند. همین شیوه کارآفرینی نیز موجب شد تا وی استارت آپ‎ دریم ورکز (DreamWorks) را که الان میلیاردها دلار ارزش دارد در سال 1994 پایه گذاری کند؛ به همین سادگی!

اگر شما هم در دنیای استارت آپ ها به دنبال تحقق رویاهای کودکی تان هستید، باید الگویی مشابه اسپیلبرگ را دنبال کنید. این یعنی به جای اینکه درگیر مشکلات راه اندازی استارت آپ‎ باشید، آن را تبدیل به سبک زندگی تان کنید و از آن لذت ببرید. اگر شما وقتی درگیر کارهای استارت آپ تان هستید، اصلا گذشت زمان را حس نمی کنید و دغدغه چندانی هم برای میلیاردرشدن ندارید، به شما تبریک می گوییم چراکه استارت آپ تان در واقع سبک زندگی شما را تشکیل می دهد. خب به هر حال، مگر می شود ارزش یک سبک زندگی را با پول مشخص کرد؟

کسب و کارهای کوچک و میان رده: رایج ترین استارت آپ های دنیا

انواع استارت آپ‎

وقتی صحبت از استارت آپ ها می شود، همه سراغ نام هایی مثل اپل، نایک و تسلا می روند. در این میان اگر کسی سراغی از کسب و کارهای کوچک و معمولی بگیرید، احتمالا شما فکر می کنید که دارد سر به سرتان می گذارد، با این حال باور کنید یا نه، خرده فروشی های محلی، سالن های آرایشی، فروشگاه های لوازم الکتریکی و حتی کافی شاپ ها هم نوعی استارت آپ‎ محسوب می شوند. حسابی غافلگیرتان کردیم، نه؟

راستش را بخواهید، کسانی که این الگو را در راه اندازی استارت آپ‎ پیش می گیرند علاقه خیلی زیادی به کارشان ندارند و شاید حتی توانایی توسعه کسب و کارشان در حد و اندازه های جهانی را هم نداشته باشند. مهمترین هدف چنین کارآفرینانی تامین هزینه های زندگی یا به اصطلاح تامین خانواده شان است. احتمالا اگر با آنها درباره جفت و جور کردن سرمایه های چند میلیون دلاری برای رقابت با برندهای بزرگ صحبت کنید، با خنده از شما می خواهند که واقع‎بین باشید و رویاهای دور و دراز را از سرتان بیرون کنید.

خیلی از افراد اصلا حوصله رقابت در بازارهای جهانی و ساختن یک بنای بزرگ و مجلل از کسب و کارشان را ندارند. شاید این امر برای شما خیلی عجیب باشد، اما اگر نگاه مختصری به اطراف تان داشته باشید تا دل تان بخواهد از این دست استارت آپ ها پیدا می کنید. 

اگر شما دوست دارید به جای کارهای دولتی یا سر و کله زدن با سهامداران برای مدیریت یک برند بزرگ یک کسب و کار کوچک برای خودتان داشته باشید و نهایتا با کمک اعضای خانواده مدیریتش کنید، انتخاب چندان بدی نکرده اید. در واقع شما رایج ترین الگوی استارت آپ ها را انتخاب کرده اید که در نوع خودش ماجراجویی جذاب و هیجان انگیزی محسوب می شود. 

استارت آپ های بزرگ و توسعه پذیر: مسیری باشکوه و رویایی

انواع استارت آپ‎

شما وقتی در جمع دوستان تان درباره استارت آپ ها صحبت می کنید، معمولا منظورتان برندهای بزرگ در سیلیکون ولی است، نه کسب و کارهای معمولی. برندهای بزرگی مثل فیس بوک، اپل و مایکروسافت همیشه به عنوان استارت آپ های موفق شناخته می شوند. خب تا وقتی چنین استارت آپ های بزرگ و موفقی در دنیا هست، مگر کسی سراغ نمونه های دیگری هم می رود؟

مطلب مرتبط: راه اندازی استارت آپ، امری فراتر از معرفی محصول تازه

کارآفرینانی مثل ایلان ماسک، استیو جابز و مارک زاکربرگ وقتی می خواستند استارت آپ شان را راه اندازی کنند، فقط به فکر تامین مخارج جاری زندگی شان نبودند، بلکه از همان اول کار ایده های بزرگی برای حضور در بازارهای جهانی در سرشان بود. آنها با ایده هایی که هر کسی را شگفت زده می کند، نه فقط قصد میلیونر شدن، بلکه تغییر دادن دنیا را داشتند. همین امر هم آنها را بدل به کارآفرینانی بزرگ و البته پولدار در سطح دنیا کرده است. 

