چهارشنبه, 21 خرداد 1399 - 10:09

بررسی خطرات پیش رو در بازاریابی تابستانی کسب و کارها

اکنون کسب و کارها دوباره شروع به فعالیت کرده اند. بسیاری از کسب و کارها در طول دوران شیوع ویروس کرونا فرصتی برای فعالیت و جلب نظر مخاطب هدف نداشتند. همین امر اوضاع اقتصادی آنها را به شدت نامناسب ساخت. حال با بازگشایی دوباره کسب و کارها شمار قابل توجهی از کارآفرینان و صاحبان کسب و کار به دنبال طراحی و ارائه کمپین های بازاریابی دیجیتال در تابستان خواهند بود. آنها باید بازگشت قدرتمندانه ای به عرصه کسب و کار داشته باشند. در غیر این صورت امکان تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف و جبران بخشی از ضررهای سه ماه اخیر را نخواهند یافت.

بدون تردید سرنوشت تمام کمپین های بازاریابی مانند هم نیست. این نکته در حوزه بازاریابی دیجیتال بیش از هر بخش دیگری قابل مشاهده است. بسیاری از برندها علی رغم سرمایه گذاری مناسب در حوزه بازاریابی دیجیتال با شکست مواجه می شوند. اگر کسب و کار ما در شروع دوباره فعالیت شرکت ها با چنین مشکلی مواجه شود، وضعیت کاری برای ما بیش از اندازه دشوار می‎شود بنابراین هدف اصلی ما در مقاله پیش رو بررسی دلایل اصلی شکست کمپین های بازاریابی دیجیتال خواهد بود. ما این بحث را در قالب هشت بخش مجزا مورد بررسی قرار می دهیم. تلاش برای پرهیز از هر کدام از چالش ها و ایرادهای مورد بحث به تاثیرگذاری هرچه بیشتر کمپین شما کمک خواهد کرد.

شکست کمپین های بازاریابی دیجیتال

فقدان برنامه ریزی پیرامون کمپین برند

دلیل نخست شکست کمپین های بازاریابی فقدان برنامه کاربردی برای جلب نظر مخاطب هدف است. بدون تردید هر کاری نیازمند برنامه ریزی است. چالش اصلی تلقی ساده‎ انگارانه برخی از صاحبان کسب و کار نسبت به وضعیت فعالیت بازاریابی است. نتیجه این امر تولید محتوا بدون توجه به سلیقه و نیازهای اصلی مشتریان است. بی تردید مشاهده عدم علاقه مخاطب هدف برای تعامل با برند ما در پی تولید چنین محتواهایی طبیعی خواهد بود.

مطلب مرتبط: راهکارهای ساده سازی بازاریابی دیجیتال

اگر ما بدون برنامه ریزی دست به فعالیت بازاریابی بزنیم، درست مانند دور ریختن پول خواهد بود. امروزه تیم های بازاریابی برای کوچک‎ترین فعالیت شان نیز دارای برنامه مشخص هستند. بهترین راهکار در این میان تلاش برای استفاده از داده های در دسترس پیرامون برندمان است. اطلاعاتی نظیر وضعیت کنونی شرکت، سلیقه مشتریان و همچنین ارزیابی فعالیت رقبا مهم ترین نقش و منفعت را برای ما خواهد داشت.

برخی از برندها در حوزه بازاریابی اهداف بسیار بلندپروازانه ای طراحی می کنند. اغلب اوقات رسیدن به چنین اهدافی غیرممکن است بنابراین شما در زمینه طراحی اهداف باید واقع‎نگر باشید. در غیر این صورت به طور حتم با شکست مواجه خواهید شد.

گوش ندادن به مخاطب هدف

آخرین باری که با مشتریان تان درباره یک موضوع صحبت کردید، چه زمانی بود؟ بسیاری از برندها پاسخ مناسبی برای این پرسش ندارند. امروزه فاصله میان برندها و مشتریان بسیار زیاد شده است. این امر در کنار افزایش انتظار مشتریان از برندها موجب بروز مشکلات عمده ای می شود. ما باید همیشه به نظرات و ایده های مشتریان احترام بگذاریم. در غیر این صورت نه‎تنها کمپین های بازاریابی ما، بلکه کل فرآیند تولید محصول نیز دچار مشکل خواهد شد.

