برندسازی همچون قلم موی هنرمندی است که در دنیایی بی انتهای ایده ها و امکان ها می تواند هویت یک کسب و کار را به شکلی منحصر به فرد به مخاطبان منتقل کند. در این عرصه تقریبا هر کاری امکان پذیر است و توانایی های خلاقانه می تواند مرزهای سنتی را درهم بشکند، اما در کنار این امکانات بی پایان، محدودیت های مالی هر کسب و کاری به عن...
اگر می توانستید قبل از هر تصمیم گیری تجاری واکنش ناخودآگاه مشتریان را ببینید، بشنوید یا حتی اندازه گیری کنید، چه اتفاقی می افتاد؟ درست همین جاست که نورومارکتینگ (Neuro Marketing) یا بازاریابی عصبی وارد میدان می شود. نورومارکتینگ شاخه ای از بازاریابی است که با تکیه بر علوم اعصاب و روان شناسی شناختی به برندها اجازه می ده...
فرض کنید وارد فروشگاهی می شوید که پیش از هر حرفی، می داند به چه رنگ هایی علاقه دارید، سایز کفش تان چیست، به تازگی در چه رویدادی شرکت کرده اید و چه محصولی در سبد ذهنی شما مانده اما هنوز نخریده اید. اشتباه نکنید، این تجربه دیگر خواب و خیال نیست. در عوض انتظار رایج مشتریان امروزی است. نسلی که با شبکه های اجتماعی، سرو...
در جهانی که هر لحظه اش با نوتیفیکیشن، تماس، ایمیل و هشدار همراه است نفس کشیدن هم گاه تبدیل به ماموریتی پیچیده می شود، چه برسد به اینکه کسی فرصت کند در دل همین شلوغی ها پای صحبت یک برند بنشیند. واقعیت آن است که مشتریان امروز بیش از هر زمان دیگری غرق در مشغله اند. از جلسات کاری فشرده گرفته تا پیگیری امور خانه و خانواده،...
در بازار شلوغ و پرهیاهوی امروز مشتریان دیگر صرفا با کیفیت یا زیبایی محصول قانع نمی شوند. آنها دقیق، تحلیلگر و بیش از هر چیز حساس به قیمت هستند. قیمت یک عدد ساده نیست؛ پیامی است درباره کیفیت، پرستیژ یا حتی فری بندگی یک برند. بسیاری از مشتریان ممکن است از کنار یک محصول با قیمت پایین عبور کنند، صرفا به این دلیل که فکر می...
تصور کنید ویدئویی ۳۰ ثانیه ای از یک بچه پاندا که عطسه می کند، میلیون ها بار در کمتر از ۲۴ ساعت دیده می شود. شاید هم تصویر ساده ای از یک تخم مرغ که بدون هیچ پیام خاصی رکورد لایک های اینستاگرام را می شکند. این موارد مثال هایی از پدیده ای هستند که به آن «محتوای وایرال» می گوییم: محتوایی که در یک چشم بر هم...
اگر کمی روراست باشیم، باید بپذیریم که دنیای بازاریابی و تبلیغات در سال های اخیر تا حدی دچار تکرار شده است. بسیاری از کمپین ها، پیام ها و حتی محصولات آنقدر مشابه هم شده اند که مخاطب دیگر رمقی برای توجه به آنها ندارد. کافی است شبکه های اجتماعی را باز کنید تا با سیلی از پیام های تبلیغاتی مواجه شوید که یکی از دیگری بی روح...
تصور کنید یک نامه صمیمانه برای کسی می نویسید، اما به جای کلمات دلنشین پر از اشتباهات املایی است، نام گیرنده را اشتباه نوشته اید و بدتر از همه آن را به آدرس اشتباه می فرستید. نتیجه چنین دستهگلی چه می شود؟ نامه شما نه تنها قلب گیرنده را تسخیر نمی کند، بلکه مستقیما به سطل زباله می رود. کمپین های ایمیل مارکتینگ هم دقی...
صندوق ورودی ایمیل ها این روزها بیشتر شبیه به یک میدان مین است تا یک جعبه نامه!
از تبلیغ آخرین تخفیف های فروشگاه ها گرفته تا خبرنامه هایی که خودمان هم یادمان نمی آید کی برای شان ثبت نام کرده ایم، همه در صف باز شدن ایستاده اند، اما واقعیت تلخ این است: بیشتر ایمیل ها هرگز باز نمی شوند. اصلا انگار محکومند به خاک خوردن در...
فرض کنید گنجی وجود دارد. یک صندوق پر از طلا، جواهر، سکه های درخشان که منتظر شماست. شما مطمئنید که این گنج واقعی است، وجود دارد و فقط یک چیز کم دارید: نقشه. حالا اگر نقشه را نداشته باشید چه می شود؟ ممکن است تمام عمر خود را صرف جست وجو کنید و هر بار فقط به سراب برسید. بازاریابی محتوا هم همینطور است. شما می دانید که محتوا...
این روزها کمتر کسب و کاری را پیدا می کنید که گوشه چشمی به دنیای پرزرق و برق تبلیغات آنلاین، به خصوص در غول جست وجوی اینترنتی یعنی گوگل، نداشته باشد. تبلیغات در گوگل مانند این است که شما یک تابلوی بزرگ و جذاب را درست در شلوغ ترین میدان شهر دیجیتالی مدرن نصب کنید، جایی که میلیون ها نفر هر روز از آن عبور می کنند، اما سوال...
فرض کنید در یک بعدازظهر تابستانی تصمیم گرفته اید باغچه ای در حیاط خانه تان بسازید. بذر دارید، خاک هست، آب هست، اما چیزی کم است: نقشه. بدون نقشه نمی دانید چه گیاهی را کجا بکارید، کی آبیاری کنید و چه وقت منتظر شکوفه ها باشید. بازاریابی محتوا هم شبیه همان باغچه است. بدون استراتژی، فقط وقت و انرژی را صرف می کنید، اما نه گل...
دنیای داستان سرایی برند مملو از تلاش هایی است که به جایی نرسیده اند. درست مثل آکادمی های فوتبالی که هزاران نوجوان با امید به تبدیل شدن به لیونل مسی یا کریستیانو رونالدو وارد آنها می شوند اما در نهایت تنها یکی یا دو نفر به سطح اول دنیا می رسند، اما چرا چنین وضعیتیبرای برندها روی می دهد؟ چون روایت موفق فقط داستان گ...
اگر بازاریابی را به عنوان قلب تپنده تعامل برند با مشتریان در نظر بگیریم، بدون شک این قلب در عصر حاضر با خون تازه ای به نام داده تغذیه می شود. در گذشته بسیاری از برندها با رویکردهای کلی و عمدتا تجربی تلاش می کردند توجه مشتریان را جلب کنند، اما با گذر زمان و ظهور فناوری های پیشرفته انتظار از برندها دیگر تنها خلاقیت نیست؛...
در دنیای امروز که مشتریان دیگر تنها به کیفیت محصول یا خدمات توجه نمی کنند، مفاهیمی چون اخلاق حرفه ای، صداقت و مسئولیت پذیری اجتماعی برندها به نکاتی کلیدی تبدیل شده اند. شاید در گذشته تنها ماموریت برندها تولید محصول و کسب سود بود، اما امروز جامعه انتظارات متفاوت تری از برندها دارد. از کمپین های زیست محیطی گرفته تا تلاش...