تا حالا برای تان پیش آمده که یک سفر عالی را با دقت تمام برنامه ریزی کنید، اما ناگهان یک توفان بی موقع تمام نقشه های تان را به هم بریزد؟ این دقیقا همان داستانی است که هر سال برای اکثر کسب و کارها تکرار می شود. آنها ماه ها وقت صرف نوشتن یک سند زیبا به نام بودجه سالانه می کنند؛ یک نقشه دقیق برای یک جاده آفتابی و صاف، اما...
آیا تا حالا برای تان پیش آمده جایی کار کنید که هیچ کس حرف تان را نمی فهمد؟ شاید هم محیط کار آنقدر عجیب است که اصلا تمایلی برای گفت وگو و ارتباط با دیگران پیدا نمی کنید. چنین تجربه هایی برای مهارت های ارتباطی مثل سم خطرناکی است که هر روزنه امیدی را از بین می برد.
بی شک همه ما درباره مهارت های ارتباطی و ضرورت تقویت آن ک...
آیا تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که چقدر از کسب و کارتان به اسم و هویت برند وابسته است؟ خیلی ها فکر می کنند بدون یک هویت مشخص هم در بازار موفق می شوند. خب اجازه دهید یک مثال جالب در این باره بزنیم.
اندرسن کانسالتینگ (Andersen Consulting)، یکی از بزرگ ترین شرکت های مشاوره جهان، در سال 2000 خود را در یک نبرد...
تصور کنید برای دهه ها بازاریابی مانند ایستادن در یک میدان شلوغ و پرهیاهو بوده است. کسب و کارها با تمام توان فریاد می زدند، تابلوهای بزرگ تری می ساختند و سعی می کردند در بهترین نقطه میدان بایستند تا شاید رهگذران، یعنی مشتریان، آنها را ببینند. این میدان همان گوگل بود و فریاد زدن هنر بهینه سازی برای موتورهای جست وجو یا سئ...
بیایید مقاله را با بررسی یک اسطوره خطرناک شروع کنیم که در راهروهای شرکت ها و کتاب های مدیریتی مدرن، تقریبا به یک حقیقت پذیرفته شده تبدیل شده است: ارزش های فردی، مفاهیمی نرم، مبهم و زیبا هستند که برای پوسترها و بخش «درباره ما» در وب سایت ها مناسبند، اما در دنیای بی رحم و داده محور تصمیم گیری های استراتژیک، ج...
زمانی نه چندان دور شرکت لگو در آستانه ورشکستگی قرار داشت. آنها خود را به عنوان یک شرکت اسباب بازی سازی می دیدند که کارش فروختن قطعات پلاستیکی رنگی در جعبه بود، اما در اوایل قرن بیست و یکم آنها با یک تغییر استراتژیک بنیادین سرنوشت خود را برای همیشه دگرگون کردند. لگو از خود پرسید: ما فقط آجر می فروشیم یا بستری برای خلاقی...