بسیاری از برندها برنامه ای برای تعامل با مخاطب هدف و مشتریان شان ندارند. همین امر فرصتی طلایی برای سایر برندها به منظور جلب نظر مشتریان آنها فراهم می سازد. به این ترتیب آنها دیگر توانایی فروش محصولات شان به مخاطب هدف و مشتریان برندشان را نخواهند داشت. امروزه ریزش مشتریان پدیده ای رایج در میان کسب و کارها محسوب می شود. دلیل اصلی این امر فقدان ارتباط مناسب میان برندها و مشتریان است. امروزه خریداران علاقه مند به تاثیرگذاری بر روی برندهای مورد علاقه شان هستند بنابراین ما باید چنین احساسی را در آنها ایجاد کنیم. در غیر این صورت تمام فرآیند بازاریابی و کسب و کارمان دچار مشکل خواهد شد.

امروزه ایجاد ارتباط پایدار با مشتریان کار چندان دشواری نیست. به لطف توسعه شبکه های اجتماعی امکان تاثیرگذاری بسیار بیشتر بر روی مخاطب هدف و ارتباط نزدیک با آنها فراهم شده است بنابراین یکی از اهداف شما در شبکه های اجتماعی باید ارتباط نزدیک با مشتریان و تحلیل سلیقه شان باشد. محصولات موفق در زمینه فروش و بازاریابی همیشه از نظرات و سلیقه مشتریان بهره گرفته اند بنابراین ما نیز در این بخش باید از تجربه برندهای موفق در حوزه همکاری با مشتریان استفاده کنیم.

عدم استفاده از گونه درست کمپین دیجیتال

دستیابی به مخاطب هدف و ترغیب وی به سوی خرید از برند نیازمند تمرین زیادی است. ایراد برخی از برندها استفاده از الگوهای بازاریابی دیجیتال نامناسب است. شاید در ابتدا این نکته عجیب به نظر برسد، اما دلیل آن آگاهی بسیار محدود از بازاریابی و انواع آن است. یکی از اشتباهات رایج در این میان استفاده از کانال های ارتباطی نامناسب است. این امر شامل استفاده از شبکه های اجتماعی با حضور اندک مخاطب هدف برندمان است.

مطلب مرتبط:راهکارهای زیرکانه بازاریابی دیجیتالی

همکاری میان بخش بازاریابی و توسعه و تحقیقات در اغلب برندها ضروری است. فقط در این صورت امکان تبدیل داده های متنوع به اطلاعات کاربردی برای برندها وجود دارد. وقتی ما در شبکه های اجتماعی که مخاطب هدف مان در آنها حضور ندارند، فعالیت کنیم، شانسی برای جلب نظر مخاطب هدف نخواهیم داشت.

اگر شما در زمینه فروش تجهیزات مربوط به برگزاری مراسم عروسی فعالیت دارید، باید تبلیغات تان را در فضاهای متنوعی قرار دهید. اشتباه برخی از برندها تمرکز بر روی تبلیغات در گوگل با کلیدواژه های مشخص است. به این ترتیب وقتی کاربران گوگل عبارت عروسی را جست‎وجو کنند، تبلیغ شما برای آنها به نمایش درخواهد آمد. نکته مهم در این میان ضرورت شخصی‏سازی به مراتب بیشتر محتوا برای مخاطب هدف است. فقط در این صورت ما امکان تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف را خواهیم داشت. بسیاری از برندها نسبت به این نکته مهم بی توجه هستند. بررسی مشخصاتی نظیر سن و محل سکونت افراد برای نمایش محتوای تبلیغاتی اهمیت بالایی دارد. امروزه هرچه توانایی برندها برای شخصی‎سازی بهینه محتوای تبلیغاتی بیشتر باشد، نتیجه‏بخشی بیشتری حاصل خواهد شد.