استارت آپ های بزرگ و توسعه پذیر، همانطور که از نام شان می شود حدس زد، با کارمندان حرفه ای و سرمایه گذارهای بزرگ سر و کار دارند. چنین استارت آپ هایی می خواهند هر طور که شده رشد کنند تا در بازارهای جهانی نوآوری و حرفی برای گفتن داشته باشند. بی شک اگر شما جمعی از نخبه های دنیای IT را در شرکت مایکروسافت ببینید، چندان تعجب نخواهید کرد، چراکه هدف اصلی این استارت آپ‎ دقیقا همین امر است؛ یعنی گردآوری نخبه های دنیای IT برای پیشبرد پروژه های جسورانه!

اگر شما ایده های بزرگی در سر دارید و ترسی هم از سر و کار داشتن با سرمایه گذارهای کلان ندارید، انتخاب تان را از قبل کرده اید. ما پیشاپیش ورودتان به دنیا استارت آپ های بزرگ را تبریک می گوییم و امیدواریم در این مسیر موفق شوید.

استارت آپ های فروشی: دنیای خرید و فروش استارت آپ‎

انواع استارت آپ‎

اگر از شما بپرسیم گران ترین استارت آپ‎ دنیا کدام است، چه جوابی خواهید داشت؟ اغلب مردم برای جواب دادن به این سوال سراغ مقاله های تخصصی درباره ارزش گذاری استارت آپ ها نمی روند؛ در عوض مثال هایی از قیمت های خیره کننده فروش برخی از استارت آپ ها به ذهن شان می رسد. یک مثال دم دستی در این میان فروش استارت آپ‎ اینستاگرام به فیس بوک در سال 2012 است. راستش را بخواهید، هنوز هم خیلی ها باور نمی کنند که فیس بوک یک میلیارد دلار برای خرید اینستاگرام پرداخت کرده باشد.

خیلی از کارآفرینان از همان اول کار به دنبال ایجاد یک استارت آپ‎ و توسعه اش برای چند سال با هدف فروشش به قیمت مناسب هستند. اگر شما با چنین کارآفرینانی درباره فتح بازارهای جهانی و توسعه یک استارت آپ‎ در تمام طول عمرشان صحبت کنید، احتمالا با تعجب نگاه تان خواهند کرد، چراکه اصلا به چنین کاری اعتقاد ندارند؛ به همین سادگی!

اگر شما از آن دست کارآفرینانی هستید که دوست دارند در حوزه های مختلفی شانس شان را امتحان کنند، از همین حالا باید الگوی استارت آپ های فروش را مدنظر قرار دهید. شما با این کار مثل راننده فرمول یکی خواهید بود که هر سال در تیمی متفاوت عضویت پیدا می کند تا حال و هوای هر کدام از تیم ها را به خوبی درک کند. 

احتمالا شما هنوز در مورد دلیل فروش یک استارت آپ‎ که تا حدودی رشد کرده شک و تردید دارد یا اینکه اصلا آن را نوعی جنون می دانید. با این حساب باید توضیح تکمیلی درست و حسابی برای شما آماده کنیم، وگرنه فقط وقت تان را هدر داده ایم. 

