Forbes در مقاله‌ای به بررسی هفت اشتباه رایج مدیران تازه‌کار پرداخت. خودپرداز هم در راستای اینکه من و «فرصت امروز» و فوربس را کجا می‌برید به بررسی چهار اشتباه رایج مدیران تازه‌کار در این یادداشت خواهد پرداخت.

اشتباه اول

یکی از اشتباهات رایج مدیران تازه‌کار که اگر در بقالی عباس آقا هم آنها را دیدید می‌فهمید تازه‌کارند این است که بیش از حد کار خود را جدی می‌گیرند. به این صورت که مثلا اگر قرار باشد ساعت هشت صبح سرکار باشند، ساعت پنج صبح از خواب بیدار شده و بسیار شیک و‌ ترو‌تمیز و خوش‌عطر به محل کار مدیریتی خود می‌روند، البته این روند در طول زمان تغییر فرم می‌دهد و بعد از یک‌سال همان مدیر با پیژامه و زیرپوش به محل کارش می‌رود. 

این موضوع بیشتر ناشی از هیجانی است که مدیر تازه‌کار نسبت به کار جدیدش دارد و معمولا با تمسخر در محل کارش روبه‌رو می‌شود، واژه‌هایی که اغلب این مدیر تازه‌کار در محل کارش می‌شنود، به این قرارند: «دکتـــــــــر، سخت‌نگیر بابا، بیا حال کن.» یا «اسکوووووووول، جدی نگیر پیر میشی دیگه کسی نمی‌خورتت.» و.‌.‌. واژه‌ای که در ابتدای این جملات استفاده می‌شود، بسته به رده و لِول فرد گوینده دارد.

اشتباه دوم

اشتباه دومی که مدیران تازه‌کار معمولا مرتکب می‌شوند این است که زیرآب اطرافیان خود را در شرکت نمی‌زنند. به این صورت که جو و اتمسفر کار‌گروهی گرفتارشان می‌کند و سعی می‌کنند از در عطوفت و مهربانی همه افراد سازمان خود را تحت‌تاثیر قرار دهند، منتها نمی‌دانند به محض اینکه سرشان را بر‌می‌گردانند لیستی از دشنام و فحش است که نصیب‌شان می‌شود، پس بسی بهتر است از همان ابتدا افراد خود را انتخاب کرده و تیم مخصوص خود را تشکیل دهند و زیرآب باقی افراد را نیز بزنند که ناخالصی در سازمان کم شود.

اشتباه سوم

با شعار‌هایی روی پست‌شان می‌نشینند که همه مدیران رده بالا دوست دارند بشنوند! معمولا هم از وقتی سرکارشان حاضر می‌شوند تا مدت کوتاهی تلاش می‌کنند شعارهای‌شان را عملی کنند، منتها وقتی نمی‌شود می‌فهمند که «اسکول اگر می‌شد قبلیه ردیف می‌کرد!» برای تشریح این موضوع مثالی خدمت‌تان می‌زنم تا بیشتر روشن شود. «مثلا اداره ثبت اسناد 10 هزار سند دارد که باید صادر شود. مدیر جدید با شعار صدور این تعداد در مدت یک‌ماه وارد کارزار می‌شود و بعد از سه روز می‌فهمد که بی‌خیال حتما نمی‌شود دیگر.»

اشتباه چهارم

در جلسه ابتدایی که احتمالا جلسه معارفه است، چونان از خصوصیات خود صحبت می‌کند که کسی از بیرون ببیند یاد جیسون استیتام در فیلم ترانسپورترز می‌افتد، منتها اشتباه او اینجاست که هر چه بیشتر از خصوصیات خود حرف بزند، افراد سازمانش بیشتر در آینده او را سوژه می‌کنند و می‌خندند، پس بهتر است کمتر صحبت کند تا بعدا علیه‌اش استفاده نشود.

* طنزنویس