کمپین بازاریابی شما در صورت ناکامی برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف فقط هزینه بیشتر روی دست تان خواهد گذاشت. شما باید نسبت به تجربه ناموفق دیگر برندها برای یادگیری نکات اساسی و اشتباهات رایج اقدام کنید. فقط در این صورت امکان کاهش ضررهای احتمالی و افزایش شانس موفقیت را خواهید داشت.

هدف‎گذاری نامناسب بر روی مشتریان

گاهی اوقات شکست کمپین های بازاریابی به دلیل هدف‏گذاری نادرست بر روی مشتریان است. بدون تردید تمام مشتریان حاضر در یک بازار دارای ویژگی های مناسب برای کسب و کار ما نیستند بنابراین ما باید دست به انتخاب از میان انبوه مشتریان بزنیم. اشتباه نخست برخی از برندها تلاش برای تاثیرگذاری بر روی تمام مشتریان یک بازار است. آنها به این ترتیب تمام بودجه و توانایی شان را صرف کاری غیرممکن می کنند. شاید در نگاه نخست این شیوه بازاریابی بسیار جذاب به نظر برسد، اما در نهایت هیچ تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف ندارد.

امروزه هنر بازاریابی شامل تقسیم‎بندی مشتریان و انتخاب طیف مناسب برای برندمان است. بی توجهی به این نکته عواقب بسیار ناگواری برای برندها در پی دارد. یکی از اتفاقات ناخوشایند در این میان ارائه محتوای نامناسب به مشتریان است. اگر فردی علاقه مند به حوزه کاری ما نیست، نمایش محتوای تبلیغاتی به وی موجب نارضایتی اش خواهد شد.

امروزه ابزارهای جدید کار هدف‎گذاری بر روی مشتریان را ساده تر کرده است. فناوری هوش مصنوعی در بسیاری از پلتفرم های بازاریابی کاربرد دارد. این امر موجب افزایش توانایی برندها برای تحلیل داده های مربوط به مشتریان شده است. نتیجه این امر تاثیرگذاری بیشتر بر روی مخاطب هدف در مقایسه با شیوه های دیگر است. وقتی ما مشتریان علاقه مند به کسب و کارمان را داشته باشیم، فرآیند تاثیرگذاری بر روی آنها بسیار ساده تر خواهد بود.

فقدان بردباری و صبر در میان برندها

اغلب اوقات کمپین های بازاریابی دیجیتال به دلیل عجله بیش از اندازه برندها با شکست مواجه می شود. بدون تردید زمان مشخصی برای بازاریابی در حوزه دیجیتال وجود ندارد. نتیجه‎بخشی کمپین های مختلف در طول زمان حاصل خواهد شد، با این حال بازه زمانی مناسب برای تاثیرگذاری کمپین ها شامل 6 تا 12 ماه است بنابراین اگر در مدت زمانی کمتر از بازه فوق اقدام به اتمام کمپین کردیم، نباید انتظار نتیجه مناسبی داشته باشیم. مخاطب هدف باید اندکی با کمپین ما آشنایی پیدا کند. مشاهده چند باره یک کمپین بازاریابی از سوی مخاطب هدف همیشه ایده نامناسبی نیست. البته شرط مهم در این میان امکان تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف براساس ایده های جذاب است.

مطلب مرتبط: افزایش آگاهی از بازاریابی دیجیتال

بدون تردید نمایش چند باره محتوای کسل‎کننده برای مخاطب هدف کمترین جذابیتی ندارد بنابراین ما باید به دنبال تحلیل سلیقه مشتریان و سپس نمایش چند باره محتوای مان باشیم. نتیجه این امر تاثیرگذاری به مراتب بیشتر کمپین ما بر روی مخاطب هدف است. هرچه صبر و شکیبایی ما در زمینه بازاریابی دیجیتال بیشتر باشد، نتایج بهتری کسب خواهیم کرد. ایراد اصلی برندها در این میان ناتوانی برای صبر و تحمل در زمینه بازاریابی است. به این ترتیب آنها پس از چند هفته قصد اتمام کمپین و طراحی محتوایی دیگر را دارند. این امر مخاطب هدف را گیج خواهد کرد. توصیه نهایی من در این بخش ضرورت ارائه زمانی مناسب به مخاطب هدف برای مشاهده محتوای مان است. پس از 6 تا 12 ماه نمایش محتوا امکان شروع برنامه ریزی برای طراحی یک محتوای تازه وجود خواهد داشت.