فرض کنید شما صاحب یک تیم فوتبال محلی هستید؛ اگر کارتان را خیلی خوب بلد باشید به مرور تیم تان می تواند قهرمانی های پشت سر هم کسب کند و تا چشم به هم بزنید در بالاترین سطح فوتبال دنیا حضور خواهید داشت. وقتی تیم تان به این مرحله برسد، دیگر خبری از روزهای ساده و بی دردسر گذشته نیست، چراکه حضور در چنین سطحی کلی دردسر نیز دارد؛ ماجرا کم کم دارد خیلی پیچیده می شود، نه؟

شاید شما در نهایت به این جمع بندی برسید که توانایی مدیریت باشگاهی در این حد و اندازه را ندارید. بهترین گزینه ای که در چنین شرایطی پیش پای شما قرار دارد، فروش باشگاه به یک تیم مدیریتی حرفه ای است. با این کار هم سود خوبی از توسعه باشگاه تان کرده اید، هم اینکه آینده تیم مورد علاقه تان به خطر نمی افتد.

داستانی که درباره دنیای ورزش گفتیم، در دنیای استارت آپ ها نیز مصداق دارد. وقتی شما دیگر توانایی توسعه استارت آپ تان را ندارید، فروشش به یک شرکت بزرگتر با قیمتی مناسب بهترین راه حل خواهد بود. اینطوری دیگر روند توسعه استارت آپ تان کند نمی شود و تخته گاز به سوی موفقیت پیش می رود. 

مطلب مرتبط: کمک به رونق کسب و کار با راه اندازی استارت آپ

استارت آپ های سازمانی: یک برند بزرگ با کلی استارت آپ‎!

انواع استارت آپ‎

الگوی استارت آپ های سازمانی همانطور که از اسمش می شود حدس زد، بیشتر در مورد برندهای بزرگ به چشم می خورد؛ مثلا برند نستله را در نظر بگیرید. شاید باورتان نشود، اما بیشتر خوراکی های خوشمزه ای که جزئی از نوستالژی ‏های کودکی شماست را این برند یا استارت آپ های زیرشاخه‏ اش تولید کرده ‏اند. 

اگر یک جست وجوی ساده درباره استارت آپ های زیرشاخه نستله داشته باشید، با دنیایی از برندهای رنگارنگ مواجه می شوید. شما را نمی دانم، ولی من که با دیدن کلی از استارت آپ ها مثل کیت کت به عنوان زیرمجموعه نستله حسابی حیرت زده شدم. با این اوصاف فکر می کنم بد نباشد که از خودمان بپرسیم اصلا چرا یک برند بزرگ باید استارت آپ های زیرشاخه داشته باشد، مگر نه؟ 

گاهی اوقات یک برند بزرگ می خواهد در حوزه ای جدید سرمایه گذاری کند، اما خیلی خوب می داند اسم و رسم شرکتش در کسب و کاری جدید به کارش نخواهد آمد. اگر برند داستان ما به جای اینکه خودش وارد کسب و کاری تازه شود، یک استارت آپ‎ منحصر به فرد برای این کار ایجاد کند، کارش خیلی ساده تر خواهد شد. اگر هنوز فکر می کنید این کار خیلی عجیب است، اجازه دهید یک مثال کاربردی برای تان بزنیم.

فکر نمی کنم کسی باشد که برند گوگل را نشناسد. خب به هر حال تجربه اغلب افراد از دنیای اینترنت با گوگل گره خورده است و لوگوی جذابش را به این سادگی ها نمی شود فراموش کرد. این برند برای اینکه وارد دنیای سیستم عامل‏ های گوشی شود، از نام خودش استفاده نکرد، بلکه با استارت آپ‎ اندروید توانست حسابی در بازار گرد و خاک کند. دلیل چنین کاری تخصص متفاوت گوگل در مقایسه با طراحی سیستم عامل برای گوشی های هوشمند بود که می‏ توانست حسابی دردسرساز شود؛ به همین سادگی!

استارت آپ های اجتماعی: تلاش برای دنیای بهتر

انواع استارت آپ‎

آخرین الگویی که می خواهیم درباره اش صحبت کنیم، از همه الگوهای قبلی متفاوت تر است. پس بهتر است هر آنچه درباره استارت آپ های بزرگ و چند میلیون دلاری در ذهن تان هست را دور بریزید، چراکه در اینجا با موسسه های خیریه و سازمان های غیرانتفاعی رو به رو هستیم که خودشان را به آب و آتش می زنند تا دنیا را تبدیل به جای بهتری برای زندگی کنند. احتمالا شما همین اول کار حسابی تعجب کرده اید و از خودتان می پرسید مگر می شود یک موسسه خیریه را هم استارت آپ‎ نامید؟ اگر جواب این سوال را از ما بخواهید، می گوییم چرا نمی شود!

