تا حالا برای تان پیش آمده که یک سفر عالی را با دقت تمام برنامه ریزی کنید، اما ناگهان یک توفان بی موقع تمام نقشه های تان را به هم بریزد؟ این دقیقا همان داستانی است که هر سال برای اکثر کسب و کارها تکرار می شود. آنها ماه ها وقت صرف نوشتن یک سند زیبا به نام بودجه سالانه می کنند؛ یک نقشه دقیق برای یک جاده آفتابی و صاف، اما...
آیا تا حالا برای تان پیش آمده جایی کار کنید که هیچ کس حرف تان را نمی فهمد؟ شاید هم محیط کار آنقدر عجیب است که اصلا تمایلی برای گفت وگو و ارتباط با دیگران پیدا نمی کنید. چنین تجربه هایی برای مهارت های ارتباطی مثل سم خطرناکی است که هر روزنه امیدی را از بین می برد.
بی شک همه ما درباره مهارت های ارتباطی و ضرورت تقویت آن ک...
آیا تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که چقدر از کسب و کارتان به اسم و هویت برند وابسته است؟ خیلی ها فکر می کنند بدون یک هویت مشخص هم در بازار موفق می شوند. خب اجازه دهید یک مثال جالب در این باره بزنیم.
اندرسن کانسالتینگ (Andersen Consulting)، یکی از بزرگ ترین شرکت های مشاوره جهان، در سال 2000 خود را در یک نبرد...
تصور کنید برای دهه ها بازاریابی مانند ایستادن در یک میدان شلوغ و پرهیاهو بوده است. کسب و کارها با تمام توان فریاد می زدند، تابلوهای بزرگ تری می ساختند و سعی می کردند در بهترین نقطه میدان بایستند تا شاید رهگذران، یعنی مشتریان، آنها را ببینند. این میدان همان گوگل بود و فریاد زدن هنر بهینه سازی برای موتورهای جست وجو یا سئ...
بیایید مقاله را با بررسی یک اسطوره خطرناک شروع کنیم که در راهروهای شرکت ها و کتاب های مدیریتی مدرن، تقریبا به یک حقیقت پذیرفته شده تبدیل شده است: ارزش های فردی، مفاهیمی نرم، مبهم و زیبا هستند که برای پوسترها و بخش «درباره ما» در وب سایت ها مناسبند، اما در دنیای بی رحم و داده محور تصمیم گیری های استراتژیک، ج...
زمانی نه چندان دور شرکت لگو در آستانه ورشکستگی قرار داشت. آنها خود را به عنوان یک شرکت اسباب بازی سازی می دیدند که کارش فروختن قطعات پلاستیکی رنگی در جعبه بود، اما در اوایل قرن بیست و یکم آنها با یک تغییر استراتژیک بنیادین سرنوشت خود را برای همیشه دگرگون کردند. لگو از خود پرسید: ما فقط آجر می فروشیم یا بستری برای خلاقی...
در هنر ژاپنی، رسمی باستانی به نام کینتسوگی (Kintsugi) وجود دارد. هنگامی که یک ظرف سفالی ارزشمند می شکند، استادکاران آن را با لاک طلا یا نقره مذاب ترمیم می کنند. فلسفه پشت این هنر گرامی داشتن تاریخچه و زخم های ظرف است؛ شکستگی ها نه تنها پنهان نمی شوند، بلکه به عنوان بخشی ارزشمند از هویت آن برجسته و زیبا می شوند. این است...
100 سال پیش در یک کارخانه پرسر و صدای تولید خودرو بهره وری یک مفهوم ساده، قابل مشاهده و بی رحمانه بود. یک مدیر با یک کرونومتر در دست حرکات هر کارگر در خط مونتاژ را ثانیه به ثانیه اندازه گیری می کرد. بهره وری مساوی بود با تعداد قطعاتی که در یک ساعت تولید می شد. هر ثانیه اتلاف، هر حرکت اضافه و هر وقفه ای دشمن بهره وری مح...
تصور کنید مدیر ارشد یک شرکت فناوری پیشرو مانند گوگل هستید و باید رهبر یک پروژه حیاتی و چند میلیارد دلاری را انتخاب کنید. دو نامزد نهایی پیش روی شماست. اولین نامزد، یک مهندس نابغه است؛ کسی که میتواند پیچیده ترین کدهای جهان را در خواب بنویسد، اما در جلسات، توانایی توضیح ایده هایش را به زبان ساده ندارد و اغلب با همکا...
یک قرارداد نانوشته اما مهم بین ما و برندهایی که دوست شان داریم وجود دارد. یک میثاق ملی بر پایه ارزش. ما به عنوان شهروندان این قلمرو وفاداری، توجه و از همه مهمتر، پول خود را به برند می دهیم. در مقابل حکومت متعهد می شود که یک محصول یا خدمت باکیفیت و قابل اعتماد را با قیمتی منصفانه به ما ارائه دهد. این میثاق سنگ بنای یک ا...
باور کنید یا نه، اکثر مردم معتقدند که جهان کسب و کار با بحران رهبری روبه رو است؟ این فقط یک آمار نیست؛ این یک اعلام خطر است. در دورانی که بی اعتمادی به نهادها و برندها به اوج رسیده و ابهام پیش فرض ذهنی همگان شده است، رهبران کسب و کار یا در آتش این بحران می سوزند یا از دل آن ققنوس وار متولد می شوند.
اما چگونه می...
سال ۲۰۲۶ تا چند ماه دیگر از راه می رسد. یک زوج را در نظر بگیرید که در خانه نشسته و برای دهمین سالگرد ازدواج شان برنامه ریزی می کنند، اما هیچ کدام لپ تاپ خود را باز نمی کنند و عباراتی مانند «بهترین رستوران های نزدیک من» را در گوگل تایپ نمی کنند. آن دوران به نظرشان قدیمی و ناکارآمد می رسد. در عوض یکی از آنها...
در ذهنیت کلاسیک کسب و کار بازار یک میدان نبرد است. رقبا دشمنانی هستند که باید با تمام توان از صحنه به در شوند. این یک بازی با حاصل جمع صفر است؛ برای اینکه من برنده شوم، تو باید ببازی. این روایت برای دهه ها سنگ بنای استراتژی های تجاری بوده است اما در سکوت، یک انقلاب فکری در حال وقوع است؛ یک پارادوکس قدرتمند که تمام این...
آیا تا حالا به شباهت دنیای بازاریابی و آشپزی فکر کرده اید؟ آشپزخانه یک رستوران شلوغ و پرآوازه را تصور کنید. سرآشپز، که همان مدیر بازاریابی است، با اضطراب میان ده ها قابلمه و ماهیتابه در حال دویدن است. یک دستش به سس مخصوصی است که برای مشتریان در حال جست وجو آماده می شود، دست دیگرش یک استیک آبدار را برای مخاطبان بصری برم...
در هر بازاری نام هایی وجود دارند که روزگاری غول هایی برای خود بودند. برندهایی که اولین انتخاب مشتریان بودند، محصولاتی که هر خانه ای یکی از آنها را داشت یا خدماتی که استانداردهای جدیدی را تعریف می کردند، اما به مرور زمان با ظهور رقبای جدید، تغییر سلیقه ها و شاید کمی غفلت این غول ها به خواب فرو رفته اند. آنها هنوز بزرگ و...