توجه اندک به بازخوردهای نامناسب مشتریان

شهرت منفی برندها در زمینه ارائه خدمات پس از فروش یا حتی تولید محصولات به صورت نامناسب امر تازه ای نیست. امروزه با توسعه فناوری آنلاین اطلاع‎رسانی در این باره بسیار سریع تر شده است بنابراین اگر محصول ما دارای عیب آشکاری باشد، به سرعت تمام افراد از آن آگاهی خواهند یافت. این امر ضرورت عیب‎یابی محصولات پیش از تولیدشان را پیش می کشد. اگر ما توانایی ارائه محصولاتی با نقص اندک به بازار را نداشته باشیم، به تدریج از عرصه کسب و کار حذف خواهیم شد. بدون تردید این نکته بسیار دشوار و غم‎انگیز است بنابراین ما باید تمام تلاش مان برای تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف را به کار گیریم.

توجه به بازخوردهای مشتریان درباره محصولات قبلی یا حتی کمپین های پیشین امکان صورت‎بندی نمونه های بهتر کمپین را فراهم می سازد. بسیاری از برندها در این میان به بخش روابط عمومی و خدمات مشتریان به مثابه کلید موفقیت در عرصه بازاریابی نگاه می کنند. آنها با تعامل مناسب با مشتریان امکان بهره مندی از صادقانه ترین توصیه ها و نظرات مشتریان را پیدا خواهند کرد. شما نیز در عرصه بازاریابی باید دقیقا همین الگو را مدنظر قرار دهید. در غیر این صورت شانس چندانی برای جلب نظر مشتریان نخواهید داشت.

امروزه بازارهای مختلف پر از محصولات بی کیفیت و نامناسب است. اگر ما در این میان محصولات جذابی برای مخاطب هدف داشته باشیم، سطح تاثیرگذاری به مراتب بیشتری را تجربه خواهیم کرد. کمپین های بازاریابی همیشه در پشتیبانی از محصولات شکل می گیرند بنابراین ضعف هر کدام از آنها بر دیگری اثر مستقیم خواهد داشت.

بودجه اندک برای بازاریابی

استفاده از بودجه های اندک برای بازاریابی به هیچ روی ایده مناسبی نخواهد بود. بسیاری از برندها در تلاش برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف به سراغ تعیین بودجه های اندک می روند. استدلال آنها امکان موفقیت در حوزه بازاریابی با بودجه های اندک است. اگرچه هنوز هم امکان موفقیت در حوزه بازاریابی با استفاده از ایده های جذاب وجود دارد، اما این امر به معنای عدم نیاز به بودجه نیست. بازاریابی در تمام شبکه های اجتماعی نیازمند اختصاص مقدار مناسبی بودجه است. در غیر این صورت هیچ برندی توانایی رقابت با دیگران را نخواهد داشت.

مطلب مرتبط: مهارت های اساسی بازاریابی دیجیتال در عصر مدرن

یکی از چالش های مهم در زمینه تعیین بودجه بازاریابی بحث امکان استفاده از الگوی بازاریابی ارگانیک است. این شیوه در طول سال های اخیر توجه بسیار زیادی را جلب کرده است. توصیه ما در این بخش شامل توجه به ماهیت بازاریابی ارگانیک است. برندها فقط در صورت ترکیب بازاریابی ارگانیک و پولی امکان موفقیت برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف را دارند بنابراین تلاش برای اتکای صرف بر روی بازاریابی پولی هیچ نتیجه مناسبی برای برندها در پی نخواهد داشت.