برخی از کارآفرینان به طور کامل یا در کنار کسب و کار اصلی شان یک استارت آپ‎ خیریه هم دارند. هدف آنها نه کسب سود است و نه کسب شهرت بین المللی، بلکه فقط می خواهند به دیگران کمک تا راحت تر زندگی کنند. اجازه دهید همین جا خیال تان را راحت کنیم و بگوییم در این میان خبری از سودهای کلان نیست، بلکه تمام درآمد استارت آپ های اجتماعی صرف امور خیریه و عام المنفعه می شود.

استارت آپ هایی مثل صندوق جهانی طبیعت (WWF) و صندوق نجات کودکان (Save the Children) نمونه های شسته و رفته ای از استارت آپ های اجتماعی هستند. دست اندرکاران چنین استارت آپ هایی هیچ چشمداشت مادی نسبت به کارشان ندارند، بلکه آماده اند تا هر کاری که از دست شان برمی آید برای کمک به دیگران انجام دهند. اگر شما دغدغه های بشردوستانه زیادی دارید و از کارهای خیریه هم خوش تان می آید، حتما استارت آپ های اجتماعی را مدنظر قرار دهید، زیرا کاملا برای چنین کارهایی ساخته شده اید.

داستان استارت آپ های موفق: ماجراجویی در میان بزرگان!

انواع استارت آپ‎

آیا تا به حال بازیگری را دیده اید که فقط با یکسری توصیه خشک و خالی و حضور در کلاس های بازیگری بتواند بدل به سوپراستار سینما شود؟ یک جواب هوشمندانه به چنین سوالی این است که بگوییم تا کسی عملا جلوی دوربین قرار نگیرد، بازیگر نمی شود و کلی کلاس و توصیه هم به هیچ کارش نخواهد آمد. شما الان خیلی خوب با انواع استارت آپ‎ آشنایی دارید، اما هنوز یک قدم تا تبدیل شدن تان به فردی حرفه ای در این حوزه باقی مانده است. این مرحله چیزی نیست جز آشنایی با داستان استارت آپ های موفق.

مطلب مرتبط: چالش های راه اندازی یک استارت اپ

شما الان دقیقا مثل بازیگری هستید که تا حالا جلوی دوربین نرفته و شاید کلی هم از ایفای یک نقش وحشت داشته باشد. ما در ادامه می خواهیم با بررسی داستان برخی از بزرگترین استارت آپ های دنیا همه ترس تان را از بین ببریم؛ همینقدر جذاب و هیجان انگیز!

اینستاگرام

انواع استارت آپ‎

وقتی صحبت از شبکه های اجتماعی می شود، نادیده گرفتن اینستاگرام اصلا امکان پذیر نیست. اجازه دهید با هم روراست باشیم، امروزه زندگی بدون اینستاگرام بیشتر شبیه یک کابوس عجیب و غریب است تا واقعیت، مگر نه؟

احتمالا وقتی کوین سیستروم و مایک کریگ در سال 2010 مشغول عملیاتی کردن ایده اینستاگرام بودند، حتی در خواب هم رویای چنین شهرتی برای پلتفرم شان نمی دیدند. اگر به شما بگوییم اینستاگرام به عنوان یک استارت آپ‎ آزمایشی و فقط در طول دو ماه طراحی شده، چه واکنشی خواهید داشت؟ فکر می کنم کمتر کسی چنین ادعایی را قبول کند؛ به هر حال پای محبوب ترین شبکه اجتماعی دنیا در میان است و بحث اصلا شوخی بردار نیست!

ماجرای استارت آپ‎ اینستاگرام از این قرار است که کوین سیستروم و مایک کریگ در سال 2010 به این فکر افتادند که شبکه های اجتماعی آن زمان خیلی به فرمت عکس و ویدئو توجه ندارند. آنها شروع به مطالعه در این باره کردند و فهمیدند که خیلی این نکته دغدغه خیلی از کاربران فیس بوک و توییتر هم هست. آنها به همین راحتی ایده اصلی اینستاگرام را پیدا کردند و دوتایی شروع به برنامه نویسی برای اینستاگرام کردند. 

نتیجه دو ماه تلاش سیستروم و کریگ نسخه اولیه اینستاگرام بود که به کاربران اجازه بارگذاری تصویر همراه با نمایش لوکیشن آن را می داد. شاید این قابلیت حالا خیلی امر عجیبی نباشد، اما آن زمان حسابی سر و صدا به پا کرد و میلیون ها کاربر را به سوی اینستاگرام سرازیر کرد. استقبال از اینستاگرام آنقدر زیاد بود که فیس بوک در سال 2012 این استارت آپ‎ را به قیمت باورنکردنی یک میلیارد دلار خرید و حسابی همه دنیا را شگفت زده کرد. 

اگر بخواهیم منصفانه بگوییم، اینستاگرام از اول قرار نبود استارت آپ‎ بزرگی باشد و حتی از سوی یک برند معتبر جهانی هم پشتیبانی نمی شد. با این حساب می شود استارت آپ‎ اینستاگرام را استارت آپ‎ فروشی عنوان کرد که خیلی سریع بعد از گرد و خاک در بازار سود هنگفتی برای صاحبانش به همراه داشت.  

مطلب مرتبط: بررسی انواع استارت آپ ها

اوبر

انواع استارت آپ‎

دنیا بدون خدمات حمل و نقل وضعیت شلخته و بی نهایت درهم و برهمی پیدا می کند. فرض کنید فقط یک روز خبری از مترو و اتوبوس نباشد، آن وقت چه حسی خواهید داشت؟ شاید با خودتان بگویید با این اوصاف دیگه بدتر از این نمی شه! اگر اینطور فکر می کنید پس اجازه دهید فیلم دراماتیک مان را کامل کنیم و از شما بخواهیم فرض کنید کلا خدمات تاکسی های اینترنتی و در صدر آنها اوبر هم قطع شود. ماجرا خیلی تیره و تار شد، نه؟

انسان ها تا زمانی که نبود یک چیز را حس نکنند، ارزشش را خوب درک نمی کنند؛ دقیقا مثل دوران خوش مدرسه که تا وقتی تمام نشود هیچ کس قدرش را نمی داند (امیدوارم شما هم خاطرات خوبی از مدرسه داشته باشید، وگرنه حسابی مثال بدی زده ام). تمام نوآوری تراویس کالانیک و گارت کمپ در طراحی اوبر این بود که دنیای بدون خدمات آسان حمل و نقل را قبل از اینکه واقعا اتفاق بیفتد، تصور کرده بودند. 

راستش را بخواهید، وقتی کالانیک و کمپ در سال 2009 استارت آپ‎ اوبر را با هدف ساده سازی حمل و نقل راه اندازی کردند، مسئله ترافیک هنوز در خیلی از شهرهای بزرگ دنیا تبدیل به بحران نشده بود. دقیقا به همین خاطر ارزش اوبر چند سال بعد مشخص شد و ارزش این استارت آپ‎ خیلی زود سر به فلک کشید؛ به طوری که هیچ شرکت حمل و نقل عمومی حتی فکر رقابت با اوبر را هم نمی کند.

اینکه یک استارت آپ‎ قبل از اینکه ترافیک در برخی از شهرهای بزرگ دنیا به طور عجیب و غریبی تبدیل به یک بحران شود به فکر راه حلی کاربردی بوده، به اندازه کافی حیزت انگیز هست. امروزه اوبر در بسیاری از شهرهای دنیا حضور دارد و هزاران استارت آپ‎ مشابه آن راه افتاده است. اگر بخواهیم وضعیت اوبر در میان انواع استارت آپ ها را طوری مشخص کنیم که مو لای درزش نرود، باید گفت که این برند یک نمونه موفق از استارت آپ‎ بزرگ و توسعه پذیر است. خب به هر حال اوبر از همان اول کارش دنبال این بود که یکی از بحران های بزرگ دنیا یعنی ترافیک را حل و فصل کند، مگر نه؟

نتفلیکس

انواع استارت آپ‎

فرض کنید یک روز کاری خسته کننده را پشت سر گذاشته اید و وقتی به خانه می رسید حوصله هیچ کس را ندارید. هر کسی در این شرایط روشی برای رفع خستگی دارد. بعضی ها یک خواب کوتاه یا صرف یه غذای مفصل را دوای چنین مشکلی می دانند؛ البته شکی نیست که هیچ کدام از این گزینه ها به اندازه یک فیلم و سریال خوب آدم را سر حال نمی آورد. اگر باور نمی کنید، کافی است از فیلم بازهای حرفه ای بپرسید!

احتمالا در این دوره و زمانه دیگر هیچ کس حوصله دانلود کردن فیلم یا رفتن به سینما را ندارد. خب وقتی می شود فقط با یک کلیک به آرشیو پر و پیمان نتفلیکس و دیگر پلتفرم های ویدئویی دسترسی پیدا کرد، چرا به خودمان سختی بدهیم؟ 

نتفلیکس از آن دست استارت آپ هایی است که همه دوستش دارند. اگر یک نفر را پیدا کردید که از این پلتفرم متنفر بود، ما را هم بی خبر نگذارید. شما را نمی دانم، ولی من که اصلا نمی توانم به تماشای فیلم های مورد علاقه ام بدون دردسرهایی مثل ایستادن در صف سینما یا منتظر ماندن برای ساعت پخش اش از شبکه های معمولی دست رد بزنم. 

راستش را بخواهید نتفلیکس در طول یکی دو دهه گذشته از یک ایده ساده برای دسترسی سریع مردم به فیلم های مورد علاقه شان تبدیل به غول تلویزیونی شده که کلی فیلم و سریال هم می سازد. شاید شما با خودتان بگویید که موسس نتفلیکس هرگز در خواب هم چنین موفقیتی را نمی دید و خودش هم از استقبال شدید مردم غافلگیر شده است. در این صورت باید حسابی ناامیدتان کنیم، چراکه مارک رندولف از همان ابتدای کارش در سال 1997 هدفش دقیق و مشخص بود. او رویای تولید فیلم و سریال جذاب برای فیلم بازها با قیمت بسیار کم را در سر داشت. فکر می کنم منصفانه باشد که بگوییم رندولف خیلی خوب به هدفش رسید و حالا قهرمان فیلم بازها در سراسر دنیاست!

مطلب مرتبط: راهنمای رشد سریع استارت آپ در مراحل اولیه

نتفلیکس هم مثل اوبر از آن دست استارت آپ هایی است که می خواست حسابی بازار را تکان دهد و دست آخر همین کار را هم کرد. با این حساب باید آن را یک نوع استارت آپ‎ بزرگ و توسعه پذیر قلمداد کنیم که حسابی در دنیا سر و صدا کرده است. 

سخن پایانی

انواع استارت آپ‎

حالا که آشنایی درست و حسابی با انواع استارت آپ‎ و داستان برخی از استارت آپ های بزرگ دنیا پیدا کردید، کاملا آماده اید تا استارت آپ‎ رویایی تان را راه اندازی کنید. من و همکارانم در روزنامه فرصت امروز کنارتان هستیم تا مسیرتان را خیلی راحت و بی دردسر طی کنید. پس اگر سوالی درباره انواع استارت آپ ها داشتید، تعارف را کنار گذاشته و همینجا آن را با ما در میان بگذارید تا در کوتاه ترین زمان ممکن به کمک تان بیاییم.

منابع:

https://www.designveloper.com


https://officechai.com


https://arkenea.com

لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/5VLhbGYF
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
با ما در ارتباط باشید

شبکه های اجتماعی
           
كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1399/2020
بازگشت به بالای صفحه