یکی از الگوهای محبوب در زمینه بازاریابی پولی مربوط به پرداخت در ازای هر کلیک است. این شیوه طرفدارهای بسیار زیادی در سراسر دنیا دارد. اگر ما بودجه اندکی برای اجرای این کمپین داشته باشیم، کمپین مان به سرعت پایان خواهد یافت. همانطور که در بخش های قبلی بحث کردیم، دوام یک کمپین برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب هدف اهمیت بسیار زیادی دارد بنابراین ما باید این نکته را همیشه در ذهن داشته باشیم. منظور ما در این بخش ضرورت استفاده از بودجه های بسیار کلان نیست. نکته مهم استفاده از بودجه هایی مناسب با برنامه و اهداف برندمان است. فقط در این صورت امکان تاثیرگذاری مناسب بر روی مخاطب هدف را خواهیم یافت.

دشوار ساختن فرآیند خرید

کمپین های بازاریابی تاثیرگذاری بسیار زیادی بر روی مشتریان دارند. این نکته در مورد محصولات جذاب و کاربردی نیز صادق است. نکته مهم در این میان ساده‎سازی فرآیند خرید مشتریان از برندمان است. در غیر این صورت خبری از خرید مشتریان از برندمان نخواهد بود.

بسیاری از برندها در فرآیند جلب نظر مخاطب هدف دشواری های بسیار زیادی ایجاد می کنند. هدف نهایی اغلب برندها از بازاریابی معطوف به فروش بیشتر است. حال اگر فرآیند فروش برند ما بسیار دشوار باشد، امکان تاثیرگذاری بر روی مشتریان از بین خواهد رفت. امروزه اغلب برندها شیوه های خرید محصولات را تا جای ممکن ساده می کنند. همین امر آنها را قادر به تاثیرگذاری بر روی مشتریان و فروش محصولات متنوع می سازد. نکته مهم بعد در این میان بیان نکات به صورت ساده در کمپین های بازاریابی است. برخی از برندها بدون هیچ دلیل مشخصی در تلاش برای استفاده از اصطلاح های دشوار در کمپین های بازاریابی شان هستند. نتیجه این امر همیشه مواجهه با شکست در عرصه بازاریابی است.

ما امروزه در دنیای پر از مفاهیم پیچیده زندگی می کنیم بنابراین خودمان نباید با کاربرد بی جای آنها اقدام به دشوار ساختن فرآیند بازاریابی کنیم. ایراد بسیاری از برندها ناتوانی برای ساده‎سازی پیام های بازاریابی شان است. توصیه ما در این بخش تلاش برای همکاری با برخی از بازاریاب های کارکشته یا حتی ارائه محتوای تبلیغاتی به صورت آزمایشی به برخی از مشتریان وفادار است. استفاده از بازخوردهای آنها برای بهبود کیفیت کمپین همیشه ایده مناسبی محسوب می شود. هرچه ما از نظرات مختلف برای بهبود کیفیت کمپین مان بیشتر استفاده کنیم، امکان تاثیرگذاری بر روی مشتریان بیشتر خواهد شد. این نکته بستگی به میزان علاقه ما برای استفاده از نظرات و توصیه های دیگران در حوزه بازاریابی است.

طراحی کمپین های بازاریابی دیجیتال یکی از سخت ترین کارها در دنیای کسب و کار است. بسیاری از برندها در فرآیند ساماندهی چنین کمپین هایی با مشکلات فراوان مواجه می شوند. هدف اصلی ما در این مقاله بررسی اشتباهات و ایرادهای اصلی برندها در زمینه بازاریابی دیجیتال بود بنابراین شما با پرهیز از چنین اشتباهاتی امکان تجربه موفقیت های بیشتر را خواهید داشت. نکته پایانی در این مقاله ضرورت کاربست تمام نکات در کنار هم است بنابراین شما باید در تلاش برای پرهیز از تمام هشت اشتباه مورد بحث به صورت همزمان باشید. همچنین برخی دیگر از توصیه ها و نکات کاربردی نیز باید لحاظ شود. دسترسی به توصیه های بیشتر از طریق بررسی هرچه عمیق تر نظرات مشتریان و همچنین همکاری نزدیک با تیم های بازاریابی فراهم می شود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید